Share

سه ماه از منع کاندیداتوری محمود احمدی نژاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری از سوی رهبر جمهوری اسلامی می‌گذرد و اصولگرایان تاکنون نتوانسته‌اند در مورد کاندیدایی واحد همنظر شوند. محمدباقر قالیباف، شهردار فعلی تهران، کاندیداتوری خود را مشروط به اتفاق نظر مجموعه اصولگرایان روی خود کرده است. در این میان اما نام سعید جلیلی بیش از دیگر گزینه‌های احتمالی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت ۹۶ در رسانه‌های ایران مطرح است.

سعید جلیلی

سعید جلیلی

فعالیت‌های انتخاباتی سعید جلیلی

او تاکنون به صورت رسمی اعلام حضور در انتخاباتی که کمتر از ۵ ماه به برگزاری آن باقی مانده نکرده اما در کمتر از ۸ ماه گذشته یعنی در فاصله ۲۳ فروردین تا ۲۴ آبان بیش از ۲۵ سخنرانی در ۱۴ استان ایران انجام داده است. خبرگزاری ایلنا با انتشار جدولی از سخنرانی‌های سعید جلیلی، به لغو سخنرانی‌های چهره‌های اصلاح طلب اشاره کرده و نوشته است که سخنرانی‌های جلیلی بدون هیچ مشکلی برگزار شده است، سخنرانی‌هایی که محور اکثر آنها حمله و مخالفت با عملکرد دولت حسن روحانی در عرصه‌های مختلف است.

سعید جلیلی براساس گزارش‌هایی که رسانه‌های داخل ایران منتشر کرده‌اند تغییر ادبیات داده است. او که تا پیش از این به عنوان منتقد و مخالف برجام شناخته می‌شد حالا براساس گزارشی که وب سایت خبرآنلاین − رسانه نزدیک به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی − با عنوان “سعید جلیلی، احمدی نژاد زمانه می‌شود؟” منتشر کرده “دیگر در قالب هسته‌ای اظهارنظر نمی‌کند، مسکن را هدف قرار می‌دهد، دستمزدها و حقوق‌ها را. او دیگر سعید جلیلی فقط دیپلمات نیست. گویی برای کامل شدن پازل کاندیداتوری‌اش بنا را بر اظهارنظر در حوزه‌های مختلف گذاشته است. یک سعید جلیلی متفاوت! ”

درآوردن ادای احمدی‌نژاد

روزنامه اصلاح طلب آرمان هم در گزارشی عنوان کرده که سعید جلیلی “توان این را دارد که با گفتمان عدالت محوری خود بتواند توده‌های نزدیک به محمود احمدی‌نژاد را به خود جلب کند و شاید به احمدی‌نژاد ثانی تبدیل شده و انتخابات ۹۶ به صحنه رقابت او با روحانی باشد!”

احمد شیرزاد، نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی اصلاح طلب در ایران اما می‌گوید که “حتی اگر کسی بخواهد ادای آقای احمدی نژاد را دربیاورد نمی‌تواند”. آقای شیرزاد به “زمانه” می‌گوید:

“با اینکه ما مخالف آقای احمدی نژاد بودیم و هستیم و خواهیم بود اما او جذابیت‌های خاص خودش را داشت و در بین اقشاری از مردم واقعا می‌توانست آن جذابیت‌ها را مطرح کند. حتی کارهای غیراخلاقی که او میکرد مثل کارهایی که در مناظره‌ها کرد، کارهای ویژه خودش بود که هرچند بسیار برای ما مشمئزکننده بود اما به هرحال کسانی برای او هورا کشیدند و دست زدند و حتی به او رای هم دادند به خاطر این کارها. آقای جلیلی اما نمی‌تواند هیچ کدام از این کارها را انجام دهد. بیش از این حرف‌ها پاستوریزه است. آقای جلیلی خیلی صاف و ساده تر از ان است که بتواند یکی از نمایش‌های آقای احمدی نژاد را بازی بکند. حالا اینکه یک خطابه‌هایی را آماده بکند و گفتمان‌هایی را بخواهد مطرح کند تا وقتی که مکتوب می‌شود شاید یک بردی هم داشته باشد ولی فرق می‌کند کلامی که مکتوب می‌شود با کلامی که لحن آن شنیده می‌شود. من فکر نمی‌کنم آقای جلیلی واقعا بتواند در عرصه بیان و در عرصه سخنوری و در عرصه‌ای که جلوی تریبون‌ها می‌خواهد ظاهر شود از خود یک چهره جذاب و کاریزماتیک نشان دهد و آنطور که می‌گویند پا جای پای آقای احمدی نژاد بگذارد”.

کاندیدای شکست خورده

سعید جلیلی: نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم رهبر جمهوری اسلامی و عضو شورای راهبردی روابط خارجی ایران باز هم به حکم رهبر جمهوری اسلامی که دیدگاه‌های او را نمایندگی می‌کند اما در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ۱۳۹۲ تنها ۴ میلیون و ۱۶۸هزار و ۹۴۶ رای کسب کرد.

آیا جلیلی اکنون با تقلید از رفتار و گفتار محمود احمدی نژاد یا شباهت رفتاری با او می‌تواند آرای اکثریت مردم ایران را کسب کند؟ وب سایت جام نیوز دهم مهر ماه به نقل از امیر محبیان، روزنامه نگار اصولگرا و موسس حزب نواندیشان ایران اسلامی نوشته است که “پیروزی حسن روحانی در انتخابات ۹۲ مرهون اختلاف اصولگرایان بود و مردم ترسیده بودند و می‌گفتند که جلیلی، احمدی‌نژاد دوم است.”

احمد شیرزاد، نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی اصلاح طلب در ایران می‌گوید:

“آقای جلیلی جزو لیست کاندیداهای شکست خورده هستند. کاندیداهایی که در انتخابات قبلی شکست خوردند در این دوره از انتخابات وجاهتی ندارند. ممکن است کاندیدایی بیاید با یک گفتمان به شدت پوپولیستی و عوام گرایانه دست روی مشکلات دولت آقای روحانی بگذارد و بتواند فضای عمومی را بگیرد ولی اینکه چنین کاندیدایی بتواند از جناح اصولگرا باشد به خصوص اصولگرایان مارک دار و شکست خورده قبلی، بسیار دشوار و بعید است به خصوص آقای جلیلی، واقعا فاقد جذابیت‌ها و قابلیت‌هایی است که در صحنه انتخابات بتواند رای جمع کند. غیر از اینکه کسانی که قدرت و پول دارند بیایند از یک کاندیدایی حمایت کنند خود آن کاندیدا هم باید دارای یک جذابیت‌ها وکاریزمایی باشد، گیرایی در صحبت و چهره و حرکت‌ها داشته باشد. در دوره قبلی هم به غیر از روی گرداندن مردم از اصولگرایان سنتی به دلیل نداشتن جذابیت‌ها و حتی دافعه‌هایی که داشت واقعا نتوانست آنطور که شایسته یک کاندیدای جدی است رای جذب کند.”

سعید جلیلی در برابر رئیس سابقش محمود احمدی‌‌نژاد − احمد شیرزاد می‌گوید: جلیلی نمی‌توان پا جای پای احمدی نژاد بگذارد

سعید جلیلی در برابر رئیس سابقش محمود احمدی‌‌نژاد − احمد شیرزاد می‌گوید: جلیلی نمی‌تواند پا جای پای احمدی نژاد بگذارد

دافعه‌های سعید جلیلی

اما منظور از دافعه‌های سعید جلیلی چیست؟ احمد شیرزاد توضیح می‌دهد:

“بیشتر برمی‌گردد به گفتمان خود آقای جلیلی. جملات تکراری، لحن کلام خیلی خسته کننده، صحبت‌هایی که در آن هیچ نوع قاطعیت و جدیتی دیده نمی‌شود. یعنی مجموعا وقتی بین مردم کوچه و بازار راه می‌رفتید حتی مردم کاملا عامی. کاسب و کارمند وقتی سوال می‌کردید می‌گفتند نه این آدمی نیست که بتواند کشور را اداره کند. مردم برای خود ترازویی دارند آدم‌ها را وزن می‌کنند. وقتی حس کنند کسی وزن اش کافی نیست برای یک سمت، تحت هیچ شرایطی به او رای نمی‌دهند. آقای جلیلی خیلی سبک‌وزن تر از آن بود که بشود در این ترازو به او یک امتیازی نسبت داد. گاهی در خود عوام الناس یک اصطلاحی دارند می‌گویند فلانی را می‌شود درش آورد یا نمی‌شود درش آورد. به این معنا که آیا واقعا واجد آن وزانت سیاسی و کاریزمای سیاسی است که در عرصه بین المللی آدم بتواند به عنوان رئیس جمهور کشورش مطرح کند؟ خب آقای جلیلی واقعا فاقد این وجاهت‌ها است و من نمی‌دانم کسانی اگر بخواهند از او حمایت کنند به چه چیز ایشان می‌خواهند بنازند و به عنوان امتیاز روی میز بگذارند.”

سعید جلیلی از مهر ماه ۱۳۸۶ تا شهریور ماه ۱۳۹۲ مسول تیم مذاکره کننده ایرانی در مسئله هسته‌ای با کشورهای غربی بود. در این دوران سه قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد و ایران به عنوان تهدید صلح و امنیت جهان، ذیل فصل ۷ ماده ۴۱ منشور سازمان ملل متحد قرار گرفت. او که لقب “مرد مذاکرات بی سرانجام” را از سوی رسانه‌ها گرفته بعد از توافق ایران و کشورهای گروه ۵+۱ درباره برنامه هسته‌ای ایران پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی گفته است که “اگر رئیس جمهور بودم برجام را امضا نمی‌کردم”.

اما آیا سعید جلیلی می‌تواند اجماع نظر اصولگرایان را برای حمایت از خود در انتخابات به دست آورد؟ جریان اصولگرایی در انتخابات دوره پیشین ریاست جمهوری از او به عنوان کاندیدای واحد حمایت نکرد. حالا براساس اعلام جواد آرین منش، عضو جبهه یکتا (جبهه یاران کارآمدی و تحول ایران اسلامی) که حامیان محمود احمدی نژاد هستند سعید جلیلی کاندیدای مورد حمایت آنها هم نیست. آرین‌منش، ۷ مهر ماه به وب سایت جام نیوز گفته بود که اعضای این جبهه “پس از بررسی ابعاد مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که ایشان (سعید جلیلی) زمینه کسب رای ندارد”.

سیدمحمد غروی، عضو جامعه مدرسین که تشکلی اصولگرا است هم اعلام کرده که در انتخابات قبلی “مرحوم آیت الله مهدوی کنی اصلا معتقد نبود که آقای جلیلی می‌تواند مدیریتی در سطح کلان در حد ریاست جمهوری را عهده دار شود، لذا همان موقع جامعه روحانیت مبارز نظرش معطوف به آقای جلیلی نبود. آقای جلیلی را پایداری‌ها علم و مطرح کردند و کسانی که با ایشان شناخت داشتند اعتقادشان این است که در عین حالی که آدم متدین و خوبی و سالمی است ولی در اینکه بتواند مدیریت کلان را در سطح مملکت داشته باشد و از طرف دیگر بتواند نیروهای قوی را با خودش بیاورد جای تردید دارد.”

با این اوصاف هنوز مشخص نیست سعید جلیلی در جریان اصولگرایی چه وزنی در انتخابات آتی ریاست جمهوری خواهد یافت. هرچه که باشد او در انتخابات دوره قبلی هم در حالی که حضور خود در انتخابات را تکذیب می‌کرد به صورت یکدفعه وارد عرصه رقابت‌ها شد. وب سایت نامه نیوز نوشته است:

سعید جلیلی “از جمله سیاستمدارانی است که معتقد به اجتهاد شخصی است و چندان علاقه‌ای به نظرات و مشورت‌های دیگران ندارد. از این جهت می‌توان گفت سعید جلیلی شباهت زیادی به آیت‌الله مصباح یزدی پدر معنوی جبهه پایداری دارد. او سیاستمداری خجالتی و درون گراست و کمتر ترجیح می‌دهد با رقبای خود وارد جدل شود. قطعا اگر احمدی نژاد جای سعید جلیلی بر صندلی‌های مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری تکیه زده بود و رقبا از نحوه مدیریتش بر پرونده هسته‌ای انتقاد می‌کردند، زمین را به آسمان می‌دوخت و در پایان به گونه‌ای القا می‌کرد که گویی مدیریت پرونده هسته‌ای در دستان رقبا بوده است و آنها اشتباه کرده‌اند. جلیلی اما نشان داد سیاستمداری نیست که بتواند از دستاوردهای خود دفاع کند. حاصل این ناتوانی نیز تنها ۴ میلیون رای در خرداد ۱۳۹۲ بود.”


در همین زمینه

Share