ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

پرویز قلیچ‌خانی زننده تاریخی‌ترین گل فوتبال ایران و ناشر «آرش» درگذشت

پرویز قلیچ‌خانی زننده گل ایران به اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۴۷ و مدیرمسئول مجله آرش بود.

پرویز قلیچ‌خانی ستاره بی‌نظیر فوتبال ایران دوم خرداد ۱۴۰۵/ ۲۳ مه ۲۰۲۶ در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت.

او متولد محل صابون‌پزخانه تهران در میدان شوش تهران بود. فوتبال را از تیم کیان آغاز کرد؛ در جوانی به تیم ملی فوتبال دعوت شد. قلیچ‌خانی سه مرتبه با تیم ملی فوتبال ایران قهرمان آسیا شد، سه مرتبه به المپیک راه یافت و سه مرتبه بهترین بازیکن آسیا.

به یادماندنی‌ترین گل او ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ در بازی نهایی مسابقات آسیایی بود؛ دقایق پایانی بازی شوت سرکش او طاق دروازه اسرائیل را شکافت و ایران قهرمان آسیا شد. قلیچ‌خانی پس از قهرمانی ایران در این بازی‌ها هنگامی که تیم را به دیدار محمدرضا پهلوی بردند، دست شاه وقت را نبوسید. او بارها گفته بود که الگویش غلامرضا تختی، کشتی‌گیر افسانه‌ای ایران بوده است.

پرویز قلیچ‌خانی سالها بعد در توصیف آن لحظه گفت که از قبل تصمیم نگرفته بود که دست شاه را نبوسد اما او را مظهر تمام ستم‌هایی که بر مردم تحمیل می‌شد، می‌دانست.

او به گفته خودش هوادار مصطفی شعاعیان، نویسنده چپ و از اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق در یک دوره بود. همچنین دست‌نوشته‌ها و دفاعیات شکرالله پاک‌نژاد، از بنیانگذاران گروه فلسطین در دادگاه نظامی حکومت پهلوی هم بر زندگی پرویز قلیچ‌خانی تاثیر داشت.

پرویز قلیچ‌خانی به روایت خودش در یک خانواده کارگری متولد شد: «پدرم کارگر کوره‌پزخانه بود». به همین دلیل هم از همان دوران نوجوانی «نتوانست نسبت به ستم و نابرابری بی‌تفاوت بماند».

کشف یک استعداد بی‌نظیر

قلیچ‌خانی را به یک روایت تکرار شده معلم ورزش مدرسه‌ای که در آن درس می‌خواند کشف کرد. او را به منصور امیرآصفی، یکی از اخلاق‌گراترین مربیان فوتبال ایران معرفی کرد. نخستین بار که پرویز جوان نگاه خبرنگاران ورزشی را به خود جلب کرد به بازی او در برابر شاهین باز می‌گردد؛ زمانی که فقط ۱۶ سال سن داشت و در برابر همایون بهزادی، بهترین مهاجم سرزن فوتبال ایران که به او لقب سرطلایی داده بودند قرار گرفت. پس از این مسابقه کیهان ورزشی از «جوان شجاع» کیان نوشت که در ۹۰ دقیقه اجازه نداد سرطلایی ایران بالاتر از او به توپ برسد و ضربه‌ای بزند. این بازی آغاز راه پرویز جوان بود برای رسیدن به لقب سردار پرویز و پرویز کبیر.

چهار سال قبل از نخستین حضور تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، ایران برای رسیدن به جام جهانی باید از سد استرالیا می‌گذشت. بازی رفت را ایران در استرالیا باخته و همزمان در رسانه‌های جمعی انگلیسی تحقیر شده بود؛ توصیف‌هایی چون رقابت تمدن سفید و جهان نامتمدن با خلق تصویر جت‌های جنگده غربی در برابر قالی سلیمانی که بازیکنان ایران بر آن نشسته‌اند و گزارش‌های نژادپرستانه بازی برگشت را «حیثیتی» کرده بود.

ایران در بازی برگشت دو گل به استرالیا زد و هر دو گل را هم پرویز قلیچ‌خانی در نیمه نخست به ثمر رساند؛ بازیکنی تنومند و کوتاه قد که بالاتر از هر دفاع و مهاجمی به توپ می‌رسید. روایتی تایید نشده را ورزشی‌نویسان آن دوره به نقل از پرویز قلیج‌خانی بیان کرده‌اند که به همسرش قول داده بود دو گل به استرالیا بزند و ای کاش قول سه گل را داده بود.

دو گل پرویز قلیچ‌خانی برای رسیدن ایران به جام جهانی کافی نبود تا چهار سال بعد سیر حوادث سیاسی و اجتماعی سد راه حضور کاپیتان پرویز در جام‌جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین شود. در باره چرایی دعوت نشدن پرویز قلیچ‌خانی به تیم ملی روایت‌های گوناگونی وجود دارد. برخی گفته‌اند که دربار و ساواک مخالف حضور بودند. حشمت مهاجرانی ادعا کرده است که خودش از دربار اجازه حضور قلیچ‌خانی را گرفته اما «پرویز گفته بود اگر بیاید پیراهنش را آتش می‌زند». روایتی دروغ که رقیبان حسود پرویز قلیچ‌خانی ساختند و به نقل از او گفتند که می‌خواهد جام‌جهانی را به فرصتی برای اعتراض به سرکوب در ایران و آرژانتین بدل کند. سالها بعد حسن روشن که به واسطه کشته شدن برادرش در جنگ ایران و عراق روابط نزدیکی با دستگاه‌های امنیتی و نظامی دارد فاش کرد علی پروین و ناصر حجازی از مخالفان جدی بازگشت پرویز قلیچ‌خانی به تیم ملی بودند.

قلیچ‌خانی در مرحله مقدماتی بازی‌های جام جهانی ۱۹۷۸ آسیب دید و نتوانست در تمرین‌ها و بازی‌ها شرکت کند اما در آمریکا برای تیم سن‌خوزه بازی می‌کرد و به لحاظ آمادگی در موقعیت عالی قرار داشت.

حذف از آرشیو رسمی

پرویز قلیچ‌خانی پرافتخارترین بازیکن فوتبال ایران به شمار می‌رود و البته زننده کم‌نظیرترین گل‌ها. به اذعان همبازی‌هایش پس از مربیان، پرویز باعث نظم و همدلی تیم بود؛ در درون زمین جنگنده و بیرون زمین مهربانترین.

بازی چشم‌نواز کاپیتان پرویز خیلی زود چشم تیم‌های ترکیه‌ای را گرفت اما دربار مانع شد تا او اولین لژیونر فوتبال ایران باشد. بعدها پاسپورتش را توقیف کردند. حتی برای رفتن با تیم ملی هم او پاسپورت موقت داشت تا نتواند بماند. همین سبب شد پیشنهاد آلمانی‌ها را هم رد کند و برگردد.

بهمن ۱۳۵۰ ساواک پرویز قلیچ‌خانی و مهدی لواسانی را بازداشت کرد. گفته شده است اصغر شرفی هم بازداشت شد اما به دلیل اینکه برادرش در ژاندارمری بود سریع آزاد شد. مخالفان قلیچ‌خانی ادعا کرده‌اند او هنگامی که تیم ملی ایران در یونان بود با اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق دیدار و از آنها مجله و بیانیه گرفت تا به ایران بیاورد. برخی نیز مدعی شدند همایون بهزادی او را لو داده است. پرویز قلیچ‌خانی اما این دو ادعا را رد کرد.

او خودش گفت که به دلیل اینکه در برگزاری مراسم گرامیداشت سیاهکل مشارکت کرده و به در سالن غذاخوری دانشگاه لگد زده است، بازداشت و به قصد اعتراف اجباری آزارش دادند. ۲۱ بهمن ۱۳۵۰ تلویزیون ایران نمایشی مضحک از گفت‌وگوی خبرنگاران با قلیچ‌خانی را پخش کرد و روز بعد هم روزنامه‌ها تیتر زدند او پوزش خواسته و عفو شده است. کاپیتان قلیچ‌خانی چند دهه بعد گفت که او را مجبور به این کار کردند و از نگاه خودش آن لحظه «خیانت به مردم و جنبش» بوده است. قلیچ‌خانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ هم در نامه‌ای به خلق بابت اینکه به بازی ساواک تن داد پوزش خواست و شرحی از آزارها و شکنجه‌های ساواک را عمومی کرد.

بعد از اینکه به دروغ به نقل از او و طالبی نوشتند که پیشنهاد خارجی را نپذیرفته‌اند چون می‌خواهند در وطن بازی کنند، تاج که به دربار نزدیک بود او را با یک قرارداد مالی با رقم بالا استخدام کرد. در آن دوران دو قطبی تاج/ شاهین و بعدتر تاج/ پرسپولیس به عنوان نمادهای دربار و کارگران و فقرا پررنگ بود و سازمان ورزش هم آشکارا حامی تاج. قلیچ‌خانی با تاج به قهرمانی لیگ ایران و آسیا رسید اما سه سال بعد از این باشگاه استعفاء کرد. تاج موافقت با استعفای او را به پیوستنش به یکی از باشگاه‌های نظامی، پاس یا عقاب مشروط کرد. قلیچ‌خانی بعد از تاج برای پاس، عقاب، دارایی و پرسپولیس بازی کرد.

او پیش از اینکه ایران را ترک کند هدف تخریب رسانه‌های وابسته به تاج بود. یک نمونه که همچنان از آن یاد می‌شود تیتر نشریه تاج ورزشی پرویز قلیچ‌خانی را «بی‌وطن» نامید. او که سه مرتبه با تیم ملی ایران به قهرمانی آسیا رسید از تصاویر روی جلد رسانه‌ها حذف شد و به مراسم تقدیر دعوت نشد. حذف از آرشیو آرام آرام به حذف از تیم ملی رسید. اگر در جام جهانی ۱۹۷۸ راه او را همبازی‌ها بستند، پس از آن طرح حذف ۲۷ ساله و البته سرکوب چپ در امتداد حکومت پهلوی مانع بازگشت قلیچ‌خانی به فوتبال شد تا به بیان ابراهیم افشار فوتبال ایران مهمترین چهره فرهنگی و اخلاقی خود را از دست بدهد.

پس از انقلاب تا سالها نام پرویز قلیچ‌خانی ممنوعه بود، حتی از سوی همبازی‌هایش. در رسانه‌ها تصویری از او نبود و اگر که به بهانه‌ای بخشی از تاریخ فوتبال ایران بازگو می‌شد پرویز را نادیده می‌گرفت تا آنجا که حتی تا سالها نام گلزن بازی ایران و اسرائیل در اسناد رسمی عوض شده بود. چند دهه بعد این ممنوعه آزاد شد اما نه برای تجلیل از کاپیتان پرویز که تخریب او؛ دنیای فوتبال تصویری از پرویز قلیچ‌خانی را با تیتر «تراژدی پرویز» را بر روی جلد برد تا در نکوهش سیاسی شدن فوتبالیست بی‌نظیر بنویسد.

او در واکنش گفت چگونه ممکن است کنار کسانی که او را تشویق کرده‌اند نایستاد و نبیند مشکلات جامعه را. الگوی پرویز قلیچ‌خانی غلامرضا تختی بود، کشتی‌گیر افسانه‌ای که جهان پهلوان نام گرفت و شاید همین سبب شد برخی به پرویز قلیچ‌خانی هم لقب پهلوان فوتبال را بدهند.

علیه فراموشی

قلیچ‌خانی پس از اینکه از فوتبال حذف شد یکی از ماندگارترین نشریه‌های در تبعید ایران بنیان گذاشت؛ آرش. آرش از بهمن ۱۳۶۹ به صورت مستمر ۱۱۰ شماره منتشر شد و پس از آن هم با اعلام به مخاطبان فعالیتش را متوقف کرد.

آرش طغیان پرویز قلیچ‌خانی بود علیه فراموشی؛ او در آرش علیه سیاست حذف و دستکاری آرشیو و حافظه جمعی تلاش کرد راوی مقاومت در برابر سرکوب باشد و میدانی برای گفت‌وگوی جمعی. آرش تجربه‌ای بی‌نظیر است نه فقط در میان نشریه‌های در تبعید بلکه در تاریخ مطبوعات ایران. شاید آرش را بتوان فرزند یا مخلوق فوتبالیست شورشی دانست که حاکمان کوشیدند او را نه فقط در روایت رسمی که از ذهن و حافظه جمعی پاک کنند. نه فقط به دلیل اینکه در فوتبال شورشی بود بلکه استعداد تبدیل شدن به یک الگو را داشت.

حذف پرویز قلیچ‌خانی آغاز امپراطوری لمپن فوتبالیست‌ها در ایران است؛ عصر علی پروین‌ها و بعدتر قلعه‌نویی‌ها تا آنجا که فوتبالیست یاغی این دوران چهره‌ای است چون علی کریمی با آن ادبیات مشمئزکننده و البته ارادت به اربابی دیگر.

سیاست حذف اما زورش نرسید پرویز قلیچ‌خانی را برای همیشه از خاطره و حافظه همگان پاک کند. نظرخواهی سایت طرفداری برای انتخاب بازیکن و تیم ملی قرن فوتبال ایران نشان داد حتی نسلی که فوتبال سردار پرویز را ندیده است هم او را بی‌نظیر و شایسته‌ترین برای عنوان بازیکن قرن می‌داند؛ نه فقط برای اقتدارش در زمین فوتبال بلکه مرام و منشی که نیاز اصلی نسل‌های بعد فوتبال و ورزش ایران بود و هست. قلیچ‌خانی بی‌نظیر بود؛ شاید حتی بهتر از مارادونا و کازلی شیلیایی اما چه کند که ایرانی بود و فرصت نیافت اعجازش با توپ و ایستادنش در کنار ستمدیدگان را جهانی کند.

بله با اینکه پرویز قلیچ‌خانی را از آرشیو رسمی فوتبال ایران حذف کرده و حتی تا سالها نام زننده گل به اسرائیل را تغییر داده بودند اما در انتخاب بازیکن و تیم قرن فوتبال ایران او یکی از سه انتخاب نخست و کاپیتان قرن فوتبال ایران نام گرفت. ابراهیم افشار، روزنامه‌نگار و پژوهشگر در ایران در توصیف پرویز قلیچ‌خانی گفته است که او «فراتر از ابرقهرمان» بود. همبازی‌ها و حتی نسل بعد فوتبالیست‌های ایران هم او را «کم‌نظیرترین» و «مردم‌دارترین» فوتبالیست نامیده‌اند.

قلیچ‌خانی در سال‌های آخر زندگی به آلزایمر مبتلا و پیش از مرگ در بیمارستان بستری شده بود.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.