«چطور حساب کردی آقای قلعهنویی»؛ روزی ۵۰۰ میلیون تومان
فوتبال ایران زیر فشار جنگ و بحران اقتصادی ناچار به کاهش هزینهها و کنار گذاشتن مربیان خارجی شده، اما در تیم ملی ماجرا ظاهراً مسیر دیگری دارد. فدراسیون فوتبال میگوید امیر قلعهنویی برای ادامه همکاری «قرارداد سفید» امضا کرده، در حالی که گزارشها از درخواست ۹۰ میلیارد تومان برای شش ماه حکایت دارند. یعنی روزی ۵۰۰ میلیون تومان.

در روزهایی که فوتبال ایران تحت تاثیر تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و محاصره اقتصادی به اجبار جوانگرایی کرده است و مربیان و بازیکنان خارجی کمتری را به همراه دارد، امیر قلعهنویی در مقام سرمربی تیم ملی فوتبال مردان روز به روز دستمزد بیشتری طلب میکند. فدراسیون فوتبال هم به خواستههای او تن میدهد و در رسانهها تکذیب میکند.
تازهترین خبر را در ارتباط با ادامه همکاری با امیر قلعهنویی، سخنگوی فدراسیون فوتبال اعلام کرد. او چند روز پس از اینکه فاش شد قلعهنویی که حتی در جامجهانی ۴۸ تیمی هم نتوانست از مرحله گروهی صعود کند، خواهان ۹۰ میلیارد تومان دستمزد برای شش ماه شده است، مدعی شد سرمربی تیم ملی «قرارداد سفید امضاء کرده است».
حکایت قراردادهای سفید در فوتبال ایران تازه نیست. در سالهای گذشته بارها مدیران باشگاهها و یا بازیکنان به شهرت رسیده مدعی شده بودند قرارداد سفید، یعنی بدون تعیین رقم دستمزد امضاء کردهاند، اما هنگامی که اختلاف بالا گرفت و وقت جدایی رسید، برای دریافت یا پرداخت نکردن دستمزد شکایت کردند و رقم قرارداد فاش شد.
سید حسین حسینی که در فصل ۱۴۰۴ ـ ۱۴۰۵ از باشگاه استقلال تهران جدا و به سپاهان اصفهان پیوست شاید یکی از آخرین نمونههای قرارداد سفید باشد. مدیران باشگاه استقلال تابستان ۱۴۰۲ اعلام کردند با حسینی قرارداد سفید امضاء کردهاند. دو سال بعد اما هنگامی که حسینی تهران را به مقصد اصفهان ترک کرد، مشخص شد «اختلاف بر سر مبلغ قرارداد» دلیل اصلی قهر و جدایی کاپیتان دوم این باشگاه است و نه حضور یک دروازهبان خارجی.
بر اساس اسناد مالی فاش شده باشگاه استقلال در تابستان ۱۴۰۲ قرارداد سفید دروازهبان این باشگاه با پاداشهایی که تعیین شده بود به ۲۴ میلیون تومان میرسید؛ ۱۲ میلیون تومان قرارداد پایه و ۱۲ میلیون تومان پاداشهایی که در ازای حضور در ترکیب ثابت، گل نخوردن، مهار پنالتی و ... به حسینی تعلق میگرفت.
همتای او در باشگاه پرسپولیس هم وضعیتی مشابه داشت؛ علیرضا بیرانوند استاد بازارگرمی در فوتبال باشگاهی ایران که در هر برنامه تلویزیونی ادعا میکرد بدون تعیین مبلغ قراردادش را تمدید کرده است، در فصل ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۲ بیش از ۱۵ میلیارد تومان و فصل ۱۴۰۴ ـ ۱۴۰۳ بیش از ۱۹ میلیارد تومان دستمزد پایه دریافت کرد. او در دو فصل پیاپی برای اینکه مدیران باشگاه را به افزایش مبلغ قراردادش مجبور کند با باشگاههای رقیب، استقلال تهران و تراکتور تبریز مذاکره کرد. پرونده شکایت پرسپولیس از بیرانوند که سرنوشتی بیمانند داشت و پس از پایان لیگ برتر رای آن اعلام شد، پرده از جزئیات بیشتری برداشت که نشان میداد منظور بیرانوند از قرارداد سفید چه بوده است.
از این نمونهها در فوتبال ایران کم نیست. علی کریمی که چند سال پیش برای یک دوره کوتاه دستیار کارلوس کیروش در تیم ملی شد، ادعا کرد قرارداد سفید امضاء کرده است. او البته بعدتر وقتی که کنار گذاشته شد گفت که تا ریال آخر دستمزد خود را از فدراسیون فوتبال خواهد گرفت.
قلعهنوییِ پولپرست
امیر قلعهنویی تازهترین نمونه مدعی قرارداد سفید است، اما این ادعا آنقدر غیرقابل باور است که حتی صدا و سیما هم باورش ندارد و آن را به سخره گرفت. یک روز پس از اعلام خبر قرارداد جدید سرمربی تیم ملی مجری و مهمان برنامه صبحانه ایرانی در واکنش به آن گفتند میترسند چیزی بگویند و بعد مجبور شوند هر روز بروند دادگاه.
صدا و سیما در برنامههای ورزشی چند ماه اخیرش بارها به منتقدان قلعهنویی تاخت و حتی آنها را «وطنفروش» نامید. اما قرارداد سفید امضاء با قلعهنویی حتی برای مجری و کارشناسهای حامی او هم غیرقابل باور است. چرایی باورناپذیر بودن این ادعا را باید در پیشینه سرمربی تیم ملی که سالها تماشاگران به او لقب «مافیای فوتبال» دادند، دید.
او تا هنگامی که در لیگ برتر ایران حضور داشت «گرانترین مربی» بود؛ ۱۶ سال قبل هنگامی که سپاهان اصفهان به دنبال جذب قلعهنویی بود فاش شد دستمزد او بیش از یک میلیارد تومان است. سپاهان و قلعهنویی این رقم را تکذیب کردند اما کمی بعد فاش شد او ۸۵۰ میلیون تومان به عنوان مبلغ پایه طلب کرده است. سال ۱۳۹۷، یعنی هفت سال پس از نخستین قرارداد، باشگاه پرسپولیس تهران مدعی شد دستمزد قلعهنویی ۱۰ میلیارد تومان است. سپاهان بازهم این مبلغ را نادرست دانست اما از افشای اسناد قرارداد طفره رفت.
قلعهنویی که روزگاری او را پرافتخارترین سرمربی فوتبال ایران میخواندند سپاهان اصفهان را به دلیل اینکه حاضر نشد مبلغی بیشتر از سقف قرارداد به او پرداخت کند، ترک کرد. او هنگامی هم که به تراکتورسازی تبریز رفت در حالی که ابتدا خبر قرارداد سفیدش منتشر شد، بعدتر به دلیل دریافت دستمزد بالاتر از سقف تعیین شده به نهادهای نظارتی احضار شد.
گلگهر سیرجان آخرین باشگاهی بود که قلعهنویی را برای دومین بار به سرمربیگری تیم ملی رساند. پیشتر او در فاصله تیر ۱۳۸۵ تا تیر ۱۳۸۶ سرمربی تیم ملی شد. سال ۱۳۹۸ رسانههای ایران مبلغ قرارداد او با گلگهر را ۵۰ میلیارد تومان گزارش کردند. قلعهنویی در واکنش به این خبر با بیان اینکه مبلغ قرارداد مارک ویلموتس ۱۰۰ میلیارد تومان است، گفت: «ارزش مربیان ایرانی همین مبلغ است ولی کمتر میگیریم». او بدون اینکه مبلغ قرارداد خود را فاش کند، از «کسانی که این ادعا را دارند»، خواست به فدراسیون فوتبال مراجعه و اطلاعات را دریافت کنند. باشگاه گلگهر هم در واکنش به این خبر، مدعی شد مبلغ قرارداد قلعهنویی ۱۴ میلیارد تومان است.
اسفند ۱۴۰۱ پس از نتایج بد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۲ با مربیگری کارلوس کیروش، فدراسیون فوتبال امیر قلعهنویی را جانشین او کرد. این انتخاب حتی از برکناری اسکوچیچ که تیم ایران را معجزه آسا به جام جهانی رساند هم عجیبتر بود، چرا که دلیل برکناری مربی کروات در آستانه جام جهانی ضعف دانش و تجربه عنوان شد. اسکوچیچ پاسخ فدراسیون فوتبال را با قهرمانی در لیگ برتر داد؛ مقامی که قلعهنویی سالها است برای تکرار آن حسرت میخورد. آخرین قهرمانی او در لیگ داخلی ایران سال ۱۳۹۲ با استقلال تهران به دست آمد. منتقدان و تماشاگران تیمهای رقیب همان زمان مدعی شدند این موفقیت بدون کمک داوران ممکن نبود.
فدراسیون فوتبال اما بدون توجه به این کارنامه او را جانشین کیروش کرد تا برای دومین بار منتقد سرسخت مربیان خارجی یا به زبان خودش «اجنبی»، به جای آنها بنشیند؛ در سال ۸۵ هم او جای برانکو ایوانکویچ را گرفت که شاید موفقترین مربی خارجی در ایران باشد.
امیر خان، علی چشمک و قصههای دیگر
قلعهنویی در سالهایی که مربیگری میکند کم حاشیه نداشته است. روزنامهنگاران ورزشی در ایران گاهی او را چنین توصیف کردهاند؛ میخواست علی پروین باشد. پروین نماد لمپن فوتبالیستهای ایران در دهه ۵۰ و ۶۰ است و سلطان باندبازی. قلعهنویی شانس اینکه شاگرد پروین باشد را نداشت اما وقتی سکه پروین از رونق افتاد، در استقلال به لقب خانی رسید و برای خودش خدم و حشم جمع کرد.
آنها که فوتبال بخش جداناشدنی زندگیشان است سخت میتوانند نشست خبری قلعهنویی و قصه علی را فراموش کنند. ۱۲ مهر ۱۳۸۷ قلعهنویی در مقام سرمربی استقلال تهران پس از اینکه با یکی از خبرنگاران بگو مگو کرد و به اجازه داد فقط یک سوال بپرسد، نام علی را صدا زد و با اشاره چشم به او فهماند خبرنگار را بیرون کند. حدود دو سال پس از آن ماجرا که تا سالها دستمایه طنز و کنایه در فوتبال شد، خبرنگاری که قلعهنویی دستور ساکت کردنش را به علی داده بود، روایت کرد: «به یکی از خبرنگاران گفت: خواهشا پرت و پلا نگویید. من در مورد موقعیتهای بازی با قلعهنویی صحبت کردم. ترجیح داد از من سوال بپرسد: "موقعیتهای پرسپولیس را بشمار تا ما هم ببینیم چقدر موقعیت داشت". موقعیتها را شمردم. پاسخ بیادبانه او که خطاب به من گفت: "اگر سوال نداری ساکت باش بشین سر جات" من را مجاب کرد تا جوابش را بدهم. به او گفتم: شما ساکت باشید. فوتبال جای آدمهای مودب است نه امثال شما. شما باید ساکت باشید. بیست خبرنگار در این سالن هست که شما مدام به آنها پاسخ های بیادبانه می دهید و احترام آنها را نگه نمیدارید…همان طور که مشغول اعتراض به رفتار زننده او بودم به جناب "علی" اشاره کرد و از او خواست که من را ساکت کند.»
طعم و زخم «رفیقبازی» امیرخان را بازیکنان استقلال در دهه ۷۰ و ۸۰ خورشیدی با تمام وجود حس کردند. ایمان موسوی، یکی از بازیکنان آن سالهای استقلال ۱۳۹۳ پرده از داستان کلاهبرداری رفقای امیرخان از بازیکنان استقلال برداشت و گفت که یکی از همین نزدیکان قلعهنویی ۵۰ میلیون تومان او را پس نداده است.
جواد نکونام که نیمه دوم ۱۳۹۲ به دلیل اختلاف با قلعهنویی استقلال را ترک کرد، مرداد ۱۳۹۳ گفت در زمان مربیگری قلعهنویی چیزهایی دیده که طی ۱۵ سال فوتبالی ندیده است. او کار کردن با قلعهنویی را یکی از نقاط تاریک فوتبالی خود خواند. نکونام که در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ عضو تیم ملی ایران بود، گفت قلعهنویی بازیکنان را قربانی ناکامی خود میکند.
قلعهنویی ابتدا مدعی شد به شاگردان خود پاسخ نمیدهد اما بعدتر از نکونام شکایت کرد. این بازیکن گفته بود ترکیب استقلال در یک سفره خانه مشخص میشود و قلعهنویی با یکی از دلالان فوتبال که ممنوع کار است، رفاقت نزدیک دارد. حملات کلامی قلعهنویی و نکونام پایان ندارد. همزمان با جام جهانی ۲۰۲۶ نکونام قلعهنویی را کوچکتر از نیمکت تیم ملی دانست و گفت که دوره سبک علیاصغری در فوتبال به پایان رسیده است.
«دستهگل»های امیرخان که سالها در برخی رسانههای ورزشی به او لقب «ژانرال» هم دادند، به همینجا ختم نمیشود. «جملات قصار» او در رسانههای تصویری سالها است دستمایه طنز در شبکههای اجتماعی قرار میگیرد. «ما کل یوم در این بازی..»، «عزت و ذلت دست خداست»، «یوونتوس با سیستم من بازی میکنه» تنها چند نمونه از شاهکارهای کلامی او در این سالهاست.
او که شهره است به استفاده از روابط در قدرت، و همین حالا هم رسیدن به سرمربیگری تیم ملی را به واسطه همین روابط خاص دارد، گاهی هم که تیمش در لیگ نتیجه نمیگرفت ناگهان در موضع منتقد حکومت قرار میگرفت. ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ چند ماه پیش از اینکه همای سعادت بر شانه قلعهنویی بنشیند، پس از شکست گلگهر مقابل استقلال تهران او در مقام سرمربی گلگهر گفت: «در این چهل سال تنها چیزی که نبوده عدالت است و فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم. نمونهاش را هم در فوتبال میبینیم.».
جملات قلعهنویی به سرعت در رسانههای خارج از ایران و شبکههای اجتماعی بازتاب یافت. او اما در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت گفت از حرفهایش سوء استفاده شده و منظورش فقط در فوتبال است. سرمربی وقت گلگهر برای اینکه از محرومیت فرار کند، مدعی شد بخشی از حرفهای او را حذف کردهاند. در نهایت «امیر خان» برای دلجویی از حامیانش اعا کرد، جملاتش را اینطور آغاز کرده است: «من در ابتدا هم گفتم که چهل سال پیش از زمانی که کاپیتان تیم ملی جوانان ایران بودم به من ظلم شد و از تیم خط خوردم و هنوز هم معتقدم در این سالها ظلم بسیاری به من شده است.»
او چند ماه بعد، پس از اینکه تیم ملی فوتبال مردان ایران جام جهانی قطر را با دو شکست برابر انگلیس و آمریکا و برد برابر اسکاتلند به پایان رساند، جای کیروش را گرفت. منتقد سرسخت مربیان خارجی که قول داد تیم ملی فوتبال را جوان کند، در بازیهای جام ملتهای آسیا و سپس جام جهانی میانگین سنی تیم ملی را افزایش داد.
در همین دوران چند فوتبالیست که در شمار بهترین بازیکنان ایران بودند به دلیل اختلاف با قلعهنویی یا باندبازی در تیم او، از حضور در تیم ملی خودداری کردند. احمد نوراللهی که در لیگ امارات متحده عربی بازی میکند پیش از یک بازی دوستانه اردوی تیم را ترک کرد. دستیاران قلعهنویی بازگشت او به تیم را به عذرخواهی مشروط کردند. نوراللهی که یکی از کمحاشیهترین بازیکنان فوتبال ایران است اما این شرط را نپذیرفت.
مهدی ترابی، فوتبالیستی که در تبعیت از حکومت از قلعهنویی جلوتر است و حتی در مسابقات شعار «تنها راه نجات کشور اطاعت از رهبری» و یا «منم گدای فاطمه» را بر زیرپیراهن خود نوشته بود، دعوت سرمربی تیم ملی را برای حضور در اردوی آمادگی نپذیرفت تا به گفته خودش «اعتراض به ملاک نبودن معیارهای فنی» را نشان دهد.
هر بازی چند حساب کردی آقا؟
در حالی که فدراسیون فوتبال ایران ادعا کرده است در قرارداد با امیر قلعهنویی هیچ مبلغی تعیین نشده است و او برای نشان دادن حسن نیت، قرارداد سفید امضاء کرده، رسانههای ورزشی و غیرورزشی مبلغ قرارداد با سرمربی تیم ملی را ۹۰ میلیارد تومان برای شش ماه گزارش کردهاند. بر اساس این خبرها، او تا پایان بازیهای جام ملتهای آسیا همچنان سرمربی تیم ملی ایران خواهد بود و اگر بتواند به فینال این مسابقات راه یابد قراردادش تمدید میشود.
بازیهای جام ملتهای آسیا از ۱۷ دی تا ۱۶ دی ۱۴۰۵ در شش گروه چهار تیمی در عربستان صعودی برگزار خواهد شد. ایران در مرحله گروهی با سوریه، چین و قرقیزستان همگروه است. قبل از شروع این بازیها تیم ملی فوتبال مردان ایران تنها چهار مسابقه تدارکاتی برگزار خواهد کرد؛ ازبکستان و روسیه و سپس لبنان و فلیپین.
اگر رقم قرارداد فدراسیون فوتبال همان ۹۰ میلیارد تومان باشد یعنی او هر ماه ۱۵ میلیارد تومان از فدراسیون فوتبال دستمزد خواهد گرفت؛ پنج ماه برای آماده سازی و یک ماه برای حضور در بازیهای رسمی، به شرط اینکه تا آخرین بازی حذف نشده باشد. این یعنی دستمزد سرمربی تیم ملی در دوره آماده سازی ۴۵ میلیارد تومان در برابر چهار مسابقه دوستانه است و به ازای هر بازی دوستان ۱۱ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان.
آنچه که تکذیبیه فدراسیون فوتبال و ادعای امیر قلعهنویی را بیاعتبار میکند رفتار سرمربی تیم ملی در جام جهانی است. در روزهایی که به دلیل تجاوز نظامی تیم ملی ایران برای بازی تدارکاتی و حتی اقامت در آمریکا با محدودیت روبرو بود، قلعهنویی تهدید کرده بود اگر پاداشش را به دلار نگیرد، در بازیها روی نیمکت نمینشیند.
مبلغ درخواست شده از طرف او که حتی در چینش مربیان ردههای سنی پایینتر هم سهم دارد از فدراسیون فوتبال بابت صعود به جمع ۴۸ تیم جام جهانی یک میلیون دلار بود که در نهایت به ۸۰۰ هزار دلار رضایت داد. معادل ریالی ۸۰۰ هزار دلار در آن روزها بالغ بر ۱۳۶ میلیارد تومان که معادل بودجه برخی از باشگاهها در لیگ برتر ایران است و بیش از ۲۰ برابر تمام بودجه تیم ملی فوتبال زنان.
همین پیشینه یعنی اینکه امیر قلعهنویی در روزهایی که باشگاههای ایران مجبور شدهاند بودجه را کاهش دهند و به همین دلیل شمار مربیان خارجی در لیگ برتر به صفر رسیده، فرصت را غنیمت میداند تا در آخرین فرصتی که نصیبش کردهاند آنچه را که به قول خودش «طی ۴۰ سال ظلم در حق او» کردند، جبران کند؛ با روزی ۵۰۰ میلیون تومان دستمزد که حتی برترین مربیان جهان هم به خواب نمیبینند.


نظرها
نظری وجود ندارد.