مرجان ساتراپی، فیلمساز و خالق انیمیشن «پرسپولیس» درگذشت
مرجان ساتراپی، هنرمند ایرانیفرانسوی و خالق رمان مصور و انیمیشن معروف «پرسپولیس»، در سن ۵۶ سالگی چشم از جهان فروبست. ایران، پسزمینه بیشتر آثار ساتراپی بود.

مرجان ساتراپی، انیماتور و فیلمساز ایرانیفرانسوی ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
خبرگزاری فرانسه بهنقل از نزدیکان این هنرمند، خبر درگذشت مرجان ساتراپی را منتشر کرد. در بیانیهای که از سوی نزدیکان او در اختیار خبرگزاری فرانسه قرار گرفته، آمده است: «مرجان ساتراپی، کمی بیش از یک سال پس از درگذشت همسر و عشق بزرگ زندگیاش، ماتیاس ریپا، از شدت اندوه دق کرد و جان سپرد.» ماتیاس ریپا، تهیهکننده، بازیگر و فیلمنامهنویس، در ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ / ۸ آوریل ۲۰۲۵ درگذشته بود.
ساتراپی متولد یکم آذر ۱۳۴۸ / ۲۲ نوامبر ۱۹۶۹ در رشت بود. او در تهران و در خانوادهای بزرگ شد که ریشههای دور آذربایجانی داشتند و از نوادگان ناصرالدینشاه قاجار بودند. مرجان از همان کودکی تحت تأثیر دغدغهها و مبارزات سیاسی خانواده و تاریخ پرفرازونشیب کشورش قرار گرفت. او تنها ۱۰ سال داشت که با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، ساختار سیاسی ایران دگرگون شد.
پرسپولیس؛ شاهکار ماندگار
با آغاز این دوران، زندگی در تبعید در انتظار این نوجوان بود. چهار سال بعد و در پی افزایش موج اسلامیسازی در ایران، والدینش او را راهی وین کردند تا از فضای موجود دور بماند. به این ترتیب، او در ۱۴ سالگی و به دور از خانواده، تحصیلات خود را در دبیرستانی در وین اتریش ادامه داد.
این مهاجرت چهار سال دوام آورد تا اینکه حس غربت و دلتنگی برای خانواده بر او چیره شد. مرجان در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) به آغوش خانواده بازگشت و در دانشکده هنرهای زیبای تهران مشغول به تحصیل شد. اما ایران دیگر آن کشوری نبود که او در کودکی میشناخت. در نهایت، در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) تصمیم گرفت برای همیشه به فرانسه مهاجرت کند و پس از تحصیل در استراسبورگ ساکن پاریس شود.
ساتراپی این بخش از زندگی خود را در قالب مجموعه داستانهای مصور (کمیکبوک) سیاه و سفید به نام «پرسپولیس» روایت کرد که بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ منتشر شد؛ اثری که نام او را سر زبانها انداخت و شهرتی فراگیر برایش به ارمغان آورد.
در سال ۲۰۰۷، این داستانن مصور با همکاری ونسان پارونو به یک انیمیشن سینمایی بلند تبدیل شد. این فیلم بلافاصله پس از اکران، با استقبال چشمگیر مخاطبان و منتقدان روبهرو شد و توانست جایزه هیئت داوران جشنواره فیلم کن در این سال، جایزه سزار بهترین فیلم اول و جایزه بهترین اقتباس سینمایی را در سال بعد، از آنِ خود کند.
ایران؛ پسزمینه همیشگی آثار ساتراپی
مرجان ساتراپی در ادامه مسیر هنری خود، دو کتاب دیگر نیز منتشر کرد که داستان هر دو در بستر جامعه ایران میگذشت.
کتاب «گلدوزیها» (Broderies) که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، روایتی است از همنشینی ۹ زن ایرانی در یک مهمانی چای. در این اثر، گپوگفتها و غیبتهای زنانه به بستری برای بازتاب چالشهای جنسیتی و جایگاه زن در جامعه ایران تبدیل میشود.
اثر بعدی او، «خورش آلو با مرغ» (Poulet aux prunes) داستان «ناصرعلیخان» را روایت میکند؛ نوازندهای که پس از شکسته شدن تارش، امید به زندگی را از دست میدهد و در بستر مرگ به انتظار مینشیند. این کتاب که جایزه بهترین آلبوم سال را در جشنواره معتبر کمیک آنگولم ۲۰۰۴ کسب کرده بود، در سال ۲۰۱۱ با همکاری ونسان پارونو به فیلمی سینمایی تبدیل و در جشنواره فیلم ونیز نامزد جایزه شیر طلایی شد.
مرجان ساتراپی در جستوجوی فضاهای تازه، دنیای کادربندیشده کمیکبوکها و رمانهای گرافیکی را رها کرد و به بوم نقاشی روی آورد. با این حال، او همچنان به درونمایههای آثار نخست خود وفادار ماند و پرترههایی از قهرمانهای دوران کودکیاش را با فرمهایی پویا و چشمنواز خلق کرد که یادآور نقاشیهای ماتیس بود. در سال ۲۰۱۳ نیز نمایشگاهی اختصاصی از این آثار او برگزار شد.
مواضع سیاسی و اجتماعی
زندگی ساتراپی همواره با مواضع سیاسی صریح در قبال فرانسه و ایران عجین بود؛ امری ناگزیر برای کسی که طعم تلخ مهاجرت اجباری را چشیده است. او که در مارس ۲۰۱۶ بیانیه جنبش «بهار جمهوریخواه» فرانسه را امضا کرده بود، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۷ از امانوئل مکرون حمایت کرد.
با این حال، هفت سال بعد، در اعتراض به آنچه «رویکرد منافقانه فرانسه در قبال ایران» مینامید — بهویژه تسهیل صدور ویزا برای فرزندان «الیگارشهای وابسته به حکومت ایران» در مقایسه با سختگیری برای «جوانان آزادیخواه، دگراندیشان و هنرمندان ایرانی» — از پذیرش نشان افتخار لوژیون دونور (عالیترین نشان افتخار فرانسه) خودداری کرد. او که هرگز پیوند خود را با زادگاهش قطع نکرد، در سالهای اخیر مدیریت و هماهنگی کتاب تیمی «زن، زندگی، آزادی» را بر عهده گرفت؛ اثری گرافیکی و هنری که در واکنش به جان باختن مهسا امینی در سپتامبر ۲۰۲۲ و موج گسترده اعتراضات پس از آن در ایران، خلق و منتشر شد.




نظرها
نظری وجود ندارد.