مانیفست اوکراینی؛ بازتعریف پیروزی در بحبوحه فشارهای روسیه
دانشگاهیان و فعالان برجسته اوکراینی مانیفستی منتشر کردند که «پیروزی حداکثری» را دور از دسترس میداند و به جای آن، «پیروزی حداقلی» را با سه بعد نظامی (خنثیسازی استراتژیک دشمن)، سیاسی (حفظ حاکمیت و ادغام در اروپا) و انسانی (ساخت اوکراینی موفق و عاری از فساد) به عنوان پایهای واقعبینانه برای بقا، بازسازی و حفظ انسجام ملی پیشنهاد میکند ـ تلاشی هوشمندانه برای تبدیل یأس به امید و جلوگیری از تفرقه اجتماعی در مرحلهای بحرانی.

پرچمهای اتحادیه اروپا و اوکراین در بیرون مقر کمیسیون اروپا ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
وضعیت میدانی و نظامی در جبهههای جنگ به شدت به نفع روسیه سنگینی میکند. نیروهای روسیه با برتری عددی قابل توجه در نیروی انسانی و حجم آتش، حملات گسترده و فرسایشی را در چندین محور به ویژه در شرق اوکراین ادامه میدهند. ارتش اوکراین، که با کمبود جدی نیرو و مهمات مواجه است، در موضعی تدافعی قرار دارد و علیرغم مقاومت سرسختانه، در معرض فشار مداوم برای عقبنشینی تدریجی قرار دارد. خط مقدم اگرچه هنوز فرو نپاشیده، اما تحت فشار فزایندهای است و اوکراین کنترل بخشهای بیشتری از قلمرو خود را از دست داده است.
از سوی دیگر اوکراین با چالشهای داخلی متعددی مواجه است که ثبات و توانایی آن را در زمان حساس جنگ تضعیف میکند. در عرصه سیاسی، رسواییهای فساد (مانند پروندههای اختلاس در شرکتهای دولتی) که منجر به استعفای مقامات ارشد شد، اعتماد عمومی و اعتبار بینالمللی کییف را خدشهدار کرده و روند پیوستن به اتحادیه اروپا را با مانع مواجه ساخته است. همچنین، شکافهای بالقوه در جامعه در مورد تعریف «پیروزی» و شرایط پذیرش صلح، خطر تفرقه و بیثباتی را افزایش میدهد. این عوامل در کنار فشارهای خارجی برای مذاکره، دست دولت زلنسکی را برای مانور و اتخاذ مواضع قوی محدود کرده است.
انتشار این مانیفست را میتوان عمدتاً تلاشی برنامهریزیشده و فوری برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و روحی اوکراین در یک مرحله بحرانی دانست. امضای گسترده این بیانیه توسط چهرههای سرشناس از طیفهای مختلف (روشنفکران، فعالان مدنی، نظامیان، سیاستمداران) نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک جبهه داخلی واحد در پشت یک درک مشترک از شرایط و اهداف است. این اقدام میخواهد پیام دهد که علیرغم اختلافات، یک هسته مشترک فکری برای عبور از بحران وجود دارد.
تحقق عدالت به معنای محاکمه بینالمللی جنایتکاران جنگی، بازگرداندن کودکان ربودهشده، جبران کامل خسارات و پرداخت غرامت از سوی روسیه، تنها در سناریوی «پیروزی حداکثری» ممکن است که در آن اوکراین تمام سرزمینهای اشغالی را بازپس گرفته و روسیه به طور کامل شکست را پذیرفته باشد. این شکل از عدالت، که مستلزم تغییر کامل موازنه قدرت به نفع اوکراین است، در وضعیت کنونی با توجه به واقعیتهای میدانی و بینالمللی دور از دسترس به نظر میرسد. هر توافق صلحی بر مبنای شرایط فعلی (پیروزی حداقلی) به معنای مصالحه بر سر این عدالت آرمانی و پذیرش یک صلح ناعادلانه خواهد بود.
بازتعریف هوشمندانه پیروزی
مانیفست اوکراینی سندی امیدبخش و واقعبینانه از سوی گروهی از روشنفکران، دانشگاهیان، روزنامهنگاران، نظامیان و فعالان مدنی اوکراین است. نویسندگان با اذعان به خستگی جامعه پس از نزدیک به ۱۲ سال جنگ (چهار سال آن تمامعیار) با هوشمندی تلاش میکنند تا اذهان عمومی اوکراین را برای پذیرش دورنمایی واقعبینانهتر از نتیجه جنگ آماده کنند. آنها با تأکید بر اینکه «پیروزی حداکثری» (شامل بازپسگیری کامل سرزمینها، محاکمه جنایتکاران جنگی و عضویت در ناتو) در شرایط کنونی دستنیافتنی است، «پیروزی حداقلی» را نه به عنوان تسلیم، بلکه به مثابه آغازی ضروری برای بقا و بازسازی کشور در شرایط تهدید مداوم تعریف میکنند. این چارچوب سه بعد کلیدی دارد: بعد نظامی («خنثیسازی راهبردی» دشمن به جای نابودی کامل آن)، بعد سیاسی (حفظ حاکمیت و ادغام در اتحادیه اروپا) و بعد انسانی (ساخت اوکراینی موفق، عاری از فساد و متمرکز بر رفاه شهروندان).
برای پذیرش این ایده، امضاکنندگان از دو استراتژی اصلی استفاده میکنند: اول، تطبیق معنای «پیروزی» با واقعیتهای میدانی، با بیان صریح دشواریهای کنونی و این نکته که پیروزیهای تاریخی اغلب در سختترین شرایط برنامهریزی شدهاند. در بخشی از مانیفست، امضاکنندگان بهصراحت دشواریهای میدانی را میپذیرند و معنای «پیروزی» را با این واقعیتها تطبیق میدهند. آنها می نویسند:
واضح است که سخن گفتن از پیروزی، زمانی دشوار است که دشمن حملات زمینی بیسابقه و گاهی موفق را در چندین نقطه از خط مقدم و حملات هوایی مخرب را در عقبهها در جریان دارد.
نویسندگان بلافاصله پس از این اعتراف، به تعریف «پیروزی حداقلی» به عنوان یک هدف واقعبینانه و دستیافتنی در برابر این واقعیتهای سخت میپردازند.
مانیفست علاوه بر این دورنمایی امیدبخش و ملموس از آینده، حتی در صورت تداوم تهدید روسیه را به دست میدهد. با توصیف اوکراینی که میتواند در عین مقاومت، به کشوری موفق با اقتصاد پویا، حاکمیت قانون و جامعهای منسجم تبدیل شود، تلاش میکنند ترس از یک «صلح تحمیلی شرمآور» را به امید به «آغازی برای پیروزی تدریجی» تبدیل کنند.
آنها درباره دولت آینده، دولت پس از «پیروزی حداقلی» مینویسند:
در چنین اوکراینی، دولت انسانمحور است – دولتی خدمتگزار با نهادهای سیاسی و مدنی فراگیر، که در آن دولت "مِلک" جامعه است. یک دولت انسانمحور، حقوق بشر را در اولویت قرار میدهد، از کسانی که نمیتوانند از خود مراقبت کنند حمایت میکند و فرصتهای برابر را برای همه تضمین میکند.
و در ادامه میگویند:
این کشوری است که در آن عدالت یک کالای عمومی است. کشوری که عدم تحمل فساد در اقدامات روزمره هر فرد متبلور است.
و سپس نقشی از آرزوهای خود را به ابن شکل بیان میکنند:
خروج نهایی ما از جهان روسی و بازگشت به تمدن غربی، یک پیروزی تاریخی نه تنها برای اوکراین، بلکه برای غرب و در نهایت برای کل جهان خواهد بود: جهانی با یک شکارچی مهاجم کمتر و یک دولت بزرگ و آزاد بیشتر. جهانی با امنیت، آزادی و رفاه بیشتر.
به این ترتیب نگارندگان مانیفست، «پیروزی» را فراتر از دستاوردهای نظامی فوری تعریف کرده و آن را در تحقق یک اوکراین موفق، عادلانه، عاری از فساد و ادغامشده در غرب میدانند. این بازتعریف، راهبردی است برای حفظ امید و انسجام ملی حتی در صورت دستیابی به یک توافق صلح ناکامل.
بنابراین، پیام اصلی این است: اگر اوکراین بتواند حاکمیت خود را حفظ کند، به سمت اروپا حرکت کند و در داخل قدرتمند شود، حتی بدون بازپسگیری فوری تمام سرزمینها، میتواند این وضعیت را به عنوان یک «پیروزی حداقلی» و پایهای برای مبارزه بلندمدت قلمداد کند.
احیای روحیه ملی در جنگ روایتها
در مجموع انتشار این مانیفست را میتوان عمدتاً تلاشی برنامهریزیشده و فوری برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و روحی اوکراین در یک مرحله بحرانی دانست. امضای گسترده این بیانیه توسط چهرههای سرشناس از طیفهای مختلف (روشنفکران، فعالان مدنی، نظامیان، سیاستمداران) نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک جبهه داخلی واحد در پشت یک درک مشترک از شرایط و اهداف است. این اقدام میخواهد پیام دهد که علیرغم اختلافات، یک هسته مشترک فکری برای عبور از بحران وجود دارد.
مانیفست تلاش میکند با تبدیل «تراژدی یک شکست احتمالی» به «حماسه یک مقاومت و بازسازی پایدار»، جامعه اوکراین را از لحاظ روانی زنده نگه دارد و از فروپاشی ناشی از یأس، خستگی و تفرقه جلوگیری کند. این یک اقدام ضروری در «جنگ روایات» است که اهمیت آن کمتر از جنگ نظامی نیست.




نظرها
نظری وجود ندارد.