Share

در طول یک سال گذشته، از مونیخ تا واشنگتن، هرجا که بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر اسرائیل روی صحنه قرار گرفته، بی‌درنگ انگشت اتهام را به سمت ایران دراز کرده و این کشور را بزرگ‌ترین تهدید جهان خوانده است. از حالا می‌توان حدس زد که او یکی از شخصیت‌های کلیدی خاورمیانه در سال ۱۳۹۷ خواهد بود. این مرد، که هر بحرانی برای او یک فرصت است، چه کسی است؟ برای یافتن پاسخ باید به نیم قرن پیش بازگشت. خلق و خوی ستیزه‌جوی بنیامین نتانیاهو و توانایی ویژه او در جان سالم به در بردن از بحران را نمی‌توان درک کرد مگر با مرور سال‌های فعالیت او در سایرت متکل، واحد تکاوران ارتش اسرائیل.

تانیاهو در شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل

کمتر رهبری در جهان را می‌توان پیدا کرد که افتخار شکار یک هواپیمای مسافربری و سپس انفجار آن را داشته باشد. این تنها یکی از عملیاتی است که نخست ‌وزیر اسرائیل در حد فاصل سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲ در آنها مشارکت داشته است؛ عملیاتی که در چارچوب فعالیت‌های سایرت متکل انجام شده است. وجود این واحد کماندویی، وابسته به اطلاعات ارتش اسرائیل، تا مدت‌ها به طور رسمی انکار می‌شد و بر فعالیت‌های مخفی و زیرزمینی آن سرپوش گذاشته می‌شد. نخست ‌وزیر امروز اسرائیل اما تجربه‌های زیادی در آنجا کسب کرده و همین تا حد زیادی توانایی استثنائی او را برای عبور از بحران‌ها و رسوایی‌هایی توضیح می‌دهد که به سادگی دیگران را می‌تواند غرق و نابود کند.

غسل تعمید با آتش در کرامه

نتانیاهو، متولد اکتبر ۱۹۴۹، جوان‌تر از آن بود که در جنگ شش روزه ژوئن ۱۹۶۷ شرکت کند. کمی بعد از جنگ بود که او خدمت سربازی‌اش را در بخش چتربازی ارتش سپری کرد. بلافاصله، دنی یاتوم –که بعدتر در سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸به ریاست موساد رسید— او را به سایرت متکل معرفی و منتقل کرد. نخستین جنگی که نتانیاهو در آن شرکت کرد، دست‌کم به لحاظ سیاسی، به ضرر اسرائیل تمام شد؛ صحبت از تهاجم ۲۱ مارس ۱۹۶۸ به روستای کرامه در اردن است، جایی که فدائیان فتح به رهبری یاسر عرفات پایگاهی برای خویش ساخته بودند.

چریک‌های فلسطینی علی‌رغم تلفات سنگین (۱۱۶ کشته در برابر ۲۸ نظامی اسرائیلی و ۶۱ سرباز اردنی) در این نبرد توانستند مواضع خود را حفظ کنند. اسرائیلی‌ها نه تنها موفق به دستگیری عرفات نشدند، بلکه یک هواپیما و ۴ وسیله نقلیه زرهی را نیز از دست دادند. کرامه، که به عربی به معنای شرافت و کرامت است، پس از شکست سربازان عرب در ژوئن ۱۹۶۷ به نماد مقاومت فدائیان بدل شد.

یک سال بعد، در ۲۸ دسامبر ۱۹۶۸، نتانیاهو با واحدش به فرودگاه بیروت حمله می‌کند. خود او مواد منفجره را زیر کابین یک هواپیمای “هواپیمایی خاورمیانه” لبنان قرار می‌دهد. در این عملیات که به تلافی حمله یک گروه فلسطینی با نارنجک به یک هواپیمای “ال آل” در آتن صورت گرفت، ۱۴ هواپیمای لبنانی نابود شد. در جریان حمله نارنجکی گروه فلسطینی یک مسافر کشته شده بود.

پس از این اتفاق، شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا «عملیات نظامی از پیش طراحی‌شده اسرائیل را محکوم می‌کند.». شارل دوگل، رئیس جمهور فرانسه نیز تصمیم می‌گیرد جلوی تحویل سلاح به اسرائیل را بگیرد و این کشور را به لحاظ نظامی تحریم کند. «حمله چند عضو یک گروه زیرزمینی فلسطینی در آتن» به قول دوگل، یک چیز است و «عملیات نظامی دولت اسرائیل در بیروت» یک چیز دیگر. و نمی‌توان آن دو را در یک سطح دانست و با هم مقایسه کرد.

رودرروی سپتامبر سیاه

۱۱ ماه مه ۱۹۶۹، نتانیاهو با واحد نظامی‌اش وارد شاخه غربی کانال سوئز می‌شود و آنجا عملیاتی غافلگیرانه را علیه یک کامیون ارتش مصر رهبری می‌کند. دو روز بعد، عملیات مشابهی رخ می‌دهد، این بار اما یک زره‌پوش مصری واحد نتانیاهو را غافلگیر می‌کند. یک افسر اسرائیلی در این زد و خورد کشته می‌شود، و نتانیاهو، مسلسل به دوش، توی آب می‌افتد. در آستانه غرق شدن اما، یکی از همرزمانش را از آب بیرون می‌کشد تا بدین ترتیب، نخست وزیر کنونی اسرائیل تا «یک پا و نیم درون قبر» فرورفته باشد. در آن زمان نتانیاهو هنوز یک گروهبان است، در حالی ‌که برادر بزرگترش، جاناتان، که سابقه خدمت در ارتش را دارد، از مسئولان آموزش در سایرت متکل است.

نتانیاهوی جوان در سالهای خدمت در واحد تکاوران ارتش اسرائیل

در آن زمان، رئیس وقت سایرت متکل، سرهنگ دوم ایهود باراک است؛ همان کسی که در ۱۹۹۹ میز نخست وزیری را از «بی بی» نتانیاهو می‌رباید. طنز تاریخ آنکه باراک در سال ۲۰۰۹ وزیر دفاع دولت نتانیاهو می‌شود.

در آن سال‌ها، باراک نتانیاهو را به مأموریتی به معنای دقیق کلمه ناممکن می‌فرستد: رفتن به بلندی‌های جولان و آوردن یک بلوک گرانیتی از آنجا. «بی بی» که به نداشتن حس شوخ‌طبعی مشهور است، این دستور را جدی می‌گیرد، اما خیلی زود می‌فهمد که جابه‌جایی بلوک گرانیتی غیرممکن است، و کل ماجرا چیزی جز یک شوخی از جانب مافوقش نبوده است.

این تنها ماجرای آن دو در آن روزها نیست. وقتی در ۸ مه ۱۹۷۲، سازمان فلسطینی «سپتامبر سیاه» هواپیمای پرواز ۵۷۲ پ سابنا را می‌رباید، فرمانده کماندوهای اسرائیلی برای آزادسازی گروگان‌ها باراک است. در جریان این عملیات، یک مسافر و دو هواپیماربا کشته شده و «بی بی» نیز تصادفاً با گلوله یکی از کماندوهای اسرائیلی به طور سطحی زخمی می‌شود.

کمی بعد، نتانیاهو پس از پنج سال خدمت با درجه کاپیتانی ارتش را ترک می‌کند، و در‌ام آی تی (مؤسسه فن‌آوری ماساچوست) در بوستون مشغول تحصیل می‌شود. همزمان با جنگ اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، اما موقتاً تحصیل را رها کرده و دوباره لباس نظامی می‌پوشد.

در ژوئیه ۱۹۷۶ بردار بزرگ‌تر «بی بی»، جاناتان، در حالی ‌که آن زمان فرمانده کماندوهای سایرت متکل است، در جریان عملیات در فرودگاه انتبه اوگاندا کشته می‌شود. نتاتیاهو اگرچه به شدت از مرگ برادرش متأثر می‌شود، اما دوباره به ارتش بازنمی‌گردد. وقتی در ژوئن ۱۹۸۲ آتش جنگ داخلی لبنان برافروخته می‌شود و به این بهانه، اسرائیل تمام توان و نیروهایش را بسیج می‌کند، نتانیاهو دیگر لباس ارتش به تن نمی‌کند، و درعوض به عنوان نفر دوم سفارت اسرائیل در آمریکا به فعالیتش ادامه می‌دهد.

از آن تاریخ به بعد، جنگ برای «بی بی» به جنگ تبلیغات و پروپاگاندا بدل می‌شود، جنگی تلخ اما روش‌مند که او آن را در خدمت جاه‌طلبی‌های سیاسی خویش و البته رویاهایش برای اسرائیل به کار گرفته است. امروز که او در آستانه غرق شدن است و بحران و رسوایی از هر طرف بر سرش آوار شده، با بهره بردن از تجاربش در سایرت متکل آماده است که سر خیلی‌ها را زیر آب کند.

در یک کلام، او بسیار جان سخت است و به نظر می‌رسد هنوز بسیار مانده تا از صحنه خارج شود.

منبع: لوموند


در همین زمینه:

Share