فرسایش ناوگان نفتکش؛ ایران چه چیزی را از دست میدهد؟
آمریکا میگوید سه نفتکش ایران را هدف قرار داده است. از بین رفتن این نفتکشها چه معنایی دارد؟

نماگرفت از یکی از نفتکشهای ایران که آمریکا به آن حمله کرد.
فشار ایالات متحده بر اقتصاد نفتی ایران در ماههای اخیر از تحریم به محاصره و از محاصره به تخریب مستقیم ظرفیت عملیاتی رسیده است. با آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات نظامی به زیرساختهای نظامی و پدافندی گسترش یافت. از نیمه دوم تیر ۱۴۰۵ نیز محاصره دریایی عملاً مسیر ورود و خروج نفتکشهای مرتبط با ایران را محدود کرد. نتیجه در صادرات دیده میشود: به گزارش رسانهها، بارگیری نفت خام ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز در اسفند ۱۴۰۴ به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در مرداد ۱۴۰۵ کاهش یافته است. ذخایر شناور نفت ایران در آسیا نیز در حال کاهش است، زیرا نفت موجود فروخته میشود اما نفتکشهای خالی نمیتوانند با همان سرعت برای بارگیری دوباره به ایران بازگردند.
حمله مستقیم به نفتکشها مرحله تازه همین فشار است. در ۱۴ شهریور، ارتش آمریکا اعلام کرد سه نفتکش مرتبط با صادرات نفت ایران را هدف قرار داده است: Downy در نزدیکی خارگ، Stark I در نزدیکی جاسک و Kylo در دریای عمان. بر اساس اعلام رسمی ارتش آمریکا، دو کشتی نخست «برای همیشه از کار افتادهاند» و Kylo پس از تخلیه خدمه منهدم شده است. هنوز مدرک مستقلی وجود ندارد که Downy و Stark I غرق شده باشند؛ بنابراین فعلاً دقیقتر است از خارج شدن آنها از مدار عملیاتی صحبت کنیم.
دو کشتی، یک ابرنفتکش
Downy یک VLCC است؛ نفتکشی ۳۳۳ متری، ساخته سال ۱۳۸۳، با ظرفیت وزنی ۲۹۶ هزار و ۹۷۷ تن. نفتکشهای این رده میتوانند نزدیک به دو میلیون بشکه نفت حمل کنند. Stark I نفتکشی با ظرفیت ۱۵۹ هزار و ۶۸۱ تن و ساخته سال ۱۳۷۹ است. این کشتی به شرکت ملی نفتکش ایران مرتبط است و در فهرست تحریمهای آمریکا نیز با همین مشخصات ثبت شده است.
Kylo نیز نفتکشی ساخته سال ۱۳۸۰ با ظرفیت ۱۶۰ هزار و ۵۷۳ تن است. این کشتی با پرچم کومور و مالکیتی خارج از شرکت ملی نفتکش فعالیت میکرد و از مرداد ۱۴۰۴ به دلیل ارتباط با تجارت نفت ایران در فهرست تحریمهای آمریکا قرار داشت.
در مجموع، همین سه حمله بیش از ۶۱۷ هزار تن ظرفیت حمل وزنی را از شبکه صادرات ایران خارج کرده یا دستکم فعلاً غیرقابل استفاده کرده است. با توجه به اندازه این کشتیها، ظرفیت اسمی آنها در یک چرخه کامل بارگیری به حدود چهار میلیون بشکه نفت میرسد. اما ممکن است خسارت بزرگتر باشد.
به گزارش رسانهها، دادههای رهگیری دریایی نشان میدهد چند روز پیش از حملات ۱۴ شهریور، دو نفتکش دیگر شرکت ملی نفتکش، Hawk و Sinopa، در نزدیکی جاسک نیز هدف قرار گرفتهاند. این دو مورد هنوز مانند حملات ۱۴ شهریور از سوی ارتش آمریکا رسماً تأیید نشدهاند و میزان خسارت آنها نیز روشن نیست.
اهمیت Hawk بیشتر است. این کشتی یک VLCC ساخته سال ۱۳۸۷ با ظرفیت ۳۱۷ هزار و ۳۶۷ تن است؛ مشخصات فنی Hawk در پایگاه Maritime Optima ثبت شده است. Sinopa نیز یک Suezmax ساخته سال ۱۳۷۸ با ظرفیت ۱۵۹ هزار و ۶۸۱ تن است؛ مشخصات فنی Sinopa در همین پایگاه آمده است.
اگر آسیب جدی به این دو کشتی نیز تأیید شود، طی چند روز بیش از یک میلیون تن ظرفیت اسمی حمل نفت در پنج کشتی هدف قرار گرفته است.
ایران فقط ظرفیت حمل از دست نمیدهد
در شرایط فعلی، نفتکشها بخشی از ظرفیت ذخیرهسازی و گردش نفت ایران را نیز تشکیل میدهند. با محدود شدن صادرات، نفت تولیدشده باید در مخازن ساحلی یا روی کشتی نگهداری شود. یک VLCC میتواند نزدیک به دو میلیون بشکه نفت را از مخازن خشکی خارج کند و تا زمان فروش یا انتقال در خود نگه دارد. بنابراین کاهش تعداد نفتکشها، علاوه بر حمل، ظرفیت ذخیرهسازی شناور را نیز محدود میکند.
مشکل نفتکشهای خالی نیز از همینجا اهمیت پیدا میکند. اگر کشتی خالی نتواند به خارگ یا جاسک بازگردد، فقط یک محموله صادراتی از دست نمیرود. فضای ذخیرهسازی تازهای هم وارد چرخه نمیشود. ادامه این وضعیت میتواند محدودیت صادرات را به تولید منتقل کند؛ زیرا تولید نفت بدون ظرفیت کافی برای ذخیرهسازی نمیتواند برای مدت نامحدود ادامه پیدا کند.
این همان تفاوت حمله نظامی با تحریم است. تحریم معامله را دشوار میکرد و ایران با تخفیف، انتقال کشتیبهکشتی، تغییر مالکیت و استفاده از کشتیهای واسطه بخشی از آن را دور میزد. حمله به نفتکش، خود ابزار اجرای این روشها را کاهش میدهد.
حاشیه عملیاتی کوچکتر میشود
شبکه صادرات نفت تحریمشده به کشتی بیشتری نسبت به تجارت عادی نیاز دارد. یک محموله ممکن است مدتی روی آب بماند، به کشتی دیگری منتقل شود یا از مسیرهای طولانیتر به مقصد برسد. در نتیجه هر نفتکش برای مدت بیشتری درگیر یک محموله باقی میماند.
از دست دادن یک VLCC در چنین شبکهای فقط به معنای دو میلیون بشکه ظرفیت کمتر در یک سفر نیست. همان کشتی میتوانست طی سال چند بار بارگیری شود و میان ایران، نقاط انتقال دریایی و بازار آسیا حرکت کند.
با حذف چند کشتی، کار آنها باید میان ناوگان باقیمانده تقسیم شود؛ در زمانی که همان ناوگان با محاصره، محدودیت بیمه و خطر حمله نیز روبهروست. به همین دلیل، مسئله اصلی را میتوان کاهش حاشیه عملیاتی دانست: تعداد گزینههایی که ایران برای زمانبندی بارگیری، ذخیرهسازی و انتقال نفت در اختیار دارد کمتر میشود.
جایگزینی ممکن است، اما سریع نیست
این نفتکشها غیرقابل جایگزین نیستند. مسئله فاصله میان زمان از دست دادن کشتی و زمان جایگزین کردن آن است.
برآوردهای بازار در بهمن ۱۴۰۴ قیمت یک VLCC نوساز را حدود ۱۲۸ میلیون دلار و یک Suezmax را حدود ۸۶ میلیون دلار نشان میداد. همزمان، دفتر سفارش کشتیسازیها تا سالهای ۱۴۰۸ و ۱۴۰۹ امتداد یافته است؛ جدول قیمت نفتکشهای نوساز این برآوردها را ارائه میکند.
بازار دستدوم سریعتر است، اما کمبود کشتی آماده قیمت را بالا برده است. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نفتکشهای VLCC پنجساله حتی بالاتر از قیمت کشتی نوساز معامله میشدند و برای برخی معاملات فوری، اضافهقیمت تا حدود ۳۵ درصد گزارش شده بود. در مرداد نیز یک Suezmax پنجساله حدود ۱۰۸ میلیون دلار ارزشگذاری میشد، در حالی که نمونه نوساز آن حدود ۹۰ میلیون دلار بود. گزارش بازار نفتکشهای دستدوم علت اصلی، امکان استفاده فوری از کشتی دستدوم است.
برای ایران، خرید کشتی علاوه بر قیمت با تحریم نیز گره خورده است. انتقال مالکیت، پرداخت، ثبت، بیمه و مدیریت فنی میتواند واسطهها را در معرض تحریم قرار دهد. بنابراین کشتی قدیمی موجود در ناوگان ایران ممکن است از نظر قیمت بازار دارایی بزرگی نباشد، اما مزیت مهمی دارد: همین حالا در شبکه عملیاتی قرار دارد.
فشار از ناوگان رسمی فراتر میرود
هدف قرار گرفتن Kylo از این نظر مهم است که این کشتی عضو مستقیم ناوگان شرکت ملی نفتکش نبود. کشتی با پرچم خارجی و شرکت مالک جداگانه کار میکرد، اما به دلیل مشارکت در شبکه حمل نفت ایران در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفته بود.
تا پیش از این، ورود به چنین شبکهای برای مالک کشتی بیشتر با خطر تحریم، مشکل بیمه یا محدودیت دسترسی به بندر همراه بود. اگر خطر حمله نظامی نیز به این محاسبه اضافه شود، هزینه استفاده ایران از کشتیهای خارج از ناوگان رسمی بالاتر میرود. ممکن است کشتی همچنان پیدا شود، اما مالک برای پذیرش خطر بیشتر پول بیشتری مطالبه کند یا اساساً از ورود به شبکه خودداری کند.
بنابراین خسارت اصلی حملات اخیر را نباید فقط در تعداد نفتکشهای هدفگرفتهشده جستوجو کرد. ایران هنوز ناوگان بزرگی دارد و چند حمله به معنای پایان صادرات نفت نیست. مسئله نسبت میان سرعت فرسایش و سرعت جایگزینی است.
محاصره تعداد سفرها را کاهش داده، حملات ظرفیت فیزیکی حمل و ذخیره را هدف گرفتهاند و حمله به کشتیهای واسطه میتواند شبکهای را که برای دور زدن تحریم ساخته شده پرهزینهتر کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش اصلی فقط این نخواهد بود که ایران برای نفت خود خریدار دارد یا نه؛ مسئله این خواهد بود که چه مقدار ظرفیت برای خارج کردن نفت از مخازن، نگهداری آن روی آب و رساندن آن به خریدار باقی مانده است.


نظرها
نظری وجود ندارد.