ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، از معترضان دیماه ۱۴۰۴ در برابر دیدگان مردم اعدام شدند
گروهی از مردم حاضر در محل اعدامِ این دو زندانی سیاسی به اجرای این حکم اعتراض کردند. گزارشهایی از برخورد نیروهای امنیتی با معترضان منتشر شده است.

ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، از معترضان دیماه ۱۴۰۴ اصفهان، بامداد سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در برابر دیدگان مردم اعدام شدند ـ عکس از شبکههای اجتماعی
بهگزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه جمهوری اسلامی، بامداد سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، دو زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی اصفهان، در برابر دیدگان مردم بهاجرا درآمد.
بر اساس ویدئوها و گزارشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، همزمان با اجرای حکم، گروهی از شهروندان حاضر در محل نسبت به این اعدامها اعتراض کردند.
گزارشها همچنین از حضور گسترده نیروهای امنیتی، برخورد با معترضان و تلاش برای پراکنده کردن تجمعکنندگان حکایت دارد. برخی منابع نیز از تیراندازی در محل خبر دادهاند، اما مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون درباره این گزارشها توضیحی ارائه نکردهاند.
پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به وقایع ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ بازمیگردد؛ زمانی که در جریان اعتراضات در این میدان درگیریهایی میان معترضان و نیروهای حکومتی رخ داد. هیچ روایت مستقل و قابل راستیآزمایی از جزئیات این درگیریها منتشر نشده است، اما مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند که چهار نفر از نیروهای بسیج و فراجا در این رویداد کشته شدند. پس از آن، دستکم ۵۹ نفر بازداشت شدند و در نهایت ۱۲ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدند.
بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، جلسات دادگاه تنها در سه جلسه حدود یکساعته برگزار شد. همچنین حکم متهمان در تیرماه ۱۴۰۵، همزمان با شرایط نیمهتعطیل بودن بسیاری از دادگاهها در دوران جنگ، صادر و اندکی بعد، از سوی دیوان عالی کشور تأیید شد.
در میان محکومان این پرونده، ابوالفضل سپاهی به سه بار اعدام، علیرضا سپاهی به چهار بار اعدام و چند متهم دیگر نیز هر یک به دو بار اعدام محکوم شدند. امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، بزرگترین متهم پرونده و شماری دیگر از محکومان در زمان بازداشت حدود ۱۸ سال سن داشتند.
رسانه وابسته به قوه قضائیه اعلام کرده است که ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری با اتهامهایی از جمله «عضویت در گروههای باغی علیه امنیت ملی»، «محاربه»، «افساد فیالارض»، «تخریب و آتشزدن اموال عمومی» و مشارکت در کشته شدن چهار مأمور نیروی انتظامی به اعدام محکوم شده بودند. این اتهامها از سوی منابع مستقل راستیآزمایی نشده است.
در مقابل، منابع حقوق بشری اعلام کردهاند که این دو زندانی پس از بازداشت تحت شکنجه و فشارهای جسمی و روانی قرار گرفته و اعترافات آنها تحت فشار و اجبار اخذ شده است. خانوادههای آنها نیز پیشتر از محرومیت متهمان از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، نقض حق دفاع و نبود دادرسی عادلانه انتقاد کرده بودند.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی سحرگاه یکشنبه ۲۸ تیر عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی، دو متهم دیگر پرونده موسوم به «میدان علیخانی» را اعدام کرد؛ عرفان اسفندیاری هنگام وقوع اتهام انتسابی کمتر از ۱۸ سال داشت و گلمحمد محمدی شهروند افغانستان بود.
نهادهای حقوق بشری با ابراز نگرانی نسبت به روند رسیدگی به این پرونده، خواستار انتشار مستندات، بررسی مستقل ادعاهای مربوط به شکنجه و اعترافات اجباری و رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران ماه گذشته با انتشار گزارشی نسبت به خطر اجرای احکام اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هشدار داد و اعلام کرد که بیش از ۷۰ زندانی در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) به اعدام محکوم شدهاند.
بهگفته این نهاد حقوق بشری، ۱۴ نفر از محکومان در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به سلولهای انفرادی منتقل شدهاند و ۱۲ نفر دیگر نیز در سوئیتهای قرنطینه نگهداری میشوند. منابع آگاه به سازمان حقوق بشر ایران گفتهاند برخی از این زندانیان حتی پیش از تأیید حکم در دیوان عالی کشور با خطر اجرای اعدام روبهرو شدهاند.
اجرای علنی حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری بار دیگر انتقادها نسبت به استفاده از مجازات اعدام، بهویژه در پروندههای مرتبط با اعتراضات ـ آن هم در ملاء عام ـ و وضعیت حقوق بشر در ایران را برجسته میکند.
صدور و اجرای احکام اعدام برای معترضان، ابزار اصلی جمهوری اسلامی برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و سرکوب هرگونه مخالفت مدنی و سیاسی است.




نظرها
بهمن نهاوندی از تهران
من ملتمسانه از سایتی خواستم از سایت شما نیز میخواهم تا این نظر را که در واقع سومین نظر من در این سایت است را منتشر کند. به نام ایران و اما جنگ فقط در جنوب ایران نیست، این جنگ اسلام است با انسان و انسانیت و ایران و ایرانیت ! امروز صبح کسی از تلویزیون فرانسه برای من ویدیوئی را فرستاد که در آن خبرنگاری به نام سیاوش قاضی که همسایه ی سابق است و اینک نیز گاهی او را می بینم برای یک تلویزیون فرانسه زبان فرستاده. البته آن دوست من در بلژیک است. میخواستم بگویم که این آقای سیاوش قاضی از نوعی سادگی برخوردار است و این سادگی باعث شده که او به یکی از مهره های رژیم تبدیل بشود. تا در خونشوئی و پنهان کردن حلقاویزها پاداش و حقوق دریافت کند. برای همین اگر به ویدیوئی که دو سه روز پیش برای تلویزیون فرانسه خوب نگاه بشود ما در آن نوعی نشاط زندگی و نوعی نگاههای مهربان و برنامه های نمایش می بینیم که حکایت از زندگی عادی دارد، زندگی ای که خیلی از نوع زندگی اروپائی و شاید فراسنوی دور نباشد. حال برای چه ؟! برای اینکه پرده ای استتاری باشد برای حکومتی که حتما امروز نه یکی از جنایتکارترین حکومتهای جهان است، بلکه جنایتکارترین و آدمکش ترین و متجاوزترین و شکنجه گرترین حکومت جهان و حتا تاریخ است. چرا که حتا نازیها هم اینگونه رفتار نمی کردند و فقط عده ی مخصوصی مثل یهودیان و همجنسگرایان و...را زندانی میکردند یا میکشتند. اما حکومت اسلام ضد بشر و خصوصا ضد ایرانی هیچ خط قرمزی در کشتار بیگناهان نداشته و ندارد و نخواهد داشت. و من یک انتقاد سفت و سخت از ایرانیانم خارج که تعدادشان بیش از ده میلیون است بکنم که درایت و اخلاق و ایرانیتی بیدار ندارند تا بدور تمامیت ارضی پرچم شیروخورشید بدون تاج لائیسیته و دموکراسی و حقوق بشر و رفراندوم با شعار «جاوید ایران» و شعارهای پیوند دهنده که در آن جمهوریخواه و پادشاهی خواه خواهرانه و برادرانه شرکت کنند و...هم اتحاد ایجاد کنند هم تظاهرات بکنند. خانمها و آقایان ایرانی خارج نشین کجای نوشته ی من ایراد دارد !؟ خوهشن دست از Xاللهی بودن بردارید. ایران دارد نابود میشود. شما میبایست یک اتحاد قابل اعتناء بسازید. من از شاهزاده رضا پهلوی درخواست میکنم تا از دوستان و طرفدارانش بخواهد تا ادبیات را رعایت کنند من از گروههای چپ و جمهوری خواه درخواست میکنم تا بدانند که در ایران پادشاهی خواهان نیز وجود دارند. امروز هم پادشاهی خواه و هم جمهوریخواه قر بانی این نظام جنایتکار است. ما در ایران آنقدر تفرقه که خارجنشینان دارند نداریم. بهمن نهاوندی از تهران