ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چرا علی‌ الطاهر در لبنان برای سپاه اهمیت راهبردی دارد؟

علی‌ الطاهر برای سپاه صرفاً یک ارتفاع نظامی نیست؛ این منطقه می‌تواند گرهی مهم در شبکه بازدارندگی سپاه، زیرساخت‌های حزب‌الله لبنانو رقابت ایران و اسرائیل بر سر عمق منطقه‌ای باشد.

تپه «علی‌ الطاهر» در جنوب لبنان، پس از هفته‌ها محاصره و درگیری نظامی، بار دیگر به یکی از نقاط اصلی تنش میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان تبدیل شده است. این تنش در چارچوب گسترده‌تر تقابل اسرائیل با محور مقاومت و با توجه به نقش منطقه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قابل بررسی است.

ارتش اسرائیل اعلام کرده که در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶، یک مجموعه زیرزمینی نظامی حزب‌الله را زیر تپه علی‌ الطاهر تصرف کرده است. حزب‌الله تاکنون این ادعا را تأیید نکرده است. رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران نیز روایت اسرائیل را زیر سؤال برده‌اند. با توجه به روابط نزدیک سپاه و حزب‌الله، این موضع می‌تواند بخشی از مدیریت رسانه‌ای و اطلاعاتی موضوع باشد.

خبرگزاری رویترز، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد که دو مقام منطقه‌ای گفتند بیش از ده نفر از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، از جمله دست‌کم دو افسر ارشد، در کنار نیروهای حزب‌الله لبنان در علی الطاهر حضور داشتند. بر اساس گزارش رویترز، ایران از طریق عمان به آمریکا هشدار داده است که حمله تمام‌عیار اسرائیل به ارتفاعات علی‌ الطاهر می‌تواند با حمله گسترده ایران پاسخ داده شود.

با اینکه رویترز از حضور سپاه در علی‌ الطاهر نوشت؛ رسانه‌های حکومتی ایران آن را تأیید نکرده و نقش سپاه را حمایتی و مشورتی می‌دانند. در روایت رسانه‌های نزدیک به سپاه، علی‌ الطاهر بخشی از جبهه مشترک ایران و حزب‌الله در رویارویی با اسرائیل و آمریکا است.

کنترل علی‌ الطاهر برای امنیت شمال اسرائیل اهمیت دارد. این تپه از اواخر ژوئن ۲۰۲۶ در محاصره نیروهای اسرائیلی بود. نتانیاهو از ۹ اوت از آغاز «عملیاتی مهم در لبنان» برای حفظ منطقه خبر داد. اسرائیل مدعی است نیروهای حزب‌الله بیش از دو ماه در تأسیسات زیرزمینی گرفتار بودند؛ شماری کشته و تعدادی نیز فرار کردند. مشخص نیست آیا نیروهای سپاه نیز در میان کشته‌شدگان بوده‌اند یا نه.

در حال حاضر، میزان کنترل اسرائیل بر تپه علی‌ الطاهر و وضعیت مجموعه زیرزمینی به‌طور مستقل تأیید نشده است. مقام‌ها و رسانه‌های اسرائیلی مدعی کشف اتاق‌های عملیاتی، تجهیزات نظامی و دو مسیر زیرزمینی منتسب به حزب‌الله در رشته‌کوه علی‌ الطاهر شده‌اند. یوسی یهوشع، خبرنگار شبکه ۱۵ اسرائیل، نیز از ادامه عملیات برای تخریب این زیرساخت‌ها خبر داده است.

تحولات اخیر لبنان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مسائل داخلی یا تنش‌های مرزی با اسرائیل بررسی کرد؛ این تحولات بخشی از معادله‌ای گسترده‌تر میان ایران و اسرائیل است که در بستر جنگ فرسایشی، بازآرایی منطقه‌ای و تلاش برای تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه شکل گرفته است.

علی‌ الطاهر کجاست؟

علی‌ الطاهر یکی از نقاط مهم در درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان به شمار می‌رود. این منطقه با ارتفاعاتی تا حدود ۶۰۰ متر، در فاصله تقریبی ۱۵ کیلومتری از مرز اسرائیل و در نزدیکی نبطیه و شمال رود لیتانی قرار دارد. موقعیت مرتفع آن امکان دیده‌بانی و اشراف بر مسیرهای پیرامونی و بخش‌هایی از جنوب لبنان را فراهم می‌کند و از همین رو، ارزش نظامی قابل‌توجهی دارد.

با این حال، اهمیت جغرافیایی این منطقه تنها به فاصله آن از مرز اسرائیل محدود نمی‌شود. محل زیرزمینی مورد حمله در علی‌ الطاهر حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد، در حالی که کمربند ارتفاعات و مواضع مورد اشاره در برخی نقاط تا حدود ۳ کیلومتر به مرز اسرائیل نزدیک می‌شود.

اهمیت راهبردی علی‌ الطاهر تنها به خود این تپه محدود نمی‌شود، بلکه به جایگاه آن در میان مجموعه‌ای از ارتفاعات مهم و به‌هم‌پیوسته در اطرافش بازمی‌گردد. این منطقه در نزدیکی نقاط راهبردی مانند قلعه شقیف و اقلیم‌التفاح قرار دارد. به گزارش رویترز، نیروهای اسرائیلی پیش از تمرکز بر علی‌ الطاهر، چند ارتفاع مهم دیگر، از جمله منطقه بوفورت، را نیز هدف قرار دادند.

بنابراین، اهمیت این منطقه را نمی‌توان صرفاً در کنترل یک تپه منفرد خلاصه کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تسلط بر زنجیره‌ای از ارتفاعات به‌هم‌پیوسته است که می‌تواند امکان ایجاد یک کمربند نظامی و تقویت موقعیت مسلط بر این بخش از جنوب لبنان را فراهم کند.

برای درک بهتر اهمیت راهبردی این کمربند و ارتباط میان این ارتفاعات، به نقشه زیر نگاه کنید؛ این نقشه با کمک هوش مصنوعی ChatGPT و بر اساس داده‌های نقشه Google تهیه شده است.

بلندی‌های علی‌ الطاهر در مجاورت ارتفاعات ریحان و دژ تاریخی شقیف (بوفورت) واقع شده‌اند. دژ شقیف که بر فراز ارتفاعات مشرف به دره لیتانی ساخته شده، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود از دیرباز اهمیت نظامی داشته است. نزدیکی علی‌ الطاهر به این ارتفاعات و مسیرهای منتهی به نبطیه و اقلیم‌ التفاح، بر اهمیت راهبردی آن افزوده است.

از نگاه اسرائیل، کنترل علی‌ الطاهر می‌تواند موقعیت نظامی این کشور در جنوب لبنان را تقویت کرده و امکان نظارت بر تحرکات نیروها و مسیرهای ارتباطی منطقه را افزایش دهد. این ارتفاع همچنین می‌تواند در پشتیبانی از عملیات نظامی در عمق خاک لبنان نقش داشته باشد.

اهمیت دیگر علی‌ الطاهر، همان‌گونه که در ابتدا گفته شد، به زیرساخت‌های زیرزمینی منتسب به حزب‌الله و سپاه پاسداران بازمی‌گردد. مقام‌های اسرائیلی و منابع امنیتی لبنانی از وجود شبکه‌ای از تونل‌ها، مراکز فرماندهی و انبارهای تسلیحات در زیر این ارتفاعات خبر داده‌اند.

اهمیت ژئواستراتژیک بلندی‌های علی‌ الطاهر برای ایران چیست؟

در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، جرار دیب، استاد اندیشه سیاسی در دانشگاه لبنان در مقاله‌ای اهمیت بلندی‌های علی‌ الطاهر برای اسرائیل را با اهمیت تنگه هرمز برای ایران مقایسه کرد:

از نظر جغرافیایی، علی‌ الطاهر قطعاً بر تنگه هرمز اشراف ندارد. اما از نظر ژئوپلیتیکی و نظامی، به نظر می‌رسد دامنه اهمیت راهبردی آن از دریای مدیترانه فراتر رفته و به مناقشه بین‌المللی میان واشنگتن و تهران امتداد دهد.

او با استناد به ارزیابی‌های اسرائیل نوشت: بلندی‌های علی‌ الطاهر شبکه‌ای پیچیده و منشعب از تونل‌ها را در خود جای داده و محل استقرار نیروهای نخبه حزب‌الله و سپاه پاسداران است. بازگشت این بلندی‌ها به کانون توجه، به گفته جرار دیب، اظهارات مقامات سپاه درباره ضرورت «به تعویق انداختن» مسئله خلع سلاح گروه‌های مقاومت را با تصمیم دولت‌های عراق و لبنان در تعارض قرار می‌دهد؛ زیرا اجرای چنین تصمیمی در شرایط کنونی، از نگاه ایران، به منزله «خنجر از پشت زدن به ایران» خواهد بود. طبق ارزیابی‌های اسرائیل و گزارش جروزالم پست، این احتمال مطرح شده است که ایران در حال هماهنگی یک حمله هم‌زمان و چندجبهه‌ای علیه اسرائیل با مشارکت حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها و شبه‌نظامیان عراقیِ «محور مقاومت» باشد.

به گفته دیب، ایران علی‌ الطاهر و حزب‌الله را اهرم فشار در برابر واشنگتن می‌داند و حفظ حضور نیروهای وابسته به سپاه و شبکه تونل‌ها را بخشی از راهبرد خود در جنگ چندلایه با آمریکا می‌بیند. از این منظر، علی‌ الطاهر به هرمز پیوند می‌خورد: سپاه در لبنان از طریق حزب‌الله و در هرمز مستقیماً به‌عنوان ابزار فشار عمل می‌کند. بنابراین، برای اسرائیل علی‌ الطاهر یک موقعیت حیاتی امنیتی و نظامی و برای ایران یک کارت راهبردی در برابر آمریکا است. بااین‌حال، نویسنده احتمال بزرگ‌نمایی اهمیت این منطقه از سوی اسرائیل و دشواری نابودی شبکه تونل‌ها را هم مطرح می‌کند.

مجموعه این نقاط مرتفع، به دلیل موقعیت جغرافیایی و دید گسترده بر مناطق اطراف، از نقاط مهم جغرافیایی جنوب لبنان محسوب می‌شوند. اما رسیدن به یک نقطه از این خط‌الرأس به معنای کنترل کل این منطقه نیست؛ منطقه‌ای که به دلیل ارزش ژئواستراتژیک به یکی از نقاط مورد اختلاف در مذاکرات صلح لبنان هم تبدیل شده است.

در ژوئیه ۲۰۲۶، همزمان با ادعای اسرائیل مبنی بر کنترل ارتفاعات علی الطاهر، سرتیپ بازنشسته، بسام یاسین، به الشرق‌ الاوسط گفت این ارتفاعات از مهم‌ترین مواضع جغرافیایی و نظامی در جنوب لبنان است. به گفته او، اسرائیل پیش از عقب‌نشینی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، سه پایگاه در علی الطاهر، دَبشه و جبل الطاهره داشت. دو ماه پیش یاسین تأکید کرد که رسیدن نیروهای اسرائیلی به لبه یک کوه، لزوماً به معنای کنترل کامل منطقه نیست:

رسیدن یک پهپاد به یک نقطه یا برافراشته شدن پرچم در نقطه‌ای مشخص، به معنای کنترل نظامی یا اشغال کل منطقه نیست.\n

یاسین درباره ادعای وجود تأسیسات زیرزمینی حزب‌الله در این منطقه گفت این ادعا می‌تواند توضیح دهد چرا ارتفاعات علی الطاهر طی دو سال گذشته هدف صدها حمله هوایی قرار گرفته است. او افزود که اسرائیل معتقد است نیروهای حزب‌الله همچنان در این تأسیسات حضور دارند و به همین دلیل تلاش می‌کند آن را از طریق عملیات زمینی تصرف کند؛ اقدامی که به گفته او، صرفاً با حملات هوایی امکان‌پذیر نیست.

الشرق الاوسط می گوید بنا به اطلاعاتی که این روزنامه جهان عرب به دست آورده، مذاکرات اولیه برای خروج اسرائیل از جنوب لبنان بر آغاز عقب‌نشینی از کفر تبنیت و منطقه قلعه بوفورت متمرکز بود تا نیروهای اسرائیلی از نبطیه دور شوند. اما اسرائیل اصرار داشت ابتدا به علی‌ الطاهر دست یابد و این منطقه به اصلی‌ترین نقطه اختلاف مذاکرات تبدیل شد.

تردید رسانه‌های حکومت ایران درباره کنترل علی‌ الطاهر

شامگاه شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی ایران گزارش دادند که جنگنده‌های اسرائیلی شهرک منصوری و ارتفاعات علی الطاهر در جنوب لبنان را بمباران کرده‌اند. این رسانه‌ها با اشاره به ادعاهای پیشین اسرائیل درباره این منطقه، گزارش دادند که حملات در حالی انجام شده است که اسرائیل پنجشنبه گذشته مدعی کنترل عملیاتی ارتفاعات علی الطاهر و ورود به دو مسیر زیرزمینی در این منطقه شده بود.

روایت ایرنا بر ابهام در ادعای اسرائیل درباره کنترل علی‌ الطاهر تأکید دارد و یادآور می‌شود که «تسلط» لزوماً به معنای تثبیت کنترل بر کل میدان نیست. مهر نیز ادعای اسرائیل را در برابر واقعیت میدان قرار داده و بر تداوم تاب‌آوری مقاومت تأکید می‌کند. کیهان صریح‌تر، روایت سقوط یا اشغال علی‌ الطاهر را رد می‌کند و آن را تلاشی برای تبدیل تحولات میدانی به دستاورد تبلیغاتی از سوی اسرائیل می‌داند.

تسنیم با رویکردی میدانی و امنیتی، بر اهمیت جغرافیایی ارتفاعات و تحولات اطراف نبطیه تمرکز دارد و تأکید می‌کند که ادعای کنترل بدون بررسی وضعیت واقعی میدان، به‌معنای پیروزی قطعی نیست. خبرگزاری تسنیم گزارشی از گفت‌وگو با محمدامین ایمانجانی، مدیرعامل مؤسسه سپهر فرهیختگان جوان، بازنشر کرده است. ایمانجانی که در نزدیکی ارتفاعات علی‌ طاهر در جنوب لبنان حضور داشت، با اشاره به موقعیت جغرافیایی این منطقه گفت ارتفاعات علی‌طاهر در مجاورت مناطق مهمی همچون نبتیه و تپه ریحان قرار دارد و از نظر نظامی و جغرافیایی تپه ریحان دارای اهمیت بسیار بیشتر استراتژیک برای حزب الله لبنان است.

ایمانجانی در ادامه گفت روایت منتشرشده درباره سقوط تپه علی‌ الطاهر قطعی نیست. به گفته او، تردد زمینی به سمت تأسیسات تپه‌های علی‌ الطاهر همچنان برقرار است. ایمانجانی با اشاره به دیدگاه مردم محلی توضیح داد که ساکنان منطقه بر این باورند که در صورت پایان جنگ، به مناطق محل سکونت خود بازخواهند گشت و قصد ندارند برای همیشه از خانه‌هایشان دور بمانند. به گفته او، بخش قابل‌توجهی از تخریب‌های صورت‌گرفته توسط اسرائیل نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چراکه با توجه به احتمال عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی پس از آتش‌بس، این احتمال وجود دارد که با ایجاد شرایطی موسوم به «زمین سوخته»، امکان بازگشت و سکونت مجدد مردم در این مناطق دشوار یا ناممکن شود.

اگر این رویکرد را از منظر امنیتی بررسی کنیم، خالی‌شدن جنوب لبنان از غیرنظامیان می‌تواند برای اسرائیل چند مزیت داشته باشد: ایجاد یک منطقه حائل در نزدیکی مرز، دشوارتر کردن فعالیت و استقرار نیروهای مسلح، و آسان‌تر شدن نظارت و شناسایی. هم‌زمان، تخریب خانه‌ها و زیرساخت‌ها می‌تواند بازگشت مردم را به تأخیر انداخته و اهرم فشاری در مذاکرات پس از جنگ ایجاد کند. در این معنا، «زمین سوخته» می‌تواند بدون اشغال دائمی منطقه، شرایطی ایجاد کند که بازگشت و اسکان مجدد جمعیت دشوار شود؛ هرچند برای اثبات اینکه این هدف، قصد قطعی اسرائیل بوده، به شواهد مستقیم درباره تصمیم و سیاست آن نیاز است.

ایمانجانی همچنین گفت حمله به مزارع و استفاده از بمب‌های فسفری که به از بین رفتن پوشش گیاهی و خشک‌شدن درختان از ریشه منجر می‌شود، می‌تواند در همین چارچوب ارزیابی شود و افزود: «به نظر می‌رسد ایجاد چنین شرایطی، بخشی از راهبرد اسرائیل برای دوره پس از آتش‌بس باشد.»

این در حالی است که اسرائیل همچنان حملات هوایی و اقداماتی برای از بین بردن پوشش گیاهی را با هدف افزایش امکان شناسایی ورودی‌های زیرزمینی تونل‌ها توجیه می‌کند.

ایمانجانی همچنین به ادعای ارتش اسرائیل درباره تصرف دو تونل در این منطقه اشاره کرد و گفت، بر اساس اظهارات افراد محلی، تونل‌های مورد اشاره متعلق به تأسیسات تپه‌های علی‌ الطاهر نیستند و به یکی از روستاهای اطراف تعلق دارند.

مدیرعامل مؤسسه سپهر فرهیختگان جوان با بیان اینکه تاکنون شواهد عینی و مشخصی برای تأیید تصرف تأسیسات و تونل‌های متعلق به تپه‌های علی‌ الطاهر ارائه نشده است. ایمانجانی در ادامه، تداوم بمباران این منطقه از سوی اسرائیل را یکی از قرائن مورد استناد خود دانست و گفت اگر منطقه‌ای به‌طور کامل به تصرف درآمده و مواضع در آن تثبیت شده باشد، ادامه بمباران می‌تواند درباره میزان کنترل و تثبیت مواضع تصرف‌شده پرسش‌هایی ایجاد کند.

این موضع را می‌توان در چارچوب رویکرد محتاطانه‌تر رسانه‌های نزدیک به سپاه و جمهوری اسلامی در پذیرش شکست‌ها در سوریه نیز دید. در پوشش‌های اولیه سقوط دمشق نیز برخی از این رسانه‌ها با تأکید بر نبود کنترل کامل، احتمال ضدحمله و تداوم درگیری‌ها، از کم‌رنگ‌کردن ابعاد پیروزی نیروهای احمد الشرع، رهبر هیئت تحریر الشام و چهره اصلی نیروهایی که در نهایت به سقوط حکومت بشار اسد انجامید، استفاده کردند. در همین چارچوب، تأکید ایمانجانی بر نبود شواهد عینی برای تأیید تصرف تأسیسات تپه‌های علی‌ الطاهر و ادامه بمباران اسرائیل، می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای ایجاد تردید درباره میزان و تثبیت این دستاورد نظامی برای اسرائیل خوانده شود.

لبنان در چارچوب بازآرایی منطقه‌ای و فشار بر ایران

از نگاه جمهوری اسلامی، لبنان، سوریه، عراق و غزه اجزای به‌هم‌پیوسته یک شبکه سیاسی، نظامی و لجستیکی هستند؛ به‌گونه‌ای که تضعیف هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند بر ظرفیت و نقش سایر اجزا اثر بگذارد. از این منظر، یکی از اهداف احتمالی فشار بر نفوذ منطقه‌ای ایران، کاهش تدریجی این پیوندها و محدود کردن توان سپاه برای بهره‌گیری از اهرم‌های منطقه‌ای است.

در این میان، سوریه اهمیت ویژه‌ای داشت. با روی کار آمدن احمد شرع و محدود شدن فضای امنیتی و لجستیکی سوریه، دسترسی حزب‌الله لبنان به مسیرهای پشتیبانی، بازسازی ظرفیت‌های نظامی و حفظ ارتباط با ایران دشوارتر شده است. افزایش کنترل بر مرز سوریه و لبنان و محدود شدن انتقال نیرو و تجهیزات نیز می‌تواند بخشی از معادله امنیتی جدید باشد.

لبنان، به‌دلیل جایگاه سیاسی و نظامی حزب‌الله، یکی از نقاط کلیدی این رقابت است. از این منظر، گسترش فشار بر حزب‌الله از نوار مرزی به عمق لبنان را می‌توان تلاشی برای محدود کردن مسیرهای انتقال، شبکه‌های لجستیکی و امکان بازسازی توان نظامی این گروه ارزیابی کرد.

همچنین، تثبیت یا از دست رفتن مواضع اسرائیل در بلندی‌های علی‌ الطاهر صرفاً یک مسئله جغرافیایی نیست؛ موقعیت نظامی این منطقه می‌تواند بر ارزیابی توان عملیاتی سپاه و حزب الله در جنوب لبنان اثر بگذارد.

در مجموع، اهمیت تحولات لبنان فراتر از جنوب این کشور است. تداوم فشار بر حزب‌الله، محدودیت‌های لجستیکی در سوریه و کنترل مسیرهای ارتباطی می‌تواند پیوستگی شبکه منطقه‌ای ایران را تضعیف کرده و بخشی از روند گسترده‌تر بازآرایی موازنه قدرت در منطقه باشد.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.