میان امید و سوگ: زخم ماندگار ناپدیدسازی قهری
شیما سلاوی ـ نزدیک به ۱۷ سال است که نمیدانم چه بر سر پدرم، یوسف سیلاوی، آمده است. نمیدانم باید برایش سوگواری کنم یا همچنان منتظر بازگشتش بمانم. سالها حتی نمیدانستم آنچه بر او و خانواده ما گذشته، نامی مشخص دارد: «ناپدیدسازی قهری». در آستانه روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، از پدرم و خانوادههایی مینویسم که سالهاست میان امید، انتظار و سوگ زندگی میکنند.

یوسف سیلاوی، منبع: اختصاصی زمانه

سالها نمیدانستم آنچه بر پدرم رفته، در حقوق بینالملل نام مشخصی دارد. نمیدانستم «ناپدیدسازی قهری» یکی از فاحشترین موارد نقض حقوق بشر شناخته میشود و اگر در چارچوب حملهای گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی صورت گیرد، میتواند جنایت علیه بشریت به شمار آید.
در ایران راحت میگفتیم کسی را «سربهنیست» کردهاند، یعنی بیهیچ رد و نشانی ناپدید شده است. این تعبیر برایمان آشنا بود، اما معنای حقوقی آن را نمیدانستیم. سالها بعد دریافتم آنچه بر پدرم، یوسف سیلاوی، گذشته صرفاً مصیبتی شخصی و خانوادگی نبوده، بلکه با الگوی شناختهشدهای از نقض حقوق بشر مطابقت دارد که جامعه بینالمللی برای آن تعریف روشنی ارائه کرده است. دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه وقت سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، نخستین کسی بود که پس از شنیدن روایت من، نام حقوقی این واقعه را برایم توضیح داد. من در سال ۲۰۱۵ با او دیدار کردم.
ناپدیدسازی قهری صرفاً گمشدن یک انسان نیست. این اقدام فرد را از حمایت قانون محروم میکند و خانوادهاش را برای همیشه در برزخ میان امید و سوگ نگه میدارد.
روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری هر ساله در تاریخ ۳۰ اوت (۸ شهریور) برگزار میشود. این روز توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ (طی قطعنامه ۶۵/۲۰۹) با هدف جلب توجه جهانی به سرنوشت افرادی که به طور مخفیانه توسط دولتها یا گروههای وابسته بازداشت و غیب شدهاند، تصویب شد و از سال ۲۰۱۱ رسماً در تقویم بینالمللی قرار گرفت.
ناپدیدسازی قهری چیست؟
ماده دوم «کنوانسیون بینالمللی حمایت از همه در برابر ناپدیدسازی قهری» این عمل را چنین تعریف میکند: بازداشت، حبس، ربودن یا هر شکل دیگری از سلب آزادی که به دست مأموران دولتی، یا اشخاص و گروههایی با اجازه و حمایت یا رضایت دولت، صورت گیرد و سپس با انکار سلب آزادی یا پنهانکردن سرنوشت و محل نگهداری فرد همراه شود، بهگونهای که او از حمایت قانون محروم بماند.
اساسنامه رُم، سند تأسیس دیوان کیفری بینالمللی، نیز تعریفی مشابه ارائه میدهد. بر اساس ماده هفتم این اساسنامه، اگر ناپدیدسازی قهری در چارچوب حملهای گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی و با آگاهی از آن حمله انجام گیرد، ممکن است جنایت علیه بشریت محسوب شود.
این نقض حقوق بشر در لحظه ناپدیدشدن فرد پایان نمییابد. تا هنگامی که سرنوشت و محل نگهداری او پنهان و نامعلوم باقی بماند، این جنایت همچنان ادامه دارد. خانوادهها ناچارند با بلاتکلیفی زندگی کنند؛ نه میتوانند بهدرستی سوگواری کنند و نه قادرند زندگی خود را از نو سامان دهند.
کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدسازیهای قهری یا غیرارادی در سال ۱۹۸۰ تأسیس شد. گزارش سالانه این کارگروه در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که از زمان تأسیس آن، پرونده ۶۲٬۹۰۴ نفر به دولتهای ۱۱۵ کشور ارجاع شده است. تا ۲ مه ۲۰۲۵، از این میان، پرونده ۴۹٬۶۶۴ نفر در یکصد کشور همچنان حلنشده باقی مانده بود.
این آمار سرشماری جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری نیست. ارقام یادشده تنها پروندههایی را در بر میگیرد که به کارگروه ارائه و سپس برای دولتهای مربوطه ارسال شدهاند. شمار واقعی قربانیان احتمالاً بسیار بیشتر است، زیرا بسیاری از خانوادهها از بیم بازداشت و آزار و شکنجه یا اقدامات تلافیجویانه، ناپدیدشدن عزیزانشان را گزارش نمیکنند. برخی دیگر به وکیل یا سازمانهای حقوق بشری دسترسی ندارند یا نمیتوانند اسناد رسمی و شهادت شاهدان را گردآوری کنند.
بسیاری از ناپدیدسازیهای تاریخی نیز هرگز به نهادهای بینالمللی گزارش نشده و در پایگاههای اطلاعاتی ثبت نشدهاند. پروندههای مرتبط با سرکوب سیاسی، اعدامهای مخفیانه و کشتارهای جمعی از جمله این مواردند. در ایران، کارشناسان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری، بهویژه درباره پنهانماندن سرنوشت و محل دفن کسانی ابراز نگرانی کردهاند که در جریان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ بهطور قهری ناپدید یا بدون محاکمه عادلانه اعدام شدند.
ابعاد ناپدیدسازی قهری در ایران
بر اساس گزارش سالانه کارگروه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵، از سال ۱۹۸۰ تا ۲ مه ۲۰۲۵، پرونده ۶۱۲ مورد ناپدیدسازی قهری به دولت جمهوری اسلامی ایران ارجاع شده است. از این تعداد، ۵۸۰ پرونده همچنان حلنشده باقی مانده و سرنوشت ۳۲ نفر روشن شده است؛ ۲۲ مورد بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی دولت و ۱۰ مورد بر پایه اطلاعات دریافتی از منابع دیگر. از مجموع ۶۱۲ پرونده، ۱۱۱ مورد به زنان مربوط میشود که سرنوشت ۱۱۰ نفر از آنان هنوز روشن نشده است.
این آمار باید حداقلِ مستندشده تلقی شود، نه شمار واقعی قربانیان ناپدیدسازی قهری در ایران. ارقام موجود بسیاری از پروندههای تاریخی را در بر نمیگیرد، از جمله ناپدیدشدگان مرتبط با کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، موجهای پیشین سرکوب سیاسی و پروندههایی که خانوادهها بهدلیل ترس و فشار نتوانسته یا نخواستهاند گزارش کنند.
سعید زینالی و یوسف سیلاوی
سعید زینالی، دانشجوی ۲۲ ساله رشته کامپیوتر در دانشگاه تهران، روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸، در پی سرکوب خشونتبار اعتراضات دانشجویی، در خانه خانوادهاش در تهران بازداشت شد. به گفته مادرش، اکرم نقابی، مأموران مسلح او را در برابر اعضای خانواده با خود بردند.
سه ماه بعد، سعید در تماسی کوتاه با خانوادهاش صحبت کرد. مادرش گفته است که او در این تماس اشاره کرده بود در زندان اوین نگهداری میشود. پس از آن، تمام تماسها قطع شد.
در طول بیستوهفت سال گذشته، مقامهای جمهوری اسلامی هیچ توضیح روشنی درباره سرنوشت یا محل نگهداری او ارائه نکردهاند. برخی مسئولان مدعی شدهاند مدرکی دال بر بازداشت او وجود ندارد، در حالی که خانوادهاش بارها برای یافتن پاسخی روشن به دستگاه قضایی، نهادهای امنیتی، مسئولان زندانها و دفتر رهبر جمهوری اسلامی مراجعه کردهاند.
اکرم نقابی، که به یکی از شناختهشدهترین صداهای خانوادههای ناپدیدشدگان در ایران تبدیل شده، همچنان خواهان روشنشدن حقیقت درباره سرنوشت پسرش است. از آنجا که مقامها سرنوشت و محل نگهداری سعید را اعلام نکردهاند، پرونده او همچنان مصداق ناپدیدسازی قهری دانسته میشود.

پدر من، یوسف سیلاوی، تکنسین بازنشسته توربین در نیروگاه رامین و از اعضای جامعه عرب اهوازی در جنوب غربی ایران است. او حدود ۱۵ آبان ۱۳۸۸، در سن ۴۹ سالگی اندکی پس از بازگشت از دیدار من و خواهرم در دمشق، از خانهمان در اهواز ناپدید شد. من و خواهرم آن زمان برای ادامه تحصیل در سوریه زندگی میکردیم.
مادرم که نزد ما بود بیدرنگ به اهواز بازگشت. او چمدانی پر از لباسهای سیاه عزا همراه داشت و خود را برای بدترین خبر آماده کرده بود. با این همه، هیچ اثری از پدرم نیافت. ناپدیدشدن او را گزارش کرد و یکتنه به بیمارستانها، سردخانهها، کلانتریها و مراکز ثبت افراد گمشده سر زد. هر راهی را که به ذهنش میرسید آزمود و با پلیس، دستگاه قضایی، نهادهای اطلاعاتی و دیگر مقامها تماس گرفت. حتی نامهای دستنویس به دفتر علی خامنهای فرستاد، اما هیچ پاسخی دریافت نکرد.
تا سال ۲۰۱۲، من و خواهرم پس از تحمل تهدید و آزار سفارت جمهوری اسلامی در دمشق، برای گریز از جنگ سوریه به بلژیک پناه برده بودیم. پرونده پدرمان را به کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدسازیهای قهری یا غیرارادی ارائه کردیم و با بخشهای عفو بینالملل در بریتانیا و بلژیک تماس گرفتیم. عفو بینالملل در آوریل ۲۰۱۶ با انتشار یک «اقدام فوری»، از مقامهای جمهوری اسلامی خواست سرنوشت و محل نگهداری او را روشن کنند.
جستوجوی ما همچنان ادامه دارد. نزدیک به هفده سال از ناپدیدشدن پدرم میگذرد، اما مقامهای جمهوری اسلامی هنوز سرنوشت و محل نگهداری او را روشن نکردهاند و همچنان منکر بازداشت رسمی او هستند. عفو بینالملل اعلام کرده است که ممکن است او قربانی ناپدیدسازی قهری شده باشد.
من معتقدم ناپدیدکردن پدرم اقدامی تلافیجویانه علیه خانواده ما بوده است، بهدلیل مخالفت دیرینه اعضای خانوادهام با جمهوری اسلامی و فعالیت مستمر آنان در دفاع از حقوق اقلیتهای قومی، بهویژه عربهای اهوازی. خود پدرم هیچگونه فعالیت یا وابستگی سیاسی نداشت.
مادرم میگوید از سال ۲۰۱۵، بهدلیل تلاشهایش برای یافتن پدرم، با محدودیتهای شدید برای سفر روبهرو شده و درخواستهای مکرر او برای دریافت مدارک سفر رد شده است. مأموران و مسئولان بارها به او توهین کرده و با او رفتاری تحقیرآمیز داشتهاند. گاهی به او گفتهاند دیگر نباید خود را زنی شوهردار بداند و گاهی نیز خود او را مسئول ناپدیدشدن همسرش معرفی کردهاند.
یک بار شنیدم وفا مصطفی، روزنامهنگار سوری که پدرش علی مصطفی در سال ۲۰۱۳ به دست نیروهای دولتی سوریه ناپدید شد، این تجربه را چنین توصیف کرد: گویی یک روز از خواب بیدار میشوی و میبینی بخشی از بدنت ناپدید شده است.
من، بهعنوان دختر یوسف سیلاوی، توصیفی دقیقتر از این برای احساسی که نزدیک به هفده سال با آن زندگی کردهام سراغ ندارم.
ناپدیدسازی قهری خلائی بر جا میگذارد که هرگز التیام نمییابد؛ زخمی دائمی و نادیدنی. من به زندگی ادامه میدهم اما بخشی از وجودم برای همیشه گم شده است. خانواده ما همچنان میان امید و سوگ معلق مانده است و نمیداند باید عزاداری کند یا همچنان چشمانتظار بماند.
در ۳۰ اوت، روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، برای وفا مصطفی و خانوادهاش، خانواده سعید زینالی، خانواده خودم و همه قربانیان، بازماندگان و خانوادههایی که از این جنایت آسیب دیدهاند، آرامش و توان ادامهدادن آرزو میکنم.
این رنجی است که حتی برای بدترین دشمنم نیز آرزو نمیکنم؛ حتی برای فرزندان کسانی که این جنایت را علیه پدرم و خانواده ما مرتکب شدند.
اگر یکی از عزیزانتان بهطور قهری ناپدید شده است
امنیت را در اولویت قرار دهید. پیش از اطلاعرسانی عمومی یا مراجعه به مقامها، خطر اقدامات تلافیجویانه را بسنجید. در صورت امکان، با وکیلی مورد اعتماد یا یک سازمان معتبر حقوق بشری مشورت کنید و از راههای ارتباطی امن استفاده کنید.
اگر خطری شما را تهدید نمیکند، سریع اقدام کنید. گزارشدادن در نخستین فرصت میتواند به حفظ شواهد کمک کند و ممکن است امکان بررسی پروندههای تازه را در چارچوب روند اضطراری کارگروه سازمان ملل فراهم آورد.
همهچیز را ثبت و مستند کنید. اطلاعات مربوط به چگونگی ناپدیدشدن فرد، تاریخها، مکانها، مشخصات هویتی، اظهارات شاهدان و تمام مکاتبات و تماسها با مقامها را ثبت کنید و در محلی امن نگه دارید.
از افراد و نهادهای قابل اعتماد کمک بگیرید. با وکلای متخصص و سازمانهای معتبر حقوق بشری تماس بگیرید. در صورت لزوم، یکی از بستگان یا سازمانی که رضایت خانواده را دارد میتواند پرونده را به کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدسازیهای قهری یا غیرارادی ارائه کند.
با این تجربه بهتنهایی روبهرو نشوید. هرگاه شرایط امن بود، با بستگان مورد اعتماد، شبکههای خانوادههای قربانیان یا مراکز حمایت روانی و اجتماعی ارتباط برقرار کنید. هیچ خانوادهای نباید به فعالیت علنی یا سکوت وادار شود. چنین تصمیمی باید با توجه به امنیت و شرایط ویژه هر خانواده گرفته شود.
زمان اهمیت دارد، اما تأخیر موجب بیاعتباری پرونده نمیشود. گذشت زمان ممکن است شناسایی شاهدان، حفظ شواهد، روشنشدن سرنوشت فرد و پاسخگوکردن عاملان را دشوارتر کند. با این حال، بسیاری از خانوادهها بهدلیل ترس از اقدامات تلافیجویانه، بهدرستی و بهناچار گزارش پرونده را به تعویق میاندازند. پروندههای قدیمی نیز همچنان میتوانند به کارگروه سازمان ملل ارائه شوند.
۸ شهریور ۱۴۰۵



نظرها
نظری وجود ندارد.