از ملکشاهی و آبدانان چه میدانیم؟
تراکم محرومیت اجباری، ناامیدی از آینده و انکار شدن طی سالهای طولانی شهرهای استان ایلام را به آتشفشانی از خشم بدل کرده است که منتظر فرمان شورش از بیرون نیستند.

تصویری از اعتراضات مردمی در شهر آبدانان استان ایلام ـ سهشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ ـ عکس از شبکههای اجتماعی
ملکشاهی و آبدانان در استان ایلام طی روزهای اخیر از کانونهای شورش و همینطور سرکوب خونین بودند. شامگاه ۱۶ دی ۱۴۰۴ چند تصویر و ویدئو از انفجار خشم عمومی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد معترضان فروشگاه زنجیرهای افق کوروش را اشغال کردهاند. پیشتر در ملکشاهی هم حکومت برای سرکوب دستکم چهار شهروند را کشت. «فوران خشم» در این جغرافیا را چگونه باید فهمید و چرا طی سالهای اخیر - از قیام ژن، ژیان، ئازادی به بعد- ایلام «رادیکال» شده است؟
این که «ایلام محروم» و احتمالا «غیرسیاسی»ترین منطقه در جغرافیای کردستان ایران است از پرتکرارترین گزارهها برای تحلیل وضعیت سیاسی و اجتماعی در استانی است که لرستان را به کردستان پیوند داده. بافت جمعیتی ایلام «یکدست» نیست؛ لکها، لرها و کردها در این جغرافیا به هم آمیختهاند. اغراق نیست اگر گفته شود تا پیش از اعلام موجودیت حزب حیات آزاد کردستان -پژاک- ایلام حتی جایگاهی در سیاستورزی و رسانه احزاب کردستانی نداشت.
مذهب شیعه و گویش غیر سورانی و همینطور جایگاه ایلام در جنگ ایران و عراق، این استان را حاشیهای در حاشیه تبدیل کرده بود. حکومت تلاش کرده بود در جغرافیای ایلام با «ریش سفید» و «سران ایل» به توافق برسد اما حاضر نبود از رنج مردمان آن بکاهد. برای اینکه تصویری روشنتر داشته باشید؛ در ایلام نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت در سن اشتغال کمی بزرگتر از ۳۳٬۲ درصد و در جایگاه ۳۱ استانی است. نسبت اشتغال در ایلام هم با ۲۹٬۸ درصد وضعیت فاجعهبار بیکاری در این استان را نشان میدهد.
خدمات با بیش از ۴۸ درصد بیشترین سهم را در بازار کار استان دارد. اشتغال صنعتی کمی بزرگتر از ۳۰ درصد است و ۲۱ درصد نیز در بخش کشاورزی فعالند. مرکز آمار نرخ بیکاری ایلام را در تابستان ۱۴۰۴، ۹,۹ درصد گزارش کرد که ۲٬۶ درصد از نرخ میانگین کشوری بزرگتر است.
نکته مهمتر اما نرخ بیکاری زنان و جوانان تحصیلکرده دانشگاهی در استان ایلام است که به روایت مسئولان دولتی برای زنان دانشآموخته تا ۷۴ درصد و جوانان دو برابر میانگین کشوری است. «ایلام بیدار» ۸ آبان ۱۴۰۴ نوشت: «نرخ بیکاری در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال همچنان چالشی جدی است. آمارهای رسمی نشان میدهد نرخ بیکاری این گروه سنی در ایلام حدود دو برابر میانگین کشوری است؛ موضوعی که نهتنها تبعات اقتصادی بلکه پیامدهای اجتماعی و فرهنگی گستردهای نیز دارد.»
در آخرین گزارش شاخص فلاکت ایران هم ایلام یکی از پنج استان با بالاترین نرخ است. گزارش پایش فقر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی جمعیت زیر خط فقر ایلام را ۳۲ درصد اعلام کرد. در این سال ایلام در رتبه هفدهمین استان محروم قرار داشت. یکسال بعد ایلام به رتبه نهم محرومترین استان سقوط میکند که بیانگر کاهش سطح رفاه و قدرت خرید در این استان است.
ملکشاهی: حاشیهنشینهای ایلام
شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در ایلام این استان را در شمار محرومترینها قرار داده است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در باره «دستمزد منطقهای» که سال ۱۴۰۱ منتشر شد نشان میدهد ۳۲٬۳ درصد جمعیت مزدبگیر در ایلام از مشاغل «کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری» کسب درآمد میکند. سهم مشاغل «تولید صنعتی» ۴٬۶ درصد و مشاغل «ساختمان» ۱۰٬۹ درصد گزارش شده است. «خرده فروشی و عمده فروشی» و «انبارداری و حمل و نقل» با ۷٬۸ درصد و ۶٬۸ درصد از دیگر منابع کسب درآمد شاغلان ایلام بودند که سهمی بیشتر از پنج درصد داشتند.
یک گزارش رسمی میگوید که یک پنجم جمعیت استان ایلام زیر پوشش نهادهای حمایتی چون کمیته امداد و سازمان بهزیستی قرار دارند. کمیته امداد گفته است ۱۱ درصد جمعیت این استان را تحت پوشش دارد. ۹ درصد دیگر هم باید از حمایتهای اندک سازمان بهزیستی برخوردار باشند.
سارا فلاحی، نماینده ایلام در مجلس شورای اسلامی ۲۲ آبان ۱۴۰۴ این وضعیت را «زیبنده» استانی که به گفته او «از منابع طبیعی برخوردار است»، ندانست و گفت که حداقل ۲۲۰۰ نفر در انتظار دریافت پذیرش از سوی نهادهای حمایتی هستند.
در این استان که از سال ۱۴۰۱ شاهد اعتراضهای گسترده و به نسبت همهگیر در برخی از شهرهای آن هستیم، «محرومیت» به صورت نابرابر توزیع شده است. ایلام در مرکز استان برخوردارترین منطقه است و ملکشاهی کم برخوردارترین.
نتایج یک پژوهش که سال ۱۳۹۵ در فصلنامه فرهنگی و اجتماعی ایلام با عنوان «سطح بندی شهرستان های استان ایلام از لحاظ شاخص های توسعه با استفاده از تکنیک فازی» منتشر شد، دسترسی شهرستانهای ایلام به خدمات عمومی و همچنین شاخصهای اقتصادی را «نابرابر» توصیف کرده است.
نویسندگان این مقاله جایگاه ملکشاهی را در شاخص دسترسی به خدمات بهداشت، فرهنگی، دسترسی به خدمات عمومی، کالبدی آخرین شهرستان ــ رتبه هشتم ـ و در شاخصهای اقتصادی هفتمین شهرستان استان برآورد کردند. این بررسی در پایان ملکشاهی را کمبرخوردارترین شهرستان استان ایلام معرفی کرد.
«محرومیت» ملکشاهی از سال ۱۳۸۸ که وزارت کشور با تبدیل آن به شهرستان موافقت کرد در بیان مقامهای دولتی مطرح شده است. در سال ۱۳۹۷ محمد سعیدی کیا در مقام رئیس بنیاد مستضعفان شهرستان ملکشاهی را «پنجمین» منطقه محروم معرفی کرد و گفت که این بنیاد توسعه این شهرستان را در دستور کار قرار داده است. ۲۰ بهمن ۱۴۰۲ فرمانده سپاه ایلام با تکرار اینکه ملکشاهی از محرومترین مناطق ایران است، گفت که سپاه هزار میلیارد ریال به محرومیتزدایی از این شهرستان اختصاص داده است. سوم آبان ۱۴۰۴ سارا فلاحی در مقام نماینده این منطقه در مجلس شورای اسلامی با تکرار محرومیت ملکشاهی، گفت ۸۶۰ میلیارد ریال به محرومیتزدایی از این منطقه تخصیص داده شده است.
بر اساس اعلام رئیس کمیته امداد، حداقل ۱۵ درصد جمعیت ملکشاهی از حمایت این نهاد خیریه حکومتی استفاده میکنند. رئیس بنیاد شهید ایلام هم گفته است که هشت هزار تن از ساکنان ملکشاهی «ایثارگر»، عنوانی که حکومت برای نظامیان یا داوطلبان حاضر در جنگ ایران و عراق به کار میبرد، هستند و از خدمات بنیاد شهید و امور ایثارگران استفاده میکنند.
بر اساس اعلام نهادهای دولتی جمعیت شهرستان ملکشاهی ۲۲ هزار نفر است. شبکه سلامت شهرستان ملکشاهی گفته است که طی سال ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴، یعنی یک دوره بیست ساله حداقل هشت هزار نفر از جمعیت این شهرستان به دلیل مهاجرت به قصد کار کاسته شده.
آبدانان: فرار از «بی آیندهگی»
آبدانان در مقایسه با ملکشاهی وضعیت بهتری دارد تا آنجا که در رتبه نخست «شاخصهای اقتصادی» استان و از شهرستانهای «برخوردار» این استان محروم است. با این حال در این «شهرستان برخوردار» هم بیکاری مساله همگانی است.
۲۳ آذر ۱۴۰۴، کمتر از یک ماه پیش از آغاز اعتراضها در ایران «ایلام بیدار» نامه ساکنان شهرستان آبدانان به سازمان مدیریت و برنامهریزی و استانداری ایلام را منتشر کرد که گفته بودند: «از جمعیت حدود ۷۰ هزار نفری شهرستان آبدانان، نزدیک به ۲۵ هزار نفر طی سالهای اخیر به دلیل بیکاری، رکود کشاورزی و نبود زیرساختهای پایدار اقتصادی ناچار به مهاجرت شدهاند».
نویسندگان مقاله «تمایل به مهاجرت (داخلی/ بینالمللی) در میان جوانان و عوامل پشتیبان جمعیتی و اجتماعی آن (مورد مطالعه شهرستان آبدانان)» که در نامه انجمن جمعیت شناسی منتشر شده است هم گفتهاند در بررسی میدانی به این نتیجه رسیدهاند تنها «۸٬۹ درصد جامعه نمونه آماری طی در سال ۱۴۰۲ به مهاجرت فکر نکردهاند در حالیکه ۲۲ درصد پاسخگویان برای مهاجرت درون استانی، ۵۲٬۶ درصد بین استانی و ۱۶٬۵ درصد خارج از کشور ابراز تمایل کردهاند.
این مقاله با بررسی سرشماری دورههای مختلف نرخ مهاجرفرستی آبدانان را ۳۸٬۰۵ در هزار نفر برآورد کرده و گفته است که بسیاری از روستاهای این شهرستان خالی از سکنه شدهاند.
پاسخگویان به پرسشهای این پژوهش که از گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال بودند جستجوی کار را اصلیترین دلیل تمایل به مهاجرت خود عنوان کردند. ۴۵٬۳ درصد گفتند برای یافتن شغل و ۸٬۹ درصد جستجوی شغل بهتر میخواهند مهاجرت کنند: یعنی بیش از نیمی از جوانان آبدانان یا بیکار بودند یا از شغل خود ناراضی. سخنان فرماندار آبدانان در مهر ۱۴۰۴ که گفته بود نیمی از جوانان این شهرستان بیکارند این گزاره را تایید میکند.
کمبود امکانات آموزشی، تفریحی و بهداشتی برای ۱۶٬۸ درصد و آینده نامشخص برای ۱۴ درصد جامعه آماری دلیل تمایل به مهاجرت بود.
آبدانان در ۱۴۰۱ هم شاهد اعتراض گسترده و همچنین همبستگی مردمی قوی بود؛ تجمع در برابر ساختمان دادگستری برای آزادی بازداشتشدگان و استقبال از سونیا شریفی، دانشآموزی که در اعتراضها به قتل ژینا امنیتی بازداشت شده، دو نمونه از این همبستگی در آبدانان است.
رنج مردمانِ فراموش شده
در جغرافیای ملکشاهی بافت جمعیتی همچنان «ایلیاتی» است. ایل ملکشاهی در تاریخ ایران به تن ندادن به ستم شهره است. شورش در برابر رضا خان به سال ۱۳۰۸ در حافظه جمعی ملکشاهیها ماندگار است. نام و تصویر جنگجویان آن سال و مبارزههای پیشین در دوره قاجار و صفویان با احترام در یاد نسلهای بعد مانده است. برای برخی از آن مبارزان سردیس ساختهاند. ایل ملکشاهی در جنگ ایران و عراق هم حضور داشته است. به روایت مسئولان بنیاد شهید هشت هزار تن از جمعیت ۲۵ هزار نفری ملکشاهی «ایثارگر»ند؛ به این معنا که حداقل یک سوم جمعیت ملکشاهی در جنگ ایران و عراق مجروح شدهاند.
این «ایثارگری» در حکومت جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده است؛ نه تنها برای ملکشاهی که در کل استان ایلام به عنوان یکی از مناطقی که در جنگ ایران و عراق آسیب زیادی دید. جمهوری اسلامی ایران از واقعه ۲۳ بهمن ۱۳۶۵ که عراق هنگام مسابقه فوتبال میان جوانان ایلام و چوار، زمین فوتبال را بمباران کرد یک فیلم مستند به نام مستطیل قرمز ساخته است. علاوه بر هر سال نیز یک هفته از مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران به یاد «شهدای چوار» نامگذاری میشود. پاداش این «مقاومت» که در زبان و ادبیات مقامهای حکومتی بارها از آن یاد میشود برای ایلامیها محرومیت مضاعف بوده است؛ چیزی شبیه به خرمشهر که هنوز زخمهای جنگ و جای خمپاره و گلوله بر دیوارهای آن دیده میشود.
انکار شدن از سوی حکومت و نادیده شدن رنج و ستم مضاعف از سوی جریانهای سیاسی و اجتماعی در سالهای قبل ایلام را به آتشفشانی خاموش و آماده انفجار تبدیل کرد که چشم انتظار رسیدن «رهبر» از بیرون نبود. چشم به فرمان این گروه و آن حزب هم نداشت چرا که به دلیل ترکیب جمعیتی و بافتار اجتماعی آنقدر به هم همبسته بود و است که میتواند با ایستادن در برابر ساختمان دادگستری و زندان برای چند شبانهروز فرزندان بازداشت شده خود را آزاد کند و بر دوش مردم به خانه بازگرداند، همانطور که توانسته بود علیه پادشاهان بشورد و تا پای جان مقاومت کند.
در فرهنگ «ایلیاتی» که تلاش شده است مذموم و عقبمانده توصیف شود آموختنیهای زیادی وجود دارد؛ یکی همین ایستادن در کنار یکدیگر و تن ندادن به ظلم، دادخواهی خونهای به ناحق ریخته شده و راندن هر آنکس که به مردمان خود خیانت میکند. این است که آن رنج و ستم را به شورش و مقاومت تبدیل کرده و ملکشاهی، آبدانان، مورموری و ایلام را به جغرافیای خشم و مقاومت.





نظرها
نظری وجود ندارد.