روایت عراقچی از ضربه به رأس قدرت، حفره امنیتی و آتشبس دیرهنگام
روایتی که با گاهشمار جنگ نمیخواند
عباس عراقچی در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» گفت جمهوری اسلامی پیش از آغاز حملات برای سناریوهای مختلف آماده بود، اما در حفاظت از مقامهای ارشد «غفلت» کرد و حفره امنیتیای که مهاجمان را از زمان و محل جلسات حساس آگاه کرده بود، احتمالا هنوز بسته نشده است. وزیر امور خارجه همچنین گفت برقراری آتشبس ده روز زودتر میتوانست از کشتهشدن «لاریجانی و خطیب» و حمله به عسلویه و فولاد مبارکه جلوگیری کند؛ ادعایی که دستکم در با گاهشمار جنگ سازگار نیست و روشن نمیکند مسئولیت تأخیر در توقف جنگ با کیست.

گفتوگوی عراقچی با موگویی
عباس عراقچی در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» گفت جمهوری اسلامی پیش از آغاز حملات برای سناریوهای مختلف آماده بود، اما در حفاظت از مقامهای ارشد «غفلت» کرد و حفره امنیتیای که مهاجمان را از زمان و محل جلسات حساس آگاه کرده بود، احتمالا هنوز بسته نشده است. وزیر امور خارجه همچنین گفت برقراری آتشبس در زمانی زودتر میتوانست از کشتهشدن شماری از مقامها و حمله به عسلویه و فولاد مبارکه جلوگیری کند؛ ادعایی که دستکم در مورد برخی از این رویدادها با گاهشمار جنگ سازگار نیست و مسئولیت تأخیر در توقف جنگ را نیز روشن نمیکند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگویی تازه گفته است ایران پیش از آغاز جنگ ۴۰روزه برای سناریوهای مختلف، حتی کشتهشدن علی خامنهای، برنامه داشت و تنها دو ساعت پس از نخستین حمله پاسخ نظامی را آغاز کرد. با او همزمان گفته که مهاجمان از زمان و محل جلسات محرمانه اطلاع داشتهاند و «حفره امنیتی»ای که حمله به مجموعه بیت رهبری را ممکن کرد، احتمالا هنوز بسته نشده است. عراقچی همچنین گفت پذیرش آتشبس در زمانی زودتر میتوانست از کشتهشدن علی لاریجانی و اسماعیل خطیب و تخریب عسلویه و فولاد مبارکه جلوگیری کند؛ سخنی که با تاریخ این رویدادها کاملا سازگار نیست.
این گفتوگو در فصل دوم «ماجرای جنگ»، مجموعهای به روایت جواد موگویی، مستندساز نزدیک به جریان اصولگرا، منتشر شده است. این برنامه با مقامهای سیاسی و نظامی درباره تصمیمهای پشتپرده دو جنگ اخیر گفتوگو میکند. فصل نخست آن در تابستان ۱۴۰۴ پس از پخش یک قسمت از شبکه سه و جلوگیری از پخش قسمت دوم متوقف شد؛ هرچند صداوسیما بعدا مسئولیت تعطیلی آن را رد کرد. نسخه کامل گفتوگوی تازه عراقچی روز یکشنبه ۲۸ تیر منتشر شد.
هشدار جنگ در شب جمعه، تجمع مقامها در صبح شنبه
یکی از مهمترین بخشهای مصاحبه به ساعات پیش از آغاز حملات نهم اسفند ۱۴۰۴ بازمیگردد. عراقچی گفت پس از مذاکرات هفتم اسفند در ژنو، وزیر خارجه عمان از واشینگتن با او تماس گرفته و هشدار داده بود که فضای پایتخت آمریکا «بسیار بد و جنگی» است و دونالد ترامپ ظاهرا به این نتیجه رسیده که جنگ ظرف دو یا سه روز پایان خواهد یافت. عراقچی به گفته خود، جمعهشب نیز فضای موجود را کاملا جنگی ارزیابی کرده بود.
او گفت ساعت هشت صبح شنبه، گزارش مذاکرات و احتمال جنگ را به مسعود پزشکیان ارائه کرد و حدود ساعت نه برای دیدار با محمدحسین حجازی، از مسئولان ارشد دفتر رهبر جمهوری اسلامی، به مجموعه بیت رفت. حمله در زمانی آغاز شد که عراقچی با حجازی صحبت میکرد. این روایت نشان میدهد هشدار سیاسی درباره قریبالوقوعبودن جنگ، دستکم چند ساعت پیش از حمله به بالاترین سطح اجرایی منتقل شده بود؛ با این همه، برنامه جلسات حساس تغییر نکرد و مقامهای ارشد در چند نقطه محدود و قابل شناسایی گرد هم آمدند.
بر اساس روایت عراقچی، صبح آن روز سه یا چهار نشست مهم تقریبا همزمان برگزار میشد: شورای معاونان وزارت اطلاعات، جلسه شورای روابط خارجی و نشست شورای دفاع به ریاست علی شمخانی. جلسه شمخانی و فرماندهان، دفتر غلامعلی رشید یا مصطفی ایزدی در روایتهای مختلف، دفتر حجازی و دفتر علی خامنهای از اهداف حمله بودند. عراقچی گفت در فاصله چند ثانیه سه حمله به مجموعه بیت انجام شد، حجازی را از زیر آوار بیرون آوردند و از پیکر منشی او چیزی پیدا نشد.
همین جزئیات، ادعای عراقچی درباره «غافلگیرنشدن» را محدود میکند. او میگوید حکومت در سطح راهبردی انتظار جنگ را داشت و برای پاسخ نظامی آماده بود، اما در جای دیگری تصریح میکند که «در بعد نظامی غافل نشدیم، اما در محافظت از مقامات سیاسی غفلت کردیم». به بیان دیگر، آمادگی برای شلیک موشک به معنای آمادگی برای حفظ زنجیره فرماندهی و پراکندهکردن مرکز تصمیمگیری نبوده است.
«کد ۱۱۰» و حفرهای که هنوز وجود دارد
عراقچی گفت پیش از جنگ، سناریوی کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی نیز بررسی شده بود. چون بیان مستقیم این احتمال در جلسات دشوار بود، مقامها از «کد ۱۱۰» استفاده میکردند. او همچنین گفت از آغاز جنگ برنامه وجود داشت که در صورت هدفگرفتن رهبری، تنگه هرمز بسته شود. این ادعا بخشی از تلاش او برای اثبات آن است که ساختار حکومت پس از حمله بدون برنامه نمانده بود.
اما روایت او از چگونگی انتخاب هدفها، تصویری متفاوت به دست میدهد. عراقچی گفت مهاجمان نهتنها از حضور روزانه خامنهای در دفترش، بلکه از محل و ساعت جلسات فرماندهان و مقامهای امنیتی اطلاع داشتهاند. او این وضع را حاصل یک «حفره امنیتی» دانست که به گفتهاش فقط به انتقال اطلاعات محدود نیست و میتواند بر تصمیمسازی مقامها و فضای روانی جامعه نیز اثر بگذارد. مهمتر آنکه گفت این حفره «احتمالا هنوز وجود دارد» و دستگاههای اطلاعاتی در جستوجوی آن هستند.
این بخش از سخنان عراقچی از دو جهت اهمیت دارد. نخست آنکه یکی از مقامهای اصلی دولت، نفوذ را نه یک رخداد پایانیافته، بلکه تهدیدی جاری توصیف میکند. دوم آنکه اشاره او به «جهتدهی تصمیمها» دامنه نفوذ ادعایی را از جاسوسی و مکانیابی فراتر میبرد. عراقچی توضیح نداد منظورش کدام تصمیمها، افراد یا سازوکارهاست.
عراقچی در بخش دیگری از گفتوگو گفت از زمان انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری، هنوز با او دیدار نکرده و تنها شمار محدودی از مقامها امکان ملاقات مستقیم با او را دارند. او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال جانشینی مجتبی خامنهای نیز گفت که او «همیشه بهعنوان یک کاندیدا مطرح بوده است».
آتشبسی که «ده روز دیر» رسید؛ زمانبندیای که جور درنمیآید
بخش مهم دیگر مصاحبه، سخنان عراقچی درباره هزینه ادامه جنگ بود. او گفت تصمیمگیری درباره جنگ و آتشبس نباید به میل فردی واگذار شود و افزود: «اگر پشت خیمه دشمنید و میتوانید کار را تمام کنید، بروید؛ اما با جان مردم و سرنوشت کشور نمیشود قمار کرد.» سپس گفت اگر آتشبس ده روز زودتر برقرار شده بود، «لاریجانی، خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه» همچنان باقی بودند.
این جمله با گاهشمار جنگ همخوان نیست. آتشبس اولیه ایران و آمریکا در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، برابر با هفتم آوریل ۲۰۲۶، مورد توافق قرار گرفت و از بامداد روز بعد اجرا شد. ده روز پیش از آن حدود هشتم فروردین بود. اما علی لاریجانی در ۲۶ اسفند و اسماعیل خطیب و پالایشگاههای پارس جنوبی در عسلویه در ۲۷ اسفند هدف قرار گرفتند؛ یعنی حدود سه هفته پیش از برقراری آتشبس، نه در ده روز پایانی.
حملات به فولاد مبارکه به این بازه نزدیکتر است. این مجتمع در هفتم فروردین هدف قرار گرفت و حمله سنگین دیگری شامگاه یازدهم فروردین انجام شد. بنابراین سخن عراقچی درباره فولاد مبارکه میتواند تقریبا با فرض آتشبس ده روز زودتر سازگار باشد، اما درباره لاریجانی، خطیب و عسلویه چنین نیست.
چه کسی آتشبس را دیر پذیرفت؟
عراقچی در پاسخ به انتقاد موگویی که «دستفرمان شما دوباره باعث جنگ شد»، گفت مذاکره تصمیم شخصی او نبوده و آغاز یا پایان جنگ نیز در اختیار وزیر خارجه نیست. به گفته او، شورای عالی امنیت ملی وضعیت را تحلیل میکند و تصمیم نهایی پس از طی سازوکار قانونی و تأیید رهبری قابل اجراست. او در گفتوگویی در خرداد نیز گفته بود «مذاکره منجر به جنگ نشد؛ مقاومت منتهی به جنگ شد»، زیرا آمریکا نتوانست خواسته خود درباره توقف غنیسازی را از راه مذاکره تحمیل کند.
با این حال، شرح خود او از روزهای جنگ نشان میدهد سازوکار رسمی تصمیمگیری در عمل مختل شده بود. عراقچی گفت بهدلیل دشواری ارتباط با سطوح بالاتر، کمیتهای ششنفره شامل رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه درباره مذاکرات تصمیمهای فوری میگرفت. او همچنین گفت آتشبس اولیه زمانی پذیرفته شد که امکان تشکیل جلسه کامل شورای عالی امنیت ملی وجود نداشت و تصمیم در جمعی کوچکتر گرفته شد؛ شرط ایران نیز این بود که پیشنهاد دهبندی تهران مبنای مذاکرات بعدی باشد. جلسه مربوط به تصویب یادداشت تفاهم بعدی، به گفته او، از ساعت نه شب تا سه بامداد ادامه یافت.
این توضیحات مسئولیت تصمیم را روشن نمیکند. عراقچی از یک سو تأخیر در آتشبس را پرهزینه میخواند، اما از سوی دیگر نام فرد یا نهادی را که با توقف جنگ در زمان مناسبتر مخالفت کرده، نمیبرد. او میگوید نظامیان نیز با آتشبس موافق بودند و تصمیم نهایی جمعی بود. در نتیجه، مهمترین پرسش مصاحبه بیپاسخ میماند: پیشنهاد قابل قبول برای توقف جنگ دقیقا در چه تاریخی روی میز قرار گرفت، چه کسانی آن را رد یا به تعویق انداختند و ده روز مورد اشاره عراقچی از چه نقطهای محاسبه شده است؟
روایت پیروزی و صورتحساب جنگ
عراقچی در بخش دیگری از گفتوگو گفت حملات ایران «ساختار امنیتی منطقه» را تغییر داده است. به روایت او، ایران زیرساختهایی را هدف گرفت که سهامداران آمریکایی داشتند و همین حملات باعث شد واشینگتن جدیبودن جنگ را درک کند و دولتهای منطقه برای توقف آن بر ترامپ فشار بیاورند. او همچنین گفت همه اقدامات اصلی از پیش به تصویب علی خامنهای رسیده بود و ایران با آمادگی موشکی بیشتر نسبت به جنگ ۱۲روزه، تنها دو ساعت پس از آغاز حمله پاسخ داد. این ادعاها بدون انتشار اسناد تصمیمگیری یا شواهد مستقلی درباره رابطه مستقیم میان حملات ایران و تغییر موضع آمریکا مطرح شدهاند.
در این روایت، نتیجه جنگ «پیروزی راهبردی» و نشستن ایران در جایگاه یک «ابرقدرت» در برابر آمریکاست. اما همان مصاحبه صورتحساب دیگری نیز ارائه میکند: کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی و شماری از فرماندهان و مقامهای ارشد، از میان رفتن علی لاریجانی و وزیر اطلاعات، حمله به قلب ساختار فرماندهی، تخریب بخشهایی از عسلویه و فولاد مبارکه، اختلال در ارتباط با سطوح بالای قدرت و وجود حفرهای امنیتی که هنوز شناسایی نشده است.
به همین دلیل، مهمترین بخش گفتوگوی عراقچی نه ادعای تغییر نظم امنیتی منطقه، بلکه شکافی است که میان دو روایت او باقی میماند: حکومتی که میگوید برای همه سناریوها آماده بوده، اما هشدار روشن جنگ را به تغییر آرایش حفاظتی تبدیل نکرد؛ برای مرگ رهبر «کد» داشت، اما از زمان و محل تجمع مقامهایش حفاظت نکرد؛ و اکنون از آتشبسی سخن میگوید که ده روز دیر برقرار شد، بیآنکه زمان واقعی فرصت ازدسترفته و مسئولیت تصمیم را مشخص کند.


نظرها
نظری وجود ندارد.