آغاز سال نو؛ هنگامی که مردم قدرت را بازنویسی میکنند
رعنا سلیمانی ـ این سال نو، سال آغاز پیروزی آگاهی بر جهل است. من نوید آزادی میدهم؛ نه بهعنوان رؤیا، بلکه بهعنوان واقعیتی در حال شکلگیری؛ واقعیتی که صدای ارادهی مردم آن را مینویسد. اتحاد و سازماندهی مردم، برجستهترین سرفصلهایی است که برای سال ۲۰۲۶ پیشِ روی خود قرار دادهایم؛ مردمی که با وجود سرکوبهای سیاسی، فشار و خفقان، میدانها را ترک نکردهاند و صدای مطالبات خود برای صلح و برابری را در سراسر کشور طنینانداز کردهاند.

تصویری که خبرگزاری حکومتی فارس از اعتراضات مردمی منتشر کرده است.

سالی که نشانهای از جابهجایی قدرت دارد؛ قدرتی که دیگر صرفاً در دست ساختارهای فرسودهی نظام نیست، بلکه در آگاهی مردم ریشه دوانده است.
سال ۲۰۲۵ برای مردم ایران، چه بهعنوان شهروند و چه بهعنوان فعال مدنی و سیاسی، و بهویژه برای زنان، سالی سخت و پرچالش بود؛ از تشدید محدودیتهای قانونی گرفته تا افزایش اعدامها، فشارهای اقتصادی، جنگ دوازدهروزه، و همچنین افزایش نگرانکنندهی قتل زنان و انواع خشونتهای جنسیتی که به یکی از دردناکترین واقعیتهای این سالها تبدیل شده است.
با اینهمه، هرچند آنچه گذشت تلخ و سیاه بود، اما گذشت.
سال ۲۰۲۶ فرصتی برای بازآفرینی زندگی است؛ نه صرفاً برای جان بهدر بردن از بحرانهای جانکاه، بلکه برای دستیابی به پیروزیهای انسانی پایدار. تمرکز بر توانمندسازی اقتصادی، دسترسی برابر به سلامت پایدار و تقویت جوامع همبستهای که کرامت انسان را پاس میدارند، از محورهای اصلی این نگاه رو به آینده به شمار میآید.
امروز، در این سال نو، میتوان با اطمینان گفت که مردم ایران دیگر «قربانی تاریخ» نیستند؛ آنان خالقان تاریخاند.
چرا که آموختهایم قدرت فقط در قانون نوشتهشده نیست؛ قدرت در اندیشه است، در پیوند، در ایستادگی روزمره و در نپذیرفتن نابرابری بهعنوان سرنوشت.
من بهعنوان یک نویسنده، دیگر نمیخواهم از دردها بنویسم؛ میخواهم از درمان بنویسم، چرا که به پایان بسیاری از رنجها باور دارم؛ نه از سر سادهانگاری، بلکه از دل مشاهده.
میخواهم از امروز به بعد از آزادیای بنویسم که به دست آوردهایم؛ آزادیای که با تمام زخمها و دردهایی که بر ما تحمیل شد، آن را تصور کردیم، خواستیم و به دست آوردیم.
آزادی، تصویر انسانی است که خود تصمیم میگیرد، انتخاب میکند و آینده را میسازد؛ انسانی که به برابری باور دارد و میداند این ضرورتی انکارناپذیر است. اکنون مردم ایران به نقطهای رسیدهاند که میتوانند نظام نابرابر را به چالش بکشند؛ نه فقط با فریاد، بلکه با حضور، با دانش و با همبستگی.
این سال نو، سال آغاز پیروزی آگاهی بر جهل است. من نوید آزادی میدهم؛ نه بهعنوان رؤیا، بلکه بهعنوان واقعیتی در حال شکلگیری؛ واقعیتی که صدای ارادهی مردم آن را مینویسد.
اتحاد و سازماندهی مردم، برجستهترین سرفصلهایی است که برای سال ۲۰۲۶ پیشِ روی خود قرار دادهایم؛ مردمی که با وجود سرکوبهای سیاسی، فشار و خفقان، میدانها را ترک نکردهاند و صدای مطالبات خود برای صلح و برابری را در سراسر کشور طنینانداز کردهاند.
در پایان لازم به ذکر است در این برهۀ حساس تاریخی، نقش هنرمندان، روشنفکران و نخبگان یک جامعه فراتر از تولید اثر یا اظهارنظری فردی است.
در چنین شرایطی که جامعه ایران با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند، اینان میتوانند نقشی تعیینکننده در شکلدهی به گفتوگوی همگانی و جهتدهی آگاهانه به خواستههای مردم به خود گیرند.
هنرمندانی که قادرند رنجهای پنهان و آشکار انسان در جامعه را در قالب آثار خود بازتاب دهند و از احساساتی پراکنده درکی مشترک بسازند، روشنفکران که وظیفه دارند با تحلیل دقیق، پرهیز از شعارزدگی و تکیه بر دادهها و تجربههای تاریخی، به روشن ساختن ریشههای بحرانها و پیامدهای راههای گوناگون، یاری رسانند.
نخبگان اجتماعی و حرفهای میتوانند میان بدنه جامعه و میدان تصمیمگیری پل ارتباطی بسازند و از توانمندی ویژۀ خود برای ارائه راهحلهای کارآ بهره برند.
و با حفظ استقلال فکری، پایبندی به اخلاق حرفهای و توجه به منافع عمومی، در کنار جامعه بایستند و به تقویت آگاهی، همبستگی و گفتوگوی مدنی یاری رسانند.
این نقش نه رهبری سیاسی است و نه جانشینی مردم، بلکه همراهی آگاهانه با خواستههای روا، بایسته و شایستۀ آنان است.





نظرها
نظری وجود ندارد.