آلودگی مرگبار هوا در ایران: ۳۵۷ فوت در یک هفته و هشدار درباره فروپاشی نظام مدیریت محیطزیست
مرگ ۳۵۷ نفر در یک هفته بر اثر آلودگی هوا، تعطیلی گسترده مدارس و هشدار درباره میلیاردها دلار خسارت، بار دیگر ناتوانی ساختار حکمرانی محیطزیست در ایران را آشکار کرده است؛ بحرانی که کارشناسان آن را نتیجه سالها سوءمدیریت، میدانند.

آلودگی هوا در تهران ـ عکس از روزنامه شرق
گزارشها از تداوم آلودگی شدید هوا در اغلب استانهای ایران حکایت دارد؛ وضعیتی که مدارس و دانشگاهها را در تهران، البرز، اصفهان و آذربایجان شرقی به تعطیلی و آموزش غیرحضوری کشانده و شاخص آلودگی را در محدوده «ناسالم برای همه گروههای سنی» قرار داده است.
رئیس مرکز اورژانس تهران اعلام کرده است که ۳۱ درصد مأموریتهای اورژانس در هشت روز گذشته بهطور مستقیم با آلودگی هوا مرتبط بوده و در این مدت ۳۵۷ نفر فوت ثبت شده است؛ رقمی که بهگفته او آلودگی میتواند در بخشی از آن نقش داشته باشد. او همچنین با اشاره به کمبود ۴۰۰ پایگاه اورژانس و ۵۰۰ آمبولانس در پایتخت، وضعیت فعلی را «چالشی جدی» توصیف کرده است.
اداره کل هواشناسی استان تهران پیشبینی کرده است که انباشت آلایندهها تا میانه هفته به دلیل تداوم پایداری جوی ادامه خواهد داشت. در سطح سیاسی، رئیس فراکسیون محیطزیست مجلس، وابسته کردن تصمیمات کمیته اضطرار آلودگی هوا به پیشبینیهای ۹۶ ساعته هواشناسی را اما غیرقابل اتکا دانسته و تأکید کرده است که اتکای حاکمیت به نهادی که «ابزار کافی ندارد» تصمیمگیری را دچار خطا میکند. او همچنین هشدار داده است که در صورت تداوم روند فعلی، نهتنها قانون هوای پاک اجرا نمیشود، بلکه آلودگی هوا در سالهای آینده افزایش خواهد یافت.
ارزیابیهای رسمی نیز نشان میدهد که قانون هوای پاک مصوب ۱۳۹۶ با وجود جامعبودن، اجرای موفقی نداشته است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، از میان مواد و تبصرههای این قانون، اجرای ۲۲ مورد ضعیف، ۱۷ مورد متوسط و تنها ۱۷ مورد قابل قبول ارزیابی شده است. این وضعیت در تضاد آشکار با اصل ۵۰ قانون اساسی است که حفاظت از محیطزیست را «وظیفهای عمومی» میداند.
رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت اعلام کرده است که بر اساس محاسبات این وزارتخانه، سال گذشته حدود ۱۷ میلیارد دلار خسارت اقتصادی ناشی از آلودگی هوا به کشور وارد شده است؛ رقمی که با دلار ۸۲ هزار تومانی معادل بیش از ۱,۳ میلیون میلیارد تومان برآورد میشود و شامل هزینههای ناشی از تعطیلیها، مرگومیر و ازکارافتادگی است.
مجموع این دادهها تصویری از یک بحران مزمن و فراگیر ارائه میدهد؛ بحرانی که بهتدریج ساختارهای مدیریتی کشور را فرسوده کرده و به مرحلهای رسیده است که کارشناسان، سوءمدیریت و استفاده گسترده از سوختهای آلاینده را علت اصلی آن میدانند. این در حالی است که پاسخ رسمی میان وعده تولید خودرو برقی و دعوت به دعا برای باران در نوسان است—دو رویکردی که هیچیک به سطح ریشههای ساختاری بحران نمیرسند.
به نظر میرسد آلودگی هوا در ایران دیگر یک «وضعیت اضطراری» نیست؛ بلکه نشانهای از فروپاشی تدریجی نظام حکمرانی محیطزیست است که هر ساله تلفات انسانی، خسارت اقتصادی و نابرابری زیستمحیطی بیشتری به بار میآورد.



نظرها
نظری وجود ندارد.