فقیه خدا نیست و حکومت بعدی هم فرشته نخواهد بود؛ چرا اعدام را باید همین امروز کنار گذاشت؟
در شش ماه نخست ۲۰۲۶، بیش از ۳۷۰ اعدام در ایران ثبت شده. در این میان آمار تکاندهنده ماه ژوئن، زنگ هشدار را به صدا درآورده است. داریوش محمدپور، پژوهشگر سیاسی، در گفتوگو با زمانه با رد این تصور که فقه، سخن قطعی خداست، تأکید میکند که هیچ فقیهی معصوم نیست و حق گرفتن جان انسان را ندارد؛ او همزمان هشدار میدهد که تغییر حکومت بهتنهایی پایانبخش اعدام نیست، زیرا ریشه این مجازات در خطاپذیری بشر و میل به برتریجویی نهفته است. از نگاه محمدپور، لغو فوری اعدام نه به آیندهای نامطمئن، بلکه به عقل، اخلاق و کرامت انسانی امروز گره خورده است.

اعدام ها: زمانه با استفاده از هوش مصنوعی
در ششماههٔ نخست سال ۲۰۲۶ دستکم ۳۷۰ نفر در ایران اعدام شدهاند که تنها در ماه ژوئن بیش از صد مورد آن ثبت شده و نشاندهندهٔ شتاب گرفتن چشمگیر اجرای احکام پس از اعتراضات دیماه است. از این میان، حدود یکسوم اعدامها مربوط به جرایم مواد مخدر بوده و در سال پیش نیز تقریباً نیمی از کل اعدامها به همین اتهام انجام شده است؛ واقعیتی که هم معترضان سیاسی و هم زندانیان عادی را بدون تمایز دربرمیگیرد.
این آمار دو چهرهٔ همزمان مجازات اعدام را آشکار میکند: از یکسو احکام مرتبط با اعتراضات و اتهامات امنیتی با نقض گستردهٔ دادرسی عادلانه، و از سوی دیگر اعدامهای پرتعداد برای مواد مخدر که اغلب در سکوت نسبی افکار عمومی اجرا میشوند. هر دو جریان نشان میدهد که مسئله صرفاً «کی طناب را در دست دارد» نیست، بلکه اصلِ مجازات برگشتناپذیر است.
در چنین وضعیتی این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا برای لغو اعدام باید همچنان به اصلاح از درون نظام و سنت فقهی دل بست، یا راه واقعی براندازی و امید به این است که حکومت بعدی، هرچه باشد، این مجازات را یکبار برای همیشه لغو کند؟ و چه ضمانتی وجود دارد که پس از براندازی، اعدام زیر پرچمی دیگر ادامه نیابد؟ با دکتر داریوش محمدپور، پژوهشگر سیاسی گفتوگو کردهایم:
اسلام، فقه و حق مخالفت با اعدام در قرن بیستویکم
در بدو امر این پرسش به ظاهر ساده مطرح است: اگر واقعاً مخالف مجازات اعدام هستیم، چرا باید همچنان خود را در چارچوب فقه اسلامی محدود کنیم و بهدنبال استخراج «قویترین استدلال» از درون سنتی باشیم که خودِ همین سنت، قرنها ابزار توجیه اعدام بوده است؟ در یک جامعهٔ سکولار، بنیادیترین و محکمترین استدلال علیه اعدام، استدلال مبتنی بر عقل، شواهد تجربی و حق حیات جهانشمول است؛ استدلال فقهی در بهترین حالت فقط یک ابزار اقناعی موقت برای مخاطبان دینی است. آیا وقت آن نرسیده که یکبار برای همیشه از فقه عبور کنیم و مخالفت خود را بر پایهٔ اصول سکولار و جهانشمول بنا کنیم، بهجای آنکه مدام تلاش کنیم همان سنتی را که اعدام را مشروع میداند، از درون اصلاح کنیم؟
داریوش محمدپور در پاسخ تاکید کرد که پرسش یاد شده بر فرض نادرستی استوار است؛ فرضی که اسلام را معادل فقه، و فقه را همان چیزی میداند که فقیهان در طول قرون فهمیدهاند و جمهوری اسلامی مدعی آن است. به باور او، این تلقی به دلایل متعدد اشکال دارد. او توضیح داد:
نکته اساسی که باید به آن توجه کنیم این است که آیا شما میتوانید مسلمان باشید، در قرن بیستویکم زندگی کنید و با مجازات اعدام مخالف باشید؟ بله که میشود، خیلی هم خوب میشود؛ البته به شرط اینکه شما اسلام را تماماً در فقه، آن هم در فقه چهارتا آدم خطاکار خلاصه نکنید.
او در ادامه افزود:
مهمتر از این، مسئلهای که در این رویکرد به اصطلاح فقهی وجود دارد این است که این تلقی و استنباطهای فقهی انسانها را با شریعت یکی میگیرید. چون فرض آن این است که چیزی به اسم قانون الهی شریعت وجود دارد و شریعت میگوید اگر کسی مرتکب خطایی شد، شما حق دارید جانش را بگیرید. آنچه فقیه به شما نمیگوید این است که فقیه در فهم این مصادیق ممکن است خطا کند. اصلاً ما نیاز نداریم بگوییم فقه این را نمیگوید؛ بلکه باید بپرسیم کی به شما گفته که باید فقط به فقیه تکیه کنید؟ کی به شما گفته دین یعنی فقه، آن هم یک فقه خاص؟ ما میدانیم که در طول تاریخ مسلمانان، انسانهای مختلف با نحلههای فکری گوناگون در برخورد با وحی و قرآن برخوردهای متفاوتی داشتهاند؛ از فیلسوف گرفته تا صوفی، متکلم و عقلگرا.
به گفته او، فقه علمی دنیوی است که انسانهای خطاپذیر آن را تدوین میکنند و ارتقای نظر یک فقیه به مقام سخن الهی، تجاوز از شأن فقیه است. محمدپور پرسید:
سؤال این است که آیا ما بهعنوان انسان مستقل صاحب عقل حق داریم رأی یک فقیه را زیر سؤال ببریم؟ معلوم است که حق داریم. مگر آن فقیه خداست؟ مگر شما فروتر از خدایید که نتوانید رأی او را زیر سؤال ببرید؟
او با اشاره به ماهیت وحی توضیح داد که پیام الهی ناگزیر در قالب زبان، زمان و مکان قرار میگیرد و سپس به دست انسانهای عادی از جمله فقها میرسد که آن را تفسیر و استنباط میکنند و در این کار خطا میکنند. محمدپور یادآور شد که در میان مسلمانان تنها شیعیان امام معصوم را دارای چنین مقام معرفتی میدانند و دیگران را معصوم نمیشمارند. بنابراین بنیاد این تصور که مخالفت با اعدام نیازمند توجیه دینی خاص است، خود زیر سؤال است.
وی تأکید کرد که مخالفت با حکم اعدام از موضع معرفتشناختی است: فقیه حق ندارد در قرن بیستویکم جان انسانی را بگیرد و پیش از این نیز چنین حقی نداشته است. این خطای انسانی منحصر به فقیهان مسلمان نیست و نظامهای حقوقی مختلف جهان نیز مرتکب آن شدهاند. محمدپور افزود:
حق نداریم به تلقی هیچ انسانی - چه فقیه باشد، چه مسلمان، مسیحی، یهودی، شیعه، سنی یا بهایی - تقدس فوقبشری بدهیم. این اولین جایی است که فروتنی معرفتی ما میتواند خود را نشان دهد؛ فروتنیای که میتوان در دل قرآن یافت. قرآن ملک طلق چهار فقیه نیست؛ متنی است که فیلسوف، شاعر، صوفی و فقیه هر کدام به شیوهای از آن فهمیدهاند.
به اعتقاد او، قرآن ملک طلق چند فقیه نیست و فیلسوفان، شاعران، صوفیان و دیگران نیز هر یک به شیوهای آن را فهمیدهاند. محمدپور نتیجه گرفت:
نقطه اساسی دعوای ما این است: آیا میتوانیم به درون سنت مسلمانی برای مقابله با حکم اعدام در قرن بیستویکم مراجعه کنیم؟ بله که میتوانیم، به هزار و یک دلیل. آن آیه قرآن که میگوید هر کس جان یک نفر را به ناحق بگیرد، گویی جان همه انسانها را گرفته، کم چیزی نیست. تحقق شروط آن هم به سادگی نیست و قاضی نمیتواند بهسادگی چنین کاری کند. بنابراین تکرار میکنم: آیا شما بهعنوان یک مسلمان میتوانید در قرن بیستویکم به اتکای مسلمان بودن خود بگویید با حکم اعدام مخالفید؟ حقش را دارید؟ اجازه را دارید؟ بلکه من یک قدم جلوتر میروم و میگویم شما حتی بهعنوان یک مسلمان وظیفه دارید با حکم اعدام در قرن بیستویکم مخالفت کنید.
هیچ تضمینی برای پایان اعدام پس از جمهوری اسلامی وجود ندارد
داریوش محمدپور در ادامه گفتوگو با زمانه گقت که نمیداند اگر حکومتی غیر از جمهوری اسلامی سر کار بیاید، آیا خطاپذیری معرفتی انسان را به رسمیت خواهد شناخت یا نه. به اعتقاد او هیچ تضمینی در این باره وجود ندارد و هیچ قاعدهای نیست که حکومت بعدی خواه مسلمان، نامسلمان، آتئیست یا سکولار، لزوماً رفتاری خردمندانه داشته باشد. او تأکید کرد:
اصل دعوا بر سر اعتقادات افراد نیست. اصل مسئله این است که ما انسانیم و انسان، فارغ از عقیده و باور، پیشینه، رنگ، نژاد یا تربیت، همیشه گرفتار این مشکل خودش است: اینکه «من از دیگری بهترم.»
محمدپور افزود که کاملاً ممکن است حکومت دیگری جایگزین جمهوری اسلامی شود و همچنان به اجرای اعدام ادامه دهد:
اصلاً چنین نیست که ستاندن جان انسانها به بهانههای به اصطلاح مقدس، در انحصار جمهوری اسلامی باشد. همه میدانند که حکم اعدام همچنان در ایالات متحده آمریکا که یکی از مهمترین نمادهای دموکراسی در جهان است در صد و پنجاه سال اخیر وجود داشته و ملغی نشده است. سقف دموکراسی هم از این بابت شکافته نشده و همچنان مدعیاند که بهترین دموکراسی دنیا را دارند. پس هیچ ارتباط تنگاتنگی میان ملغی شدن حکم اعدام و خوب یا بد بودن نوع زمامداری وجود ندارد.
او در ادامه با اشاره جریانهای سلطنتطلب تصریح کرد:
من سلطنتطلب نیستم و با سلطنتطلبی به دلایل مختلف مخالفم، اما ممکن است فردا سلطنتطلبان حکم اعدام را ملغی کنند؟ بله ممکن است. ممکن است همچنان به اعدام ادامه دهند؟ باز هم ممکن است. اگر به شواهد و اطرافیان برخی جریانهای سلطنتطلب نگاه کنیم، باید با اطمینان بالایی بگوییم که ممکن است کسانی سر کار بیایند که از انقلابیون ۵۷ تندروتر و خشنتر باشند. در نتیجه این ابزار سرکوب زیر پرچم دیگری ادامه پیدا خواهد کرد. عقل میگوید کاملاً ممکن است چنین شود.
جایگزین اعدام: احتیاط، کرامت انسانی و از میان بردن زمینههای جرم
داریوش محمدپور در ادامه گفتوگو با زمانه گفت که راهکار جایگزین مجازات اعدام همان چیزی است که کشورهای اروپایی با تکیه بر عقل سلیم به آن رسیدهاند: بهجای ستاندن جان انسان، حتی در مواردی که جرم سنگینی مانند قتل یا قاچاق مواد مخدر محرز شده، به حبسهای طولانیمدت یا حبس ابد روی میآورند و گاه در میانه راه امکان عفو را نیز باز میگذارند. به باور او، مشکل اصلی اعدام این است که روند قانونی را بازگشتناپذیر میکند. او تأکید کرد:
سؤال این است که آیا گذاشتن قید و احتیاط بر یک حکم قضایی، اخلاقی، معقول، شرعی و دینی است؟ به نظر من هم عقلی است، هم شرعی و هم اخلاقی که قاضی یا دستگاه حکومتی نهایت احتیاط را به خرج دهد تا جان انسانها را نستاند. اینکه به جان انسانها قداست بدهید و انسان را در مرکز هستی قرار دهید و بگویید انسان موجود کمی نیست - حتی وقتی خطا میکند یا مرتکب جرم میشود - شما بهعنوان انسانی دیگر که خدا نیستید، مکلفید با او با همان عزت و کرامتی رفتار کنید که دوست دارید با خودتان رفتار شود.
او با اشاره به وضعیت ایران توضیح داد که وقتی حکومت با فیلترینگ گسترده زمینه قاچاق ویپیان و فیلترشکن را فراهم میکند، مقصر اصلی آن فرد خریدار نیست، بلکه خود حکومت است. با این حال، راهحل اعدام حاکمان هم نیست؛ باید آنان را متقاعد کرد که بهجای روشهای غیرمعقول، سراغ راهحلهای عاقلانه بروند. محمدپور افزود:
چه مسئله فقر باشد، چه دسترسی مردم به اطلاعات، چه قتل یا دزدی یا هر جرم دیگری، انسان عاقل و دستگاه قضایی خردمند بهدنبال لجبازی نیست؛ بهدنبال راهحلی است که مسئله را حل کند. خیلی ساده است که کسی ادعا کند «من فهمیدهام خدا چه گفته و دارم فرمان او را اجرا میکنم». نه، شما نفهمیدهاید. هیچکس هرگز نمیتواند دقیقاً بفهمد خدا چه گفته است. اگر کسی چنین ادعایی کند، در واقع ادعای خدایی کرده و از نظر خود آموزههای اسلامی نیز این ادعا کفرآمیز است. هیچکس حق ندارد اینقدر پیش برود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.

نظرها
نظری وجود ندارد.