شورش نان و فراتر از آن
آیا مسائل معیشتی ریشه موج تازه اعتصاب و اعتراض در ایران است؟ تحلیلهای منتشرشده در Iran Analytica و یورونیوز نشان میدهند که جامعه با سرعتی کمسابقه از مطالبات اقتصادی به نقدی رادیکال از کل ساختار قدرت رسیده است؛ جایی که بحران معیشت با بحران مشروعیت گره خورده و ائتلافی نانوشته میان طبقه متوسط و فرودستان شکل گرفته است. در چنین وضعیتی، نه وعدههای اصلاحی کارساز است و نه سرکوب میتواند این خیزش را به عقب برگرداند..

مردم آبادان با شعار «ایرانی داد بزن، حقت رو فریاد بزن!» به اعتراضات سراسری پیوستند ـ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ ـ عکس از ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی
ویژگی این دور از اعتراضات
«چرا این دور از اعتراضات در ایران اهمیت دارد؟». این عنوان مقالهای است در سایت Iran Analytca به قلم حمیدرضا عزیزی، محقق در بنیاد دانش و سیاست در برلین (Stiftung Wissenschaft und Politik).
مقاله میگوید که دور جدید اعتراضات در ایران که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۸ دی ۱۴۰۴) و در واکنش به بحران عمیق اقتصادی شعلهور شد، از چند جهت با خیزشهای گذشته تفاوت بنیادین دارد و حامل پیامهای هشدارآمیزی برای حاکمیت است.
جرقه اعتراضات کنونی معیشت است، برخلاف اعتراضات سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) که با محوریت آزادیهای اجتماعی و حجاب پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس ارشاد آغاز شد. اکنون در کشور با تورم نزدیک به ۵۰ درصد و سقوط بیسابقه ارزش ریال، سفره مردم کوچکتر از همیشه شده است.
به نظر حمیدرضا عزیزی، اهمیت این دور از جنبش در ایران است که معترضان با سرعتی باورنکردنی، شعارهای اقتصادی را به شعارهای سیاسی رادیکال تغییر دادهاند. این سرعتِ تغییر نشان میدهد که جامعه ایران دیگر مرزی میان "سوءمدیریت اقتصادی" و "ماهیت سیاسی نظام" قائل نیست و کل ساختار را مسئول فقر و فساد میداند.
دولت مسعود پزشکیان با وعده بهبود اوضاع روی کار آمد. وعدههای او متحقق نشده و شعارهایی که مردم اکنون در خیابان سرمیدهند، نشانه ناامیدی از امکان اصلاح امور است. به نظر حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل ایران، وقتی مردمی که برای نان به خیابان میآیند، علیه کلیت نظام و شخص رهبر شعار میدهند، به این معناست که «فرصت آزمون و خطا» برای دولت تمام شده و جامعه به دنبال تغییرات ساختاری است.
اعتراضها تنها محدود به تهران یا شهرهای بزرگ نیستند، و به شهرهای کوچک و مناطقی که پیشتر پایگاه سنتی حکومت محسوب میشدند نیز سرایت کردهاند. بنابر برداشت حمیدرضا عزیزی، شروع حرکت از بازاریان تهران ـ که به طور سنتی محافظهکارترند ـ و پیوستن فرودستان به آن نشاندهنده یک ائتلاف نانوشته میان طبقه متوسط شهری و طبقه فرودست اقتصادی است. این ائتلاف، همان چیزی است که دستگاههای امنیتی همواره از شکلگیری آن هراس داشتهاند.
توده به حرکت درآمده و از «آستانه ترس» عبور کرده است. مقاله مورد بررسی میگوید که شعارها صریحتر شده و حمایت آشکار برخی معترضان از بازگشت نظام پادشاهی و رضا پهلوی نشاندهنده جستوجوی مردم برای یافتن یک آلترناتیو مشخص در برابر نظام جمهوری اسلامی است.
مقاله «چرا این دور از اعتراضات در ایران اهمیت دارد؟» در مجموع میخواهد بگوید که این دور از اعتراضات صرفاً یک واکنش هیجانی به گرانی نیست؛ بلکه نشاندهنده انباشت خشم تاریخی و رسیدن جامعه به نقطهای است که در آن «بحران کارآمدی» و «بحران مشروعیت» به هم رسیدهاند. نه وعده دادن این بحران را فرو میخواباند، نه سرکوب.
مسیر دشوار مصالحه
آلن شاندلیه (Alain Chandelier)، روزنامهنگار شاغل در یورونیوز است و در بررسی مسائل ایران تخصص دارد. او در مقاله تازهای با عنوان «فراتر از "شورش نان": معترضان ایرانی و مسیر دشوار مصالحه» که در وبسایت یورونیوز منتشر شده، ویژگیهای اعتراضات جاری در ایران را بررسی کرده است.
به نظر شاندلیه برخلاف تحلیلهایی که اعتراضات را گونهای «شورش نان» و کلاً اعتراض به گرانی مواد غذایی مینامند، آنچه در بطن جامعه ایران در جریان است، جنبشی عمیقتر، ساختاریافتهتر و پیچیدهتر است که عبور از آن برای هر دو طرف، یعنی هم مردم هم حکومت دشوار خواهد بود.
مقاله یورونیوز میگوید، اگرچه افزایش قیمتها جرقه اولیه حضور مردم در خیابانها بود، اما تقلیل این خیزش به مطالبات صرفاً اقتصادی، نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است: شعارها و تاکتیکهای معترضان نشاندهنده عبور از مرحله «واکنش هیجانی» به مرحله «کنش هدفمند» است. بر خلاف آنچه مقامات رژیم میگویند، اعتراضات، «اغتشاشات» پراکنده نیستند. در آنها سطحی از سازماندهی و اراده به چشم میخورد که در دورههای مشابه کمتر دیده میشده است. اینترنت قطع شده، اما نوعی ارتباط میان معترضان برقرار است که همچنان عمل میکند.
مسیر مصالحه دشوار است. آلن شاندلیه معتقد است که فضای سیاسی ایران به نقطه «بازی با حاصلجمع صفر» نزدیک شده است. از یک سو، حاکمیت هرگونه عقبنشینی یا پذیرش مطالبات را به معنای آغاز فروپاشی خود میداند و به جای راهحل سیاسی، بر راهکار امنیتی پافشاری میکند. از سوی دیگر، معترضان که اعتماد خود را به وعدههای اصلاحی از دست دادهاند، به چیزی کمتر از تغییرات بنیادین راضی نمیشوند.






نظرها
نظری وجود ندارد.