درخواست جمعی از اساتید و پژوهشگران ایرانشناسی از جامعه دانشگاهی جهان: همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کنید
جمعی از اساتید و پژوهشگران حوزه ایرانشناسی با انتشار بیانیهای مشترک، همبستگی خود را با مردم ایران در جریان جنبش دیماه ۱۴۰۴ اعلام کردند و سرکوب گسترده اعتراضات، خشونت ساختاری جمهوری اسلامی و هدفگیری نظاممند دانشگاهها و نهادهای آموزشی را محکوم کردند.

تظاهراتی در مقابل کنسولگری ایران در استانبول، در ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ (عکس از یاسین آکگول / خبرگزاری فرانسه)
در این بیانیه آمده است که پژوهش درباره ایران صرفاً فعالیتی دانشگاهی نیست، بلکه «مسئولیتهایی اخلاقی» برای پژوهشگران ایجاد میکند. نویسندگان بیانیه با توصیف خیزش دیماه ۱۴۰۴ بهعنوان «لحظهای تاریخی و تعیینکننده» هشدار دادهاند که «سکوت، مبهمگویی یا بیطرفیِ نابهجا پیامدهایی واقعی دارد».
امضاکنندگان با اشاره به وضعیت سرکوب در ایران نوشتهاند که این بیانیه در «لحظه اضطرار» منتشر میشود؛ زمانی که بهگفته آنها «صدها دانشجو، استاد دانشگاه و پژوهشگر در سراسر ایران کشته شدهاند، زیر شکنجه جان باختهاند، بهصورت قهری ناپدید یا بازداشت شدهاند» و برخی دیگر «در انتظار اجرای حکم اعدام» هستند.
در متن بیانیه تأکید شده است که خشونت دولتی تنها به سرکوب فیزیکی محدود نیست و از ابزارهایی چون «بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، اعدام، قطع سراسری اینترنت، محرومیت نظاممند از خدمات درمانی و سرکوب سوگواری» برای اعمال خشونت علیه جامعه استفاده میشود.
در بخش دیگری از بیانیه، وضعیت مجروحان اعتراضات مورد توجه ویژه قرار گرفته و آمده است: «گزارشهای معتبر نشان میدهد معترضان زخمی در بیمارستانها عامدانه هدف گلوله جنگی قرار گرفتهاند».
نویسندگان افزودهاند که مراجعه به مراکز درمانی میتواند به «بازداشت یا مرگ آسیبدیدگان» منجر شود و بسیاری از مجروحان ناچار شدهاند از درمان صرفنظر کنند و «در خانه بر اثر زخمهای درماننشده یا عوارض قابل پیشگیری جان خود را از دست بدهند». این وضعیت در بیانیه «یک استراتژی آگاهانه و از پیش طراحیشده برای ایجاد ترور و وحشت» توصیف شده است.
بیانیه همچنین بهطور مفصل به سرکوب دانشگاهها پرداخته و تأکید کرده است که «دانشگاهها، مدارس و نهادهای آموزشی به کانونهای اصلی سرکوب بدل شدهاند». بهگفته امضاکنندگان، محوطههای دانشگاهی به «سنگر نیروهای شبهنظامی» تبدیل شده و هدفگیری جامعه دانشگاهی «نه فقط حمله به افراد، بلکه حمله به تولید دانش، آموزش و امکانسازی برای آینده» است.
نویسندگان این بیانیه، رویکردهایی را که بر کمّیسازی آمار کشتهشدگان یا تردید در «اعتبار شواهد» تمرکز دارند، رد کرده و تصریح کردهاند که «واکنش نشان دادن به واقعیتی چنین هولناک نیازی به دادههای کامل و بینقص ندارد». آنها افزودهاند که تمرکز وسواسگونه بر اعداد میتواند به «تعویق، انحراف و گریز اخلاقی» بینجامد.
در بخش دیگری از بیانیه، بازتولید روایتهایی چون «دخالت خارجی» یا «تحریککنندگان خارجی» بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته و تأکید شده است که این ادعاها «بخشی از هسته مرکزی تبلیغات حکومتی» هستند که با هدف «بیاعتبار کردن اعتراضات مردمی و انکار عاملیت سیاسی ایرانیان» مطرح میشوند. در همین حال، بیانیه تصریح میکند که حمایت از مردم ایران بهمعنای حمایت از جنگ یا سلطه خارجی نیست و هدف، «تقویت صدای ایرانیان داخل کشور و قرار دادن مطالبات آنها در مرکز توجه» است.
این بیانیه در پایان، با تأکید بر ضرورت «شفافیت اخلاقی» از جامعه دانشگاهی میخواهد که همبستگی خود را بهطور آشکار با مردم ایران اعلام کند و خواستار «آزادی فوری و بیقید و شرط زندانیان سیاسی» و «توقف فوری صدور و اجرای احکام اعدام» میشود.
برخی از امضاکنندگان این بیانیه عبارتاند از: ژانت آفاری، استاد ممتاز مطالعات دینی و تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا؛ آصف بیات، استاد جامعهشناسی در دانشگاه ایلینوی در اربانا–شمپین؛ کاظم علمداری، استاد بازنشسته جامعهشناسی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا؛ دیک دیویس، استاد بازنشسته ادبیات فارسی در دانشگاه ایالتی اوهایو؛ سوسن بابایی، استاد هنرهای ایران و اسلام در مؤسسه هنر کورتولدِ دانشگاه لندن؛ دومینیک پرویز بروکشاو، استاد ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی در دانشگاه آکسفورد؛ علی میرسپاسی، استاد مطالعات خاورمیانه و اسلام در دانشگاه نیویورک؛ کلودیا یعقوبی، استاد ممتاز مطالعات فارسی در دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل؛ فاطمه شمس، دانشیار ادبیات و فرهنگ فارسی در دانشگاه پنسیلوانیا؛ لیور اشترنفلد، دانشیار تاریخ و مطالعات یهودی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا؛ پرسِس کریم، استاد بازنشسته ادبیات تطبیقی در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو؛ مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه علم و فنآوری میزوری؛ هاله غراشی، استاد تنوع و مهاجرت در دانشگاه آزاد آمستردام؛ نادر حبیبی، دانشیار اقتصاد کاربردی در دانشگاه برندایس؛ و منیژه مرادیان، دانشیار مطالعات زنان، جنسیت و سکسوالیته در کالج بارناردِ دانشگاه کلمبیا.




نظرها
نظری وجود ندارد.