از تهران تا تگزاس: چگونه یک سرشاخه هرمیِ محکومِ ایرانی، زندگی تازهای در ایالات متحده ساخت
بنیانگذار شرکت هرمی «پالینور»؛ شبکهای که در اواسط دهه ۱۳۸۰ خورشیدی به گفته دادگاهی در ایران بسیاری را گرفتار یک کلاهبرداری هرمی کرد، اکنون در آمریکا زندگی تازهای را آغاز کرده و بهتازگی دکترای خود را در رشته فیلم از دانشگاه تگزاس در دالاس دریافت کرده است؛ در حالی که قربانیان این پرونده همچنان در انتظار اجرای عدالت و بازگشت سرمایههای از دسترفته خود هستند.

مازیار ماهان، که در ارتباط با یک طرح هرمی ۲۵ میلیون دلاری به فریب صدها نفر متهم و در ایران بهصورت غیابی محکوم شده، تابعیت ایالات متحده آمریکا را به دست آورده و اکنون در یک دانشگاه در ایالت تگزاس به تدریس فیلم مشغول است.
گزارشی از OCCRP/ سازمان گزارشگری فساد و جرایم سازمان یافته
فیلم «پژواکهای تبعید» ساختهٔ مازیار ماهان، فیلمساز ایرانی ساکن تگزاس، در سال ۲۰۲۵ در چندین جشنوارهٔ فیلم جوایزی کسب کرد و موفقترین اثر او تا امروز بوده است. این فیلم، روایت زنانی ایرانی را به تصویر میکشد که بر زمینهای از مونتاژهای قهوهایفام، از مقاومت و گریختن از سرکوب گشت ارشاد ایران سخن میگویند.
اما در ایران، بنا بر رأی یک دادگاه، ماهان پس از آنکه صدها نفر در طرح هرمیای که او از بنیانگذارانش بود سرمایهگذاری کردند، آنان را با زیانهای سنگین مالی و زندگیهای ازهمگسیخته بر جای گذاشت.
«آنها ادعا میکردند در حوزه طلا و اوراق بهادار فعالیت میکنند و وعده سود ماهانه ۱۵ درصدی میدادند،»
جمال گنجی، کشاورز ۵۸ ساله میگوید به او چنین القا شده بود که سرمایهاش توسط یک شرکت سرمایهگذاری آمریکایی به نام «پالینور» مدیریت خواهد شد.
گنجی به یاد میآورد:
هیچ سودی به ما پرداخت نکردند. فقط مدام میگفتند: "به شما امتیاز میدهیم. بروید امتیازهایتان را خرج کنید و افراد بیشتری را جذب کنید."
او میگوید پس از مدتی با این واقعیت روبهرو شد که سرمایهاش را از دست داده است.
خبرنگاران OCCRP با استفاده از اسناد قضایی، سوابق مالکیت املاک و داده افشاشده، مسیر مازیار ماهان را از تهران تا تگزاس ردیابی کردند؛ مسیری که او پس از ترک ایران و فرار از اجرای حکم زندان به دلیل نقش خود در یکی از بدنامترین طرحهای هرمی ایران پیمود.
دادگاه ایران به این نتیجه رسید که سود حاصل از این طرح بیش از ۲۵ میلیون دلار بوده و «بخش عمدهای» از این درآمدها به خارج از کشور منتقل شده است.
براساس یافتههای OCCRP ماهان، که در اسناد دادگاه از او بهعنوان گرداننده اصلی طرح «پالینور» نام برده شده، با نامی تغییریافته (او پیشتر با نام مازیار مهدویفر شناخته میشد) زندگی تازهای را در ایالات متحده آغاز کرده است. او اکنون فیلمسازی است در حال مطرحشدن و فارغ التحصیل دکترا از دانشگاه تگزاس در دالاس و شهروند ایالات متحده است.

مشخص نیست ماهان چگونه توانسته وارد ایالات متحده شود و در نهایت تابعیت این کشور را به دست آورد، اما خبرنگاران در سوابق مربوط به املاک و مستغلات به سرنخی دست یافتند: او یک سال پس از ترک ایران، مبلغ ۵۰۰ هزار دلار در یک پروژه توسعه املاک در شهر سیاتل سرمایهگذاری کرد.
این میزان سرمایهگذاری با الزامات دریافت ویزای مهاجرتی ایالات متحده از طریق سرمایهگذاری مطابقت داشت.
اسناد تبلیغاتی بررسیشده توسط OCCRP نیز نشان میدهد که پروژه توسعهای سیاتل برای سرمایهگذاران خارجیِ متقاضی اقامت ایالات متحده بازاریابی میشد.
در پاسخ به فهرستی از پرسشهای تفصیلی OCCRP درباره فعالیتهای ماهان، شرکت حقوقی «برندی آستین» مستقر در تگزاس نوشت که ماهان «هرگز» شرکت «پالینور» یا «هیچ شرکت سرمایهگذاری مشابهی» را تأسیس نکرده و همچنین هرگونه دخالت او در «هر نوع فعالیت مالی متقلبانه» را رد کرد.
وکلای ماهان همچنین از اظهار نظر درباره منشأ اولیه منابع مالی سرمایهگذاری او در پروژه توسعه املاک خودداری کردند و حاضر نشدند توضیح دهند که او چگونه و در چه زمانی تابعیت ایالات متحده را به دست آورده است.
خبرنگاران متوجه شدند که ماهان پیش از آنکه اقامت ایالات متحده را به دست آورد، در حالی که همچنان پرونده شکایت از او در ایران همچنان در جریان بود، موفق به دریافت گذرنامه کشور جزیرهای دومینیکا در حوزه کارائیب نیز شده بود.
داستان او پرسشهایی را درباره نظارت بر برنامههای مهاجرت از طریق سرمایهگذاری مطرح میکند؛ از جمله اینکه چگونه فردی که به جرم مالی محکوم شده، توانسته از تحمل مجازات زندان در کشور خود بگریزد و در حالی که متواری بوده، شهروند ایالات متحده شود. در فرم درخواست تابعیت ایالات متحده، متقاضیان موظفاند تمامی محکومیتها، اتهامها و احکام پیشین خود را اعلام کنند.
کاترین وستمور، که هدایت فعالیتهای مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI) مستقر در لندن در حوزه سیاستگذاری جرائم مالی را بر عهده داشته، گفت: فردی که از کشوری متواری است اما با گذرنامه کشوری دیگر سفر میکند، «تا حدی میتواند از نظارت و بررسیها بگریزد»، زیرا نیروهای مجری قانون «به دنبال فردی با گذرنامه اول هستند، نه گذرنامه دوم …»
وکلای ماهان اعلام کردند که او تا سال ۲۰۰۹ ایران را ترک کرده بود.
این تقریباً همان زمانی است که، سرمایهگذاران «پالینور» دریافتند که فریب خوردهاند. تا سال ۲۰۱۴، ماهان و همسرش تابعیت دومینیکا را به دست آوردند. همسر او نیز در ایران به اتهام مشارکت در طرح هرمی تحت پیگرد قرار گرفت، اما تبرئه شد. (به پرسشهایی که به نشانی ایمیل منتسب به همسر ماهان ارسال شده بود، پاسخی داده نشد.)
سوابق مربوط به املاک نشان میدهد که این زوج در ژوئن ۲۰۲۱، با استفاده از نامهای خانوادگی جدید، یک خانه ویلایی در یکی از حومههای شهر دالاس خریداری کردند. در سال ۲۰۲۴، نام آنها در فهرست ثبتنام رأیدهندگان آمریکایی دیده میشود که نشان میدهد تا آن زمان شهروندی ایالات متحده را به دست آورده بودند.

اسناد دادگاه در ایران نشان میدهد که ماهان (با نام پیشین خود) بهصورت غیابی به اتهام تأسیس شرکت هرمی پالینور و عضوگیری در شركت هرمی محکوم شده است. خبرنگاران همچنین دریافتند که دستکم تا سال ۲۰۲۰ او همچنان تحت تعقیب در ایران بوده است، اما مقامهای قضایی ایران به درخواستها برای ارائه اطلاعات درباره آخرین وضعیت او پاسخی ندادند.
ماهان سال ۲۰۱۵ بهطور رسمی تحت پیگرد قضایی قرار گرفت. در حکمی که در سال ۲۰۱۶ صادر شد، او بهعنوان فردی متواری معرفی شد که محل اقامتش نامعلوم است. برخی دیگر از بنیانگذاران محکومشده «پالینور» ــ بهجز ماهان ــ بعدها نسبت به احکام خود درخواست تجدیدنظر دادند. یکی از آنها تبرئه شد و مجازات فرد دیگری کاهش یافت.
شرکت حقوقی که از طرف ماهان پاسخ داده است، نوشت: «تا آنجا که موکل ما اطلاع دارد، او هرگز از سوی هیچ دادگاه ایرانی به مجازات حبس محکوم نشده و همچنین در مدت زمانی که در ایران زندگی میکرده، هرگز موضوع هیچگونه رسیدگی قضایی در ایران نبوده است.» این شرکت افزود که ماهان نزدیک به دو دهه پیش ایران را ترک کرده و از آن زمان تاکنون به کشور بازنگشته است.
این شرکت حقوقی مدعی شد که اتهامهای مطرحشده علیه ماهان «با الگوی مستندِ جمهوری اسلامی ایران در ساختن اتهامهای کیفری، از جمله اتهامهای اقتصادی، علیه فعالان سیاسی و مخالفان، بهمنظور بیاعتبار کردن آنها، همخوانی دارد.»
با این حال، اگرچه برخی از آثار اخیر ماهان نگاهی انتقادی به حکومت ایران دارند، OCCRP هیچ سابقه یا مدرک عمومیای نیافت که نشان دهد او پیش از ورود به ایالات متحده، از منتقدان صریح یا شناختهشده حکومت ایران بوده است.
در یک پرونده قضایی جداگانه در ایران مشخص شد که بخشی از عواید «پالینور» از طریق یک شرکت بازرگانی که مدیران آن به خرید و فروش ارز خارجی اشتغال داشتند، به خارج از کشور منتقل شده است.
در رای دادگاهی که رسانههای ایران از آن به عنوان پرونده سلطان خودرو نام بردند آمده است که نجوا لاشیدایی، خواهرِ همسرِ ماهان، بخشی از داراییهای «پالینور» را مدیریت میکرده و بیش از یکهزار و ۷۰۰ سکه طلا در ایران خریداری کرده است؛ سکههایی که ارزش آنها در آن زمان حدود ۲٫۵ میلیون دلار برآورد شده است.
نجوا لاشیدایی و همسرش، وحید بهزادی، در سال ۲۰۲۱ به اتهام پولشویی، مشارکت در فعالیتهای «پالینور» و دیگر جرایم مرتبط با کلاهبرداری محکوم شدند و برای آنها حکم اعدام صادر شد. این حکم بعداً به ۲۰ سال حبس کاهش یافت.

قاضی رسیدگیکننده به پرونده نجوا لاشیدایی و وحید بهزادی، در سال ۲۰۱۱ از سوی اتحادیه اروپا به دلیل نظارت بر «دادگاههای نمایشی» تحریم شد و در سال ۲۰۱۹ نیز وزارت خزانهداری ایالات متحده او را به دلیل صدور احکام سنگین، از جمله مجازات اعدام، علیه روزنامهنگاران، زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر در ایران، در فهرست تحریمها قرار داد. این قاضی نقشی در پرونده «پالینور» که ماهان در آن محکوم شد، نداشت.
سال ۲۰۰۹ پنج تن از قربانیان طرح «پالینور» به اتهام ربودن ماهان در تهران محاکمه شدند. این گروه از سرمایهگذاران ناراضی، پیش از آنکه بنا بر ادعای ماهان او را برخلاف میلش بازداشت کنند، با ماهان دیدار کرده بودند تا درباره پولهای خود توضیح بخواهند. در نهایت، قاضی همه اعضای این گروه را تبرئه کرد و حکم داد که حضور ماهان داوطلبانه بوده است.
دو نفر از مردانی که به اتهام آدمربایی محاکمه شده بودند، به OCCRP گفتند که در آن زمان تلاش میکردند پولی را که در «پالینور» سرمایهگذاری کرده بودند، پس بگیرند.
از مهدویفر تا ماهان: چگونه خبرنگاران یک کلاهبردار محکومشده ایرانی را در تگزاس پیدا کردند
خبرنگاران برای نخستین بار مازیار ماهان و همسرش را در فهرستی از افرادی شناسایی کردند که تابعیت دومینیکا را دریافت کرده بودند. نام او در این فهرست که توسط OCCRP به دست آمده بود، با نام خانوادگی اصلیاش، مهدویفر، درج شده بود؛ اما ظاهراً با یک اشتباه تایپی همراه بود و بهصورت «مهسویفر» نوشته شده بود. این نام برای یکی از خبرنگاران آشنا بود، زیرا او آن را از تحقیقات پیشین درباره یک طرح هرمی در ایران به یاد داشت.
خبرنگاران با بررسی دقیق سوابق قضایی ایران، وبلاگهای قربانیان «پالینور»، نشریات رسانهای، پروفایلهای عمومی، سوابق املاک و دادههای افشاشده، تأیید کردند که ماهانِ ساکن تگزاس همان مهدویفری است که طرح هرمی «پالینور» را اداره میکرد.
یک مستند ایرانی درباره این طرح هرمی، تصاویری از شناسنامههای مهدویفر ــ نامی که او در آن زمان با آن شناخته میشد ــ و همسرش ارائه کرده بود. اطلاعات شخصی موجود در این اسناد با اطلاعات ماهان و همسرش در سوابق ایالات متحده مطابقت داشت.
سپس خبرنگاران OCCRP نام همسر ماهان را در مجموعهدادههای افشاشده از مالکان املاک در دبی پیدا کردند؛ موضوعی که به آنها امکان داد مسیر خروج این زوج از ایران تا رسیدن به ایالات متحده را بازسازی کنند.
همزمان، خبرنگاران با پروفسور حسن اوگیل، مدیر مرکز محاسبات بصری و سیستمهای هوشمند در دانشگاه برادفورد، مشورت کردند و تصاویر مختلفی از ماهان را در اختیار او قرار دادند تا تأیید کنند فردی که در تصاویر مربوط به طرح «پالینور» دیده میشود، همان فردی است که در وبسایت دانشگاه تگزاس در دالاس معرفی شده است. نتیجه، تطابق قوی تصاویر بود.
پروفسور اوگیل به OCCRP گفت: «احتمال بسیار زیادی وجود دارد که تصاویر ارائهشده در اینجا متعلق به همان فرد باشند.»
ابزار مقایسه چهره Rekognition شرکت آمازون، میزان شباهت ۹۹٫۸ درصدی را میان تصویری از ماهان/مهدویفر در ایران و تصویری جدید از او در ایالات متحده گزارش کرد؛ همچنین میان تصاویر مربوط به دوران «پالینور» از همسر ماهان و یک تصویر جدیدتر از او نیز مطابقت بالایی مشاهده شد.
ابزارهای بررسی ردپای دیجیتال، دادههای بهدستآمده از منابع دیگر، مانند نشانیهای ایالات متحده، شمارههای تلفن و نشانیهای ایمیل، را تأیید کردند و به خبرنگاران اجازه دادند هویت آنها را تایید کنند.
«همهچیز رسمی به نظر میرسید»
پیدا کردن قربانیان طرح «پالینور»، یکی از بدنامترین طرحهای هرمی ایران، کار دشواری نبود. بسیاری از آنها از اینکه فرد محکومشده بهعنوان گرداننده این طرح اکنون در خارج از کشور زندگی میکند، در حالی که خودشان همچنان بینتیجه در انتظار اجرای عدالت هستند، ابراز ناامیدی کردند.
یکی از سرمایهگذاران «پالینور»، علیرضا، که به دلیل نگرانیهای امنیتی خواست از نام مستعار استفاده شود، گفت که به دفتری در ایران مراجعه کرده بود تا وجه نقدی را تحویل دهد که تصور میکرد به یک سبد سرمایهگذاریِ در حال رشد اضافه خواهد شد. سرمایهگذاران، سرمایه خود را از طریق انتقالهای بانکی و پرداختهای مستقیم نقدی به افراد دیگر در شبکه، در اختیار «پالینور» قرار میدادند.
علیرضا به OCCRP گفت:
یک وبسایت به ما نشان دادند و گفتند شرکت در ایالات متحده ثبت شده است... همهچیز رسمی به نظر میرسید. اما البته، همه آن فقط تشریفاتی بود.
اظهارات آنها با دهها روایت دیگر از قربانیان که در وبلاگها و یک مستند تلویزیونی ایرانی منتشر شده، مطابقت دارد.
وکلای ماهان به OCCRP گفتند که «این مستند، وبلاگهای منتسب به قربانیان و اظهارات افرادی که شما با آنها بهعنوان قربانیان احتمالی گفتوگو کردهاید، شواهد قطعی برای اثبات یک طرح هرمی نیستند؛ زیرا چنین طرحهایی معمولاً از طریق یک زنجیره اسناد و مدارک روشن اثبات میشوند.»
قربانیان به OCCRP گفتند آنها تشویق میشدند تا پساندازهای قابلتوجه خود را سرمایهگذاری کنند و به آنها وعده بازدهی ماهانه داده شده بود، اما پس از چند پرداخت اولیه ــ پولی که نه از سرمایهگذاریهای موفق، بلکه از افراد تازهوارد به این طرح تأمین میشد ــ جریان پرداختها هم متوقف شد.
بر اساس اظهارات قربانیان، در ابتدا وعده بازدهی ماهانه در محدوده ۲۰ تا ۲۵ درصد داده میشد، اما این رقم بهسرعت به ۱۵ درصد، سپس چهار درصد کاهش یافت و در نهایت بهطور کامل متوقف شد.
طرحهای سرمایهگذاری کلاهبردارانه و هرمی در اوایل دهه ۲۰۰۰ در ایران گسترش یافتند و قربانیان شهروندانی بودند که تحت فشار فساد و سوءمدیریت ساختاری اقتصادی قرار داشتند.
در حالی که ایران با افزایش تحریمهای بینالمللی و انزوای مالی مواجه بود، این طرحها ــ که اغلب خود را بهعنوان ابزارهای سرمایهگذاری پیچیده و بینالمللی معرفی میکردند ــ هزاران ایرانی از مشاغل و حرفههای مختلف را با وعده سودهای سریع و بدون خطر جذب کردند.
کانال یوتیوب «پالینور» نشان میدهد که برخی از سازماندهندگان این طرح، کارگاههایی را در دبی و تایلند برگزار کرده بودند. «پالینور» به رندی گیج، از سخنرانان سرشناس انگیزشی آمریکا، که پیشتر در ایران نیز محبوبیت داشت، پول پرداخت کرد تا در یک رویداد، طرح سرمایهگذاری آنها را تبلیغ کند. این ویدئو سپس در کانال یوتیوب «Palinure International» منتشر شد.
رندی گیج، در سمیناری در دبی خطاب به حاضران گفت:
دلایلی که باعث شد به این مجموعه بپیوندید چه بود؟ چه چشماندازی برای خودتان دارید؟ ... میدانم رؤیای بسیاری از شما چیست: میخواهم ثروتمند شوم، میخواهم موفق باشم.
گیج به OCCRP گفت که در سال ۲۰۰۸، در آخرین لحظات برای برگزاری یک کارگاه رهبری به دبی دعوت شد. او گفت پس از رسیدن، یک لیموزین رولز رویس دنبال او آمد. او افزود که برای این رویداد مبلغی در حدود ۲۵ هزار تا ۳۰ هزار دلار دریافت کرده است.
رندی گیج به OCCRP گفت کارکنان «پالینور» «پول زیادی داشتند» و افزود که کاملاً بیاطلاع بوده که این مجموعه یک طرح هرمی است. وقتی تصاویری از خودش در کنار ماهان و همسرش به او نشان داده شد، گیج گفت که این زوج را نمیشناسد.
او به خبرنگاران گفت: «من کسی را تأیید نکردم. من هیچ چیزی درباره آن نمیدانم.» او افزود: «من از این کارها میلیونها مورد انجام میدهم. با توجه به آن کراوات، میتوانم بگویم این اتفاق مربوط به مدتها پیش است.»
در سال ۲۰۰۷، وبسایت «پالینور» اعلام کرد که «گروه مالی پالینور» «بینالمللی شده است» و در سپتامبر ۲۰۰۸، شرکت «Palinure International LLC» در ایالت اورگان به ثبت رسید؛ این شرکت دارای یک شعبه در کالیفرنیا بود که نشانی پستی آن یک محل مسکونی بود.
خبرنگاران نشانیهای شرکت آمریکایی پالینور در اورگان و کالیفرنیا را با نشانیهایی که در ویدئوهای حساب یوتیوب پالینور نمایش داده شده بود، تطبیق دادند.
سوابق املاک کالیفرنیا، سوسن لطفیان، زنی ایرانی-آمریکایی، را در نشانیای که برای «پالینور» ثبت شده بود، شناسایی کرد. او در تماسی تلفنی به OCCRP گفت که پس از درخواست دوستانش که «میخواستند یک شرکت شرطبندی راهاندازی کنند»، موافقت کرده بود خانهاش بهعنوان نشانی پستی شرکت اورگان درج شود، اما آن شرکت هرگز هیچ فعالیتی در آن نشانی انجام نداد.
«من فقط مقداری کارهای اداری برای آنها انجام دادم،» لطفیان توضیح داد که نمایندگان این شرکت، ایرانیهایی بودند که بین ایران و امارات متحده عربی فعالیت داشتند.
او به OCCRP گفت:
آنها قصد داشتند [این کسبوکار را راهاندازی کنند]. من منطقهای را که میتوانستند در آنجا جایی اجاره کنند و از این قبیل چیزها، به آنها نشان دادم و آنها هم میخواستند این کار را انجام دهند، اما هیچوقت هیچ کاری نکردند. آنها هرگز نیامدند، هرگز کاری انجام ندادند.
در سال ۲۰۰۹، یک شعبه از شرکت اورگان در کالیفرنیا با نشانی جدیدی در یک واحد تجاری معمولی و بینامونشان ثبت شد. در سال ۲۰۱۵، هیئت مالیاتی فرانشیز کالیفرنیا، نهاد مالیاتی این ایالت، فعالیت تجاری این شرکت را به دلیل خودداری از ارائه اظهارنامههای مالیاتی به حالت تعلیق درآورد. این هیئت با استناد به محرمانگی اطلاعات مالیاتی، از ارائه هرگونه اطلاعات بیشتر خودداری کرد.
خبرنگاران هیچ سوابق مالیای پیدا نکردند که بتواند بررسی کنند آیا پولی از طریق شرکتهای «پالینور» در ایالات متحده جابهجا شده است یا خیر.
گذرنامههای طلایی
به گفته وکلای او، ماهان در ژوئیه ۲۰۰۹ ایران را ترک کرد. وکلا به OCCRP گفتند که ماهان با «رسانههای دیگر» و همچنین یک رسانه فارسیزبان مستقر در اروپا همکاری داشته و فعالیتهای او «به موضوعات حقوق بشر، سرکوب سیاسی، سلامت عمومی و سوءاستفادههای حکومتی میپرداخته است».
این شرکت حقوقی نوشت: «ماهان یک پژوهشگر شناختهشده در حوزه مطالعات فیلم، نویسنده و فیلمساز است که آثارش بهطور فعال با حکومت ایران و سرکوب زنان توسط آن مخالفت میکند.» این شرکت افزود که «ادعاها» درباره نقش ماهان در طرح «پالینور» ظاهراً ادامهای از «تاکتیکهای مخرب [حکومت ایران] با هدف آسیب رساندن به اعتبار او و خاموش کردن فعالیتهای دادخواهانه او» است.
خبرنگاران تلاش کردند مسیر ماهان را از تهران تا تگزاس ردیابی کنند و شواهدی یافتند که نشان میداد او و همسرش پس از ترک ایران، مدتی را در دبی سپری کردهاند.
بر اساس دادههای املاک دبی که توسط مرکز مطالعات دفاع پیشرفته (C4ADS)، یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در ایالات متحده که درباره جرایم و درگیریهای بینالمللی پژوهش میکند، به دست آمده است، تا سال ۲۰۱۴ همسر ماهان مالک یک آپارتمان یکخوابه در طبقه ۳۱ برج «الشرا» در منطقه لوکس ساحلی جمیرا لیک تاورز در دبی بود.
به نظر میرسد ماهانها در آن زمان، مالک ملکی در مجاورت یکی دیگر از بنیانگذاران محکومشده «پالینور» بودند. این کلاهبردار مرتبط با «پالینور» با استفاده از گذرنامه دومینیکا، آپارتمان مجاور در دبی را خریداری کرده بود، در حالی که همسر ماهان برای خرید آپارتمان خود از گذرنامه ایرانیاش استفاده کرده بود.
خبرنگاران OCCRP همچنین نام ماهان را در سندی یافتند که فهرست افرادی بود که تابعیت جزیره کارائیبی را دریافت کرده بودند. ماهان و همسرش در سال ۲۰۱۴، در حالی که در ایران تحت تحقیقات رسمی درباره کلاهبرداری و تحصیل مال نامشروع قرار داشتند، گذرنامههای دومینیکا را دریافت کردند. (همسر ماهان در نهایت تبرئه شد.)

مشخص نیست ماهان چگونه گذرنامه دومینیکا را دریافت کرده است، اما دومینیکا به اتباع خارجی که سرمایهگذاری قابلتوجهی در این کشور انجام میدهند، امکان دریافت تابعیت میدهد: در زمان دریافت گذرنامههای ماهان و همسرش، این شامل پرداخت حدود ۱۰۰ هزار دلار، یا خرید یک ملک بزرگ در یک سرمایهگذاری مورد تأیید دولت، بهعلاوه هزینههای پردازش و کارگزاری، و مبالغ بیشتر برای اعضای اضافی خانواده میشد.
وکلای ماهان گفتند که دریافت گذرنامه دومینیکا بهصورت قانونی انجام شده و هرگونه تلاش برای مرتبط دانستن آن با فعالیتهای غیرقانونی «نادرست و گمراهکننده» است.
وستمور از RUSI گفت که هزینه بالای چنین «گذرنامههای طلایی» به این معناست که آنها تنها برای ثروتمندترین سرمایهگذاران، چه افراد دارای فعالیتهای مشروع و چه مجرمان، یک گزینه محسوب میشوند.
تابعیت از طریق سرمایهگذاری «برای یک مجرم معمولی، به دلیل مبالغ هنگفتی که درگیر آن است، گزینهای محسوب نمیشود»، او گفت و افزود که داشتن یک گذرنامه طلایی لزوماً نشاندهنده این نیست که فردی مجرم است. اما «در مورد این طرحها، حتی از منظر مجرمانه و فاسد، شما درباره سطح بالاتری صحبت میکنید؛ افرادی که از فعالیتهای مجرمانه میلیونها و میلیونها به دست میآورند. برای اکثریت قریب به اتفاق مجرمانی که چنین میزان پولی به دست نمیآورند، این چیزی نیست که هرگز به ذهنشان خطور کند.»
دفتر نخستوزیر دومینیکا و واحد تابعیت از طریق سرمایهگذاری دومینیکا به درخواستهای OCCRP برای اظهارنظر پاسخی ندادند.
دقیقاً مشخص نیست که ماهان چه زمانی بهطور دائم به ایالات متحده نقل مکان کرده است، اما خبرنگاران حضور او در آنجا را سال ۲۰۱۵ ردیابی کردند و او و همسرش را در عکسهایی که همان سال بهصورت آنلاین از «نیمهماراتن هالیوود» در کالیفرنیا منتشر شده بود، شناسایی کردند. چند ماه بعد، در اوت ۲۰۱۵، در کیفرخواستی در ایران، محل اقامت مهدویفر نامشخص اعلام شد و احضاریه برای حضور در دادگاه و ممنوعیت سفر علیه او به دلیل نقش ادعاییاش در کلاهبرداری پالینور صادر شد.

اسناد سرمایهگذاری در املاک که توسط OCCRP به دست آمدهاند، نشانهای است از اینکه او چگونه میتوانسته به ایالات متحده مهاجرت کرده باشد: در سال ۲۰۱۰، ماهان مبلغ ۵۰۰ هزار دلار در یک ساختمان تجاری و اداری با نمای شیشهای در سیاتل سرمایهگذاری کرد. اسناد املاک، نحوه توزیع درآمد و سهمهای مالکیت دارایی برای سرمایهگذاران در پروژهای را مشخص میکنند که توسط شرکت امریکن لایف تبلیغ شده بود؛ شرکتی که طبق سوابق خود، در زمینه تضمین «مهاجرت موفق سرمایهگذاران ما به ایالات متحده» تخصص داشت. سرمایهگذاری ماهان او را واجد شرایط دریافت ویزای سرمایهگذاری مهاجرتی EB-5 ایالات متحده میکرد.
وکلای ماهان درباره پرسشهای مربوط به منبع تأمین مالی این سرمایهگذاری اظهارنظری نکردند.
دارل سندرز، معاون رئیس شرکت امریکن لایف، گفت که این مسئولیت دولت ایالات متحده است که «بررسی عمیقی درباره منبع [این] وجوه» افرادی که برای واجد شرایط شدن جهت دریافت ویزای مهاجرتی سرمایهگذاری میکنند، انجام دهد.
سندرز گفت که وجوه مالی میتوانند پذیرفته شوند، مگر اینکه انتقال اولیه باعث ایجاد مسئلهای با وزارت خزانهداری ایالات متحده شود. او افزود که مقامهای مهاجرتی ممکن است ویزا را تأیید نکنند، اگر نتوانند ببینند «منبع وجوه از کجا بوده و چگونه جابهجا شده است».
OCCRP درخواستهای قانون آزادی اطلاعات (FOIA) را به اداره خدمات شهروندی و مهاجرت ایالات متحده (USCIS) و اداره اجرای قوانین مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) که تحت نظر وزارت امنیت داخلی ایالات متحده (DHS) فعالیت میکند، ارائه کرد. ICE و USCIS درخواست OCCRP برای دریافت اطلاعات درباره درخواست ویزای ماهان، ورود او به کشور، و بررسیهای پیشینه و روندهایی که این وزارتخانه انجام داده بود را با استناد به نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی رد کردند. درخواست FOIA از وزارت امور خارجه ایالات متحده نیز به دلایل رویهای رد شد.
وکلای ماهان گفتند که دریافت شهروندی ایالات متحده و تغییر قانونی نام او «بهطور شفاف مستندسازی شده و تحت بررسیهای متعدد پیشینه در سطح ملی و بینالمللی قرار گرفته است.»
در سال ۲۰۱۷، ماهان از کالج سانتا مونیکا، یک کالج محلی در لسآنجلس، با مدرک روزنامهنگاری فارغالتحصیل شد؛ این موضوع بر اساس پروفایلی از او در یک رسانه دانشجویی گزارش شده است. او سپس در دوره کارشناسی ارشد مطالعات فیلم و رسانه در دانشگاه چپمن در اورنج، کالیفرنیا، ثبتنام کرد و در سال ۲۰۱۹ مدرک کارشناسی ارشد (M.A.) خود را با پایاننامهای با عنوان «سینمای ایران در حال گذار: حقیقت نسبی و اخلاق در فیلمهای اصغر فرهادی» دریافت کرد.
بر اساس صفحات آرشیوشده در وبسایت دانشگاه چپمن، هزینه این دوره در آن زمان بدون دریافت بورسیه، نزدیک به ۵۰ هزار دلار بود.
او شروع به سخنرانی در رویدادهای سینمایی کرد و درباره موضوعاتی از جمله «مقاومت و رسانههای مقاوم» صحبت میکرد؛ در آن زمان از نام خانوادگی اصلی خود، مهدویفر، استفاده میکرد. با این حال، اوایل سال ۲۰۲۰، او در کنفرانس سالانه انجمن جنوبغربی فرهنگ عامه/فرهنگ آمریکایی با نام مازیار ماهان معرفی شد.
ماهان همچنین در یک دوره دکترا در دانشگاه تگزاس در دالاس ثبتنام کرد و طبق وبسایت دانشگاه، تا زمان فارغالتحصیلی در آنجا بهعنوان دستیار آموزشی فعالیت داشت.
سوابق املاک نشان میدهد که در ژوئن ۲۰۲۱، این زوج با استفاده از وام مسکن، خانهای به ارزش ۳۳۶ هزار دلار در دالاس، تگزاس خریداری کردند. سند ملک نام جدید ماهان و همچنین نام جدید همسرش را نشان میدهد. در سال ۲۰۲۴، این زوج از نامهای جدید خود برای ثبتنام در فهرست انتخاباتی تگزاس استفاده کردند.
جستوجو برای عدالت
گنجی گفت حدود یک سال طول کشید تا بپذیرد پالینور یک طرح کلاهبرداری است. او گفت: «بعدها، من و چند نفر از دوستانم متوجه شدیم که این شرکت اصلاً وجود خارجی نداشت.»
او و دیگر قربانیان گرد هم آمدند تا شکایتی را ثبت کنند؛ شکایتی که به گفته او، خودش شاکی اصلی آن است.
او گفت که در ابتدا ۴ هزار شاکی شناسایی شدند و افزود که این پرونده بعداً به چندین شهر در سراسر ایران گسترش یافت و در طول مسیر افراد بیشتری به آن اضافه شدند. در همین حال، دستگاه قضایی نیز چندین پرونده دیگر را در ارتباط با دهها قربانی گشود.
محکوم شده است. حکم صادر شده است. اما متأسفانه، آنها متواری هستند.
از آنجا که برخی از متهمان کشور را ترک کرده بودند ـ از جمله خود ماهان ـ دادگاه رسیدگی به پرونده را در غیاب آنها ادامه داد. در سال ۲۰۱۶، دادگاه او را به سه سال زندان محکوم کرد و جریمههایی به ارزش میلیونها دلار برای پرداخت به قربانیان و دولت تعیین کرد.
یکی از قربانیان که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت که از زمانی که تمام پول خود را در پالینور از دست داده، دیگر خواب راحت نداشته است. این زن در میان فشارهای مالی و بیثباتیای که اکنون با آن روبهرو است، تمرکز خود را بر بازگرداندن پولش و یافتن اندکی آرامش گذاشته است.
او به OCCRP گفت:
دیگر به این فکر نمیکنم که آنها به زندان بروند ـ فقط پولم را میخواهم. آنها عمیقاً به من آسیب زدند، مرا شکنجه کردند و باعث نابودی من شدند. مادرم بهخاطر این موضوع سکته کرد و نزدیک بود بمیرد. او میدانست که من برای به دست آوردن آن پول چقدر سخت کار کرده بودم، و وقتی فهمید آن را از دست دادهام، از شدت ناراحتی شکست. در گذشته، میتوانستی سه شغل داشته باشی و از پس هزینههای زندگی بر بیایی ـ اما دیگر این امکان وجود ندارد. الان ماه به ماه میشمرم که کی اجارهام تمام میشود و خانه چه کسی باید بروم.
آقای ن، یکی دیگر از سرمایهگذاران که برای حفظ امنیتش با نام مستعار معرفی شده است، گفت که در نتیجه این کلاهبرداری و پیامدهای آن، ازدواجش منجر به طلاق شده و همچنین رابطهاش با خواهرش از هم پاشیده است.
او گفت که خواهرش هم در پالینور سرمایهگذاری کرده بود و هنوز از دست او بابت این قضیه ناراحت است:
سرمایهای که خواهرم گذاشته بود، پولی بود که کمکم پسانداز کرده بود؛ لباس نمیخرید یا چیز دیگری، فقط پسانداز میکرد، و آن پول از بین رفت. واقعاً نمیخواهم جزئیات را به یاد بیاورم.
یکی دیگر از قربانیان پالینور که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت که دیگر باور ندارد عدالت هرگز اجرا شود. او گفت:
من باور ندارم که آنها پاسخگو خواهند شد، چون عدالتی وجود ندارد… اما دستکم خودشان میدانند که چه کسی هستند و چه کردهاند، هرجا که بروند ـ آمریکا، واشنگتن، مریلند ـ این چیزی را که هستند و کاری را که با ما کردند تغییر نخواهد داد.
پایان
مایکل نولان و سرافینا هریس-فرون از «بخش پژوهشی سانلایت» (Sunlight Research Desk) وابسته به MuckRock، یک سازمان غیرانتفاعی پشتیبان روزنامهنگاری مستقر در ایالات متحده، در انجام پژوهشهای این گزارش مشارکت داشتند. تگزاس آبزرور در این گزارش همکاری داشته است.


نظرها
نظری وجود ندارد.