یادبود لایق شیرعلی و کشف غزلی کهنه از او در تاجیکستان
اسفندیار آدینه ـ لایق شیرعلی در دهههای پایانی شوروی به یکی از چهرههای اصلی بیداری ملی تاجیکان بدل شد و شعرهایش درباره زبان و هویت، نقشی مهم در تقویت آگاهی ملی داشت. پس از فروپاشی شوروی و امکان سفر به ایران و افغانستان، او بارها به ایران آمد و علاقه خود را به این سرزمین آشکارتر بیان کرد.

لایق شیرعلی، منبع عکس: ویکیپدیا
اهل فرهنگ و ادب و دوستداران شعر پارسی در تاجیکستان طی یک هفته اخیر با برگزاری محافلی از هشتاد و پنجمین سالگرد تولد لایق شیرعلی، شاعر فقید و پرآوازه این کشور، تجلیل کردند.
از جمله، در روز میلاد شاعر که مصادف با ۳۰ اردیبهشت است، شماری از شعرا، ادبا و روزنامهنگاران از خانهموزه او در زادگاهش، روستای «مزار شریف» در شمال تاجیکستان، که بهتازگی بازسازی شده، بازدید کردند و همایشی برای یادبودش برگزار شد. محافل ادبی دیگری نیز در شهرهای مختلف تاجیکستان و برخی شهرهای ازبکستان، از جمله سمرقند و بخارا، برگزار شده است. در ایران اما امسال، با توجه به وضعیت جنگی، مراسمی برای یادبود لایق شیرعلی برگزار نشد.
در آستانه سالگرد شاعر، دستنویس کهنی از یکی از شعرهای لایق شیرعلی پیدا شده که تصور رایج درباره زمان ورود او به دنیای شعر و شاعری را تغییر میدهد. متن این غزل با نام «دلبر»، که در خانه یکی از همدرسان شاعر در روستایی در شمال تاجیکستان پیدا شده، بهتازگی برای نخستینبار در نشریه «تاجیکستان» منتشر شده است.
همچنین کتابی با عنوان «یادها و یادوارهها» که خاطرات قاری شیرف، یکی از برادران شاعر، را درباره او دربر دارد، در دوشنبه منتشر شده است. لایق شیرعلی از مشهورترین شاعران پارسیگوی ورارود است که در میان فارسیزبانان خارج از این منطقه نیز محبوبیت چشمگیری دارد و آثار بسیاری از او، از جمله در ایران، منتشر شدهاند.
«دفتر رنگپریده»
لایق شیرعلی متولد سال ۱۳۲۰ در روستای مزار شریف، شهرستان پنجکنت، ولایت سغد در شمال تاجیکستان بود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس وارد آموزشگاه آموزگاری شهر پنجکنت شد؛ یکی از مهمترین مراکز آموزشی که بسیاری از شخصیتهای علمی و ادبی تاجیکستان از آن فارغالتحصیل شدهاند.
شعر تازهیافته به دوران تحصیل او در همین مؤسسه در دهه ۱۹۵۰ میلادی بازمیگردد. به گفته باهر رجبزاده، پژوهشگر ادبیات و استاد دانشگاه خجند، این غزل عاشقانه در اول اسفند ۱۳۳۴ (۲۱ فوریه ۱۹۵۶)، زمانی که شاعر حدود ۱۵ سال داشت و دانشجوی آموزشگاه آموزگاری بود، نوشته شده است.
او در مقاله خود نوشته است:
«در دست ما دفتر رنگپریده چندساله آموزگار زبان و ادبیات تاجیک دیهه غوسَر، حاجیقربان حاجییف، موجود است که او در آموزشگاه با لایق همسبق بوده است... معلوم میشود که لایق نیز در چنین دفتری در سال ۱۹۵۶ با تخلص “لایقجان مزاری” شعری به نام “دلبر” ثبت کرده است که از سرودههای خود اوست.»
به نوشته رجبزاده، شاعر این غزل را در دفتر همدرسش نوشته و زیر آن افزوده است: «این شعر را برای یادآوری به دوستم حاجی تقدیم نمودم. لایقجان مزاری. امضا.»
این غزل عاشقانه، که متأثر از ادبیات کلاسیک فارسی است، فضایی کاملاً متفاوت با شعارهای رسمی شوروی دارد، هرچند از نظر زبانی و وزنی خالی از اشکال نیست.
«تاریخ خرید کتاب»
باهر رجبزاده میگوید این دستنویس را پیشتر یافته بود، اما اکنون برای نخستینبار منتشر کرده است. به گفته او، حاجیقربان، همدرس لایق و آموزگار روستای غوسَر، سال ۱۹۸۹ درگذشت و دفتر خاطراتش اکنون نزد پسرش فردوسی نگهداری میشود.
حدود ۱۵ سال پیش نیز پروفسور عبدالنبی ستارزاده، از پژوهشگران ادبیات فارسی، قطعهای چهارمصراعی از لایق شیرعلی را معرفی کرده بود که آن زمان قدیمیترین شعر شناختهشده او محسوب میشد:
بباید من بخوانم این کتاب را،که این است در و گوهر نیز طلا...
به گفته او، زیر این قطعه در جلد دوم کتاب «داستانهایی از شاهنامه» نام «لایق فتحی» و تاریخ ۲۳ نوامبر ۱۹۵۶ بهعنوان «تاریخ خرید کتاب» ثبت شده بود. غزل تازهیافته اما قدیمیتر است و نشان میدهد لایق دستکم سه سال پیش از انتشار رسمی نخستین شعرش، شعر میسروده است.
نخستین شعر رسمی او با عنوان «نام» در سال ۱۹۵۹ در مجله «شرق سرخ»، از معتبرترین نشریات ادبی آن زمان، منتشر شد و راهش را به دنیای ادبیات باز کرد. خود شاعر بعدها گفته بود تا پیش از چاپ این شعر، هرگز آرزوی شاعر شدن نداشته است.
«دست دعای مادر»
لایق شیرعلی در سال ۱۳۴۴، زمانی که تنها ۲۴ سال داشت و هنوز مجموعه شعری از او منتشر نشده بود، به عضویت اتحادیه نویسندگان تاجیکستان درآمد؛ اتفاقی کمسابقه که با پافشاری میرزا تورسونزاده و به خاطر انتشار شعر «به مادرم» ممکن شد.
در این شعر، رنج و زحمتهای مادر روستایی، شببیداریها، دعاها و آرزوهای او برای فرزند، به شکلی کمنظیر تصویر شده است. موضوع «مادر» بعدها نیز به یکی از محورهای اصلی شعر لایق بدل شد. در مجموعه «دست دعای مادر» که سال ۱۳۷۰ منتشر شد، ۵۵ شعر او درباره مادر گرد آمده بود. واژه «مادر» در مجموع آثارش ۶۳۸ بار تکرار شده است؛ آماری که در ادبیات فارسی کمنظیر به شمار میرود.
برای مقایسه، واژه «مادر» در اشعار ایرج میرزا ۶۳ بار، در آثار پروین اعتصامی ۴۷ بار و در شاهنامه فردوسی ۱۹۶ بار آمده است.
در بسیاری از شعرهای لایق، مفهوم مادر با وطن گره میخورد:
وطن سر میشود از گاهواره،ز شیر پاک و از پستان مادر...
«تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟»
اگرچه لایق شیرعلی بخش بزرگی از عمرش را در اتحاد شوروی گذراند و حتی در اواخر دهه ۱۹۸۰ عضو پارلمان شوروی بود، اما وطن در شعر او بیشتر به معنای تاجیکستان، سمرقند، بخارا و گاه تمام ایرانزمین است.
او میسراید:
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟ما در این دنیا که از یک مادریم.
لایق شیرعلی در دهههای پایانی شوروی به یکی از چهرههای اصلی بیداری ملی تاجیکان بدل شد و شعرهایش درباره زبان و هویت، نقشی مهم در تقویت آگاهی ملی داشت. پس از فروپاشی شوروی و امکان سفر به ایران و افغانستان، او بارها به ایران آمد و علاقه خود را به این سرزمین آشکارتر بیان کرد:
ریشه من، منشاء اجداد من،اصل من، ایران من، بنیاد من...
به گفته علیاشرف مجتهد شبستری، نخستین سفیر ایران در تاجیکستان، آشنایی او با لایق شیرعلی به روزهای آغاز تأسیس سفارت ایران در دوشنبه بازمیگردد؛ جایی که نخستین برنامه سفارت، شب شعری با حضور شاعران تاجیک و ایرانی بود.
استاد لایق شیرعلی در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۰، در ۵۹ سالگی در دوشنبه درگذشت. بر سنگ مزارش که دوستداران شعرش از ایران آوردهاند، این ابیات حک شده است:
من بعد همه زوال میآیم باز،چون مرغ خجستهفال میآیم باز،گر بعد هزار سال یادم بکنید،از بعد هزار سال میآیم باز.


نظرها
نظری وجود ندارد.