خلع سلاح حماس روی کاغذ: اشغال پابرجاست و مقاومت ادامه دارد
اعلام توافق حماس برای خلع سلاح در پایان ژوئیه ۲۰۲۶، اگرچه از سوی آمریکا بهعنوان نقطهعطفی تاریخی در مسیر صلح غزه معرفی شده، اما در عمل با بنبستی دوسویه روبهروست؛ اسرائیل بدون خلع سلاح کامل و خروج همهجانبهٔ تسلیحات از نوار، دست به عقبنشینی نمیزند و حماس نیز اجرای این فرآیند را مشروط به توقف حملات و خروج نیروهای اشغالگر کرده است. بهروز عارفی، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با زمانه این طرح را عمدتاً روی کاغذ میداند و معتقد است تا زمانی که اشغالگری اسرائیل پایان نیابد و حق برابر فلسطینیان به رسمیت شناخته نشود، مقاومت بهعنوان پاسخی طبیعی به آپارتاید و شهرکسازی، ادامه خواهد یافت و این توافقهای نظری، تغییری در واقعیت تلخ میدانی ایجاد نخواهد کرد.

یک کودک فلسطینی روی آوار ساختمانی در منطقهای از خان یونس واقع در جنوب غزه راه می رود. این منطقه در جریان حملات اسرائیل در ۲ آوریل ۲۰۲۵ هدف قرار گرفت ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
در روزهای پایانی ژوئیه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ و هیئت صلح اعلام کردند که حماس برای نخستین بار با نقشه راهی برای خلع سلاح کامل موافقت کرده است. بر اساس این توافق، سلاحهای سنگین، تونلها و تأسیسات نظامی به کمیته ملی اداره غزه تحویل داده میشود و فرآیند بهصورت تدریجی و تحت نظارت بینالمللی پیش میرود. حماس تأکید کرده که این اقدام مشروط به توقف حملات اسرائیل، خروج نیروهایش و آغاز بازسازی است. آمریکا این را دستاوردی تاریخی خوانده، اما اجرای آن هنوز آغاز نشده و جزئیات بسیاری مبهم مانده است.
اسرائیل اما هنوز چراغ سبز نداده و موضع بسیار محتاطانهای دارد. مقامات اسرائیلی نگرانیهای امنیتی جدی را به کاخ سفید منتقل کردهاند و میگویند بدون خلع سلاح واقعی و خارج شدن کامل سلاحها از غزه، هیچ عقبنشینی انجام نخواهد شد. آنها ذخیره سلاحها در داخل نوار را کافی نمیدانند و معتقدند حماس همچنان در حال بازسازی توان نظامی خود است. با ادامه حملات اسرائیل و اختلاف بر سر ترتیب مراحل، توافق هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد و آینده آن به پایبندی واقعی طرفین بستگی دارد. با آقای بهروز عارفی، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم:
مردم غزه در بنبست بقا و بیاعتمادی به طرحهای کاغذی
بهروز عارفی در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید میکند که طرح بهاصطلاح صلح ترامپ و دنبالههای آن، از جمله توافق خلع سلاح، بیشتر جنبهٔ نظری دارد و روی کاغذ تحقق یافته و با واقعیت میدانی فاصله داد. او وضعیت زندگی مردم غزه را بسیار وحشتناک توصیف میکند و یادآور میشود:
دو میلیون نفر در ۸۰ درصد خاک غزه که پر از حیوانات جوندهٔ مختلف، از جمله موش، است زندگی میکنند؛ موشهایی که به چادرهایشان حمله میکنند و موجب بیماریها میشوند. در این شرایط، مسئلهٔ اصلی مردم غزه که کسی هم نمیتواند ارزیابی کند واقعاً چه میخواهند، ادامهٔ بقا است. به همین جهت نمیشود ارزیابی کرد که مردم غزه در این شرایط در مورد این طرحها چه فکر میکنند. اما واقعیت این است که از این کشتارها ذله شدهاند.
عارفی خاطرنشان میکند که اسرائیل در یک سال پس از آغاز آتشبس ادعایی، بیش از هزار نفر را در غزه کشته و روزی نیست که یک نفر از شهروندان ساکن غزه کشته نشود. بنابراین، به باور او، تمام این زدوبندهای سیاسی تنها زمانی میتواند مؤثر باشد که اسرائیل یک قدم به عقب بردارد.
او این طرح را ذاتاً امپریالیستی میداند که ترامپ پشت آن ایستاده و کشورهای ارتجاعی عرب نیز بهخاطر منافع خود و گاه فشار جمعیتیشان از آن حمایت میکنند اما معتقد است این پایان ماجرا نیست:
یک مسئلهٔ مهم این است که نباید وضع غزه را از سرنوشت کرانهٔ باختری جدا کرد. مسئلهٔ مهم دیگر این است که خلع سلاح حماس، که ظاهراً با انتخاب رهبر جدیدشان خلیلالحیا در ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶ پذیرفته شده، همچنان مشروط باقی مانده است. واقعیت این است که هر کدام از دو طرف، اسرائیل و حماس، مسئله را به انجام وظیفهٔ آن یکی موکول میکند: خلع سلاح حماس موکول به عقبنشینی تدریجی نیروهای اسرائیل است و اسرائیل هم میگوید تا زمانی که غزه خلع سلاح یا خالی از اسلحه نشده، ما عقبنشینی نمیکنیم.
در نتیجه، به نظر او یک بنبست واقعی وجود دارد. عارفی تأکید میکند که مقاومت فلسطین بسیار وسیعتر از مبارزهٔ مسلحانهٔ حماس است و نباید آن را به این گروه محدود کرد یا با محور مقاومتی که جمهوری اسلامی در سر میپروراند یکی دانست:
به همین جهت مسئله همچنان به قوت خود باقی است و متأسفانه هنوز نسلکشی ادامه دارد.
مساله صلح فلسطین، بنبست اشغال و مقاومت
بهروز عارفی در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید میکند که مسئلهٔ صلح در فلسطین، مسئلهای یکصدساله است که خاورمیانه را درگیر تک و تاب، جنگ، اغتشاش، حملهها و کشتارهای اسرائیل کرده و پایان این وضعیت و پایان اشغال بسیار ناروشن است. او یادآور میشود:
شصد و پنجاه هزار اشغالگر اسرائیلی در سرزمینهای کرانهٔ باختری، در جاهایی که به شهرکهای مستعمره موسوماند، زندگی میکنند. ایجاد یک دولت فلسطینی، که یکی از راهحلهاست و بخش بزرگی از دولتهای جهان آن را به رسمیت شناختهاند، موکول به قبول دشمن مقابل، یعنی اسرائیل است. اسرائیل اما نه تنها این مسئله را نمیپذیرد. نه نخستوزیر کنونی اسرائیل، نتانیاهو، و همدستان فاشیستاش در حکومت، بنگویر و اسموتریچ، و حتی بهاصطلاح میانهروهای صحنهٔ سیاسی اسرائیل، هیچکدام خواهان شناسایی حق فلسطینیها نیستند. تا موقعی که این حق شناخته نشود، طبیعتاً مقاومت مردم فلسطین ادامه خواهد یافت.
عارفی دربارهٔ حماس خاطرنشان میکند که خلع سلاح تنها بخشی کوچک از نیروهای سیاسی است و باید به خاطر داشت که حماس خواهان دولتی اسلامی در فلسطین، شبیه آنچه جمهوری اسلامی در ایران ایجاد کرده، بوده و به هیچوجه نیروی مترقی نیست. او تأکید میکند که باید با حماس کاملاً خطکشی کرد، بهویژه آنکه جمهوری اسلامی از آن استفادهٔ ابزاری کرده است:
جمهوری اسلامی در واقع هرگز در این سالهای اخیر از مردم فلسطین پشتیبانی نکرده؛ به حماس کمک کرده تا نقشههای قدرتطلبانهٔ خود را در منطقه پیش ببرد. طبیعتاً چون حماس وابسته به اخوانالمسلمین و سنی است، نمیتوان گفت که کاملاً بازیچهٔ دست جمهوری اسلامی است. در واقع تمام کارهای حماس به صورت مستقل از سوی خود این نیرو سازماندهی شده است. به همین جهت نباید این دو را زیاد به هم وصل کرد. تنها وظیفهٔ نیروهای ترقیخواه در دنیا پشتیبانی بیقیدوشرط از مقاومت کل جنبش فلسطین است و این سالهاست که ادامه دارد و حتماً فروکش نخواهد کرد.
مقاومت فلسطین در برابر طرحهای امپریالیستی و رویای اسرائیل بزرگ
بهروز عارفی در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید میکند که مسئلهٔ اسرائیل تنها دست گذاشتن روی غزه نیست، بلکه هدف، همانا اخراج همهٔ فلسطینیها و ایجاد اسرائیل بزرگ است؛ هدفی که آنها پنهان هم نمیکنند:
چه نخستوزیر اسرائیل، چه وزیران فاشیستاش و چه حتی وزیران بهاصطلاح میانهرو، همگی خواهان اخراج فلسطینیها از سرزمینشان هستند. طبیعتاً مقاومتی که این مردم در صد سال نشان دادهاند، نشان میدهد که نمیشود آنها را به همین سادگی از سرزمین خودشان دور کرد. یک بار فاجعه را در سال ۱۹۴۸ تجربه کردند و دیدند که این سفر بدون بازگشت است؛ بنابراین حتماً دوباره، به هر بهایی و حتی به قیمت جانشان، مقاومت در سرزمین خودشان را ادامه خواهند داد.
عارفی معتقد است که ترامپ برای ایجاد وجههٔ شخصی میخواهد وانمود کند که با طرح صلحش مسئله حل میشود، اما مسئلهٔ فلسطینیها و اسرائیلیها تنها زمانی حل خواهد شد که دو طرف برخوردی برابر داشته باشند و اسرائیلیها بپذیرند که فلسطینیها همانقدر حق زندگی در آن سرزمین را دارند که خودشان، با حقوق برابر:
این هنوز در میان جامعهٔ اسرائیل جا نیفتاده است. شاید بیشتر از دو درصد جامعهٔ اسرائیل هنوز در قبول این مسئلهٔ واقعی اظهارنظر دقیقی نکرده باشند و فقط یکیدو درصد خواهان همزیستی مسالمتآمیز و شناختن فلسطینیها با حقوق برابرند. اینکه این نسلکشیها پایان بپذیرد، اینکه اشغال سرزمین به پایان برسد، اینکه بهویژه مستعمرهسازیها در کرانهٔ باختری متوقف شود و بهویژه حکومت آپارتایدی که اسرائیل بر فلسطینیها تحمیل کرده پایان یابد، یکیدو روزه انجام نمیشود. طبیعتاً با این ترفندهای امپریالیستی هم به ثمر نخواهد رسید.
عارفی یادآور میشود که قراردادهای اسلو، کمپدیوید، نقشهٔ راه بوش و کوارتت و طرحهای اوباما را فراموش نکردهایم و میدانیم که اینها نوعی تلف کردن وقت بودهاند. سرانجام، به نظر او مسئلهٔ اساسی را مقاومت قهرمانانهٔ مردم فلسطین خود رقم خواهد زد.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.




نظرها
نظری وجود ندارد.