Share

ترانه‌های اعتراضی را که به سبب همراهی با جنبش سبز، «سبز» نام گرفته است، از نظر محتوایی می‌توان عمدتاً به دو گروه تقسیم کرد: آن‌ها که چشم حسرت به گذشته دارند و به آنچه که از دست داده‌اند و آن‌ها که آرزومندانه به آینده می‌نگرند و جهان آرزویی که در آن آسوده نفس بکشند.

برجسته‌ترین ترانه‌های اعتراضی اما هر دو نگاه را با خود دارند. گذشته را اگر با حسرت می‌نگرند، ولی از آینده ناامید نمی‌شوند؛ آینده‌ای که باید جانشین گذشته شود. ترانه‌ای که فقط از گذشته بنالد، هر انقلاب و جنبشی را از انگیزه وجودی خود تهی می‌کند.

Green_Movement_music

گزیده‌ای از برخی از ماندگارترین ترانه‌های سبز در سالگرد خیزشی که «نهضت سبز» نام گرفت:


موسیقی سبز، تاریخچه موسیقی اعتراضی، قسمت اول

ترانه؛ ققنوسی که از خاکسترش برخاست

yardabman01a-160x160در آغاز امید‌ها بسیار بود و ترانه‌های برانگیزاننده در کار. همه معناهای سبز در خیابان‌ها جاری بود: جوانی، طراوات، خشم و فریاد، آرزوی آزادی، که در هیچ برهه‌ای از تاریخ ایران برآورده نشده بود، در فضا موج می‌زد. با این‌همه خطری بزرگ جنبش خودجوش را تهدید می‌کرد که از نبود رهبری برمی‌خاست. کسی نبود که بتواند این سیل فراگیر را به بستر رودخانه برساند. در چنین شرایطی ترانه نیرومند‌ترین پشتوانه وحدت جنبش به‌شمار می‌رفت.

ترانه‌های سبز: از دشتی و افشاری تا رپ

khotsmsh01-160x160شجریان در گام نخست از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواسته بود از پخش سرودهای انقلابی او در برنامه‌های تبلیغاتی خود خودداری کند و بعد هم در جریان تظاهرات چند میلیونی جنبش سبز در پاسخ یاوه‌بافی رییس جمهور که مردم را «خس و خاشاک» نامیده بود، فریاد اعتراض خود را بلند کرد: «صدای من صدای همین خس و خاشاک است. همیشه هم چنین خواهد ماند.» او همچنین گفت: «صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. من هر وقت صدایم را از صدا و سیما می‌شنوم احساس شرم می‌کنم.» سرانجام هم جنگ مغلوبه شد و بلندگوهای رژیم او را مهره استعمار و وطن‌فروش خواندند.

نترسان عشق را از رنج!

MKHTSNAT01-160x160در جنبش سبز، کارگزاران امنیتی از هر وسیله‌ای استفاده کردند تا جوانان را بترسانند و از پیوستن به جنبش برحذر دارند. اما آنچه که برخاسته بود با شگردهایی مانند ایجاد ترس و هراس و بگیر و ببند و شکنجه فرونمی‌نشست. جوانان در تظاهرات میلیونی علیه خودکامگی شعار می‌دادند و ترانه می‌خواندند. از جمله در ترانه‌ای با متن ایرج جنتی عطایی و با صدای داریوش پاسخ تهدیدها و هشدارهای امنیتی‌ها را می‌دادند.

گوگوش؛ من همون ایرانم

GOGOKHSH01-160x160گوگوش و آکادمی‌اش در جریان جنبش سبز فعال شدند و به ترانه‌های اعتراضی پرداختند. در میان ترانه‌های اعتراضی هم‌صدا با جنبش، ترانه «مادر ما ایران» حس و حال عاطفی ویژه‌ای را به‌وجود می‌آورد. در متن این ترانه که گویا از رها اعتمادی است، گوگوش از زبان مادری حرف می‌زند که بیمار و رنجور در ایران مانده، ولی فرزندانش همه از دوزخ اسلامی گریخته‌اند. گلایه مادر با این سطر آغاز می‌شود: «منو از یاد بردین، من همون ایرانم».

ژاله خون شد

KHOSHJK01-160x160همان شباهتی که در جنبش‌ها وجود دارد سبب شده بود که ترانه‌های زمان انقلاب ۵۷ که بی‌جا و به خطا به کار رفته بود، اینک در جای درست خود مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از مشهورترین این ترانه‌ها که با سرود پهلو می‌زند، بازتاب واقعه خیابان ژاله در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ است. این ترانه نتیجه پیوند شعری است برانگیزاننده از سیاوش کسرایی و آهنگسازی حسین علیزاده. جمهوری اسلامی بیشترین استفاده تبلیغاتی را از این ترانه کرد، ولی در جنبش سبز بود که جایگاه واقعی خود را به‌دست آورد.

تنها نمان به درد

SHNKHO01-160x160ترانه‌های سبز غالباً با شتاب و هیجان پدید آمده و از نظر فنی و ادبی تراش‌نخورده است. لنگی‌های موجود در آن‌ها را باید به دیده اغماض نگریست. آنچه مهم است، محتوای ملی و آزادیخواهانه آن‌هاست. در جنبش سبز از اینگونه ترانه‌های خام و تراش‌نخورده زیاد به گوش می‌خورد و خیلی هم در برانگیختن مردم و به ویژه جوانان کارگر می‌افتاد. در یکی از این ترانه‌ها با عنوان «میهنی آباد بسازیم» دقیق می‌شویم که آکنده از شور سازندگی است.

ای آزادی، آیا با زنجیر می‌آیی؟

KEBTHAS01-160x160در جنبش سبز بیشتر ترانه‌ها صادق و صمیمی و شفاف بودند ولی در ساخت و پرداخت‌شان به‌خصوص از نظر فنی اشکالاتی وارد بود. گاه شعر و موسیقی با هم جذب و اُخت نشده بودند؛ گاه واژه‌ای در معنای درستش به کار نرفته بود، یا ملودی پرورده نشده بود و عیب‌های کوچک و بزرگ دیگر. ولی همه این‌ها را می‌توان و باید به دیده اغماض نگریست به جبران صداقتی که در بیان درون خود دارند و در برابر مددی که به جنبش رساندند.

وطنم، وطنم

SALARAGH01-160x160کار ستایش از جنبش ایستادگی مردم ایران در رسانه‌ها بالا گرفت و هر روز قطعات بی‌کلام و با کلام تازه‌ای به بازار آمد. حتی یک خواننده جوان ژاپنی به نام «کاوهی» با صدایی ظریف و لطیف، قطعه‌ای را با اندیشه بلند خواند و به جنبش مردم ایران تقدیم کرد. جامعه ایرانیان برونمرزی نیز که بیش از همه حیرت‌زده شده بود، چند روزی که گذشت دست به قلم برد و مقاله‌های روشنگرانه و ترانه‌های برانگیزاننده بیرون داد. وطنیه‌ سالار عقیلی می‌رویم که در تهران انتشار یافته و با ارکس‌تر بزرگ اجرا شده، چنین ترانه‌ای است.

تفنگ‌ات را زمین بگذار

KHOSHNMSH011-160x160یک نمونه برجسته از کشف شادی در غم را می‌توان در سرود «ای ایران» ساخته روح‌الله خالقی پیدا کرد؛ آهنگی در دشتی که با شعر حسین گل‌گلاب پیوند خورده و نیروی برانگیزاننده‌اش در اوج است.

این سرود مدت‌ها مورد طرد و تکفیر ملایان قرار گرفته بود، اما به‌زودی چنان تأثیری پیدا کرد که نه تنها از بایگانی درآمد که عملاً به سرود ملی ایران تبدیل شد.

Share