Share

علی جنتی، پس از کسب رأی اعتماد مجلس، در نخستین روز هفته در ساختمان وزارت ارشاد حاضر شد و کار خود را به عنوان «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی» آغاز کرد.
جنتی در مراسم معارفه خود، همچنان که پیش‌تر در برنامه‌های منتشر شده‌اش اعلام کرده بود، بر حذف قوانین دست و پاگیر در حوزه فرهنگ تأکید کرده است. او اما به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفت بحث حذف سانسور را مطرح نکرده، بلکه از تجدیدنظر در این‌باره صحبت کرده است. وی گفت سانسور کتاب‌ها باید به ناشران سپرده شود.
از سوی دیگر محمود آموزگار، دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفت که ناشران نمی‌خواهند مسئولیت سانسور کتاب به آن‌ها سپرده شود.
منصور کوشان، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و از کوشندگان آزادی بیان، در گفت‌وگو با رادیو زمانه به پرسش‌هایی در زمینه سیاست‌های فرهنگی دولت و وزارت ارشاد در دولت یازدهم پاسخ داده است.

منصور کوشان، نویسنده و از کوشندگان آزادی بیان

منصور کوشان، نویسنده و از کوشندگان آزادی بیان

آقای کوشان شما سال‌هاست که از ایران خارج شده‌اید. در این سال‌ها وضعیت نویسندگان در ایران چه تغییراتی داشته است؟

به‌جز در دوره دولت آقای محمد خاتمی، که فرصت درخشانی بود برای اصلاح‌طلبان یا روشنفکران خودی و فرصت کمی بود برای نویسندگان پذیرنده آنگونه اصلاح‌های دولت هفتم، دیگر تا امروز همه چیز رو به افول بوده است. حتی در دوره آقای خاتمی هم اثر درخشانی در زمینه ادبیات تولید نشد. اگر اثرهایی منفعل در برابر زمانه خود یا سیاست روز و البته با کیفیت مطلوب ادبی منتشر شد، همه تولیدهای دوره‌های پیش بودند که در پشت سد سانسور مانده بودند. مثل انتشار بعضی از اثرهای هوشنگ گلشیری.

منصور کوشان: دوره بعد از قتل‌های زنجیره‌ای به طور وحشتناکی ادبیات متوسط تولید کرده است و این هیچ علتی ندارد مگر وجود سانسور، منتشر نشدن اثرهای معیار، نبودن مجله‌های معتبر یا محفل‌های متشکل از نخبه‌گان و حرفه‌ای‌ها.

به بیان دیگر، بعد از تصمیم حکومت برای حذف شاعران و نویسندگان متعهد یا ناخودی، که داستانش با اتوبوس ارمنستان و بعد کشته شدن محمد جعفر پوینده، محمد مختاری و… یا کشتارهای زنجیره‌ای که سبب تبعید من و دوستانم نیز گشت، من داستان، رمان، نمایشنامه، شعر و نقد درخشانی نخوانده‌ام؛ اثری که فرازی باشد از این دوره منتشر نشده یا دست‌کم من نخوانده‌ام. این دوره و بعد از آن به طور وحشتناکی ادبیات متوسط تولید کرده است و این هیچ علتی ندارد مگر وجود سانسور، منتشر نشدن اثرهای معیار، نبودن مجله‌های معتبر یا محفل‌های متشکل از نخبه‌گان و حرفه‌ای‌ها.

آیا شرایط نویسندگان در برخی دولت‌ها بهتر بوده؟

این امر نسبی است. از سویی نویسندگان زیادی در دوره هشت ساله دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی، به ویژه بعد از انتشار متن «ما نویسند‌ه‌ایم» که به متن «۱۳۴ نویسنده» مشهور شد، کشته شدند مثل احمد میرعلایی، غفار حسینی؛ و عده‌ای به خاک سیاه نشستند، از کار خود اخراج شدند، کتاب‌هایشان ممنوع‌الانتشار شد، بار‌ها بازداشت و بازجویی شدند، از طرف دیگر هنوز معتبر‌ترین و غنی‌ترین ماهنامه‌های فرهنگی، ادبی و هنری تأثیرگذار بعد از سال‌های سیاه آغاز دهه شصت، در این دوره منتشر شده است. مثل آدینه، دنیای سخن، مفید، گردون، فرهنگ و توسعه، جامعه سالم، صنعت حمل و نقل و تکاپو. از سوی دیگر، در دوره دولت محمد خاتمی، از سویی بیشترین نویسندگان عضو کانون نویسندگان کشته و تبعیدی شدند به ویژه در چهار سال نخست، و از سویی بیشترین کتاب‌ها و نشریه‌ها از نظر کمی منتشر شده و به دنبال خود نسل جوان بسیاری را روانه بازار فرهنگ و ادبیات کرده است.

به طور کلی کارنامه وضعیت فعالیت نویسندگان در سه دهه گذشته و در چند دولت قبلی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بیان این پرسش در پاسخ‌های پیشینم مشخص است. هر چه به زمان حال نزدیک‌تر می‌شویم، از کیفیت بیشتر کاسته شده و بر کمیت افزوده شده است. به ویژه در این دهه آخر که همراه است با هشت سال فاجعه و نکبت دولت آقای محمود احمدی‌نژاد و عده‌ای به معنای واقعی بی‌فرهنگ به عنوان دولتمدار و مسؤل به ویژه در امر فرهنگ بر مصدر کار نشستند. در این تشکیل مصیبت و انحطاط فرهنگی و ادبی، البته اینترنت یا سایت‌ها هم به دلیل نبودن فرهنگ بهره برداری از آن‌ها بی‌تقصیر نیستند. به جای اینکه این امکان مجازی فرصتی برای رشد، درک و آگاهی بیشتر فراهم آورد و به ویژه جامعه فرهنگی و ادبی و هنری ایران را رو به تعالا ببرد، بر معلومات عمومی همه افزوده است و از درک و آگاهی عده بسیاری فاجعه ساخته است. وحشتناک است ناگهان به خود می‌آیید و متوجه می‌شوید جمعیت بسیاری از همه چیز، به ویژه از ادبیات برداشت بسیار نادرست و من‌درآوردی دارند که بر چرخه هیچ معیاری نمی‌چرخد. نمونه درخشان این انحطاط که بار‌ها از آن صحبت کرده‌ام، گرایش فاجعه‌انگیز به یک شگرد گذرای بی‌مایه است به نام پست مدرنیسم که در اصل دکان من‌درآوردی عده‌ای دانشگاهی فرصت‌طلب چند دهه پیش در غرب است.

یکی از مواردی که آقای روحانی و همینطور علی جنتی، وزیر ارشاد مطرح کرده‌اند؛ حذف کنترل پیش از چاپ در دولت یازدهم است که البته به این معنی نیست که دیگر در ایران هم مثل دیگر کشور‌ها کتاب‌ها قبل از چاپ خوانده نشوند. بلکه فقط قرار است کار نظارت به ناشران سپرده شود. آیا شما سابقه‌ای از مطرح شدن این موضوع در دولت‌های گذشته به خاطر دارید؟

بله، نخستین نهادی که بار‌ها و بار‌ها به زبان‌های گوناگون از دولت‌ها خواست امر فرهنگ، به ویژه کتاب و نشر را‌‌ رها کنید و در اختیار کار‌شناسان آن، نویسندگان، منتقدان و ناشران بگذارید، کانون نویسندگان بود. و نخستین وزیری که این طرح را پذیرفت، آقای عطاالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت هفتم بود. در دولت هفتم با رییس جمهوری آقای خاتمی این طرح مطرح شد و چون به خودی خود همراه با امر به معروف و نهی از منکرهای بسیاری بود، ناشران یا دست کم عده بسیاری از آنان زیر بار نرفتند که به گمان من اشتباه بود.

منصور کوشان: به نظرم هر گام عقب‌نشینی دولت در هر زمینه‌ای را باید به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.

درست است که در دوره‌ای که آقای محمد خاتمی وزیر ارشاد بود و آن را تبدیل کرد به وزارتخانه قانونمند اسلامی با نام فرهنگ و ارشاد اسلامی، و قانون استبدادی نشر و مطبوعات را در دولت آقای میرحسین موسوی و رییس جمهوری آقای علی خامنه‌ای تدوین و در دولت آقای هاشمی رفسنجانی تصویب کرد و با این قانونمندی هر گونه روزنه نشر و پخش کتاب را در کنترل دولت گذاشت یا حتی برای نخستین بار در تاریخ نویسنده و ناشر را وادار کرد که پیش از چاپ و صحافی اثر، نسخه اصلی یا دستخط را جهت سانسور در اختیار ممیزان بگذارند؛ فاجعه‌ای که حتی در دوره استالین هم به وقوع نپیوست. اما آنچه آقایان حسن روحانی و علی جنتی ادعا کرده‌اند، یعنی تعطیل کردن اداره سانسور پیش از انتشار اثر، باز هم امری نیکو است. هر گونه دوری و رهایی از مرکز رسمی تفتیش عقیده که بر خود نام فرهنگ و ارشاد اسلامی گذاشته است، فرجی است. درست است که نه آقای حسن روحانی و نه آقای علی جنتی و نه دیگری نمی‌تواند کاری بکند کارستان در حکومت اسلامی، اما به نظرم هر گام عقب‌نشینی دولت در هر زمینه‌ای را باید به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد. به طور مشخص باید از پیشنهاد آقای علی جنتی استقبال کرد و در گام‌های بعدی او و دولت آقای روحانی را وادار ساخت که قانون‌های استبدادی علیه فرهنگ و به ویژه ادبیات و هنر را منحل یا دست‌کم اصلاح کند. آقای علی جنتی، که به نظر می‌رسد خیلی علاقه‌مند به فرهنگ است، باید این را دریافته باشد که آزادی بیان بدون هر گونه حصر و استثاء، سر لوحه تمام جامعه‌های مدنی و همه تمدن‌های بزرگ است. در همین ۱۲۰۰ سال گذشته (۲۰۰ سال نخست هیچ اتفاقی نیفتاد) شاعران و نویسندگان ایرانی با توسل به راه‌های گریز در فقه اسلامی و شیعه توانستند ادبیات درخشانی را جاودانه کنند. اگر در اسلام، بیان کفر از قول دیگری کفر نیست، و صد‌ها سند در این زمینه موجود است، از چه رو است که در سده بیست و یکم شاعران و نویسندگان نمی‌توانند ساده‌ترین انتقاد‌ها یا احساسات را در اثر‌هایشان بیان کنند؟ آقای جنتی یا آقای روحانی یا هر کس دیگری باید بداند که فرهنگ، به ویژه ادبیات و هنر، فقه نیست که حکم‌پذیر باشد یا فقیه داشته باشد. حتی در کل ساختار اسلام، جدا از قرآن تنها در فقه آن است که حکم وجود دارد و با این حال حتی بسیاری از این حکم‌ها هم، به مقتضای زمان نقض یا اصلاح شده‌اند. چنان‌که مهم‌ترین حکم در فقه اسلامی، یعنی واجب بودن نماز جمعه برای هر مسلمان را، فقیهان شیعه نفی کردند و در گذر هزار سال گذشته، یعنی تا پیش از جمهوری اسلامی هرگز پیوسته برگزار نشد و هنوز هم بر هیچ مسلمان شیعه‌‌ای واجب نیست. در همین زمینه دور نیست زمانی که آقای روح‌الله خمینی به ضرورت جنگ و از سر ناگزیری اعلام کرد جنگ با دشمن واجب‌تر از نماز و روزه است که از ستون‌های دین اسلام محسوب می‌شوند. با توجه به وجود چنین راه‌های گریزی بدیهی است که اگر دولت به اصطلاح اصلاحطلب آقای محمد خاتمی می‌خواست یا اگر دولت تدبیر و امید آقای حسن روحانی بخواهد، می‌تواند تمام بساط تفتیش عقیده را تعطیل کنند و دولت و به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را از یک معضل سی ساله نجات بدهد تا فرصتی بیابد برای برنامه‌ریزی‌های درست. کاری که تمام وزارتخانه‌های فرهنگ و هنر در کشورهای پیشرفته انجام می‌دهند. یعنی پشتوانی کردن و پیاده کردن دستاوردهای نویسندگان و هنرمندان و معرفی و به اجرا گذاشتن و گسترانیدن دستاوردهای هر دوره در سطح جامعه داخلی و جامعه‌های خارجی.

صفحه بعد:

نبودن هر گونه نظارت فرصت درخشانی است برای رشد فرهنگ جامعه

Share