طرح «ساماندهی»: جمهوری اسلامی ۱,۸ میلیون مهاجر، عمدتاً افغانستانی، را اخراج یا وادار به خروج کرده است
وزارت کشور کاهش جمعیت مهاجران خارجی به زیر پنج میلیون نفر و افت شمار دانشآموزان خارجی از ۶۰۰ هزار به ۳۲۰ هزار نفر را از نشانههای موفقیت سیاست «ساماندهی» میداند؛ سیاستی که در عمل بیش از همه مهاجران و پناهجویان افغانستانی را هدف گرفته است. گزارشهای سازمان ملل اما از سوی دیگر این آمارها را ثبت کردهاند: اخراجهای گسترده، یورشهای پلیسی، آزار، خشونت در بازداشتگاهها و جدایی اعضای خانواده. فشارها پس از جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل و متهمکردن افغانستانیها به «جاسوسی» شدت بیشتری گرفت و دامنه این فضای امنیتی حتی به ایرانیان افغانستانیتبار نیز رسیده است.

انبوه مهاجران افغانستانی در گذرگاه مرزی
نادر یاراحمدی، مقام ارشد وزارت کشور در حوزه مهاجرت، اعلام کرده است که جمعیت مهاجران خارجی در ایران که در آغاز اجرای طرحهای موسوم به «ساماندهی» حدود شش میلیون و ۱۰۰ هزار نفر برآورد میشد، اکنون به کمتر از پنج میلیون نفر رسیده است.
به گفته او، در سال گذشته نزدیک به یک میلیون و ۸۰۰ هزار مهاجر فاقد مدارک مورد پذیرش دولت، یا از ایران اخراج شدند یا در قالب روندی که مقامهای جمهوری اسلامی «خودمعرف» مینامند، کشور را ترک کردند. یاراحمدی همچنین کاهش شمار دانشآموزان خارجی از حدود ۶۰۰ هزار به ۳۲۰ هزار نفر را در کنار کاهش مصرف برخی کالاهای اساسی و خدمات عمومی، از شاخصهای کاهش حضور مهاجران برشمرد.
این آمار بهویژه درباره کودکان قابل توجه است: در فاصلهای کوتاه حدود ۲۸۰ هزار دانشآموز از آمار مدارس کم شدهاند. سخنان یاراحمدی روشن نمیکند چه تعداد از این کودکان همراه خانوادههایشان ایران را ترک کردهاند و چه تعداد به دلیل محدودیتهای اقامتی از ادامه تحصیل بازماندهاند. اما او پیشتر، در خرداد ۱۴۰۴، صراحتاً گفته بود کودکانی که والد یا سرپرست آنها اجازه اقامت ندارد، پس از پایان سال تحصیلی باید ایران را ترک کنند و در سال تحصیلی بعد امکان ادامه تحصیل نخواهند داشت.
بخش عمده جمعیتی که سیاست اخراج بر آنها اعمال شده، شهروندان افغانستان هستند؛ بسیاری از آنها سالها یا حتی چند دهه در ایران زندگی کردهاند و شمار زیادی از کودکان و جوانان خانوادههایشان نیز در ایران متولد شدهاند.
آمار مستقل سازمان ملل تصویر دقیقتری از ابعاد اخراج اجباری ارائه میدهد. کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان میگوید در سراسر سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیون و ۲۶۰ هزار افغانستانی از ایران اخراج شدند.
این روند در سال ۲۰۲۶ نیز متوقف نشده است. بر پایه آخرین دادههای منتشرشده سازمان ملل، تا ۲۲ اوت امسال ۳۸۷ هزار شهروند افغانستان از ایران اخراج شدهاند؛ رقمی که بیش از ۸۵ درصد کل اخراجهای ثبتشده به افغانستان از کشورهای همسایه در این دوره را تشکیل میدهد.
موج اخراجها در میانه و پس از جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ به شکلی چشمگیر شدت گرفت. تنها در ژوئیه همان سال، سازمان ملل اخراج حدود ۴۶۰ هزار افغانستانی از ایران را ثبت کرد. همزمان، مقامها و رسانههای حکومتی اتهامهایی درباره «جاسوسی» و همکاری برخی مهاجران با اسرائیل مطرح کردند و بازرسیها، بازداشتها و کنترل تلفنهای همراه افغانستانیها افزایش یافت. پلیس ایران بعدتر اعلام کرد در جریان جنگ ۲۷۷۴ مهاجر فاقد مدارک را بازداشت کرده و پس از بررسی تلفنهای همراه، تنها ۳۰ پرونده را دارای «مسائل امنیتی» تشخیص داده است.
گزارش کمیساریای عالی پناهندگان نشان میدهد فشار بسیار فراتر از روند اداری اخراج بوده است. افغانستانیهایی که به کشورشان بازگردانده شدند از ترس مداوم بازداشت، یورشهای پلیسی به محل سکونت، آزار و اخراج اجباری سخن گفتهاند. این گزارش همچنین مواردی از خودداری صاحبخانهها از تمدید اجاره، گزارشدادن مهاجران به پلیس از سوی همسایگان و نپرداختن دستمزد کارگران افغانستانی را ثبت کرده است. اخراجشدگان از بازداشتگاهها نیز از ضربوشتم، غذای ناکافی، شرایط غیربهداشتی، ازدحام، جدایی از اعضای خانواده و از دست رفتن وسایل شخصی خبر دادهاند.
مرز این فشارها همیشه با وضعیت اقامتی پایان نمییابد. فضای افغانستانیستیزی، ایرانیان افغانستانیتبار را نیز در معرض تبعیض و ناامنی قرار داده است. در یکی از تازهترین نمونهها، هرانا درباره زهرا موسوی، زن ۲۱ ساله متولد ایران با تابعیت ایرانی و افغانستانی، گزارش داده که پس از بازداشت در جریان اعتراضات، شناسنامه ایرانی او سلب شده و با تهدید به تبعید روبهرو شده است.
از این منظر، عددی که وزارت کشور امروز به عنوان «کاهش جمعیت» ارائه میکند، صرفاً یک شاخص جمعیتی نیست. پشت فاصله میان شش میلیون و ۱۰۰ هزار نفر و جمعیتی که اکنون به زیر پنج میلیون رسیده، صدها هزار زندگی قرار دارد: کارگرانی که شغل و دستمزدشان را رها کردهاند، خانوادههایی که از هم جدا شدهاند و کودکانی که نامشان دیگر در آمار مدارس ایران دیده نمیشود.


نظرها
نظری وجود ندارد.