ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

آزمونِ گذار (۱)

در میانه‌ی اعتراض‌ها، «روزِ صفر» را همین امروز بنویسیم

پویان اصلانی ـ در میانه‌ی اعتراض‌ها، مسئله فقط «چه کسی» نیست، بلکه «چگونه» است. این یادداشت نخست از مجموعه‌ی «آزمونِ گذار» می‌کوشد بحث آینده‌ی ایران را از سطح شعار و چهره‌ها به سطح قواعد مهار قدرت بکشاند: از معنای «روز صفر» و خطر قدرتِ بی‌مهار، تا طرح یک دولت انتقالی چهارقطعه‌ای با یک شرط غیرقابل‌مذاکره ـ برابری واقعی زنان و مردان به‌عنوان معیار مشروعیت. متنی برای فکر کردن پیش از آن‌که اضطرار، جای سیاست را بگیرد.

دولت انتقالی اگر «چهار قطعه» نداشته باشد، یا می‌ترکد یا دائمی می‌شود ـ و شرط مشروعیت: ۵۰٪ زنان

ایران در چند روز گذشته وارد موج تازه‌ای از اعتراض‌ها شده؛ هم خیابان ملتهب است، هم بازار و دانشگاه درگیرند، هم قطع و اختلال اینترنت دوباره به ابزار مدیریت بحران تبدیل شده است. در پس‌زمینه هم بحران معیشت و تصمیم‌های اقتصادی پرهزینه ـ مثل اصلاحات یارانه‌ای و جهش قیمت کالاهای ضروری ـ به خیابان سوخت می‌رساند.

این متن نخستین بخش از مجموعه‌ی «آزمونِ گذار» است: تلاشی برای اینکه بحث آینده ایران از سطح شعار به سطح قواعد مهار قدرت برسد. فرضِ ما ساده است: اگر فردا خلأ قدرت رخ دهد، جامعه نباید بین «هرج‌ومرج» و «اقتدارگراییِ اضطراری» انتخاب کند. برای همین یک پیشنهاد حداقلی روی میز می‌گذاریم: «پیمان روز صفر» با چهار قطعه (اجرایی، نظارت/نمایندگی، داوری، تقویم). و یک شرطِ غیرقابل‌مذاکره: نسبت زنان در نهادهای اصلی گذار باید ۵۰٪ باشد ـ نه به عنوان تزئین، بلکه به عنوان ترمزِ ضدسلطه و معیار مشروعیت؛ چیزی که در ادبیات جهانیِ برابری سیاسی نیز به‌صراحت به عنوان هدف ۵۰/۵۰ پیگیری می‌شود.

و یک نکته‌ی ژورنالیستیِ لازم: اعدادِ کشته‌ها و بازداشت‌ها در گزارش‌های مختلف متفاوت است و با این سطح از محدودیت ارتباطی همیشه تأیید مستقل همه‌ی جزئیات ممکن نیست؛ اما جهت کلی خبر روشن است: وضعیت «عادی» نیست.

پهلوی؟ مسئله‌ی این متن «چهره» نیست، «قاعده» است

اسمِ رضا پهلوی امروز در خبرها پررنگ است و حتی در تحلیلِ شعارهای شش روز نخستِ اعتراض‌ها سهم مشخصی دارد. اما مسئله‌ی این یادداشت «پهلوی/ضدپهلوی» نیست. مسئله این است: هر کسی ـ از رضا پهلوی تا هر چهره و جریان دیگر ـ اگر می‌خواهد برای فردای ایران نقش مطالبه کند، باید پیشاپیش زیرِ یک حداقلِ ضدسلطه امضا بدهد: دولت انتقالیِ چهارقطعه‌ای، ممنوعیت تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر، تقویمِ غیرقابل کش‌آمدن، و ۵۰٪ حضور زنان در نهادهای اصلی. اگر کسی این ترمزها را نمی‌پذیرد، مسئله‌اش «گذار» نیست؛ مسئله‌اش اختیارِ بی‌مهار است.

روزِ صفر یعنی «خلأ تصمیم»

روزِ صفر الزاماً فردای سقوط نیست. روزِ صفر لحظه‌ای است که دولت مرکزی از اداره‌ی مؤثر می‌افتد: شکاف در فرماندهی، اعتصاب‌های فراگیر، اختلال جدی خدمات، یا بحران مالی و مدیریتی. همین حالا هم گزارش‌ها نشان می‌دهد اعتراض‌ها از بازار و دانشگاه گذشته و حکومت هم‌زمان «گفت‌وگو» را مطرح می‌کند اما ابزار کنترل را هم تشدید می‌کند. در چنین لحظه‌ای یک جمله‌ی خطرناک سریع جا می‌افتد:

الان وقت قاعده نیست؛ اول باید کشور را جمع‌وجور کرد.

این جمله اگر بی‌قید پذیرفته شود، «اضطرار» را به مجوزِ قدرت نامحدود تبدیل می‌کند. و قدرت نامحدود ـ در زبان جمهوری‌خواهی ـ یعنی امکان دخالت خودسرانه در زندگی مردم؛ یعنی ضدِ آزادی. برای صورت‌بندی نظریِ این ایده، مفهوم domination / سلطه مفید است؛ و برای روایت بومی‌ترش، می‌توانید به مانیفست دوم: آزادی به‌مثابه رهایی از سلطه در پروژه‌ی خودم نگاه کنید. پس یک کار «جدی و فوری» برای اپوزیسیون و جامعه مدنی این است:
به جای بحث بی‌پایان درباره‌ی اسم‌ها، روی قواعد مهار قدرت توافق حداقلی بسازند.

پیشنهاد: «پیمانِ روزِ صفر»

این متن قانون اساسی نیست؛ «حداقلِ قابل امضا» است. نامش را می‌گذارم پیمان روز صفر: یعنی دولت انتقالی فقط وقتی واقعی است که گذار را به یک معماری چهارقطعه‌ای تبدیل کنیم، نه یک کابینه‌ی تنها:

  1. هسته‌ی اجرایی برای اداره‌ی روزمره
  2. هسته‌ی نظارت/نمایندگی موقت برای کنترل اجرایی
  3. مرجع داوری مستقل برای حل اختلاف‌ها
  4. تقویم انتقالِ پایان‌دار برای جلوگیری از وقت‌کشی

اگر یکی حذف شود، نتیجه قابل پیش‌بینی است:

بدون هسته‌ی اجرایی، خدمات می‌خوابد؛ بدون نظارت، دولت بی‌پاسخ‌گو می‌شود؛ بدون داوری، اختلاف‌ها امنیتی می‌شود؛ بدون تقویم، «موقت» دائمی می‌شود. حالا هر قطعه ـ کوتاه و اجرایی

۱) اجرایی: «دولتِ خدمات»

هسته اجرایی یعنی نگه‌داشتن ستون‌های زندگی: آب، برق، سوخت، درمان، نان، حمل‌ونقل.

اما همین‌جا باید خط قرمز نوشت:

  • تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر ممنوع (قراردادهای کلان منابع، بدهی‌های سنگین، واگذاری‌های غیرقابل بازگشت)
  • انتصاب‌های دائمی ممنوع (فضا، رسانه عمومی، نهادهای نظارتی)
  • امنیتی‌کردن سیاست ممنوع (حق اعتراض و بیان قربانی «مدیریت بحران» نشود)

و شرط مشروعیت: ترکیب ۵۰/۵۰ زنان و مردان در هسته اجرایی ـ نه «حداقل»، نه «بعداً».

این قطعه را همین امروز چطور می‌شود جلو برد؟

نه با اعلام کابینه‌های خیالی؛ با یک سند کم‌هزینه و پراثر: «دفترچه ۷۲ ساعت اول» (اولویت خدمات + فهرست ممنوعیت‌ها) که متخصصان داخل و خارج می‌توانند روی آن کار کنند.

۲) نظارت: «پارلمانِ»

در شرایطی که اعتراض‌ها شبکه‌ای و پراکنده‌اند و از بازار تا دانشگاه را درگیر کرده‌اند، خلأ نمایندگی خطرناک است. گزارش رویترز از پیوستن دانشگاه‌ها به اعتراض‌ها دقیقاً همین را نشان می‌دهد: حرکت اجتماعی چندلایه است، اما «اتاق تصمیم» آماده نیست.

پس قطعه دوم باید یک نهاد نظارت/نمایندگی موقت باشد که بتواند:

  • به دولت رأی اعتماد بدهد/ در تخلف جدی سلب اعتماد کند
  • بودجه‌ی موقت را تصویب و خرج‌کرد را کنترل کند
  • کمیسیون مستقل انتخابات/مجلس مؤسسان را بسازد و نظارت کند
  • جلسات علنی پرسش‌وپاسخ برگزار کند

این همان روحِ مهار قدرت است: چیزی شبیه منطق checks and balances / مهار متقابل.

ترکیب پیشنهادیِ حداقلی (برای ایرانِ چندصدا):

نیمی نمایندگی استان‌ها/مناطق، نیمی نمایندگی جامعه مدنی و صنوف (معلمان، پرستاران، کارگران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، شبکه‌های زنان…).

و باز هم شرط مشروعیت: ۵۰٪ کرسی‌ها برای زنان.

الان چه؟

به جای جنگ بر سر اسامی، یک صفحه «معیارهای نمایندگی» منتشر کنید: شفافیت مالی، سابقه‌ی واقعی مدنی/صنفی، تعهد به حقوق پایه، و پذیرش قاعده‌ی ۵۰/۵۰. بعد نام‌ها را با معیار بسنجید، نه با هیجان.

۳) داوری: «هیئتِ ۹ نفره»

این بخش را شفاف می‌گویم، چون اگر داور نباشد، گذار یا فلج می‌شود یا امنیتی.

اصل: دولت اجرایی نباید داور بازی باشد.

پیشنهاد اجرایی: یک «هیئت داوری گذار» با ۹ عضو (عدد فرد برای جلوگیری از بن‌بست)، با ترکیب چندمنبعی ـ تا هیچ جریان نتواند داوری را مصادره کند:

ترکیب ۹ نفره از کجا می‌آید؟

  • ۳ نفر از جامعه مدنی: نمایندگانِ شبکه‌های زنان، تشکل‌های صنفی (کارگری/معلمان/پرستاران)، و نهادهای حقوقی-مدنی (مثل انجمن‌های حقوق بشر/روزنامه‌نگاری)
  • ۳ نفر از جامعه حقوقی و دانشگاهی: یک وکیلِ معرفی‌شده از نهادهای حرفه‌ای، یک حقوقدان/استاد حقوق عمومی، و یک قاضی یا حقوقدانِ شناخته‌شده با سابقه‌ی استقلال
  • ۳ نفر از استان‌ها/مناطق: معرفی‌شده از سازوکار نمایندگی استانی/منطقه‌ایِ دوره انتقال (همان قطعه دوم)

چگونه انتخاب می‌شوند تا «پاسخ‌گو» بمانند؟

  • هر سه بلوک، نامزدهای خود را علنی معرفی می‌کنند (با رزومه و تعارض منافع).
  • تأیید نهایی با رأی فوق‌العاده در «پارلمان گذار» انجام می‌شود (مثلاً دو‌سوم) تا یک اکثریت ساده نتواند داور را قبضه کند.
  • اعضای هیئت داوری در دوره گذار و یک بازه مشخص بعد از آن، حق گرفتن پست اجرایی/امنیتی یا استفاده انتخاباتی از موقعیت داوری را ندارند (برای جلوگیری از تبدیل داوری به سکوی قدرت).

نسبت زنان؟

برای ۹ نفر، «۵۰٪ دقیق» ریاضی نیست؛ پس معیار عملی این است:
حداقل ۵ نفر از ۹ نفر زن (یعنی ۵۰٪ به بالا).
این خط قرمز باید از پیش نوشته شود، نه به «حسن نیت» واگذار شود.

اختیار هیئت داوری چه‌قدر است؟

فقط این‌ها ـ نه بیشتر:

  1. حل اختلاف بین نهادهای گذار
  2. حفاظت از «حقوق پایه گذار»
  3. کنترل اختیارات اضطراری
  4. جلوگیری از تمدید خودسرانه دوره انتقال
  5. توقف تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر تا نهاد منتخب تصمیم بگیرد

دو ابزار حقوقی هم باید وارد زبان عمومی شود:

  • بازبینی قضایی: تصمیم قدرت باید قابل اعتراض و قابل بررسی باشد.
  • بند غروب: اختیار اضطراری باید تاریخ انقضا داشته باشد و خودبه‌خود تمام شود.

و نکته‌ی آخر:

در کشوری که حتی در دل اعتراض‌ها، حکومت به قطع اینترنت متوسل می‌شود، «داوری علنی و مستدل» یک تجمل نیست؛ یک ضرورت ضدسلطه است.

۴) تقویم: «گذار باید پایان داشته باشد»

بدون تقویم، هر دولت موقتی می‌تواند با یک کلمه همه‌چیز را عقب بیندازد: «فعلاً». و «فعلاً» می‌شود عادتِ حکومت‌داری. یک چارچوب حداقلیِ قابل بحث (اما اصلش غیرقابل حذف است):

  • ۷۲ ساعت اول: منشور حقوق پایه گذار
  • ۳۰ روز: شکل‌گیری پارلمان گذار + هیئت داوری
  • ۹۰ روز: آیین‌نامه انتخابات مجلس مؤسسان + کمیسیون مستقل انتخابات
  • ۶ ماه: انتخابات مجلس مؤسسان
  • ۱۲ ماه: همه‌پرسی قانون اساسی + انتخابات نهادهای دائمی

منشور حقوق پایه باید روی مرجع مشترک و جهان‌شمول بایستد:

حقوق بشر: «سپر شهروند» نه «چماق محکومیت»

در روزهای اعتراض، حقوق بشر غالباً به زبان محکومیت تقلیل پیدا می‌کند. محکومیت لازم است، اما کافی نیست. حقوق باید به «قاعده‌ی روز صفر» تبدیل شود: یعنی حتی محبوب‌ترین دولتِ موقت هم نتواند خودسرانه دخالت کند. اگر بخواهید این مسیر را در قالب یک پروژه‌ی قابل پیگیری ببینید، نقطه شروع خوبش همان صفحه‌ی ۱۰ مانیفست ژن، ژیان، آزادی است؛ به‌خصوص جاهایی که از «هنجار تا نهادسازی» حرف می‌زند ـ مثل مانیفست پنجم: ساختارهای دموکراسی مشارکتی.

سه کار فوری، همین هفته

اگر قرار است این متن «پیشنهاد» بماند، نه «ادبیات»، باید به اقدام ختم شود:

  1. پیمان روز صفر (نسخه ۱) را علنی کنید: چهار قطعه + ممنوعیت تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر + قاعده‌ی ۵۰٪ زنان.
  2. نقد بندبه‌بند را جایگزین دعوای کلی کنید: هر کس مخالف است، دقیق بگوید کدام بند را چرا رد می‌کند و جایگزینش چیست.
  3. امضا یا جایگزین: هر چهره/جریانی ـ از پهلوی تا هر مدعی دیگر ـ یا این ترمزها را می‌پذیرد، یا صریح می‌گوید کدام ترمز را برنمی‌تابد.

جمع‌بندی

در روزهایی که اعتراض‌ها، بازار، دانشگاه و اینترنت هم‌زمان خبر می‌شوند، «بدیل» دیگر با شعار ساخته نمی‌شود. بدیل یعنی قواعدی که اجازه ندهد اضطرار، به سلطه تبدیل شود.

اگر امروز نتوانیم روی ترمزهای مشترک توافق کنیم، فردا سر فرمان دعوا خواهیم کرد. و وقتی ترمز نباشد، فرمان دیر یا زود به همان جایی می‌رسد که مردم علیه‌اش به خیابان آمدند ـ فقط با نامی تازه.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.