Share

قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس بامداد جمعه سوم ژانویه / ۱۳ دی در حمله هوایی ایالات متحده در نزدیکی فرودگاه بغداد، پایتخت عراق کشته شد. تنش‌های رو به افزایش بین ایران و ایالات متحده پس از این اتفاق به نقطه جوش رسید. مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی وعده «انتقام سخت» داده‌اند و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده تهدید کرده که در صورت تلافی‌جویی تهران، به ۵۲ هدف، از جمله به مکان‌های فرهنگی ارزشمند ایران حمله خواهد کرد.

چه دورنمایی در انتظار منطقه است؟

در ادامه چکیده تحلیل‌های منتشرشده در چند روزنامه اروپایی را در این‌باره خواهیم خواند. لوموند فرانسه در سرمقاله‌ای لحظه کنونی را لحظه برتری جنگ‌طلب‌ها در تمام اردوگاه‌ها ارزیابی می‌کند، تحلیلگر اشپیگل آلمان خواهان انتقاد صریح اروپا از آمریکا است و ترامپ را «مرد دیوانه» می‌خواند، دبیر بخش دیپلماتیک روزنامه بریتانیایی گاردین از امکان‌پذیر بودن دیپلماسی برای پرهیز از جنگ فراگیر می‌نویسد، و تحلیلگر فلکس کرانت هلند از قرارداشتن تهران و واشنگتن بر لبه پرتگاه می‌گوید.

اعضای حشدالشعبی در مراسم سوگواری برای قاسم سلیمانی از روی تصویر ترامپ رد می‌شوند، بغداد، دوشنبه ششم ژانویه ۲۰۲۰ ــ AHMAD AL-RUBAYE / AFP

▪️ ایران ــ ایالات متحده: ساعت جنگ‌طلب‌ها ــ شورای سردبیری لوموند

روزنامه فرانسوی لوموند در سرمقاله‌ای به ترور قاسم سلیمانی و افزایش تنش‌ها بین ایران و ایالات متحده واکنش نشان داده است.

لوموند در ابتدای سرمقاله تأثیر مخرب ترور سلیمانی تا همین حالا را چنین خلاصه می‌کند: «تقویت تندروها در تمام اردوگاه‌ها».

روزنامه فرانسوی با اشاره به تشییع جنازه سلیمانی و خروج ایران از برجام، می‌نویسد که محمد جواد ظریف، وزیر خارجه تلاش کرده تا فضایی حداقلی برای تحرکات دیپلماتیک باز بگذارد اما «صدای میانه‌رویی که قرار بود او و پرزیدنت روحانی نماینده‌اش باشند، دیگر در کار نیست. اکنون زمان سخنرانی‌های جنگی است.»

لوموند به تهدیدهای فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی و حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان برای «انتقام سخت» از ایالات متحده می‌پردازد، مصوبه پارلمان عراق برای خروج نیروهای آمریکایی را پیش‌ می‌کشد، و سپس نگاهش را متوجه کاخ سفید می‌کند:

«در واشنگتن، لفاظی‌های ترامپ حد و مرزی نمی‌شناسد. او پس از آنکه به خاطر تهدید به حمله به مکان‌های ارزشمند فرهنگی ایران در میان ۵۲ هدف دیگر مورد انتقاد قرار گرفت، بر این تهدید پای فشرد و تقویت‌اش کرد. ترامپ می‌گوید: واکنش ایالات متحده “نامتناسب” خواهد بود».

این روزنامه فرانسوی بازشدن فضای کار برای «دولت اسلامی» (داعش) و بازگشت این گروه را یکی دیگر از نگرانی‌های بزرگ اروپایی‌ها در کنار سقوط برجام ــ که در نجات‌اش ناکام ماندند ــ می‌خواند و آن را نتیجه دیگر افزایش تنش‌ها می‌داند.

لوموند در انتها می‌نویسد: از تلاش‌های اروپایی‌ها برای تنش‌زدایی استقبال می‌شود، اما اگر کسی در این شرایط صدای آنها را بشنود.


▪️ تهدید ترامپ علیه ایران: گسست از غرب ــ کریستین هافمن

کریستین هافمن، روزنامه‌نگار اشپیگل آلمان و نویسنده کتاب «ایران در پس پرده» در مقاله‌ای درباره ترور قاسم سلیمانی به تهدید دونالد ترامپ علیه مکان‌های فرهنگی ارزشمند ایران می‌پردازد و می‌نویسد: «تهدید دونالد ترامپ برای حمله به مکان‌های فرهنگی ایران گسست از ارزش‌های بنیادین تمدن است».

هافمن مقاله خود را با اشاره به تأثیر «تاریخی» ترور سلیمانی و تنش‌های متعاقبش آغاز می‌کند، تأثیری که به باور او گسست هر چه بیشتر در اتحاد متزلزل ترنس‌آتلانتیک (دوسوی اقیانوس اطلس) بین آمریکا و اروپا است:

«نشانه‌هایی وجود دارد که این نزاع رابطه اروپا با ایالات متحده را از اساس تغییر خواهد داد.»

به نوشته ستون‌نویس اشپیگل، آلمان و اروپا هنوز جایگاه‌شان را در نزاع ایران و آمریکا برای ایفای نقش پیدا نکرده اند. به باور هافمن، دلیل این اتفاق ساده است: جمهوری اسلامی عامل بی‌ثباتی خاورمیانه و سرکوب‌گر معترضان و ناقض حقوق بشر است و ایالات متحده، از سوی دیگر، بر خلاف میل متحدان غربی‌اش از توافق هسته‌ای (برجام) خارج شده، تنش‌ها را افزایش داده و منافع اروپایی‌ها را نادیده گرفته است.

با وجود این، هافمن ترور سلیمانی را آغاز یک جدایی تازه بین متحدان دوران جنگ سرد می‌شمارد:

«دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده با تهدیدهای دو روز گذشته‌اش در حال وداع گفتن با مجموعه‌ای از ارزش‌های غربی است. او آشکارا اصولی را به پرسش کشیده که از آن غرب هستند. ترامپ با تهدید به تخریب مکان‌های فرهنگی ایران، در تعهد آمریکا به توافق جنگ زمینی لاهه تردید افکنده… اگر چنین کاری کند، اقدامی یادآور بربریت طالبان در تخریب پیکره‌های بامیان خواهد بود».

هافمن با اشاره به تصمیم پارلمان عراق برای خروج نیروهای آمریکایی، ترامپ را به تحمیل حضور نظامی در عراق بر خلاف معاهدات بین‌المللی متهم می‌کند و می‌نویسد: «وقتی پارلمان عراق رأی به خروج نیروهای آمریکایی داد، مرد دیوانه کاخ سفید آنها را با تحریم‌هایی تهدید کرد که “مثل آن را هرگز ندیده اند”.»

هافمن خواهان فاصله گرفتن هر چه صریح‌تر اروپا از آمریکا است: «اروپا اگر می‌خواهد اعتباری داشته باشد، باید آشکارا دو موضع را بیان کند: از یک سو باید سرکوب بی‌رحمانه معترضان به دست نیروهای امنیتی ایران را محکوم کند و همزمان، باید ترامپ را صراحتاً به خاطر احتمال زیرپا گذاشتن ارزش‌هایی به نقد بکشد که پیش از این تصور می‌شد مشترکند».

نویسنده اشپیگل می‌گوید دولت فدرال آلمان و دیگر اروپایی‌ها تا کنون در این کار ناموفق بوده است:

«بیانیه مشترک صدراعظم آنگلا مرکل و رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل مکرون و نخست‌وزیر بریتانیا بوریس جانسون در روز یکشنبه علیه ایران بود. اروپایی‌ها به جای انتقاد از قتل قاسم سلیمانی و نقض قوانین بین‌المللی و افزایش نامتناسب تنش‌ها، از تهران خواستند تا “از اقدامات خشونت‌بار بیشتر یا حمایت از آنها” دست بردارد. به رویکرد ایالات متحده حتی اشاره‌ای هم نشده بود. همین طور است که اروپا خود را باورناپذیر می‌کند».

هافمن در انتهای مقاله خواهان جدا ماندن اروپا و به ویژه اروپایی‌های ناتو از درگیری ایران و آمریکا شده است. ناتو ساعاتی بعد از انتشار این یادداشت سه‌شنبه ۱۷ دی اعلام کرد که نیروهایش را از عراق خارج خواهد کرد.


▪️ دیپلماسی بر سر ایران هنوز ممکن است؛ حتی شده برای جلوگیری از جنگ فراگیر ــ پاتریک وینتور

پاتریک وینتور، دبیر بخش دیپلماتیک روزنامه گاردین در یادداشتی از امکان‌های دیپلماسی در شرایط تهدید جنگ نوشته است. به عقیده این نویسنده، پس از قتل قاسم سلیمانی و در حالی که ایران تشنه انتقام است، تنها امکانی که ممکن است دو طرف را عقب نگه دارد ترس از تبعات یک جنگ احتمالی است.

به باور نویسنده گاردین، دیپلمات‌های اروپایی در حال وساطت هستند و از ایران خواسته اند خویشتن‌داری کند. برخی از آنها معتقدند که لحن تعدادی از فرماندهان نظامی ایران محتاطانه بوده، و تلافی را به زمان و مکانی نامعلوم در آینده محول کرده است. آنها همچنین معتقدند که حمله متقابل ایران همچون خودکشی است زیرا آمریکا ۶۰ هزار نیرو در منطقه دارد که تنها ۵۲۰۰ تن از آنها در عراق هستند. جوزپ بورل مسئول امور خارجه اتحادیه اروپا جواد ظریف را به بروکسل دعوت کرده، و ممکن است تهران این دعوت را بپذیرد. همین‌طور راه‌های ارتباط ایران از طریق عمان، ژاپن یا سفارت سوئیس به واشنگتن هنوز گشوده است.

قتل سلیمانی به دست آمریکا تبعاتی موفقیت آمیز برای میراث سلیمانی در بر داشته. نیروهای آمریکایی ممکن است به زودی عملاً از عراق اخراج شوند. وضعیت نیروهای ضد ایرانی در عراق بدتر شده، و معترضان ناسیونالیست در میدان تحریر در تنگنا قرار گرفته اند. خودداری ایران در این وضعیت ممکن ست که قدرت گرفتن بیشتر نیروهای طرفدار ایران منجر شود و نخست‌وزیر جدید نیز از میان آنها باشد. اذهان عمومی در سایر پایتخت‌های خاورمیانه دارد به ایران نزدیکتر می‌شود. برای مثال رهبران قطر با وجود آنکه میزبان دهها هزار نیروی آمریکایی هستند پس از آغاز تنش‌ها به ایران شتافتند. امارات متحده عربی و قطر نیز مواضعی محتاطانه گرفتند. این کشورها نه تنها از حمله احتمالی ایران می‌ترسند، بلکه از اذهان عمومی داخلی خود نیز واهمه دارند.

اما ایران چندان آماده خودداری اخلاقی نیست. فضای سیاسی برای پاسخ متقابل آماده است. برداشتن گام پنجم و نهایی در عدم تعهد به توافق هسته‌ای از جمله یکی از پاسخ‌های ایران است. وانتور معتقد است که اما این گام هم به گونه ای محتاطانه برداشته شده که هنوز شریکان اروپایی توافق بتوانند به نظارت بر فعالیت‌های ایران ادامه دهند. به نظر این نویسنده، فرانسه، آلمان و بریتانیا باید هنوز برای زنده نگه داشتن توافق تلاش کنند.

وانتور در نهایت تصریح می‌کند که در شرایط فعلی تنها نیرویی که به دیپلماسی راه می‌برد، این نکته است که آلترناتیو موجود جنگ فراگیر است.


▪️ تهران به دنبال انتقام است، اما احتمالاً خودش انتقام نمی‌گیرد ــ رمکو آندرسن

رمکو آندرسن، روزنامه‌نگار روزنامه هلندی فُلکْس کْرانت  در یادداشتی به ترور سلیمانی می‌پردازد، وضعیت کنونی را به قرارداشتن ایران و آمریکا بر لبه پرتگاه توصیف می‌کند، و راه‌حل عقب‌کشیدن از پرتگاه جنگ را برقراری رابطه دیپلماتیک تهران و واشنگتن می‌داند:

«ایران پس از جنگ ایران و عراق صبورانه تلاش کرد به دو هدف برسد: با تضعیف کشورهای متخاصم همسایه مانند عراق، خود را از جنگی دوباره در خاک ایران حفظ کند و همچنین نفوذ خود را بر خاورمیانه گسترش دهد. استراتژی ایران جنگ‌های نیابتی توسط اشخاص ثالث بود. ایران در دهه‌های اخیر خاورمیانه را با سلاح، پول و سربازهای سپاه برای ساختن شبه نظامیان طرفدار ایرانی پر کرد تا نفوذ سیاسی به دست آورد. قاسم سلیمانی، معمار و مجری این استراتژی بود. نتیجه تلاش‌های او نفوذ ایران عمیق در سیاست‌های لبنان، سوریه و بی‌شک عراق است. اما در این کشورها صدها هزار مبارز شبه نظامی نیز وجود دارند که توسط ایران آموزش دیده‌اند ، گوش به فرمان تهرانند و سلاح‌های پیشرفته ایرانی دارند. اینگونه است که گروه حزب الله لبنان ادعا می‌کند که با موشک‌هایی که توسط ایران تهیه شده می‌توانند اسرائیل را نابود کند.

ایران در حال حاضر به فکر انتقام قتل سلیمانی است  تا آمریکایی‌ها را سرجایشان بنشاند. درعین حال، ایران خواهان تنش بیشتر در منطقه نیست. این دو هدف تقریبا با هم مخالفند اما جنگ‌های نیابتی تهران این فرصت را برای ایران ایجاد می‌کند. آمریکایی‌ها در خاورمیانه حضور دارند اما ایرانیان هم حاضرند. به احتمال زیاد، ایران می‌کوشد به منافع آمریکایی‌ها یا منافع ایالات متحده حمله ‌کند، اما از طریق اشخاص ثالث. اما ایالات متحده با قتل سلیمانی، توقع را بالا برده است: شاید ایران اکنون قتل دیپلمات‌های آمریکایی یا سایر مقامات ارشد را نیز برحق شمارد. اگرچه آمریکا از شهروندان خود خواسته است عراق را ترک کنند، اما بسیاری از آمریکایی‌ها هم اکنون در لبنان یا کشورهای عربی حوزه خلیج فارس حضور دارند. و درنهایت همیشه اسرائیل برای ایران به عنوان یک هدف نابودی بر روی میز است.

نتیجه قتل سلیمانی حمله متقابل است اما وقتی ایران آن را نیابتی ترتیب دهد حتی اگر همه مطمئن باشند که ایران آن را طرح ریخته است، ثابت کردن آن دشوار خواهد بود. همین امر می‌تواند برای غیرنظامیان کشته‌شده آمریکایی از طریق حملات شبه نظامیان عراقی، بمبی در یک خودرو در سفارتخانه ، یک کشتی غرق شده یا حتی یک هواپیمای سقوط شده اعمال شود. ایران ممکن است چنین واکنش دهد: خشم ناشی از این امر را می‌فهمیم اما ما نبودیم.

مشکل چنین ارتباط برقرارکردن خشنی سوءتفاهم‌هاست. جایی که ممکن است یک کشور بگوید با این حمله، دیگر با هم بی‌حساب شدیم، ممکن است کشور مقابل در فکر انتقام خشن‌تری باشد. تصمیمات نابهنگام و هیجانی ترامپ فهمیدن این موضوع را برای تهران دشوار می‌کند که اگر حمله‌ کند، واکنش آمریکا چه خواهد بود. عدم برقراری ارتباط دیپلماتیک بین این دو کشور، احتمال سوء‌تفاهم درحین مکالمه با اسلحه‌ها را افزایش می‌دهد. این وضعیت خاورمیانه را در شرایط حساسی قرار داده: گویی دو کشور لبه پرتگاه قدم برمی‌دارند و کوچکترین عدم تعادلی منجر به سقوط می‌شود.»


در همین زمینه:

بازتاب تنش‌های خلیج فارس در رسانه‌های جهان:

دورنمای واکنش آمریکا به حمله به سفارتش در بغداد: اقدام نظامی یا تلاش دیپلماتیک؟

Share