خیزش در ایران، مسئله اتاقهای فکر استراتژیک در آمریکا
در همه جا «اندیشکده»های تعیین سیاست و استراتژی فعال شدهاند تا دریابند وضعیت در ایران به کجا میرود و در قبال آن چه باید کرد. نگاه به دو نوشته از دو کانون سیاستگزاری در ایالات متحده: «شورای آتلانتیک» و «شورای روابط خارجی»

ترامپ در حال سخنرانی درباره حمله ایران به پایگاههای آمریکا در عراق، هشتم ژانویه ــ Win McNamee/Getty Images/AFP
در روزهای اخیر تحلیلها در رسانههای بینالمللی در مورد وضعیت در ایران بیشتر به سمت بررسی امکان دخالت نظام آمریکا رفتهاند. نیویورک تایمز در در تاریخ ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ (۲۰ دی ۱۴۰۴) گزارشی منتشر کرده که در آن میتوان خلاصه خبرها در این باره را خواند.
مقاله میگوید که مشاوران نظامی گزینههای مختلفی را به ترامپ ارائه کردهاند که شامل حملات هوایی گسترده علیه تأسیسات نظامی و پایگاههایی خاص در تهران میشود.
به نوشته نیویورک تایمز مقامات واشنگتن میگویند که این برنامهریزی در حال حاضر جنبه «معمول و طبق روال» دارد و هنوز هیچ تصمیم نهایی برای حمله گرفته نشده است. همچنین گفته شده که هنوز اجماعی در واشنگتن بر سر این اقدام وجود ندارد و نیروهای نظامی یا تجهیزات جدیدی جابهجا نشدهاند.
وضع در ایران از چه قرار است و اگر آمریکا دخالت کند چه پیش خواهد آمد.
در همه جا «اندیشکده»های تعیین سیاست و استراتژی فعال شدهاند تا دریابند وضعیت در ایران به کجا میرود و در قبال آن چه باید کرد. نگاه به دو نوشته از دو کانون سیاستگزاری در ایالات متحده:
شورای آتلانتیک: تلاش برای فهم موج جدید اعتراضات در ایران
شورای آتلانتیک (Atlantic Council) یک «اندیشکده» (think tank) آمریکایی مستقر در واشنگتن است است که خود را متعهد به «آتلانتیکمحوری» معرفی میکند که منظور از آن تحکیم پیوند میان آمریکای شمالی و اروپا برای پاسخگویی هماهنگ «غرب» به مسائل جهانی است. در وبسایت این «اتاق فکر» مقالهای منتشر شده به قلم نیت اسوانسن (Nate Swanson) با عنوان «آنچه باید درباره موج جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بدانیم». اسوانسن مسئول «پروژه استراتژی ایران» در شورای آتلانتیک است.
مقاله با اشاره به اینکه موج جدیدی از اعتراضات ضدحکومتی ایران را فرا گرفته است، میگوید که تحلیلگران معتقدند رژیم اسلامی اکنون در ضعیفترین حالت خود در نزدیک به نیمقرن گذشته قرار دارد و تداوم این وضعیت ناپایدار است: شهرهای مختلف ایران شاهد حضور مردمی است که خشمگین از بحرانهای عمیق اقتصادی، بار دیگر به خیابانها آمدهاند. این اعتراضات که یادآور خیزش «زن، زندگی، آزادی» و جنبش سبز است، اینبار با ترکیبی از تورم بیسابقه، بحران آب، و اعتراف صریح رئیسجمهوری، مسعود پزشکیان، به ناتوانی دولت در تأمین نیازهای مردم، شتاب گرفته است.
نیت اسوانسن هم این برداشت را دارد که اگرچه جرقه اولیه اعتراضات مسائل معیشتی بود، اما خصلت آن به سرعت سیاسی شد. این ناآرامیها پس از مجموعهای از شکستهای استراتژیک برای جمهوری اسلامی رخ میدهد، از جمله سقوط رژیم اسد در سوریه (دسامبر ۲۰۲۴) و ضربات سنگین به نیروهای نیابتی تهران در منطقه.
مقاله میگوید که موضعگیری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در تاریخ ۲ ژانویه ۲۰۲۶ بر آتش وقایع دمیده است. پیشنهاد او برای حمایت از معترضان در صورت سرکوب، که پس از اقدامات اخیر وی در ونزوئلا جدیتر تلقی میشود، ممکن است تردید برخی از اقشار خاکستری برای پیوستن به اعتراضات را کاهش دهد.
نیت اسوانسن، مدیر پروژه استراتژی ایران در شورای آتلانتیک، معتقد است که برای پیشبینی سرنوشت این خیزش، باید سه شاخص حیاتی را زیر نظر داشت:
۱. حجم اعتراضات در تهران
در حالی که اعتراضات کنونی گستره جغرافیایی وسیعی دارد، هنوز جمعیتی میلیونی مانند سال ۱۳۸۸ در خیابانهای تهران دیده نشده است. تاریخ نشان داده است که بدون حضور گسترده و پایدار مردم در پایتخت، سرنگونی یا تغییرات بنیادین دشوار خواهد بود.
۲. وحدت اپوزیسیون و مسئله جایگزین
فقدان یک رهبر واحد یا جایگزین مشخص، همچنان پاشنه آشیل اعتراضات است. اگرچه نام رضا پهلوی در برخی شعارها شنیده میشود و او در میان بخشهایی از جامعه شناخته شده است، اما اختلافات در میان اپوزیسیون خارج از کشور همچنان مانع از شکلگیری یک ائتلاف قدرتمند شده است. با این حال، یک همگرایی در فضای مجازی دیده میشود.
۳. شکاف در بدنه حاکمیت
جمهوری اسلامی تاکنون توانسته وحدت درونی نیروهای خود را حفظ کند. برخلاف بشار اسد که به روسیه پناه برد، بسیاری از مقامات میانرده امنیتی ایران پناهگاه امنی در خارج ندارند و این مسئله هزینه ریزش را برای آنها بالا میبرد. با این حال، فشارهای بینالمللی و مستندسازی جنایات میتواند محاسبات آنها را تغییر دهد.
مقاله وبسایت شورای آتلانتیک در نهایت میگوید هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که آیا این اعتراضات به سقوط جمهوری اسلامی منجر خواهد شد یا خیر. اما آنچه مسلم است، پیام روشن خیابانهای ایران به جهان است: وضعیت موجود قابل تداوم نیست.
ترامپ و دکترین «حمایت مرگبار»
«شورای روابط خارجی» (CFR) یک اندیشکده قدیمی آمریکایی است که متخصص در سیاست خارجی آمریکا و روابط بینالملل است. کار معمول این مؤسسه تحلیل امور بینالملل و توصیه برای سیاستگزاران آمریکایی در مسائل جهانی است. مؤسسه به عنوان یک منبع برای رهبران دولتی، تجاری و رسانهای برای درک چالشهای جهانی عمل میکند و بر اهمیت ثبات بینالمللی و منافع ملی آمریکا تأکید دارد. موضع آن را معمولا «لیبرال» میخوانند. مجله مشهور فارین افرز (Foreign Affairs) از نشریات این مؤسسه است.
ری تکیه (Ray Takeyh) که در خانوادهای آشوری در تهران متولد شده و اکنون محقق ارشد در «شورای روابط خارجی» است، مقالهای در وبسایت این مؤسسه منتشر کرده با عنوان «واکاوی اعتراضات ایران و تهدیدهای ترامپ».
مقاله میگوید که همزمانیِ ضعف بیسابقه جمهوری اسلامی با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، سناریویی پیشبینیناپذیر را رقم زده است. از دید ری تکیه در این مقاله اعتراضاتی که از دسامبر ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۴) ایران را فراگرفته، اگرچه در ابتدا با جرقههای اقتصادی آغاز شد، اما به سرعت به یک چالش وجودی برای نظام تبدیل شد. در این وضعیت، برخلاف اعتراضات سالهای پیشین این بار «عامل خارجی» یعنی ایالات متحده، نقشی متفاوت و صریحتر ایفا میکند.
توجه مقاله ری تکیه متمرکز است بر بیانیه جنجالی دونالد ترامپ در دوم ژانویه ۲۰۲۶ که در آن با عبور از حمایت لفظی صرف، تهدید کرده است که در صورت سرکوب خونین معترضان، «چتر حمایتی مرگبار» (Lethal Protection) برای آنان فراهم خواهد کرد.
به نظر ری تکیه این موضعگیری، همچون شمشیری دو لبه است:
۱. از یک سو، ممکن است معترضانِ مردد را که از سرکوب میهراسیدند، به خیابانها بکشاند و موازنه وحشت را به نفع مردم تغییر دهد.
۲. از سوی دیگر، بهانه همیشگی جمهوری اسلامی برای سرکوب تحت عنوان «مقابله با توطئه خارجی» را تقویت میکند و ممکن است به نظامی شدن کامل فضای اعتراضات منجر شود.
مقاله منتشر شده در سایت «شورای روابط خارجی» خاطرنشان میکند که تهدیدهای ترامپ در زمانی مطرح میشود که تهران فاقد «عمق استراتژیک» سابق خود است. با سقوط متحدان منطقهای ایران (اشاره به تحولات سوریه در اواخر ۲۰۲۴) و بحران اقتصادی داخلی، جمهوری اسلامی برای نخستین بار در حال جنگیدن در دو جبهه است: یکی در مرزهای خود و دیگری در قلب شهرهایش. در دورههای پیشین (مانند ۲۰۰۹ یا ۲۰۱۹)، واشینگتن یا سکوت میکرد یا به تحریمهای اقتصادی بسنده مینمود. اما در سال ۲۰۲۶، دولت ترامپ به نظر میرسد مایل است از «کارت ایران» برای یک پیروزی بزرگ در سیاست خارجی استفاده کند.
به نظر ری تکیه وضعیت کنونی ناپایدار است. اگر تهدیدهای ترامپ عملی شود، بحران ایران میتواند از یک «ناآرامی داخلی» به یک «بحران بینالمللی» تمامعیار تبدیل شود. برای معترضان ایرانی، این وضعیت هم امیدبخش و هم دلهرهآور است؛ چرا که آنها اکنون خود را در مرکز طوفانی میبینند که یک سوی آن خشم انباشته داخلی و سوی دیگر آن سیاست تهاجمی کاخ سفید است.





نظرها
نظری وجود ندارد.