بیبی در ابوظبی؛ پشت پرده رابطهای که جنگ ایران عمیقترش کرد
بقای توافقهایی از جنس پیمان ابراهیم چندان به عکس یادگاری رهبران سیاسی جلوی دوربینها ارتباط ندارد. مهم این است که تا چه اندازه این پیمان توانسته به نیازهای فوری و ضروری دو طرف گره بخورد. به نظر میرسد میان ابوظبی و تلآویو فعلا چنین چیزی برقرار شده و نشانه آن هم همان هواپیمایی است که بیاعلام قبلی فرود آمد، سرنشنینانش جلسهای یکساعته با شیوخ امارات برگزار کردند و کوشیدند پیش از آنکه کسی خبردار شود، به خانه بازگردند.

از چپ به راست: وزیر خارجه بحرین، نخست وزیر اسرائیل، رییس جمهور آمریکا و وزیر خارجه امارات متحده عربی- کاخ سفید، مراسم امضای پیمان ابراهیم-، سپتامبر ۲۰۲۰
سفر رئیس یک دولت به کشوری که با آن رابطه رسمی دارد، قاعدتا نباید محرمانه باشد. اما سفر بنیامین نتانیاهو به ابوظبی در روز یکشنبه ششم مهر (۲۷ سپتامبر) نه در برنامه رسمی او دیده میشد و نه پیش از انجام آن به اطلاع افکار عمومی رسید. خبر زمانی منتشر شد که نخستوزیر اسرائیل هنوز به کشورش بازنگشته بود؛ اتفاقی که حتی پای سرویس امنیت داخلی اسرائیل، شینبت، را هم به میان کشید. این نهاد از شبکه ۱۲ اسرائیل به دلیل انتشار خبر سفر پیش از بازگشت نتانیاهو شکایت کرد و آن را نقض مقررات سانسور نظامی دانست.
دولت امارات دو روز ساکت ماند و سرانجام اصل سفر را تایید کرد. خبرگزاری رسمی امارات، وام، اعلام کرد نتانیاهو و محمد بن زاید، رئیس دولت امارات، حدود یک ساعت با یکدیگر دیدار کردهاند و درباره روابط دوجانبه و راههای تقویت آن گفتوگو کردهاند. این بیانیه کوتاه، درباره علت محرمانه بودن سفر، ترکیب هیئت اسرائیلی و مسائل امنیتی مورد بحث توضیحی نداد.
براساس گزارش رسانههای اسرائیلی، رئیس موساد هم نتانیاهو را همراهی کرده بود. نکتهای که نشان میدهد دستور کار دیدار احتمالا به مناسبات اقتصادی و تشریفات دیپلماتیک محدود نبوده است.
سفری برای درمان یک گزارش
زمانبندی سفر با یک بحران داخلی برای نتانیاهو همزمان بود. دو هفته پیش از این سفر، گزارشی در اسرائیل منتشر شد که مدعی بود محمد بن زاید چند روز پیش از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳، درباره احتمال عملیات بزرگ حماس به نتانیاهو هشدار داده بود. دفتر نخستوزیر اسرائیل این ادعا را «دروغ محض» خواند و گفت در دوره مورد اشاره هیچ گفتوگویی میان نتانیاهو و رئیس امارات صورت نگرفته است.
با این حال، منابع مطلع به آسوشیتدپرس گفتهاند یکی از اهداف سفر نتانیاهو این بوده که از محمد بن زاید بخواهد شخصا این گزارش را تکذیب کند. اهمیت موضوع برای نخستوزیر اسرائیل روشن است. اگر ثابت شود او پیش از حمله هفتم اکتبر هشداری مستقیم از رهبر یک کشور متحد دریافت کرده و آن را جدی نگرفته است، مسئولیت سیاسیاش در یکی از بزرگترین شکستهای امنیتی تاریخ اسرائیل سنگینتر خواهد شد.
رابطهای که جنگ آن را از بین نبرد
سفر محرمانه نتانیاهو در عین حال وضعیت واقعی پیمان ابراهیم را آشکار میکند. امارات و اسرائیل در سال ۱۳۹۹ مناسبات خود را عادی کردند. از آن زمان سفارتخانههای دو کشور افتتاح شده، پروازهای مستقیم برقرار شده و توافق تجارت آزاد هم به اجرا درآمده است. براساس آمار رسمی امارات، تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ به سه میلیارد و ۲۰۹ میلیون دلار رسید. مجموع مبادلات از زمان عادیسازی تا اسفند ۱۴۰۴ (روزی که جنگ ۳۸ روزه شروع شد) هم حدود ۱۴ میلیارد و ۸۰ میلیون دلار بوده است.
در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶، ارزش تجارت دو طرف حدود یک میلیارد و ۲۴۳ میلیون دلار بود. تقریبا یک درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل. این ارقام نشان میدهند جنگهای غزه، لبنان و ایران نتوانستهاند مناسبات اقتصادی دو دوست جدید را متوقف کنند. رابطه ابوظبی و تلآویو برخلاف تصور اولیه، صرفا محصول فشار ترامپ و حضور در شوی تلویزیونی مراسم امضا در کاخ سفید نبود و در شبکهای از تجارت، سرمایهگذاری، فناوری و همکاریهای امنیتی ریشه دوانده است.
با این همه، عادیسازی روابط به معنای عادی شدن نمایش عمومی آن نیست. تصاویر کشتهشدن غیرنظامیان در غزه و گسترش جنگ در منطقه، هزینه سیاسی نزدیکی آشکار با اسرائیل را برای دولتهای عربی افزایش داده است. امارات روابط را قطع نکرده، اما ترجیح میدهد حساسترین بخشهای آن، بهویژه همکاری امنیتی، دور از دوربینها باقی بماند. رازآلود بودن سفر نتانیاهو نیز تا حدی از همین دوگانگی سرچشمه میگیرد. به بیان دیگر از دید اماراتیها، رابطه باید ادامه پیدا کند، اما لازم نیست همه ابعاد آن دیده شود.
ایران، موتور امنیتی رابطه
پشت روابط اسرائیل و امارات یک محاسبه امنیتی مشخص قرار دارد. امارات طی سالها کوشیده بود هم با اسرائیل و آمریکا همکاری کند و هم کانالهای اقتصادی و سیاسی خود را با تهران باز نگه دارد. جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل این سیاست موازنه را بسیار دشوارتر کرد. حملات موشکی و پهپادی ایران به خاک امارات، ابوظبی را مستقیما به یکی از میدانهای درگیری تبدیل کرد.
اسرائیل البته از این شریک نوظهورش با بستهای از هدایا قدردانی میکند که فراتر از فروش ساده تسلیحات است. تلآویو به ابوظبی، اطلاعات عملیاتی، فناوری رهگیری پهپاد و موشک، امنیت سایبری و تجربه مقابله با شبکههای منطقهای ایران را هدیه میدهد.
اکسیوس در فروردین امسال و در میانه جنگ ۳۸ روزه گزارش داد که اسرائیل در جریان جنگ، سامانه گنبد آهنین و نیروهای مرتبط با آن را به امارات اعزام کرده است. موسسه سلطنتی خدمات متحد، روسی، هم نوشته است که جنگ همکاری اطلاعاتی و دفاعی دو کشور را عمیقتر کرده است.
در مقابل، امارات هم بستهای از هدایا برای دوست جدیدش دارد. موقعیت جغرافیایی این کشور در نزدیکی ایران و تنگه هرمز، زیرساختهای بندری و هوایی، شبکه تجاری گسترده و ارتباطش با دیگر دولتهای عربی به آن ارزشی راهبردی میدهد. همکاری با ابوظبی میتواند دسترسی اسرائیل به اطلاعات منطقهای را افزایش دهد و بخشی از انزوای سیاسی تلآویو را جبران کند.
امارات در مرداد ماه امسال، به بهانه حملات ایران به کشتیها، اعلام کرد تمام تجارت و مبادلات مالی با تهران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. این تصمیم مهمی بود. امارات پیش از جنگ یکی از اصلیترین شرکای تجاری و مسیرهای دسترسی ایران به کالا و ارز بود. اکنون ابوظبی بیش از گذشته ایران را تهدیدی مستقیم میبیند، اما همچنان نمیخواهد رابطهاش با اسرائیل چنان علنی شود که خود را به خط مقدم ثابت رویارویی تبدیل کند.
پیمان ابراهیم اکنون در چه وضعی است؟
پیمان ابراهیم در آغاز بهعنوان الگویی برای صلح، تجارت و ادغام اقتصادی در خاورمیانه عرضه شد. جنگ نشان داده است که دستکم در مورد امارات، ستون امنیتی این توافق از ستون اقتصادی آن محکمتر است. سفارتخانهها، پروازها و تجارت پابرجا ماندهاند، اما مهمترین بخش رابطه به همکاری در زمینه اطلاعات، دفاع هوایی، امنیت دریایی و مقابله با ایران منتقل شده است.
این وضعیت به معنای تشکیل یک ائتلاف رسمی نظامی نیست. امارات هنوز از اعلام پیوستن به جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران خودداری میکند و نمیخواهد تمام سیاست منطقهای خود را به تصمیمهای نتانیاهو گره بزند. حتی همکاری دو کشور هم بدون اصطکاک نیست. جنگ غزه، مسئله دولت فلسطینی و نگرانی ابوظبی از بیثباتی دائمی، میان آنها فاصله ایجاد میکند. هدف امارات حفظ رابطه با اسرائیل است، نه پذیرفتن بیقیدوشرط سیاستهای دولت اسرائیل.
سفر محرمانه ششم مهر همین تناقض را در یک قاب نشان داد. نتانیاهو به همراه رئیس موساد و شماری از مقامهای ارشد امنیتیاش به امارات رفتند و با محمد بن زاید دیدار کردند اما دستکم طرف اماراتی ترجیح میداد این رفتوآمد علنی نشود یا خیلی جلوی دوربینها نباشد. همین نشان میدهد که همپیوندی ابوظبی با تلآویو در موقعیت کنونی بیشتر مبتنی بر شراکت امنیتی است تا چیزی که قرار بود پیمان ابراهیم فراهم کند. به بیان دیگر عادیسازی روابط در سطح نمایش عمومی فعلا پشت الزامات همسرنوشتی امنیتی پنهان شده است. و این تفاوت ماهوی نه تنها پیمان ابراهیم را سست نکرده بلکه موفقترین الگو در میان اعضای آن را شکل داده است.
مهمتر از نمایش بیرونی همین رابطه امنیتی نیمهپنهان است. بقای توافقهایی از جنس پیمان ابراهیم چندان به عکس یادگاری رهبران سیاسی جلوی دوربینها ارتباط ندارد. مهم این است که تا چه اندازه این پیمان توانسته به نیازهای فوری و ضروری دو طرف گره بخورد. به نظر میرسد میان ابوظبی و تلآویو فعلا چنین چیزی برقرار شده و نشانه آن هم همان هواپیمایی است که بیاعلام قبلی فرود آمد، سرنشنینانش جلسهای یکساعته با شیوخ امارات برگزار کردند و کوشیدند پیش از آنکه کسی خبردار شود، به خانه بازگردند.

نظرها
نظری وجود ندارد.