Share

[podcast]http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130905_Zanan_MaternityLeave_SamiraToloueeMaryamHosseinkhah.mp3[/podcast]

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زنان شاغل برای بچه‌دار شدن، نگهداری از کودک در ماه‌ها و سال‌های نخست زندگی‌اش است. از همین رو  شاید بتوان گفت در میان تمامی مصوبه‌هایی که در سال‌های اخیر برای تشویق به فرزندآوری بیشتر تصویب شده، افزایش مرخصی زایمان زنان یکی از موثرترین‎‌ روش‌ها بوده است.

 زنانی که در چند ماه گذشته با نگرانی اخبار مربوط به افزایش مرخصی زایمان را دنبال می‌کردند، نهم شهریورماه جاری بالاخره نفس راحتی کشیدند و در صفحه وبلاگ یا شبکه‌های اجتماعی اینترنتی‌شان نوشتند که حالا می‌توانند با خیال راحت برای بچه‌دارشدن اقدام کنند.

سارا، زن ۲۸ ساله‌ای که در یک اداره دولتی به صورت رسمی استخدام شده است، می‌گوید: “برای من افزایش مرخصی زایمان به ۹ ماه یک غنیمت است، حداقل اینکه بچه‎ام به غذا خوردن افتاده، چند کلمه‌ای حرف می‌زند و  آن دورانی که نیاز به مراقبت ۲۴ ساعته داشت تمام شده و حالا دلم می‌آید که او را به مهد ببرم.”

مهرناز هم که قرار است مادرش کودک او را نگهدارد، می‌گوید: “بچه ۹ ماهه زحمتش کمتر است و سپردنش به دیگران راحت‌تر است.”

فرستادن نوزاد به مهد کودک، سپردن او به مادربزرگ یا یکی از دیگر از نزدیکان و  استخدام پرستار بچه‌ سه گزینه پیش روی مادران شاغل پس از اتمام مرخصی زایمان است.  استخدام پرستار و کمک گرفتن از نزدیکان برای همه ممکن نیست و مهدکودک هم از حیث هزینه و اطمینان از کیفیت خدمات و در دسترس بودن، اما و اگرهای خود را دارد. آیا افزایش سه ماه به مرخصی زایمان شش ماهه، برای “راحتی خیال” مادران شاغل کفایت می‌کند؟

افزایش مرخصی زایمان زنان از شش ماه به ۹ ماه، پس از سال‌ها بحث و فراز و نشیب سرانجام در ۲۰ خردادماه سال جاری با پیشنهاد دولت در مجلس شورای اسلامی تصویب و سرانجام این مصوبه در همان ماه ابلاغ شد.

لیلا، زن ۳۵ ساله‌ای که در  یک شرکت تجاری خصوصی کار می‌کند می‌گوید که از زمان طرح کاهش ساعات اشتغال زنان و اولویت داشتن زنان برای کارهای نیمه‌وقت، همسرش که پیش از این شرط او برای بچه دار نشدن را پذیرفته بود، مدام از او می‌خواهد که نظرش را عوض کند و با تبدیل کارش به نیمه‌وقت بچه‌دار شود.

این افزایش مرخصی اما یکی از مصوبه‌هایی بود که با روی کار آمدن دولت حسن روحانی به همراه تمامی مصوبات دولت دهم که از تاریخ  اول خردادماه جاری ابلاغ شده، تا زمان تصمیم گیری مجدد، غیر قابل اجرا اعلام شد. با این حال اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری روز نهم شهریورماه جاری اعلام کرد که دولت با تغییر تصمیم خود در خصوص لغو قانون افزایش مرخصی زایمان، بار دیگر آن را به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ کرد.

 راهکاری موقت برای حفظ زنان در بازار کار

“مدام به این فکر می‌کنم که سر شش ماه به کار برگردم و بچه را تنها بگذارم یا اصلاً بی‌خیال کار شوم و استعفا دهم.”

این را  لیلا یکی از زنان بارداری که تا چند ماه دیگر زایمان می‌کند در تارنمای “نی‌نی سایت”، صفحه ویژه تبادل نظر مادرانی که نوزاد دارند یا در انتظار نوزاد هستند، نوشته است. لیلا اما تنها زنی نیست که با چنین نگرانی‌هایی، شغلی را که چه بسا به سختی در آن استخدام شده‌ است، رها می‌کند تا “عذاب وجدان مادر بد” بودن را نداشته باشد؛ عذاب وجدانی که کلیشه‌های سنتی رایج در جامعه از یک سو و تبلیغات دولتی که هر روز بیشتر می‌شود از سوی دیگر، مدام به زنان تحمیل می‌کنند و اشتغال و تحصیل آنها را در مقابل نقش مادری قرار می‌دهند.

سهیلا جلودارزاده، نماینده پیشین تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس اتحادیه زنان کارگر با بیان اینکه تعیین تسهیلات برای مادران شاغل می‌تواند “کمک‌کننده” باشد، می‌گوید: “مهم این است که این اتفاق‌ها در چه سیستم فکری اتفاق بیفتد. گاهی واقعاً هدف این است که از نیروی کار و شایستگی‌های زنان استفاده شود و این مزایا هم در نظر گرفته می‌شود، اما گاهی با یک پمپاژ عذاب وجدان به ذهن زن این کارها انجام می‌شود که باعث می‌شود نتیجه دیگری حاصل شود.”

نتیجه این عذاب وجدان‌ها گه گاه به ترک کار و به دست نیاوردن دوباره آن موقعیت می‌انجامد. در موارد بسیاری هم به پشیمانی و  حتی افسردگی‌ می‌کشد. فهیمه، زن ۳۹ ساله‌ای که به دلیل تولد فرزندش، از پیشنهاد مدیریت یکی از شعبه‌های شرکتی که در آن کار می‌کند، می‌گذرد و دو سال به مرخصی بدون حقوق می‌رود، حال با افسردگی عمیق دست و پنجه نرم می‌کند و گاه کودکش را مقصر از دست دادن این موقعیت می‌داند.

فهیمه و زنان دیگری که در پی به دنیا آمدن فرزند‌شان برای همیشه  یا مدتی طولانی شغل‌شان را ترک می‌کنند البته در اقلیت هستند. اغلب زنان شاغل پس از پایان دوره مرخصی زایمان چه شش ماه باشد و چه ۹ ماه به سرکار برمی‌گردند. چرا که زندگی زوج‌های جوان به گونه‌ای است که نمی‌توان فقط با حقوق مرد زندگی را اداره کرد و اگر هم بشود، زنانی که با چندین سال تحصیل و رقابت سخت در بازار مردانه، استخدام شده‌اند، حاضر نیستند به راحتی شغل‌شان را از دست بدهند و گاه ترجیح می‌دهند در چنین شرایطی به یک فرزند اکتفا کنند یا حتی بچه‌دار نشوند.

در سال‌های گذشته که افزایش جمعیت ایران به طور جدی در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفته، راهکار پیشنهادی حکومت برای تشویق زنان شاغل به فرزندآوری، تسهیلاتی همچون افزایش مرخصی زایمان، کار نیمه وقت، کم شدن ساعت کاری، دورکاری، تعطیلی پنج‌شنبه‌ها و مرخصی برای بیماری فرزند بوده است؛ تسهیلاتی که گویا با استقبال مادران شاغل نیز مواجه شده است.

شمار زیادی از زوج‌های جوان در حال شکستن الگوی کلیشه‌ای  موظف بودن زن برای نگهداری کودک و تقسیم برابر اینگونه مسئولیت‌ها در بین خودشان هستند، اما این نگاه برابرخواهانه که لذت پدر شدن را به مردها نیز می‌چشاند، در هجوم تبلیغات و بخشنامه‌های دولتی که فقط بر نقش مادری زنان تاکید دارند، کار آسانی نیست.

این امتیازات به ظاهر مثبت برای زنان اما آنان را در درازمدت با مشکل مواجه می‌کند. از یک سو کارفرمایان و به ویژه کارفرمایان خصوصی تمایل کمتری به استخدام زنان نشان می‌دهند و به مرور همین سهم اندک‌شان از بازار کار نیز اندک‌تر خواهد شد. از سوی دیگر در مواردی همچون مرخصی طولانی مدت زایمان، خطر از دست دادن کار یا مقام و رتبه‌ای که در پی سال‌ها تلاش به دست آمده است، زنان را تهدید می‌کند. شمار زیادی از زنانی که در بخش خصوصی مشغول هستند یا قرارداد دائم ندارند، پس از اتمام مرخصی‌شان به آنها گفته می‌شود که دیگر نیازی به شما نداریم و برخی که امکان اخراج‌شان وجود نداشته، به مناصب پایین‌تر انتقال داده شده‌اند و از رشد در سلسله مراتب مدیریتی بازمانده‌اند.

  دو راهی اشتغال و مادری

 در شرایطی که منافع درازمدت و کوتاه‌مدت مادران شاغل این چنین در تقابل با یکدیگر قرار گرفته، چه راهکاری پیش روی زنانی است که می‌خواهند با حفظ موقعیت شغلی خود، مادری را هم تجربه کنند؟

دستگاه‌های حکومتی با تبلیغ گسترده بر نقش مادری  و اهمیت زن در خانواده، نه تنها نقش مادری  را در برابر سایر نقش‌های اجتماعی زن قرار می‌دهند، بلکه با دادن چنین تسهیلاتی که فقط امتیازاتی کوتاه‌مدت است، جامعه را نیز به آن سمت می‌کشاند تا از زنان انتظار داشته باشد به هر شکل ممکن شرایط زندگی‌شان را با فرزندآوری منطبق کنند.

 سمیه  زن ۳۱ ساله‌ای که تاکنون به دلیل موقعیت شغلی‌اش نمی‌خواسته بچه‌دار شود، می‌گوید در یکی، دو سال اخیر به شدت از سوی خانواده و همسرش تحت فشار است که با قبول کردن دورکاری، باردار شود.

لیلا، زن ۳۵ ساله‌ای که در  یک شرکت تجاری خصوصی کار می‌کند هم می‌گوید از زمان طرح کاهش ساعات اشتغال زنان و اولویت داشتن زنان برای کارهای نیمه‌وقت، همسرش که پیش از این شرط او برای بچه‌دار نشدن را پذیرفته بود، مدام از او می‌خواهد که نظرش را عوض کند و با تبدیل کارش به نیمه‌وقت بچه‌دار شود.

به غیر از تغذیه کودک با شیر مادر که فقط محدود به چندماه نخست تولد است، باقی وظایف بچه‌داری چیزی نیست که از عهده پدران خارج باشد، اما همچنان تمامی بار این مسئولیت بر دوش زنان است و از آنان انتظار می‌روند که به خاطر فرزندآوری کار نکنند یا نیمه وقت و کمتر کار کنند.

لیلا می‌گوید: “در چند سال گذشته خیلی سخت برای قرار گرفتن در هیئت مدیره شرکت تلاش کردم و اگر بخواهم به کارمند نیمه وقت تبدیل شوم یا حتی ساعات کاری‌ام را کم کنم، همه این تلاش‌هایم به باد می‌رود و هیچ وقت نمی‌توانم در رده‌های مدیریتی جایی داشته باشم.”

برای زنانی مثل لیلا و سمیه که نمی‌خواهند تن به دورکاری و کار نیمه‌وقت بدهند، گزینه دیگری وجود ندارد و کمتر شنیده می‌شود که جامعه یا خانواده به زنان بگویند که ما هم بخشی از وظیفه نگهداری کودک را برعهده می‌گیریم تا نیازی به فداکاری تو و از دست دادن شغل یا موقعیت شغلی‌ات نباشد.

در واقع فشار جامعه و حکومت فقط زنان را هدف قرار گرفته است و مردان در نقش پدر، نه تنها دغدغه چگونگی ادامه زندگی حرفه‌ای‌شان را ندارند، بلکه پس از تولد فرزند، تمرکز بیشتر آنها به شغل‌شان به حساب توجه به آینده فرزندشان گذاشته می‌شود.

 به غیر از تغذیه کودک با شیر مادر که فقط محدود به چندماه نخست تولد است، باقی وظایف بچه‌داری چیزی نیست که از عهده پدران خارج باشد، اما همچنان تمامی بار این مسئولیت بر دوش زنان است و از آنان انتظار می‌روند که به خاطر فرزندآوری کار نکنند یا نیمه وقت و کمتر کار کنند.

در نظر گرفتن مهدکودک‌های مناسب در نزدیکی محل کار مادران و پدران می‌تواند جایگزینی دیگر برای کار تمام وقت بچه‌داری زنان باشد، اما اینگونه مهدکودک‌ها یا بسیار کم هستند یا بی‌کیفیت و مبلغی که به عنوان کمک هزینه مهدکودک به مادران داده می‌شود نیز در اغلب موارد برای ثبت‌نام در مهدی که به مادران اطمینان خاطر لازم را بدهد، ناکافی است.

تفویض نقش نگهداری کودکان به زنان و معاف کردن مردان از چنین مسئولیتی، فقط مختص به ایران نیست. با وجود اینکه در برخی کشورهای اروپایی مرخصی زایمان به طور مساوی بین زن و مرد تقسیم می شود و آنها می‌توانند بر اساس توافق خود از مرخصی استفاده کنند، اما وظیفه اصلی نگهداری از فرزندان در اغلب جوامع همچنان بر دوش زنان است و آنان هستند که یا باید به خاطر بچه‌داری به صورت کامل یا کوتاه مدت از کار کناره‌ بگیرند یا بار مضاعف نگهداری از کودک و اشتغال را به تنهایی بر دوش بکشند.

شمار زیادی از زوج‌های جوان در ایران و کشورهای دیگر در حال شکستن این الگوی کلیشه‌ای و تقسیم برابر مسئولیت‌های نگهداری از کودک در بین خودشان هستند، اما این نگاه برابرخواهانه که لذت پدر شدن را به مردها نیز می‌چشاند، در هجوم تبلیغات و بخشنامه‌های دولتی که فقط بر نقش مادری زنان تاکید دارند، کار آسانی نیست.

Share