Share

در دنیای جدید به شکل‌های گوناگون میان انسان و طبیعت فاصله افتاده است. اگر بخواهیم یک مثال ساده ذکر کنیم، شمار بالایی از نوجوانانی که در کلان‌شهرها می‌زیند هرگز یک گاو را از نزدیک ندیده‌اند.  اما جدایی میانِ انسان و طبیعت به مسائل بسیار دامن می‌زند. یکی از این مسائل به رفاه دام برمی‌گردد. مسئله این است که وقتی انسان‌ها ارتباط نزدیکی با دام‌ها نداشته باشند نسبت به رفاه آنها هم بی‌اعتنا خواهند بود و فراورده‌های آنها را به‌عنوان غذا استفاده می‌کنند بی‌توجه به اینکه آنها در چه وضعیتی نگهداری می‌شوند.

اعتراض حامیان حقوق بشر به خشونت علیه حیوانات در صنایع دامپروری و گوشتی

کتاب «مواد غذایی و رفاه حیوانات» که به‌تازگی از سوی انتشارات بلومزبری منتشر شده است مسئله‌ی رفاه حیوانات را بررسی می‌کند. این کتاب بر این موضوع مهم متمرکز است که در مورد فراورده‌های دامی فاصله‌ی بزرگی در میان پهنه‌ی تولید و پهنه‌ی مصرف ایجاد شده است و این مسئله به بی‌اعتناییِ ما نسبت به رفاه دام‌ها دامن زده است.

نویسندگان کتاب، هنری بولر و اِما روی، با نظر به آخرین پژوهش‌ها و شماری از مطالعات موردی، خوانندگان خود را در سفری دل‌انگیز در مسائل و موضوعات مربوط به رفاه حیوانات از دامپروری تا سر سفره راهنمایی می‌کنند. موضوع رفاه حیوانات دریچه‌ای ارزشمند فراهم می‌آورد که از طریق آن می‌توان اقتصاد و فرهنگ و سیاستِ مواد غذایی را پژوهش کرد. این کتاب نخستین کتابی است که مروری به‌هنگام دارد بر صنعت مواد غذایی، صنعتی که به بسیاری بحث‌ها دامن زده است.

نویسندگان در این کتاب می‌کوشند نشان دهند که رفاه حیوانات چگونه تعریف می‌شود، چگونه می‌توان از آن دفاع کرد، چگونه می‌توان آن را سنجید و چگونه دامپروران، دامپزشکان، توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان می‌توانند آن را در کار و حرفه‌ی خود لحاظ کنند. این کتاب بینش‌هایی تجربی در زمینه‌ی اصلی‌ترین جنبه‌ی سامانه‌ی جهانیِ غذا—یعنی زیست، مرگ و مصرف دام‌ها که هسته‌ی زنجیره‌ی غذایی هستند—در اختیار خوانندگان می‌گذارد، از مسائل کاربردی و تنگناهای مربوط به تثبیتِ استانداردی پایه برای مراقبت از دام گرفته تا مسائل اخلاقی مربوط به فروختنِ رفاه چونان فراورده‌ در فروشگاه‌ها. «مواد غذایی و رفاه حیوانات» اثری خواندنی است برای دانشجویان و پژوهشگران در حوزه‌های رفاه حیوانات، مطالعات مواد غذایی، و در زمینه‌ی روابط انسان-حیوان در دانش‌هایی چون جغرافیا، سیاست، انسان‌شناسی، و جامعه‌شناسی و نیز دانش‌های رفتار حیوانی و روانشناسی و دامپزشکی.

  • در پیشگفتار کتاب می‌خوانیم:

وقتی حیوانات یا فراورده‌های آنها را به‌عنوان خوراک استفاده می‌کنیم زیست و مرگ آنها برایمان چندان اهمیتی ندارد. در مورد اکثر ما این‌گونه است که مصرف گوشت و تخم‌مرغ و فراورده‌های لبنی چنان از دامپروری جدا شده که در این میان خودِ حیوانات «ناپدید می‌شوند» و از چشم ما کاملاً دور می‌مانند. واژگانی که برای غذا و خوراک به کار می‌گیریم نیز سرچشمه‌هایشان را می‌پوشانند و ارتباط‌شان با حیوانات را پنهان می‌کنند تا احساسات ما که گوشتخوار هستیم، یا ما که خود به هر حال یکی از حیوانات هستیم، برانگیخته نشود.

روش‌هایی چون بسته‌بندی کردن، نمایش‌دهی و برچسب زدن در فرایند فروشِ فراورده‌ها نیز عامدانه توجه ما را از این حقیقت که در پسِ فراورده‌ها زندگیِ حیوانات هست منحرف می‌کنند. وقتی هم که خودِ حیوانات نشان داده می‌شوند اغلب در شکلی انتزاعی و ایده‌آل نشان داده می‌شوند، به آن اندازه نزدیک که اصالت محصول را نشان دهند اما به اندازه‌ی کافی دور تا حس مسئولیت را در مصرف‌کننده برنینگیزند. امروزه دنیای مصرف و دنیای تولید نسبت به همدیگر از هر زمان دیگری دورتر و جداتر هستند. چنان‌که گودمن در مقاله‌ی «بازاندیشیِ تولید-مصرف مواد غذایی:‌ نظرگاه‌هایی یکپارچه» می‌گوید، «دنیاهای مصرف و تولید به دو پهنه‌ی خودفرمان و جداگانه در زیست اجتماعی تبدیل شده‌اند، دو پهنه که فقط عملِ خرید راهِ ارتباطیِ باریکی میان آنها است» (ص۲۷۲). در طول تاریخ، دام‌های محلی همواره اعضای فرعیِ جامعه‌ی انسانی شمرده می‌شدند.

اما، به اواخر سده‌ی نوزدهم که می‌رسیم دیگر به‌روشنی می‌شود دید که میان نیازهای انسانی در یک سو و احساسات‌ آنان در سوی دیگر فاصله‌ی بس بزرگ‌تری هست. صنعتی‌شدن و توسعه‌ی دامپروری، و قیمت فراورده‌های حیوانی که به‌طور روزافزون پایین‌تر می‌آمد، و بازار مصرف شهری که به‌سرعت رشد می‌کرد، اینها همه روندی را پدید آورد که طیِ آن هرچه بیش‌تر میان حیوانات و فراورده‌های حیوانی فاصله ایجاد ‌شد و همچنین فراورده‌های حیوانی چنان نشان داده ‌شدند که انگار ربطی به حیوانات ندارند. سینگر و مسون در کتاب «اخلاقِ آنچه می‌خوریم» می‌گویند «اکثر آمریکایی‌ها در این باره که تخم‌مرغ‌هایی که می‌خرند چگونه تولید شده است چندان چیزی نمی‌دانند» (ص۳۷). سازمان «پیوند زیست‌محیط و دامپروری» (LEAF) که در زمینه‌ی پایاییِ غذایی و دامپروری فعالیت می‌کند در سال ۲۰۱۵ پژوهشی انجام داده است که بر طبق آن درصد بالایی از جوانان در بریتانیا نمی‌دانند که بیکن از گوشت خوک یا شیر از گاو تهیه می‌شود. البته که چنان فاصله افتادنی بسیار به سودِ صنعت فراورده‌های حیوانی تمام می‌شود.

نویسندگان این کتاب دو دانشمند علوم اجتماعی/جغرافی‌دان هستند و تعهد اخلاقی و علمیِ قوی دارند که نگرشی از علوم اجتماعی را به مبحث رفاه و مراقبت دام‌ها وارد کنند. استدلال محوری در این کتاب این است که دلنگرانی برای رفاه دام‌‌ها (خواه این دلنگرانی شخصی باشد یا علمی، اخلاقی، مربوط به غذا و خوراک انسان‌ها، زیبای‌شناختی، اجتماعی، یا اقتصادی و یا در واقع آمیزه‌ای از اینها) مربوط می‌شود به پیوندی مهم و حیاتی در میانِ فرایندها و کنش‌های مربوط به مصرف در یک سو و تولید در سوی دیگر. چنان پیوندهایی ممکن است نمایان یا پنهان باشد. نویسندگان می‌خواهند نشان دهند که ما به‌طور مستقیم‌تری در حیات آنهایی که می‌خوریم دست داریم و نیز در کیفیت‌ و ارزش حیات آنها. اما این رابطه‌ی مستقیم به شیوه‌های گوناگون و به دست بازیگران گوناگون و به هدف‌های گوناگون میانجی می‌خورد. هدف ما این است که گره‌های این ارتباط را باز کنیم و آن را به‌عیان نشان دهیم.


معرفی کتاب‌های محیط زیستی:

Share