پیامدهای بسته شدن بابالمندب بر بازار نفت و غذای جهانی
بسته شدن یک تنگه در خاورمیانه، چطور میتواند قیمت بنزین و نان را در آنسوی جهان تکان دهد؟ نگاهی به پیامدهای جدی بحران بابالمندب بر بازار نفت و امنیت غذایی دنیا.

دو کشتی سعودی در بابالمندب (تنگه اشک) – عکس: آرشیو
در سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۱۲ درصد از نفت ترانزیت دریایی جهان از این تنگه عبور میکرد، اما حملات حوثیها در سال ۲۰۲۴ جریان آن را کاهش داد. اکنون کارشناسان هشدار میدهند که اختلال مداوم در این تنگه میتواند بازارهای نفت را متأثر کرده و زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت فشار بیشتری قرار دهد؛ موضوعی که نه تنها تجارت انرژی، بلکه امنیت غذایی جهان را نیز تهدید میکند.
در ۴۸ ساعت گذشته چه گذشت؟
تنشها و درگیریهای شدید از آخر هفته زمانی آغاز شد که نیروهای ایالات متحده چندین پهپاد انتحاری ایرانی را که ناوبری تجاری در تنگه هرمز را تهدید میکردند، رهگیری کردند. سپس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، به سایتهای راداری ساحلی ایران (در گورک و جزیره قشم) حمله کرد. همزمان با این درگیریها، رویترز گزارش داد که وزارت خزانهداری آمریکا به دستور اسکات بسنت در حال بررسی راههای قانونی برای هدایت داراییهای مسدود شده ایران (که تهران رقم آن را ۲۴ میلیارد دلار اعلام کرده) به سمت متحدان عرب خود در خلیج فارس است تا هزینههای بازسازی و خسارات ناشی از حملات ایران به زیرساختهای آنها را تأمین کند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جریان مصاحبهای با برنامه «Meet the Press» شبکه NBC که روز یکشنبه پخش شد، بر این فشارهای مالی تأکید کرد. ترامپ صراحتاً اعلام کرد که ایالات متحده از لغو هرگونه تحریم یا آزادسازی فوری داراییها پیش از توافق خودداری خواهد کرد و گفت گشایش اقتصادی تنها پس از امضای نهایی و امن یک توافق حاصل خواهد شد.
آتشبس شکننده منطقه اواخر شامگاه یکشنبه فرو ریخت؛ ابتدا حمله راکتی حزبالله و متعاقب آن حمله هوایی اسرائیل به مرکز فرماندهی این گروه در جنوب بیروت (ضاحیه)، وضعیت را تغییر داد. در پاسخ ایران موشکهای بالستیک را به سمت پایگاههای هوایی اسرائیل شلیک کرد. با وجود اینکه دونالد ترامپ به بنیامین نتانیاهو هشدار داده بود که برای حفظ روند مذاکرات دست به پاسخ نزند، ارتش اسرائیل در ساعات اولیه بامداد دوشنبه ۸ ژوئن (۱۸ خرداد)، درگیری را تشدید کرد و حملاتی را در غرب و مرکز ایران انجام داد که طبق گزارشها، یک مجتمع پتروشیمی در ماهشهر نیز هدف قرار گرفت.
همزمان با این بحران، حوثیهای یمن صبح روز دوشنبه با اعلام یک محاصره دریایی، تنگه بابالمندب را به روی تمامی کشتیهای اسرائیلی بستند؛ اقدامی که شریانهای حیاتی تجارت جهانی را تهدید میکند.
بابالمندب کجای جهان است؟
تنگه بابالمندب در یک چهارراه حیاتی میان قارهها قرار دارد و یمن در شبهجزیره عربستان را از جیبوتی و اریتره در شاخ آفریقا جدا میکند. این آبراه یک کانال ارتباطی دریایی باریک میان کانال سوئز در شمال و خلیج عدن و اقیانوس هند در جنوب ایجاد میکند؛ مسیری که تا پیش از بحرانهای اخیر، ستون فقرات تجارت میان آسیا و اروپا به شمار میرفت.
این تنگه با طولی در حدود ۱۰۰ کیلومتر و عرضی که در باریکترین نقطه خود به تقریباً ۳۰ کیلومتر میرسد، حجم عظیمی از تجارت جهانی را هدایت میکند. جزیره پریم این تنگه را به دو کانال تقسیم میکند: کانال غربی و عمیقتر که به «دکّه المایون» معروف است و شریان اصلی کشتیرانی بینالمللی محسوب میشود، و گذرگاه شرقی و کمعمقتر که «باب اسکندر» نام دارد و ویژه شناورهای محلی است.
به طور سنتی، روزانه میلیونها بشکه نفت، گاز طبیعی مایع (LNG) و محمولههای کانتینری از این تنگه عبور میکردند که آن را به یکی از حساسترین گلوگاههای دریایی جهان تبدیل کرده بود؛ هرچند با توجه به محاصره دریایی و تنشهای نظامی بیسابقه جاری، بخش اعظم این ترافیک بینالمللی اکنون مختل شده است.
نام عربی آن، «بابالمندب» (دروازه اشکها)، هم بازتابدهنده قرنها خطرات ناوبری مرگبار در این مسیر است و هم به افسانهای درباره یک زمینلرزه ویرانگر اشاره دارد که آسیا را از آفریقا جدا کرد. اگرچه این تنگه از دیرباز شرق آفریقا، شبهجزیره عربستان و جنوب آسیا را به هم متصل میکرد، اما اهمیت جهانی آن پس از افتتاح کانال سوئز در سال ۱۸۶۹ به شدت افزایش یافت؛ چرا که یک مسیر دریایی مستقیم به اروپا از طریق دریای مدیترانه ایجاد کرد و نیاز به دور زدن قاره آفریقا را از بین برد.
دیدگاه تهران و راهبرد سپاه پاسداران
بسته شدن این تنگه یک رویداد مجزا نیست، بلکه نقطه اوج ماهها هشدار از سوی سیاستمداران ایرانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. علیاکبر ولایتی, مشاور ارشد رهبر و وزیر امور خارجه پیشین، روز دوشنبه در شبکه اجتماعی ایکس هشدار داد: «امنیت فعلی بابالمندب نباید دشمن را دچار خطای محاسباتی کند.» وی افزود: «مقاومت توانایی قفل کردن هر دو آبراه را دارد» . اشاره ولایتی به محور مقاومت است؛ ائتلافی از گروههای همسو با ایران شامل حوثیها در یمن، حماس در غزه و حزبالله در لبنان.
از نظر ژئوپلیتیک، سپاه پاسداران دوره مذاکرات ۵۰ روزه اخیر را یک آتشبس یکطرفه میداند که اسرائیل از آن برای آواره کردن جمعیت شیعه لبنان و تضعیف حزبالله (بازوی اصلی منطقهای ایران) سوءاستفاده کرده است. در نتیجه، بستن تنگه بابالمندب را پاسخی لازم و مناسب میبیند.
چنانچه در میان نوشتهها و مصاحبههای تحلیلگران نزدیک به سپاه و اتاق فکرهای نظامی داخل ایران میبینیم، از دیدگاه سپاه در میان اعضای محور مقاومت، یمن از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک منحصربهفردی برخوردار است. توانایی این کشور در قطع کردن مسیر دریای سرخ به طور ویژهای اقتصاد دریایی اسرائیل را تهدید میکند و بندر ایلات را به تعطیلی میکشاند، در حالی که هزینههای سنگینی را به ائتلافهای غربی تحمیل میکند. تغییر مسیر ترافیک دریایی به سمت دماغه امید نیک تا ۱۴ روز به زمان سفر کشتیها میافزاید و هزینههای حملونقل و بیمه را تا ۷۵ درصد افزایش میدهد. با توجه به اینکه حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت و ناوبری جهان به طور معمول به کانال سوئز متکی هستند و ۱۰ تا ۱۲ درصد انرژی جهان از بابالمندب عبور میکند، یک انسداد طولانیمدت، بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شدیدی را در سراسر اروپا ایجاد خواهد کرد.
قدرتهای منطقهای در حال حاضر تغییر استراتژی دادهاند. عربستان سعودی برای دور زدن تنگه هرمز، تلاش کرده به بنادر ینبع و جده در دریای سرخ و خط لوله شرق به غرب تکیه کند؛ هرچند از دید استراتژیستهای سپاه، این اقدام ریاض را عملاً به بنبست پاتک حوثیها هدایت کرده است، چرا که نفت ارسالی به بندر ینبع برای رسیدن به بازارهای آسیا باز هم مجبور به عبور از گلوگاه ناامن بابالمندب است. با وجود رایزنیهای دیپلماتیک برای آرام کردن صنعا، تلاشهای غربی نتوانسته است برتری جغرافیایی یمن را خنثی کند و سپاه تنگه بابالمندب را برگ برنده اصلی در دستان خود میبیند.
سپاه پیشتر تهدید کرده اگر نیروهای غربی یا اسرائیلی زیرساختهای انرژی ایران را هدف قرار دهند، تهران از طریق حوثیها دست به اقدام متقابل و متقارن خواهد زد. این اقدام احتمالاً شامل حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی (مانند بقیق) خواهد بود که ممکن است کل منطقه را وارد یک جنگ تمامعیار در حوزه انرژی کند.
تهدید علیه بازارهای جهانی انرژی
بابالمندب به عنوان یکی از حیاتیترین کریدورهای ترانزیت دریایی روی زمین شناخته میشود که از نظر حجم نفت خام و فرآوردههای نفتی مایع، در طول تاریخ تنها پس از تنگه مالاکا (با ۲۴ میلیون بشکه در روز) و تنگه هرمز (با ۲۱.۸ میلیون بشکه در روز) در رتبه سوم قرار دارد. پیش از این مناقشات، روزانه در حدود ۸.۸ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکرد که نزدیک به ۱۲ درصد از کل نفت ترانزیت دریایی جهان را شامل میشد. با این حال، حملات مداوم به کشتیها در این مسیر، این شریان حیاتی را به طور سیستماتیک تحت فشار قرار داده و حجم عبور روزانه را به ۴.۱ میلیون بشکه کاهش داده است، چرا که ناوگانهای بینالمللی شروع به رها کردن مسیر دریای سرخ کردهاند.
اگر تنگه بابالمندب و تنگه هرمز به طور همزمان بسته شوند، مجموعاً بیش از یکچهارم تأمین نفت و گاز جهان متوقف خواهد شد. با محدودتر شدن روزافزون تنگه هرمز، اهمیت بابالمندب دوچندان شده است. عربستان سعودی که در گذشته عمدتاً به تنگه هرمز متکی بود، اکنون تمرکز سنگینی روی بندر خود در دریای سرخ یعنی ینبع دارد. عربستان با استفاده از خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق به غرب که توسط شرکت آرامکو اداره میشود، تلاش کرده است بخشی از صادرات خود را به این پایانه منتقل کند، هرچند تداوم ناامنیها در بخش جنوبی دریای سرخ، کارایی این مسیر جایگزین را به شدت به چالش کشیده است.
با آغاز جنگ گستردهتر با ایران، قیمت نفت بازارهای جهانی را تکان داد؛ به طوری که قیمت نفت خام برنت با جهشی بیش از ۵۰ درصدی، از مرز ۱۱۶ دلار در هر بشکه فراتر رفت و این طلای سیاه را در مسیر ثبت بزرگترین رشد ماهانه خود در تاریخ قرار داد.
اثر پروانهای: بحران جهانی غذا و کود شیمیایی
پیامدهای بسته شدن این خطوط کشتیرانی فراتر از حوزه انرژی است؛ این مسیرها شریانی حیاتی برای انتقال محمولههایی هستند که تولید جهانی غذا را تضمین میکنند. تنگه هرمز به تنهایی تا ۳۰ درصد از تجارت بینالمللی کودهای نیتروژنی (بر پایه گاز) را به دوش میکشد. برخلاف نفت، ذخیره استراتژیک هماهنگشدهای در سطح جهان برای کودهای شیمیایی وجود ندارد.
از زمان تشدید درگیریها در اواخر فوریه ۲۰۲۶، تولیدکنندگان بزرگ در ایران، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی عملیات خود را کاهش داده یا متوقف کردهاند. تعطیلی و توقف فعالیت این مجتمعهای تولیدی، یک منبع حیاتی تأمین را از زنجیره کشاورزی جهانی حذف کرده است. قیمت کالاها بازتابدهنده این شوک بزرگ است: قیمت اوره در خاورمیانه بین ۷۵ تا ۱۰۸ درصد بالاتر از سطوح قبل از درگیری باقی مانده است؛ همزمان، به دلیل عدم وصول محمولههای LNG قطر، قیمت گاز طبیعی در اروپا افزایش یافته که این امر هزینه تولید کودهای نیتروژنی را در کارخانجات سراسر جهان بالا برده است.
کشاورزان با یک دوراهی غیرممکن روبهرو هستند. بسیاری از آنها در حال کاهش مصرف کود هستند که این امر منجر به افت شدید محصولات، به ویژه در مناطقی مانند جنوب صحرای آفریقا خواهد شد. برخی دیگر در حال تغییر کاربری اراضی خود از محصولات نیازمند به نیتروژن بالا مانند گندم و ذرت به سمت سویا هستند که میتواند نیتروژن را به صورت بیولوژیکی تثبیت کند. با این حال، سویا نمیتواند جایگزین غلات استراتژیک در رژیم غذایی انسان شود؛ به این معنی که این چرخش میتواند عرضه جهانی غلات را محدودتر کرده، قیمت مواد غذایی را افزایش دهد و به طور نابرابری بر کشورهای کمدرآمد تأثیر بگذارد.
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) از یک مدل اقتصادی جهانی برای شبیهسازی این اختلالات استفاده کرده است. نتایج نشان میدهد که حتی اختلالات متوسط نیز منجر به کاهش درآمد خانوارها و مصرف مواد غذایی در سطح جهان خواهد شد. در شدیدترین سناریو، در صورتی که اختلالات تا سال ۲۰۲۷ ادامه یابد، اقتصاد جهانی از بازگشت به مسیر اولیه خود بازمیماند و دهها میلیون نفر دیگر را با فقر و گرسنگی مواجه میکند.
گام بعدی چیست؟
جنبش حوثیها که کنترل بخشهای بزرگی از یمن را در دست دارد، توانایی خود را در مختل کردن تجارت جهانی نشان داده است. این گروه در ابتدا در اواخر سال ۲۰۲۳ در پاسخ به حملات اسرائیل به غزه، کشتیها را هدف قرار داد. اگرچه آن کمپین پس از تحولات آتشبس در سال ۲۰۲۵ فروکش کرد، اما محاصره کامل روز دوشنبه نشاندهنده یک تشدید تنش جدی است.
مقامات رسانهای دولت حوثیها در صنعا به تلویزیون العربی اعلام کردند که اقدامات این گروه «دقیقاً محاسبه شده تا مؤثر واقع شود و فشارها را بر اسرائیل و آمریکا مضاعف کند.» آنها تأکید کردند که دریای سرخ، خلیج عدن و بابالمندب در زمره گزینههایی خواهند بود که به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار میگیرند.
نزدیکی این تنگه به یمن، سایتهای راهبردی در جیبوتی را به خوبی در برد حملات این گروه قرار میدهد. ورود حوثیها میتواند آتش جنگ داخلی یمن را دوباره شعلهور کند و راههای خروج از بحران گستردهتر خاورمیانه را از بین ببرد.
اگر حوثیها واقعاً وارد یک جنگ تمامعیار شوند، محاصره تنگه سلاح نهایی آنهاست. نبیل خوری، دیپلمات پیشین ایالات متحده، به الجزیره گفت که حملات موشکی قبلی حوثیها یک «مشارکت نمادین» بود. با این حال، مسدود کردن کامل تنگه موضوع متفاوتی است. خوری به الجزیره گفت: «تمام کاری که آنها باید انجام دهند شلیک به چند کشتی در حال عبور است و این امر منجر به توقف کل کشتیرانی تجاری در دریای سرخ خواهد شد. این یک خط قرمز خواهد بود و پس از آن خیلی زود شاهد حملاتی علیه یمن [از سوی آمریکا و اسرائیل] خواهید بود.»
اگر همزمان با تشدید محدودیتها در بابالمندب، انسداد تنگه هرمز ادامه یابد، آنوقت تجارت به سمت اروپا به طور کامل مختل خواهد شد.


نظرها
نظری وجود ندارد.