راه سوم
گفتگو با کیوان صمیمی درباره جنگ و صفبندیهای داخلی، وظایف جامعهی مدنی، دورنما و چشمانداز نسبی

کیوان صمیمی
جریان راه سوم مواضع توامان ضدسلطه جهانی و دخالت بیگانگان و استبداد داخلی دارد. هم با پذیرش سرمایهداری جهانی مخالف است و هم سلطه جریانهای غارتگر داخلی را بر مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشورمان را نفی میکند. و اینکه راست جهانی بیشتر از آنکه مخالف حکومت فعلی حاکم باشد، مخالف یک حاکمیت ملی و دموکراتیک بر ایران است. کیوان صمیمی در این گفتگو میکوشد تا نگاه جریان راه سوم را از ورای بیش از ۵۰ سال تجربه عینی سیاسی، در مواجهه با آنچه از دیماه ۱۴۰۴ تا به امروز بر ایران گذشته، بازگو نماید.
گفتگو با کیوان صمیمی
۱. آیا جنگ چهل روزه قابل پیشگیری بود؟ عوامل و ریشههای جنگ و چرایی رسیدن به این نقطه از نظر شما چه بوده است؟
درباره قابل پیشگیری بودن جنگ، فکر میکنم باید به جنگ دوازده روزه و حتی عقبتر یعنی ترورهای اسرائیل از دانشمندان هسته ای، اسماعیل هنیه و...و دیگر ضرباتی که به ایران وارد کرد بازگشت. همچنین به راه انداختن جنگ هشت ساله به همراه ایالات متحده با تحریک و تشویق صدام به حمله باید توجه داشت.این رودیدادها همگی سلسله وار به یکدیگر مربوط است و نمیتوان فقط بر این جنگ چهل روزه تمرکز کرد و بی ارتباط دیگر وقایع چهل و اندی سال اخیر آنرا دید و تحلیل کرد.
به نظر من پیشگیری از جنگ اخیر از ۲۲ بهمن ۵۷ آغاز میشود. سخنان آیت الله خمینی و دیگر حاکمان به علاوه فضای ضداسرائیلی و ضد آمریکایی جامعه انقلابی مبنی بر نابودی اسرائیل، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و خصومت نظام جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل ریشههای وقوع جنگ چهل روزه است.البته ذکر این نکات به این معنی نیست که موقعیت ژئوپلتیک ایران در نظر گرفته نشود. در هر صورت ایران برای اسرائیل یک شاخی بود و هست اما دیپلماسی یعنی اینکه با توجه به مقدورات و با وجود فضای تنش، میبایست مدیریت صورت میگرفت و به رغم اینکه ایران خطری برای اسرائیل بوده و هست این خطر و تهدید به جنگ کشیده نشود.
به عنوان نمونه در بعد از دوم خرداد فضایی ایجاد شد که به دنبال تعدیل شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و فضای خصومت در روابط بینالملل جمهوری اسلامی بود اما هسته سخت قدرت و تندروهای حاکم نگذاشتند این فضا پا گرفته و علیه سیاستهای تنش زدای خاتمی کارشکنی کردند. وقایع ۸۸ و آنچه در ادامه پیش آمد، مهر خاتمتی بر سیاست تنش زدایی با جهان بود.
اگر یک سیاست ملی حاکم میشد، جمهوری اسلامی میتوانست اختلافات و تنشها با غرب و اسرائیل را کاهش دهد. در نهایت میتوان گفت که ریشه جنگ چهل روزه برخوردهای ایدئولوژیک با حکومت ایدئولوژیک، سلطه گر و تمامیت خواه اسرائیل بود و اسرائیل در مقاطع مختلف از اول انقلاب تاکنون تلاشهایی برای تجزیه و نابودی ایران به کمک آمریکا انجام داد.این جنگ قابل پیشگیری بود اگر جلوی سیاستهای تخاصم و ایدئولوژیک علیه اسرائیل در این چهل و هفت سال گرفته میشد و البته این مسئله انکار تجاوز و تخاصم اسرائیل با ایران نیست.
۲. به نظر شما جریان راه سوم به عنوان دغدغهای که نه خواهان حضور بیگانه به بهانه دفع استبداد است و نه توجیه گر سیاستهای حاکمیت، میتوانست در جلوگیری از جنگ با فشار به طرفهای درگیر نقشی ایفا کند؟ ارزیابی شما از عملکرد فعالان مدنی و سیاسی مستقل در این زمینه چیست؟
به نظر من قائلان به راه سوم نه توان جلوگیری از جنگ را داشتند و نه اساسا زمین بازی و فعالیت نیروی سوم این بوده و هست که وارد فضای برخورد دو سلطهگر داخلی و خارجی شود. جریان راه سوم مواضع ضد امپریالیستی، ضد سلطه جهانی و دخالت بیگانگان دارد و با پذیرش سرمایهداری جهانی مخالف است. راست جهانی بیشتر از آنکه مخالف حکومت فعلی حاکم باشد، مخالف یک حاکمیت ملی و دموکراتیک بر ایران است. از سوی حاکمیت داخلی نیز راهی برای گفتگو باز نشده است؛ نه حاکمان چنین اجازهای میدهند و نه نیروی سوم استراتژی خود را در یاری رساندن به حکومت استبدادی تعریف میکند. راه سوم جریانی است مورد غضب هر دو سوی درگیر پس چگونه میتواند نقش ایفا کند؟
ارزیابی من از عملکرد این جریان این است که مواضع مخالفت خود با سلطه داخلی و سرمایهداری جهانی را بیان کند؛ سرمایه داری مالی که ذات آن برسلطهگری و بسط بازار و قدرت خود است.
۳. شاهد صفبندیهای متناقض در قبال جنگ اخیر بوده و مخالفان و موافقان حمله آمریکا و اسرائیل استدلالها و دیدگاههای حقوق بشری,ملی-میهنی و سیاسی ویژه خود را ارائه میکردند. ریشه این صفبندیها در کجاست و چه شد که در بخشی از جامعه ایران این جنگ، رهاییبخش تلقّی شد؟
به نظر من ریشه صفبندیهای متناقض ایرانیان در قبال تجاوز آمریکا و اسرائیل، استبداد داخلی است؛ استبدادیکه از همان اول انقلاب (که میتوان گفت از همان فردای ۲۲ بهمن ارزشهای انقلاب، کمرنگ شدنش را آغاز کرد) ازآرمانهارفته رفته فاصله گرفت.
ریشه حمایت برخی از مردم از تجاوز اسرائیل را شکست فاحش برنامههای اقتصادی جمهوری اسلامی و مقابله استبداد دینی با تشکلهای مستقل و نیز معترضان میدانم. این روند چهل و هفت ساله جمهوری اسلامی بوده که با هر تلاش برای ایجاد سندیکا وتشکل و گروههای مردمی مقابله کرده و با اتهام براندازی آنان را سرکوب کرده است.
این فضای تنفر از حاکمیت موجب ایجاد فضای نادرست انتقام جویی شده و جمعی از مردم خشمگین و عصبانی برای رهایی از استبداد داخلی به دنبال استقبال از حمله خارجی رفتند پس ریشه ایجاد این شکافها و این خواست غلط برای مداخله خارجی استبداد داخلی است.از سوی دیگر سرکوب، موجب شده است هیچ نیروی آلترناتیوی شکل نگیرد و متاسفانه همین امر زمینه ساز رجوع مردم به نیروهای سیاسی دست نشانده این دو قدرت خارجی شده است.
۴. حدود چهارماه از وقوع جنگ چهل روزه میگذرد؛ اتفاقات روی داده و آنچه در صحنه سیاست رسمی و جامعه مشاهده میشود چه تصویری از چشماندازهای روبرو نشان میهد؟ آیا رو به انسداد بیشتر هستیم و یا گشایشی در عرصه سیاست و شکستن قفل تحریمها و ایجاد رویکردی جدید در رهبری سوم؟
به نظر من در آینده به تدریج- و شاید به دلیل فشار آمریکا و اسرائیل با سرعت بیشتر- جمهوری اسلامی برای بقاء و ماندگاری، امتیازاتی به خارج خواهد داد و از سوی دیگر دو قدرت تجاوزگر آمریکا و اسرائیل نیز- به دلیل اشتباه در محاسبات خود برای براندازی حاکمیت ایران- و برای اینکه آرامش منطقه خاورمیانه بر هم نخورده و اقتصاد جهانی دچار مشکلات نشده و به خودشان ضربه نخورد، فضای تشنج را کاهش داده و امتیازاتی به جمهوری اسلامی میدهند.
با تغییراتی هم که در رهبری جمهوری اسلامی داده شده است و حذف رهبری که خود را انقلابی و سازش ناپذیر میدانست، رهبر جدید با وجود آنکه در امتداد خط مشی قبلی پیش میرود اما هنوز شرایطی ایجاد نشده است تا بتواند خیلی روشن سیاستهای خود را عیان کند.
در مورد آینده شرایط داخلی، وضعیت پیچیده است اما به نظر میرسد کفه ترازو به سمت انسداد بیشتر سنگین نخواهد شد زیرا تجربه جدایی مردم از حکومت را جمهوری اسلامی داشته است و میتوانیم معیار را مشارکت کم مردم در چند انتخابات پیشین قرار دهیم.البته بدین معنا نیست که با فضای دموکراتیک روبرو خواهیم شد اما رفته رفته با آهنگ کند، گشایشهایی در حوزه جامعه- چنانچه هم اکنون میبینم- و سپس حوزه سیاست مشاهده خواهیم کرد.احتمالا در ابتدا به اصلاح طلبان و سپس رفته رفته به نیروهای اپوزیسیون که براندازی به هر قیمت مشی آنها نیست، آزادیهایی داده خواهد شد-البته انتظار نتایج زودبازده نباید داشت و به صورت میان مدت و بعضا بلند مدت باید انتظار برقراری چنین فضایی را کشید.
۵. مشاهدات و تجربه شخصی شما از تاثیرات روانی و اقتصادی جنگ بر زندگی و روان مردم چیست؟ وظیفه نیروهای جامعه مدنی و فعالان سیاسی مستقل در فضای پسا جنگ چیست و آیا میتواند راهکارهایی را در این فضای افسرده و استیصال جمعی ارائه دهند؟
تاثیرات روانی و اقتصادی جنگ بسیار مشخص است: اکثریت مردم، عصبانی؛ طبق آماری غیر رسمی ۶۹ درصد زیر خط فقر و، تورم لجام گسیختهای که اقتصادانها پیش بینی کرده بودند. میتوان گفت آینده تیره و تاری مردم برای خود پیش بینی میکنند و در نتیجه مردم خشمگین تر شده و همچنین فساد سیستماتیک بیشتر خود را نشان میدهد. بسیاری از افراد معمولی جامعه اگر موقعیتی برای آنها پیش آید، در جهت منافع خود و خانواده و نزدیکان، سوء استفاده و فساد مالی انجام میدهند.
درباره بخش دوم سوال باید گفت که نیروهای جامعه مدنی و فعالان سیاسی مستقل اجازه پیدا نکردند تا تاثیر قابل توجهی داشته و راهکارهایی به مردم ارائه دهند.
۶. آیا راه و اندیشه «راه سوم» توانست رویکرد خود را به مردم و حاکمیت معرفی در مدت جنگ چهل روزه مطرح نماید؟
سرکوب چهل و هفت ساله اجازه ایجاد تشکلهای مستقل از استبداد داخلی و استعمار خارجی یا همان «راه سوم» نداد و نگذاشت راه سومی به صورت بالفعل و منسجم شکل بگیرد. وقتی «بود»ی وجود ندارد چگونه میتواند «نمود»ی داشته باشد و نظرات خود را به مردم و حاکمیت ابراز و اعلام نماید.بنابراین باید به فکر شکلگیری نطفه راه سوم یعنی یک اپوزیسیون ملی که با هرگونه سلطه داخلی و خارجی مخالف است و شعار استقلال را دارد- یعنی زنده کردن همان آرمان انقلاب ۵۷ که این آرمان از ۲۲ بهمن مرگ آن آغاز شد- بود.در ۵۷ هم شعار استقلال, آزادی و جمهوری بود و همچنان بعد از حدود پنجاه سال به این سه پارادایم استقلال و آزادی و جمهوریت نیاز داریم.
جریانات و نیروهای راه سوم باید حول این سه شعار به یکدیگر نزدیک شوند.ما باید از برخوردهای غیردموکراتیک با یکدیگر حذرکنیم و در ذیل سه آرمان استقلال، دموکراسی و جمهوریت در حد توان گفتگو کرده تا ببینیم چه امکانات و توانی داریم.همه چیز از گفتگو شروع میشود.
باز تاکید میشود که در این مدت نیروی سوم نمیتوانست کار خارقالعادهای انجام دهد و جز صدور چند بیانیه و اظهارنظرهای متفرق از معتقدان به این نگرش نمیتوانستیم شاهد چیز بیشتری باشیم.باید گام به گام و صبورانه به سمت تولد این جریان حرکت کنیم.
۷.پیشبینی شما از وضعیت نیروهای مستقل سیاسی و فعالان مدنی در فضای پس از تفاهم چیست؟ آیا دورنمایی از بازشدن فضای سیاسی به چشم میخورد؟
نیروهای سیاسی باید روابط بین خودشان را سالم و دموکراتیک نگه داشته و تا حد ممکن و در حد مقدورات گسترش دهند. البته توان اینکه به همبستگی ملی کمک کنند را به دلیل سرکوب چهار دهه جمهوری اسلامی از دست دادهاند پس نمیتوانند عاملیت روشنی داشته باشند. مهمترین وظیفه آنها در شرایط فعلی حفظ خود و پرهیز از عدم تشنج بین نیروهای گوناگون مدنی و سیاسی مستقل- اعم از چپ و راست- است.باید توجه داشت که درگیری و تنش میان نیروهای سیاسی چپ و راست، توسط حاکمیت به ویژه در فضای مجازی دامن زده شده و حاکمیت هیزم این آتش اختلافات را تهیه میکند.باید این هشیاری در نیروهای سیاسی وجود داشته باشد که در دام این «فراتندروها» (که باید گفت اکنون از هسته سخت قدرت هم تندروتر هستند) نیافتند و صف واحدی در برابر استبداد ایجاد کنند.با گفتگو بر سر مواضع مشترک باید بسترسازی برای آینده کرد که البته این کار زودبازدهای نیست ولی راهبرد اصلی برای قرارگرفتن در فرایند دموکراتیزاسیون همین است.
درباره پیشبینی آینده فضای سیاسی پس از تفاهم همانطور که در جواب سوال چهار گفته شد، به نظر میرسد گشایشهایی در حوزه جامعه و سپس حوزه سیاست مشاهده خواهیم کرد اما سخن قطعی اکنون نمیتوان گفت زیرا با شرایط پیچیده داخلی و خارجی روبرو هستیم.
––––––––––––––––––––––––––––––
منبع اصلی: ایران فردا

نظرها
نظری وجود ندارد.