ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

انزوای دیجیتال ایران: سیاه‌چاله ارتباطی، بازآرایی وجودی حکمرانی

الاهه نجفی ـ گزارش تازه فیلتربان فاش می‌کند که جمهوری اسلامی ایران وارد فاز نهایی پروژه انزوای مطلق دیجیتال شده به این شکل که قرار است اینترنت جهانی به امتیازی حکومتی محدود به نخبگان امنیتی تبدیل می‌شود. این تحول در امتداد سرکوب‌ها، با تثبیت تسلط قرارگاه خاتم‌الانبیا بر زیرساخت‌ها، اقتصاد دیجیتال را نابود و جامعه را به دو نیمه حاکم متصل و اکثریت محبوس تقسیم می‌کند. این ترفند ممکن است بقای نظام را در کوتاه‌مدت تضمین کند، اما پایداری کشور را تهدید می‌کند.

گزارش فیلتربان با عنوان «ایران وارد عصر جدیدی از انزوای دیجیتال می‌شود»، که در ۱۵ ژانویه/۲۵ دی منتشر شده، حاکی از آن است که مقامات جمهوری اسلامی مدل سنتی سانسور گسترده اینترنت را کنار گذاشته و به استراتژی «انزوای دیجیتال مطلق» روی آورده‌اند؛ این رویکرد شامل قطع دائمی دسترسی عمومی به اینترنت جهانی و تبدیل آن به یک «امتیاز دولتی» برای افراد واجد شرایط امنیتی است. 

این گزارش، بر اساس اطلاعات محرمانه و منابع دولتی، تأکید می‌کند که قطعی اینترنت از ۸ ژانویه/۱۸ دی، همزمان با سرکوب اعتراضات حداقل تا نوروز ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶) ادامه خواهد داشت و بخشی از پروژه‌ای محرمانه برای ایجاد «اینترنت پادگانی» تحت سلطه قرارگاه خاتم‌الانبیا است، که با اقداماتی مانند جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای، مسدودسازی استارلینک و خروج شرکای خارجی همراه بوده و منجر به هزاران کشته، بیکاری گسترده و ضررهای اقتصادی عظیم شده است. این تحول، نه تنها آزادی بیان را تهدید می‌کند، بلکه ایران را به یک «سیاه‌چاله ارتباطی» تبدیل خواهد کرد و زمینه‌ساز بحث‌های گسترده‌ای در مورد آینده حکمرانی دیجیتال در این کشور است.

از برکناری مدیران تا ورشکستگی اقتصادی

بر اساس گزارش فیلتربان، انزوای دیجیتال ایران ابتدا با برکناری تنبیهی مدیرعامل ایرانسل به دلیل تأخیر در قطع اینترنت آغاز شد و سپس به خروج مخفیانه شرکای تکنولوژیک بین‌المللی از شرکت‌های مخابراتی انجامید. هدایت طرح را محمد‌امین آقامیری در مرکز ملی فضای مجازی و مهدی سیف‌آبادی (معاون امنیت پدافند غیرعامل) به عهده دارند.

این پروژه اینترنت جهانی را به یک «امتیاز حکومتی» با مجوز امنیتی سطح بالا تبدیل می‌کند، شرکت‌های خصوصی را با استفاده از مسنجرهای سازمانی قرنطینه می‌کند، سیستم بررسی عمیق بسته‌های اینترنتی (DPI) با کمک شرکت‌های پیمانکار «یافتار» و «دوران»، بروزرسانی می‌شود تا بتواند جریان داده‌های VPN که به سرویس استارلینک وصل هستند را تشخیص دهد و شناسایی کند. افزون بر این، اینترنت رومینگ خارج از مرزها را به شبکه ملی اطلاعات محدود می‌شود، و با تأیید تلویحی سخنگوی دولت و هشدارهای رسانه‌های حاکمیتی، تا زمستان ۱۴۰۴ دسترسی آزاد شهروندان بر اینترنت را پایان می‌دهد و تسلط قرارگاه‌های امنیتی مانند خاتم‌الانبیا بر ارتباطات را برقرار می‌کند، که منجر به افزایش چندین برابری قیمت ترافیک داخلی به دلیل کاهش ترافیک بین‌المللی و ورشکستگی شرکت‌های ارائه‌دهنده اینترنت خواهد شد.

اگر همه یا بخش بزرگی از شرکت‌های ارائه‌دهنده اینترنت در ایران واقعاً ورشکست و از بازار حذف شوند، اثر مستقیم و غیرمستقیم آن ممکن است در مقیاس میلیارد دلاری باشد، اما هیچ برآورد رسمی دقیقی برای سناریوی ورشکستگی سراسری ISPها وجود ندارد و تنها بر پایه داده‌‌های موجود می‌توان حدود آن را تخمین زد.

بر اساس تخمین نت‌بلاکس فقط قطع و اختلال اینترنت برای اقتصاد ایران بیش از ۳۷ میلیون دلار در روز هزینه دارد؛ یعنی حدود ۱.۱ میلیارد دلار در ماه اگر وضع ادامه پیدا کند. این رقم عظیم نشان می‌دهد که ادامه مسیر فعلی و فشار تا مرز ورشکستگی اپراتورها، در واقع ضربه‌ای در حد چند درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) به اقتصاد خواهد بود.

پایان عصر فیلترینگ: بازآرایی در حکمرانی دیجیتال ایران

گزارش فیلتربان نشان‌دهنده پایان یک دوران و آغاز یک پارادایم کاملاً جدید در حکمرانی ایران است. آنچه که در ایران در حال وقوع است، از فیلترینگ بسیار فراتر می‌رود، چنانکه می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران در زمینه سانسور اینترنت وارد مرحله بازآرایی وجودی است در این معنا که حاکمیت پس از کشتار دی ۱۴۰۴ یک تغییر اساسی و عمیق در ساختار و هویت دسترسی به اینترنت داده است، به‌طوری که ماهیت وجودی آن کاملاً دگرگون شده و دیگر همان چیزی که قبلاً بوده، نیست. این نه یک اصلاح جزئی یا سطحی، بلکه بازسازی از پایه است که همه جنبه‌های اصلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یعنی حکومت از فیلترینگ فراتر رفته و قصد دارد کل سیستم ارتباطی کشور را به یک «پادگان دیجیتال» بسته تبدیل ‌کند، چنانکه دسترسی به جهان بیرون نه یک حق شهروندی، بلکه امتیازی کنترل‌شده است و جامعه را از اساس ایزوله می‌کند.

گزارش فیلتربان نه یک پیش‌بینی، بلکه نمایانگر منطقیِ مسیری است که حکومت از ۱۸ دی به این سو، آشکارا در آن گام گذاشته.

قطع اینترنت برای سرکوب خونین برای حاکمیت تمامیت‌خواه یک فرصت برای آزمایش موفقیت‌آمیزِ زندگی در یک سیاه‌چاله ارتباطی بود.

حکومت دریافت که دشمن اصلی، نه معترضان، بلکه توانایی سازمان‌یابی دیجیتال غیرقابل کنترل آنهاست. استارلینک، آخرین سنگر حاکمیت بر اطلاعات را تهدید می‌کند.

خروج شرکای خارجی از نظر حاکمیت نه یک تهدید، بلکه فرصتی برای تصرف کامل زیرساخت است.

از دژسازی دیجیتال و فروپاشی اقتصادی تا آپارتاید اجتماعی و مهندسی هویت

اجرای طرح سیاه‌چاله ارتباطی در ایران پیامدهای عمیقی در سطوح مختلف دارد. در سطح سیاسی-امنیتی، این طرح یک «اقلیم امنیتی دیجیتال» مجزا از جهان ایجاد می‌کند، چنانکه دسترسی به اینترنت جهانی به یک «امتیاز طبقاتی» برای نخبگان حاکم تبدیل می‌شود.

این اقدام، حکومت را برای جنگ طولانی داخلی و خارجی آماده می‌‌کند. اگر بخواهیم معادل آن را بیان کنیم، باید گفت حکومت با فرض دشمنی دائمی با جهان خارج و جامعه داخلی در حال ساختن یک دژ است.

پناه بردن در این دژ به مرگ اقتصاد رسمی و دیجیتال می‌‌انجامد، با فروپاشی زنجیره تأمین، بیکاری گسترده دامنگیر جامعه خواهد شد و ایران به اقتصاد مبتنی بر بازار سیاه و شبکه‌های قاچاق بازمی‌گردد که جامعه را به سمت معیشت برای بقا سوق می‌دهد. این عقب‌گرد به معنای عمیق‌تر شدن و دائمی شدن فقر به‌عنوان ابزار کنترل است، زیرا جمعیت گرسنه و درگیر بقا، توانایی سازماندهی برای تغییرات سیاسی بزرگ را از دست می‌دهد.

طرح سیاه‌چاله ارتباطی انسان ایزوله را به وجود می‌آورد. شهروند از شهروند جهانی به رعیت دیجیتالی در یک شبکه بسته تبدیل می‌شود، با اطلاعات محدود به شبکه ملی، ارتباطات تحت نظارت کامل، و جهان‌بینی شکل‌گرفته توسط رژیم اطلاعاتی بسته. هدف استراتژیک حاکمیت، مهندسی یک هویت جمعی جدید است، یعنی ایجاد نسلی که اینترنت آزاد را تجربه نکرده و شبکه داخلی (شبکه ملی اطلاعات) را به عنوان کل جهان مجازی بپذیرد.

اجرای طرح سیاه‌چاله ارتباطی به معنای آن است که حکومت ترجیح داده است به جای ریسک از دست دادن کنترل (از طریق اینترنت آزاد و سازمان‌یابی مردمی)، کشور را به سمت یک فروپاشی کنترل‌شده اقتصادی و یک زندان دیجیتال بزرگ سوق دهد.

این تصمیم، سه پیام دارد:

آنها که از نظر ایدئولوژیک کاملاً شکست خورده‌اند و دیگر نمی‌توانند جامعه را با پرژه‌های خود همراه کنند، پس ناچار به زور او را در یک محفظه حبس می‌کنند.

با این اقدام پیام «نظام» به واشنگتن این است: «شما می‌خواهید با استارلینک ما را نفوذپذیر کنید؟ ما کل کشور را آفلاین می‌کنیم. حالا بفرمایید حمله کنید به یک جامعه بسته و منفعل.

این محیط بسته، فضای ایده‌آلی برای یک انتقال قدرت کاملاً کنترل‌شده در درون حلقه امنیتی فراهم می‌آورد بدون هیچ نفوذ یا تأثیرپذیری از افکار عمومی جهانی یا حتی داخلی.

چنانچه این طرح تحقق یابد، جامعه ایران ممکن است به دو نیمه تقسیم شود: یک اقلیت حاکم متصل به جهان از طریق کانال‌های امنیتی، و یک اکثریت محبوس در یک شبکه داخلی فقیر و کنترل‌شده. این آپارتاید دیجیتالی-اجتماعی بقای نظام را در کوتاه‌مدت تضمین می‌کند، اما پایداری کشور را در بلندمدت نابود می‌کند. این، تلخ‌ترین و رادیکال‌ترین پاسخ ممکن به بحران موجود است.

اما با این‌حال نباید فراموش کرد که حاکمیت فاسد است و به همین دلیل هم در اغلب اوقات طرح‌هایش یا به درستی اجرا نمی‌شود و یا اینکه اگر اجرا شود، در مدت کوتاهی پر از انواع منفذها خواهد شد. کله گنده یک تبهکار و یک جانی بر بدنه فرتوت و نحیف یک بیمار در حال احتضار که به هر چیزی چنگ می‌زند بلکه به زندگی سراسر فساد و آلودگی خود ادامه دهد.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.