تداوم غیبت مجتبی خامنهای
در مراسم نماز میت سید علی خامنهای در مصلای تهران، سه پسر او حاضر بودند: میثم، مسعود و مصطفی. مجتبی خامنهای که جانشین او شده است، غایب بود.

در مراسم نماز میت سید علی خامنهای در روز ۱۴ تیر در مصلای تهران، سه پسر او حاضر بودند: میثم، مسعود و مصطفی. مجتبی خامنهای که جانشین او شده است، غایب بود.
خبرگزاری تسنیم در توصیف حال و هوای امروز به مناسبت برگزاری مراسم نماز میت سید علی خامنهای، رهبر پیشین نظام، از قول یک شرکتکننده چنین نوشته است:
من ساعت ۵ صبح با ازدحام شدید جمعیت به مصلی رسیدم. با وجود اینکه بسیار تلاش کردم وارد فضای داخلی مصلی شوم، موفق نشدم و مجبور شدم پشت نردههایی که در محوطه بیرونی قرار داشت بایستم. تمام انتظار ما از لحظه ورود تا زمان برگزاری نماز این بود که بتوانیم نماز را پشت سر ایشان بخوانیم. تا آخرین لحظه، قبل از شروع نماز، مدام به اطرافیانم میگفتم که امیدوارم خودِ آقا بیایند. تنها خواستهمان همین بود ...
اما «آقا» نیامد.
در مراسم نماز میت سید علی خامنهای در مصلای تهران، سه پسر او حاضر بودند: میثم، مسعود و مصطفی. مجتبی خامنهای که جانشین او شده است، غایب بود.
حضور مقامات
آیتالله جعفر سبحانی تبریزی نماز میت آیتالله خامنهای را در مصلی تهران خواند.
در مراسم نماز میت همه مقامات ارشد نظام حضور داشتند، از جمله رؤسای سه قوه، مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر علی خامنهای، صادق آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، و سرتیپ احمد وحیدی که گفته میشود اکنون فرمانده کل سپاه پاسداران است.
تهران صبح روز یکشنبه، عملا به صورت تعطیل درآمده بود. تمام وسائل نقلیه عمومی را در خدمت برگزاری مراسم قرار داده بودند. گزارشهایی منتشر شده حاکی از موظف کردن کارمندان به شرکت در مراسم.
عکسها و فیلمها جمعیت انبوهی را نشان میدهند. اعلام کردند که جمعیت چنان انبوه است که مصلای تهران نمیتواند همه را در خود جا دهد.
تداوم برنامه
مراسمی که در تهران از دیروز آغاز شد، فردا (۱۵ تیر) نیز زیر عنوان «تشییع» ادامه خواهد داشت.
پس از آن در روز سهشنبه مراسم تشییع در قم ادامه مییابد.
برای روز چهارشنبه مراسمی را با عنوان «وداع و تشییع» در عراق برای شهرهای بغداد، کاظمین و نجف و کربلا تدارک دیدهاند.
به دنبال آن در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه در مشهد مراسم تشییع و تدفین برگزار میشود.


نظرها
فرنوش فرهودی
احساس میکنم که در بدترین دقایق این شام مرگزای چندین هزارو و صد میلیون گلوله بر تن مجروهم شلیک میشود. احساس میکنم که چشمان این پلنگ سپید موی، خونهای سرخیده بر گونههای زخمیاش را نود و نه میلیون بار بر گونههای زنان و دختران و جوانان تنم میریزد. احساس میکنم که در تمامی این نیمقرن سیاه، داشتهام تمامیت تاریخم را در مرگزار این خاک میگریستهام. و احساس میکنم که هرگز تا بدین حد از ژرفای دردهای خویش و فرزندانم آگه نبودهام.