سختگیری بیشتر بر پناهجویان در آمریکا
در آمریکا میخواهند گروهی از پناهجویان را که شامل ایرانیان نیز میشوند، به آفریقای مرکزی «دپورت» کنند. در اروپا برنامه «دپورت» کردن با اجرایی شدن «پیمان مهاجرت و پناهندگی اتحادیه اروپا» وارد مرحله نهایی خود شده است.

مهاجرستیزی در اروپا ـ منبع: shutterstock
۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۲ خرداد ۱۴۰۵): دو خبر روز حاوی یک مضمون هستند: سختگیری بیشتر بر پناهندگان. راه ورودشان بسته میشود و آنانی که توانستهاند از مرزها بگذارند، آسانتر از گذشته اخراج میشوند.
- خبر اول: اجرای رسمی «پیمان مهاجرت و پناهندگی اتحادیه اروپا» آغاز شد.
- خبر دوم: اخراج پناهندگان از آمریکا به کشورهای ثالث.
سختگیری بیشتر در اروپا
اجرایی شدن «پیمان مهاجرت و پناهندگی اتحادیه اروپا» به منزله بزرگترین تغییر در سیاستهای مهاجرتی اروپا در دهههای اخیر است. اگرچه سیاستمداران اروپایی آن را راهی برای ایجاد «نظم و همبستگی» مینامند، اما نهادهای حقوق بشری هشدار میدهند که این پیمان حق پناهندگی را به شدت تضعیف میکند.
تغییرات کلیدیای که از امروز اعمال میشوند عبارتند از:
- غربالگری و حبس مرزی: پناهجویان در بدو ورود در مراکزی در مرزهای خارجی اروپا متوقف میشوند. آنان ممکن است تا شش ماه برای بررسیهای هویتی، امنیتی و سلامتی در این مراکز عملاً بازداشت شوند.
- روندهای سریع و اخراج شتابزده: برای بسیاری از پناهجویان، مسیر «بررسی سریع» اعمال میشود. منتقدان میگویند این سرعتبخشیدن، ریسک خطاهای حقوقی و اخراجِ افرادِ در معرض خطر را به شدت بالا میبرد.
- محدودیت آزادی تردد: پناهجویان دیگر نمیتوانند آزادانه در کشور میزبان جابهجا شوند و ملزم به ماندن در مناطق و کمپهای مشخصی هستند.
سختگیری تازه ناگهانی نیست. مدتهاست که اتحادیه اروپا درهای خود را به روی پناهندگان بسته است. اجرایی شدن «پیمان مهاجرت و پناهندگی اتحادیه اروپا» تنها شاخص گام نهایی این سختگیری است.
بر اساس داده های «آژانس حفاظت مرزی اتحادیه اروپا» (Frontex) در پنج ماهه اول امسال تعداد پناهجویان تازه در اتحادیه اروپا ۴۰ درصد کمتر از مدت مشابه در سال قبل است. بنابر گزارش همین نهاد تعداد درخواست های پناهندگی اخیراً به پایین ترین سطح خود در پنج سال گذشته کاهش یافته است، به ویژه در آلمان. این نه به معنای کاهش تعداد انسانهای نیاز به پناه گرفتن در جایی دیگر، بلکه سختتر شدن امکان از عبور از مرزهاست.
از نظر اتحادیه اروپا با اجرای پیمان سختگیری این روند اکنون می تواند بیشتر تثبیت شود. برونر، کمیسر اتحادیه اروپا، به تلویزیون ۱ آلمان گفته است:
مهم ترین بخش های سیستم پناهندگی مشترک اروپایی این است که حفاظت از مرزهای خارجی بهبود یابد و روندهای پناهندگی در مرزهای خارجی به طور مؤثر اجرا شود.
عبارت «روندهای پناهندگی در مرزهای خارجی» در این گفته به ایجاد فضاهای استثنایی در مرزها اشاره دارد، جاهایی که حقوق بشر در آنها به حالت تعلیق درمیآیند.
طبق قوانین اجرایی جدید، وضعیت کمپهای جدید در مرزها بر چند پایه استوار است:
- داستان حقوقیِ عدم ورود (Fiction of Non-Entry): از نظر حامیان حقوق بشر، این خطرناکترین ابداع حقوقی پیمان جدید است. پناهجویی که به مرزهای ایتالیا، یونان یا لهستان میرسد، از نظر فیزیکی در خاک اروپاست، اما از نظر حقوقی در نظر گرفته میشود که «وارد نشده است». این ترفند به دولتها اجازه میدهد تا استانداردهای پذیرش داخلی خود را در مورد این افراد اعمال نکنند.
- حبسِ دوفاکتو (De facto Detention): افراد در مراکز محصوری نگه داشته میشوند که خروج از آنها ممنوع است. در حالی که قانونگذاران از کلمه «بازداشت» دوری میکنند و آن مراکزر را «مراکز پذیرش و غربالگری» مینامند، پناهجویان عملاً تا ۱۲ هفته (و در صورت بحران تا ماهها) از حق آزادی تردد محروم میشوند.
- روندهای شتابزده مرزی: به جای بررسی دقیق دلایل پناهندگی، سیستم جدید از روشهای سریع برای تصمیمگیری استفاده میکند. اگر پناهجو از کشورهایی بیاید که درصد قبولی پناهندگی آنها در اروپا زیر ۲۰ درصد باشد (مانند پاکستان یا بسیاری از کشورهای آفریقایی)، تقاضای او در همان مرز و در عرض چند روز رد شده و فرد بلافاصله در مسیر اخراج قرار میگیرد.
- دسترسی محدود به دفاع حقوقی: در این فضاهای بدون امکان ارتیاط تماس با بیرون و با توجه به سرعت بالای رسیدگی، امکان دسترسی پناهجویان به وکیل مستقل یا نهادهای مدنی تقریباً غیرممکن است.
آمریکا: از تهاجم اداره مهاجرت تا تبعید به آفریقا
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، رویکرد اداره اعمال رسوم و مهاجرت آمریکا (ICE) تهاجمیتر شده است. دولت جدید با وعده «بزرگترین عملیات اخراج تاریخ آمریکا» روی کار آمد و در کمتر از یک سال و نیم گذشته (تا اواسط ۲۰۲۶)، ICE با بودجهها و اختیارات بیسابقه، تغییرات ساختاری عمیقی در نحوه برخورد با مهاجران ایجاد کرد.
تعداد مأموران ICE از ۱۰ هزار نفر به ۲۲ هزار نفر افزایش یافته است. کنگره در ژوئن ۲۰۲۶ در حال تصویب بودجهای ۷۰ میلیارد دلاری (علاوه بر بودجههای قبلی) برای دپارتمان امنیت داخلی است که صراحتاً به عنوان «دستگاه خودپردازِ ICE» برای تأمین مالی این بازداشتها و پروازهای چارتر دیپورت توصیف شده است. خلاصه اینکه امروز ICE در آمریکا دیگر صرفاً اداره کنترل مرزی نیست، بلکه تشکیلات پیشبرنده یک «عملیات نظامیشده داخلی» است که هدفش ایجاد رعب و وحشت در میان مهاجران، حذف حقوق پایه دادرسی، و تبدیل مهاجران به ابزاری برای معامله با کشورهای فقیرتر است.
پیش از سال ۲۰۲۵، بیشتر بازداشتیهای ICE از طریق انتقال مستقیم افراد از زندانهای انجام میشد. اما از سال ۲۰۲۵، تمرکز روی دستگیریهای عمومی و خیابانی قرار گرفته است. مأموران ICE اکنون مستقیماً به محل کار، منازل مسکونی و حتی نزدیک مدارس، کلیساها و بیمارستانها یورش میبرند.
روند رسیدگی حقوقی به شدت تسریع شده و حقوق اولیه پناهجویان در سیستم قضایی نادیده گرفته میشود. حبس در اکثر موارد جای وثیقه را گرفته است. احتمال اخراج یک فرد بدون سابقه کیفری در کمتر از ۶۰ روز پس از دستگیری، در سال ۲۰۲۵ بیش از دو برابر شد و به ۵۷ درصد رسید.
در حال حاضر بیش از ۶۰ هزار نفر در بازداشتگاههای مهاجرتی آمریکا به سر میبرند. از ابتدای سال ۲۰۲۵ تا بهار ۲۰۲۶، حداقل ۴۶ نفر در این بازداشتگاهها جان خود را از دست دادهاند (که ۱۸ مورد آن تنها در ماههای نخست ۲۰۲۶ رخ داده است).
ICE با استفاده از دیپلماسی پولی، پناهجویان را به کشورهای ثالثی میفرستد که هیچ ربطی به آنها ندارند. دولت ترامپ با کشورهایی نظیر هندوراس، اوگاندا، سیرالئون و جمهوری آفریقای مرکزی توافق کرده است تا در ازای دریافت میلیونها دلار کمک مالی (یا کاهش محدودیتهای ویزا برای مقاماتشان)، پناهجویان دیپورتشده از آمریکا را بپذیرند.
این آخرین نمونه از اخراج پناهندگان از آمریکاست. رویترز گزارش کرده است:
دولت ترامپ قصد دارد تعدادی از ایرانیان و سایر مهاجران را به جمهوری آفریقای مرکزی، کشوری که به طور مزمن ناپایدار است و با خشونت و فقر دست و پنجه نرم می کند، اخراج کند، دو وکیل و یک مقام مطلع به رویترز گفتند. وکیلشان، امیلی تراستل، گفت ایرانی ها شامل دو زن هستند که در صورت مجبور شدن به بازگشت به ایران، ممکن است با شکنجه و آزار مواجه شوند. او افزود: یکی مسیحی شده و دیگری فعال طرفدار دموکراسی است.
دولت آمریکا علاوه بر اخراج فیزیکی، فضایی ایجاد کرده است که زندگی روزمره برای مهاجران غیرمستند و حتی پناهجویان قانونیِ در انتظار، ناممکن شود تا آنها مجبور به ترک داوطلبانه آمریکا شوند (Self-deportation). در سال ۲۰۲۶، دولت دستورالعملهایی صادر کرد تا بانکها وضعیت مهاجرتی افراد را برای ارائه خدمات مالی در نظر بگیرند. هدف این است که حسابهای بانکی مسدود شده و دسترسی مهاجران به جریان اقتصادی، چه به عنوان کارگر و چه به عنوان صاحبان مشاغل کوچک، قطع شود.
تثبیت راست افراطی با شعارهای ضد مهاجر
در پیوند با سختگیری بیشتر علیه پناهندگان رشد و تثبیت راست افراطی در غرب است. در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، ما دیگر با یک «خیزش مقطعی» راستگرایان روبهرو نیستیم؛ بلکه شاهد «تثبیت ساختاری» آنها در سراسر جهان غرب هستیم. احزابی که تا یک دهه پیش در حاشیه سیاست قرار داشتند، اکنون یا مستقیماً در دولتها حضور دارند یا به عنوان بزرگترین احزاب اپوزیسیون، سیاستهای کلان کشورها را دیکته میکنند.
نقطه اشتراک تمام این جریانها از آمریکا تا قلب اروپا یک چیز است: تبدیل مهاجران و پناهندگان به سپر بلای تمام بحرانهای ساختاری.
در ایران از همان استدلالهای راست افراطی اروپا برای توجیه اخراج پناهجویان افغانستانی استفاده میکنند. آنچه مدام شنیده میشود مقصر دانستن پناهجویان در بحرانهای اقتصادی، بیکاری کارگران داخلی، استفاده از یارانههای پنهان (مثل نان و انرژی)، ادعای افزایش جرم و جنایت، و وحشتافکنی درباره تغییر بافت جمعیتی است.
در میان اپوزیسیون راستگرای ایرانی هم موضع علیه مهاجران افغانستانی قوی است. در اروپا و آمریکای شمالی، بخش قابلتوجهی از جامعه ایرانیان مهاجر و پناهنده، در چرخشی متناقض، به حامیان سرسخت احزاب راست افراطیِ ضد مهاجرت تبدیل شدهاند.
نشریه New Lines Magazine در گزارشی تحلیلی اشاره میکند که بخشهایی از دیاسپورای ایرانی در آمریکا به شکل عجیبی به حامیان سیاستهای ضدمهاجرتی و ملیگرایانه تبدیل شدهاند. آنها با هدف مرزبندی خود با هویت «خاورمیانهای» یا «اسلامی»، از سیاستهای سختگیرانه مرزی حمایت میکنند؛ در حالی که همین سیاستها، در نهایت به دستگیری، حبس و دیپورت دانشجویان و پناهجویان تازهوارد ایرانی توسط اداره مهاجرت آمریکا (ICE) منجر شده است.
در اروپا هم دیده میشود برخی از پناهندگان ایرانی که سالها پیش اقامت گرفتهاند، اکنون خواهان توقف ورود پناهجویان جدید هستند. آنها با ادبیاتِ مقابله با «اسلام سیاسی» یا «مهاجران اقتصادی»، از احزابی حمایت میکنند که در مانیفست اصلی خود خواهان «مهاجرت معکوس» (Remigration) و اخراج گسترده خارجیها هستند؛ غافل از اینکه در نگاه نژادپرستانه و بیولوژیکِ این احزاب، خودِ آن مهاجران ایرانی نیز (صرفنظر از اینکه چقدر «انتگره» شدهاند) غیرخودی محسوب شده و هدف اخراج قرار دارند.




نظرها
نظری وجود ندارد.