Share

تازه‌ترین کتاب دکتر عباس میلانی، پژوهشگر و تاریخ‌شناس ایرانی که آوریل سال جاری میلادی، توسط نشر «پرشین سیرکل» منتشر شده، «نگاهی به شاه» نام دارد. این کتاب که تقریباً ۶۰۰ صفحه است، چنانکه نویسنده‌اش می‌گوید تنها «نگاهی» است به «شاه»ِ ایران و ممکن است نگاه دیگران متفاوت باشد. اما نگاه این نویسنده نتیجه ۱۰ سال تحقیق و بررسی ده‌ها هزار صفحه اسناد و گفت‌وگوهای متعدد با اشخاص نزدیک و مرتبط با شاه است.

دکتر عباس میلانی در مراسم رونمایی «نگاهی به شاه» در برلین. عکس از سپهر عاطفی

دکتر عباس میلانی در مراسم رونمایی «نگاهی به شاه» در برلین. عکس از سپهر عاطفی

«نگاهی به شاه» نوشته عباس میلانی دارای ۲۰ فصل است و هر فصل از این کتاب هم با گفته‌ای از شکسپیر آغاز می‌شود. برای رونمایی از این کتاب و گفت‌وگو پیرامون آن، چهارشنبه چهاردهم اوت (۲۳ مرداد) با حضور نویسنده سمیناری در برلین برگزار شد. در این سمینار دکتر عباس میلانی درباره اهمیت آلمان و برلین در زندگی شاه سخن گفت و در بخش پرسش و پاسخ بحث‌هایی پیرامون رابطه شاه و اسلام، شاه و مسئله زن، قدرت‌طلبی و برنامه اتمی و روانشاسی شاه مطرح شد. این پژوهشگر تاریخ معتقد است که شاه ایران به ریچارد دوم شباهت‌هایی داشت و به همین خاطر هم برای برنمودن ویژگی‌های شخصیتی او، با آوردن نقل قولی از شکسپیر می‌گوید: «شاه مرغ‌دلی بود که چون شیر می‌غرید.»

شاه و آلمان

رابطه ایران و آلمان در دوران پهلوی یکی از موضوعات دامنه‌دار در پژوهش‌های تاریخی است. در «نگاهی به شاه»، نویسنده به مواردی مانند تلاش آلمانی‌ها برای نفوذ در ایران، چاپ نشریه «ایران باستان»، حضور آلمانی‌ها در ایران و فشار انگلیس و روسیه و علم کردن مسئله‌ نژاد آریایی می‌پردازد. دکتر میلانی بیش از نیم ساعت از سخنرانی‌اش را به نشان دادن اهمیت شهر «برلین» و کشور آلمان در زندگی شاه اختصاص داد.

این پژوهشگر تاریخ، سخنانش را در این‌باره چنین آغاز کرد:

نگاهی به شاه، نوشته دکتر عباس میلانی، نشر باران، سوئد

نگاهی به شاه، نوشته دکتر عباس میلانی

«بر خلاف تصور رایج، دولت قیصری آلمان حدود ۴۰ سال قبل از روی کار آمدن نازی‌ها شروع کرد به فعالیت و گسترش دادن نفوذش در ممالک اسلامی، با این قصد که جای پای خود را در این کشورها برای رویارویی با انگلیس و روسیه باز کند. در ایران این قول رایج شده که گرایش ایران به آلمان در دوران هیتلر و به خاطرات تمایلات هیتلری رضا شاه بود. دولت قیصری آلمان میلیون‌ها دلار خرج می‌کرد که نه تنها در ایران بلکه در دیگر کشورهای اسلامی جای پایی برای خودش باز کند. کتاب چاپ می‌کردند، اعلامیه پخش می‌کردند که هیلتر مسلمان شده است. می‌گفتند هیلتر‌‌ همان امام زمان است. شایعه نیست و نسخه‌های آن را دیده‌ام. در مورد قیصر هم این حرف‌ها را می‌زدند.»

آقای میلانی در ادامه سخنانش درباره گسترش نفوذ آلمان در ایران به انتشار نشریه کاوه اشاره کرد که پیش از جنگ جهانی اول به کوشش حسن تقی‌زاده و در حلقه‌ای از روشنفکران ملی‌گرا، ضد روس و طرفدار آلمان به چاپ می‌رسید.

عباس میلانی: نازی‌ها در اولین قوانین ضد یهودی که در آلمان تصویب کردند، یهودیان ایران را از مسئله یهود مستثنی کردند. همین باعث شد که ایران بتواند برخی از یهودیان را از هولوکاست نجات دهد. بعضی از دیپلمات‌های ایران در زمان رضا شاه جان هزاران یهودی را نجات دادند؛ ‌گاهی از طریق فروش پاسپورت ایرانی و‌ گاهی از طریق دادن پاسپورت ایرانی.

عباس میلانی درباره اهمیت نشریه کاوه گفت: «نشریه دمکراتیک مهاجرت صد سال اخیر ایران، نشریه کاوه است که با کمک دولت قیصری منتشر می‌شد و برخی از برجسته‌ترین نویسندگان ایران، اشخاصی مانند علامه قزوینی، تقی‌زاده، فروغی و جمال‌زاده از آلمان قیصری پول گرفتند و این مجله بسیار وزین را در تقابل با استبداد ایجاد کردند.»

نویسنده کتاب «نگاهی به شاه» سپس به دوران پس از جنگ جهانی اول و روی کار آمدن نازی‌ها اشاره کرد و روابط رضا شاه با نازی‌ها را بررسی کرد. او گفت: «آلمان نازی که سر کار آمد، روابط رضا شاه با آلمان هم تفاوت پیدا کرد. در زمانی که آلمانی‌ها اسطوره آریایی را علم کردند، رندان در گوش رضا شاه می‌خواندند که آریایی واقعی ما هستیم. شاید از این نمد کلاهی هم برای ما فراهم شود.»
به باور عباس میلانی تبدیل اسم «پرشین» به «ایران» یکی از اشتباهات رضاشاه بوده است. رضا شاه دستور داده بود که در تمام زبا‌‌ن‌های اروپایی نام کشور ما از «پرشین» به «ایران» تغییر کند.

عباس میلانی درباره انگیزه رضا شاه از تغییر نام کشور گفت: «رضا شاه می‌خواست ریشه ایران را آریایی نشان دهد. اگرچه این اشتباه بود ولی یک فایده مهم داشت: آلمان نازی خیلی سعی کرد با رضا شاه کنار بیاید و در اولین قوانین ضد یهودی که در آلمان تصویب کردند، یهودیان ایران را از مسئله یهود مستثنی کردند. همین باعث شد که ایران بتواند برخی از یهودیان را از هولوکاست نجات دهد. بعضی از دیپلمات‌های ایران در زمان رضا شاه جان هزاران یهودی را نجات دادند؛ ‌گاهی از طریق فروش پاسپورت ایرانی و‌ گاهی از طریق دادن پاسپورت ایرانی. یک جنبه مثبت سیاست نزدیکی به آلمان نجات جان این بیگناهان بود که در اردوگاه‌هایی که آقای احمدی‌نژاد معتقد است وجود نداشت، سوزانده می‌شدند.»

آقای میلانی به نفوذ اقتصادی آلمانی‌ها در ایران اشاره کرد و گفت: «رضاشاه “ذوب آهن” را تجسم قدرت و تجدد می‌دانست. آلمان آماده شد “ذوب آهن” را در اختیار ایران بگذارد. در آن زمان کار‌شناسان آلمانی به ایران آمدند و در زمینه‌های مختلف شروع به فعالیت کردند.»

یکی از رویدادهای تاریخ‌ساز در رابطه بین ایران و آلمان در دوران پهلوی در سال ۱۹۶۷ در سفر شاه به آلمان اتفاق افتاد. شاه در چهارم ژوئن ۱۹۶۷ به دعوت هاینریش لوبکه، رییس جمهور وقت آلمان، پس از دیدار از چکسلواکی به آلمان سفر کرد و سپس با شارل دوگل در فرانسه دیدار کرد و از فرانسه هم به ترکیه رفت. دکتر عباس میلانی درباره تظاهرات در آلمان در اعتراض به سفر شاه به این کشور گفت: «سفر ۱۹۶۷ به برلین و تظاهراتی که کنفدراسیون علیه شاه تدارک دید، به یک روایت بزرگ‌ترین تظاهرات دانشجویی بعد از جنگ آلمان بوده است. به یک روایت دیگر، رادیکالیزم دانشجویی در آلمان با این واقعه آغاز شد. در آن تظاهرات، یک دانشجوی جوان [به نام بنو اونه زورگ] کشته شد که بعداً هم معلوم شد [قاتل او، کارل هاینس کوراس] جاسوس آلمان شرقی بوده است. شاه وقتی که وارد برلین شد، از عمق و وسعت این تظاهرات عصبانی شده بود. مأموران اطلاعاتی آلمان به او گفتند تظاهرات به کمک کنفدراسیون و تیمسار بختیار صورت گرفته است.»

صفحه بعد:

انقلاب اسلامی را شاه بنیاد نهاد

Share