ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

توجه به خط فارسی در تاجیکستان و مساله تاجیکان برون‌مرز

شهزاده سمرقندی ـ‌ در حالی که تاجیکستان برای گسترش آموزش «الفبای نیاکان» و بازپیوند با میراث مکتوب فارسی گام برمی‌دارد، میلیون‌ها تاجیک‌زبان در آن سوی مرزهایش با محدودیت آموزش به زبان مادری و کم‌رنگ‌شدن پیوندهای فرهنگی روبه‌رو هستند. از سمرقند و بخارا تا جوامع کوچک تاجیک در قزاقستان و ترکمنستان، مسئله تنها انتخاب میان خط فارسی و سیریلیک نیست؛ پرسش این است که سیاست‌های زبانی و مرزهای سیاسی چگونه بر انتقال زبان، ادبیات و حافظه فرهنگی به نسل‌های آینده تأثیر می‌گذارند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در سال‌های اخیر، به‌ویژه از میانه سال ۲۰۲۶، موضوع بازگشت تدریجی به  «الفبای نیاکان» یا همان خط فارسی در تاجیکستان دوباره در کانون توجه قرار گرفته است. دستور امامعلی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان، برای تقویت آموزش خط فارسی در مدارس و مؤسسات آموزشی، و انتشار برخی اسناد رسمی به این خط، نشانه‌ای از تلاش برای بازپیوند با میراث فرهنگی مشترک فارسی‌زبانان است. اما پرسشی اساسی باقی می‌ماند: در حالی که تاجیکستان به‌عنوان تنها کشور مستقل فارسی‌زبان در آسیای مرکزی به این موضوع می‌پردازد، وضعیت تاجیکان برون‌مرزی در کشورهای همسایه -به‌ویژه ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان- چگونه است؟ آیا این جوامع نیز از این تحولات بهره‌مند می‌شوند یا همچنان در حاشیهٔ سیاست‌های زبانی و فرهنگی باقی می‌مانند؟

زبان تاجیکی، که گونه‌ای از فارسی است، با لهجه خاص خود، تا اوایل قرن بیستم با خط فارسی-عربی نوشته می‌شد. این خط پیوندی زنده با ادبیات کلاسیک فارسی، از رودکی و فردوسی تا جامی، و با جهان فارسی‌زبان ایران و افغانستان ایجاد می‌کرد. با تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان، سیاست‌های زبانی شوروی تغییر خط را اجباری کرد: ابتدا در سال ۱۹۲۸–۱۹۲۹ به خط لاتین و سپس در سال ۱۹۴۰ به سیریلیک. هدف این تغییرات، گسست از سنت‌های پیشاشوروی و جداسازی تاجیکان از سایر فارسی‌زبانان بود.

پس از استقلال در ۱۹۹۱ و قانون زبان دولتی ۱۹۸۹ که زبان را «تاجیکی (فارسی)» اعلام کرد، امیدهایی برای بازگشت به خط فارسی وجود داشت، اما جنگ داخلی و ملاحظات سیاسی و اقتصادی مانع اجرای کامل آن شد. امروز خط رسمی همچنان سیریلیک است، اما آموزش «الفبای نیاکان» به‌ صورت محدود در مدارس (معمولا دو ساعت در هفته در پایه‌های بالاتر) ادامه دارد و دستورهایی اخیرا برای گسترش کیفیت و دامنهٔ آن صادر شده است. این اقدامات بیشتر نمادین و تدریجی هستند تا تغییر ناگهانی، زیرا بخش عمدهٔ جمعیت با خط فارسی آشنا نیست و زیرساخت‌های اداری و رسانه‌ای و آموزشی بر پایهٔ سیریلیک بنا شده‌اند.

ازبکستان میزبان بزرگ‌ترین جمعیت تاجیک برون‌مرزی است. آمار رسمی حدود ۱٫۶ میلیون تاجیک (حدود ۵ درصد جمعیت) را نشان می‌دهد، اما برآوردهای مستقل و پژوهش‌های میدانی رقم را بین ۸ تا ۱۲ میلیون تخمین می‌زنند؛ عددی که حتی ممکن است از جمعیت تاجیکستان بیشتر باشد. تمرکز اصلی در سمرقند، بخارا و برخی مناطق فرغانه و سرخان‌دریا است. این شهرها از نظر تاریخی مراکز فرهنگ فارسی بوده‌اند و زبان تاجیکی هنوز در محله‌های قدیمی به‌عنوان زبان روزمره و خانگی زنده است.

با این حال، وضعیت زبانی و نوشتاری بسیار شکننده است. زبان تاجیکی در ازبکستان هیچ موقعیت رسمی ندارد و زبان دولتی ازبکی است. تعداد مدارس تاجیکی از بیش از ۵۰۰ مدرسه در اوایل استقلال به حدود ۲۴۰–۲۵۰ مدرسه (بسیاری دو زبانه) کاهش یافته است. در خود شهر سمرقند، مدارس تاجیکی تقریبا به یک یا چند مدرسه محدود تقلیل یافته‌اند. والدین بسیاری ترجیح می‌دهند فرزندانشان را به مدارس ازبکی یا روسی بفرستند تا فرصت‌های شغلی و تحصیلی بهتری در آینده داشته باشند. کتاب‌های درسی تاجیکی کمیاب‌اند و انتشار آثار ادبی به این زبان -حتی به خط سیریلیک- بسیار محدود است. خط فارسی تقریباً هیچ حضوری ندارد.

سیاست‌های پس از استقلال، از جمله پاکسازی کتاب‌های پیش از ۱۹۹۳ و تأکید بر زبان ازبکی در ادارات و اماکن عمومی، مثلا روی تابلوها، با فشار بیشتری همراه بوده است. بسیاری از تاجیک‌زبانان به‌طور رسمی به‌عنوان ازبک ثبت شده‌اند، پدیده‌ای که ریشه در سیاست‌های شوروی و تداوم آن در دوران استقلال دارد. نتیجه این است که نسل جوان‌تر هرچند ممکن است تاجیکی صحبت کند، اما سواد نوشتاری در زبان مادری، به‌ویژه به خط فارسی، بسیار ضعیف است و ارتباط با میراث ادبی فارسی محدود می‌ماند.

تاجیکان قزاقستان: جوامع کوچک و تلاش‌های فرهنگی

در قزاقستان، جمعیت تاجیک حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر برآورد می‌شود که بیشتر در مناطق جنوبی متمرکزند. این جامعه عمدتاً مهاجران یا فرزندان مهاجران دوران شوروی و پس از جنگ داخلی تاجیکستان هستند. برخلاف ازبکستان، فشار سیاسی مستقیم بر زبان تاجیکی کمتر است، اما اندازهٔ کوچک جامعه محدودیت‌های جدی ایجاد می‌کند.

انجمن‌های فرهنگی، مانند مرکز فرهنگی ابن‌سینا در آلما‌تی، فعالیت‌هایی برای حفظ زبان و فرهنگ انجام می‌دهند: مدارس یکشنبه‌ای برای آموزش زبان تاجیکی، جشن نوروز مشترک با قزاق‌ها، و انتشار کتاب‌هایی درباره تاریخ تاجیکان قزاقستان. با این حال، این فعالیت‌ها عمدتا به زبان گفتاری و خط سیریلیک محدود می‌شوند و خط فارسی جایگاه بسیار ناچیزی دارد. نسل دوم و سوم تاجیکان به‌تدریج به زبان قزاقی و روسی گرایش پیدا می‌کنند و خطر فرسایش زبانی جدی است. حمایت دولتی از طریق مجمع مردم قزاقستان وجود دارد، اما این حمایت بیشتر در چارچوب همزیستی چندقومی است تا تقویت هویت خاص فارسی‌زبانان.

وضعیت در ترکمنستان بسیار متفاوت و تیره‌تر است. طبق آخرین آمارهای در دسترس (از دههٔ ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰)، تعداد تاجیکان بسیار اندک، چند هزار نفر، بوده و امروز تقریباً به صفر رسیده است. سیاست‌های سخت‌گیرانهٔ ترکمن‌سازی، محدودیت‌های شدید بر اقلیت‌ها، و مهاجرت، این جامعه را عملا محو کرده است. زبان تاجیکی در این کشور هیچ جایگاهی ندارد و بحث خط فارسی کاملاً بی‌معناست.

تاجیکان برون‌مرزی با چالش‌های مشترکی روبه‌رو هستند: فقدان موقعیت رسمی زبان، کاهش آموزش به زبان مادری، نبود رسانه‌ها و ادبیات به خط فارسی، فشارهای اقتصادی برای ادغام در زبان اکثریت، و جدایی از جریان اصلی فرهنگ فارسی‌زبان. خط سیریلیک که در تاجیکستان و جوامع شوروی‌ سابق رایج است، خود دیواری میان این جوامع و فارسی‌زبانان ایران و افغانستان ایجاد کرده است. حتی اگر تاجیکستان آموزش خط فارسی را گسترش دهد، بدون همکاری‌های فرهنگی فرامرزی، رسانه‌های مشترک، و حمایت از آموزش در جوامع دیاسپورا، این تحول عمدتا درون‌مرزی باقی خواهد ماند.

راه‌حل‌های ممکن شامل تقویت انجمن‌های فرهنگی دیاسپورا، برنامه‌های آموزشی آنلاین مشترک با ایران و افغانستان، انتشار کتاب‌های دوخطی (سیریلیک و فارسی)، و دیپلماسی فرهنگی میان تاجیکستان و کشورهای همسایه است. تشکیل اتحادیهٔ کشورهای فارسی‌زبان یا کمیته‌های مشترک زبان و ادبیات، که اخیراً در گفت‌وگوهای ایران و تاجیکستان مطرح شده، می‌تواند چارچوبی برای حمایت از تاجیکان برون‌مرزی فراهم کند. با این حال، حساسیت‌های سیاسی، به‌ویژه در روابط تاجیکستان و ازبکستان بر سر سمرقند و بخارا، مانع اصلی است.

در نهایت، توجه تاجیکستان به خط فارسی گامی مهم در احیای هویت فرهنگی است، اما کامل نخواهد بود مگر آنکه به تاجیکان برون‌مرزی نیز گسترش یابد. زبان و خط نه تنها ابزار ارتباطی، بلکه حافظهٔ جمعی و پیوند تمدنی هستند. بدون حمایت از این جوامع، خطر فرسایش تدریجی هویت فارسی در قلب آسیای مرکزی همچنان وجود دارد؛ هویتی که قرن‌ها پیش از مرزهای امروزی شکل گرفته و همچنان زنده است.

اشکالات خط سیریلیک برای زبان تاجیکی 

خط سیریلیک که از سال ۱۹۴۰ به‌عنوان خط رسمی زبان تاجیکی تحمیل شد، اگرچه در دوره‌ای به افزایش سوادآموزی در چارچوب نظام شوروی کمک کرد، اما از نظر فرهنگی و ارتباطی اشکالات بنیادینی دارد. مهم‌ترین مشکل آن ایجاد دیوار نوشتاری میان تاجیکان و دیگر فارسی‌زبانان جهان است. در حالی که یک تاجیک از دوشنبه و یک ایرانی از تهران یا یک افغانستانی از کابل می‌توانند با یکدیگر به‌راحتی گفتگو کنند و بیش از ۹۰ درصد واژگان و ساختار دستوری‌شان مشترک است، همین افراد قادر به خواندن متن‌های نوشته‌شده یکدیگر نیستند. حجم عظیم ادبیات کلاسیک فارسی، آثار معاصر ایران و افغانستان، و محتوای اینترنتی فارسی تقریباً به‌طور کامل با خط فارسی-عربی تولید می‌شود و تاجیکان سیریلیک‌خوان از دسترسی مستقیم به این منابع محروم‌اند.

از سوی دیگر، خط سیریلیک ماهیتی کاملا الفبایی و آوایی دارد و تمام مصوت‌ها را می‌نویسد، در حالی که خط فارسی بسیاری از مصوت‌ها را حذف می‌کند. این تفاوت ساختاری باعث شده است که انتقال خودکار و دقیق متون میان دو خط دشوار باشد و نرم‌افزارهای تبدیل خط نیز اغلب با خطا مواجه شوند. در نتیجه، تولید محتوای مشترک و تبادل فرهنگی نوشتاری میان تاجیکستان و جهان فارسی‌زبان با موانع فنی و آموزشی جدی روبه‌روست. نسل جدید تاجیک که عمدتا فقط با سیریلیک آشناست، عملا از میراث نوشتاری هزارسالهٔ خود جدا افتاده و نمی‌تواند شاهنامه، دیوان حافظ یا آثار معاصر را به‌صورت مستقیم بخواند.

علاوه بر این، خط سیریلیک پیوند نمادین و هویتی تاجیکان را با گذشته پیشاشوروی‌ آنها تضعیف کرده است. بسیاری از روشنفکران تاجیک معتقدند که این خط بیش از آنکه ابزاری خنثی برای نوشتن باشد، یادگار سیاست‌های جداسازی فرهنگی شوروی است که هدفش قطع ارتباط فارسی‌زبانان آسیای مرکزی با ایران و افغانستان از یک طرف و بیگانه ساختن تاجیکان با سنت ادبی فارسی از طرف دیگر بود. حتی با آموزش محدود «الفبای نیاکان» در مدارس امروز تاجیکستان، تا زمانی که سیریلیک خط غالب اداری، رسانه‌ای و آموزشی باقی بماند، این جدایی ساختاری ادامه خواهد داشت و مانع شکل‌گیری یک فضای فرهنگی واحد فارسی‌زبان در منطقه می‌شود.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.