دی خونین: مسئولیت اخلاقی پژوهشگران در قبال فاجعه
حسین نوشآذر - فاجعهای اتفاق افتاده، شکافی وجود دارد بین آنچه که در خیابانها رخ داده و آنچه که جهان درک کرده. وظیفه دانشگاهیان ایرانی در دانشگاههای غرب چیست؟ فاطمه شمس میگوید: پذیرش نقش «شاهد اخلاقی» و اقدام برای انتقال روایت مردم، مقابله با «بیعدالتی معرفتی» و پافشاری بر یک «موضع سوم»: مخالفت همزمان با سرکوب داخلی و جنگ خارجی، بهعنوان تنها راهکار اخلاقی برای کاهش رنج بدون تکرار خشونت.

منبع: شاتراستاک
جمعی از استادان و پژوهشگران ایرانشناسی با انتشار یک بیانیه مشترک، همبستگیشان را با مردم ایران در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ اعلام کردند. این بیانیه توسط بیش از ۱۱۰ پژوهشگر، استاد و کنشگر آکادمیک بینالمللی، از جمله پروفسور ژانت آفاری (استاد برجسته مطالعات دینی و تاریخ، دانشگاه کالیفرنیا)، پروفسور علی بنوازیزی (استاد پژوهشی علوم سیاسی، دانشگاه بوستون) پروفسور آصف بیات (استاد دانشگاه ایلینوی) پروفسور مرضیه مور (استاد مطالعات زنان و جنسیت، دانشگاه کلمبیا، پروفسور نگیس صیادوست (استاد مطالعات رسانه و خاورمیانه، دانشگاه تگزاس) و پروفسور عباس میلانی (مدیر برنامه مطالعات ایرانی، دانشگاه استنفورد) امضا شده است.
با دکتر فاطمه شمس از امضاکنندگان این بیانیه گفتوگو کردهایم.
برنامههای رادیو زمانه هر شب روی موج کوتاه (باند ۴۹ متری) فرکانس ۶۰۱۰ کیلوهرتز از ساعت ۲۳ تا ۰۰ به وقت تهران پخش میشود.
پژوهشگران امضاکننده این بیانیه، سرکوب گسترده، کشتار، شکنجه، محدودیتهای درمانی و هدفگیری نظاممند معترضان، دانشجویان و دانشگاهیان در ایران را محکوم میکنند. آنها تأکید دارند که وقایع جاری ایران یک «فاجعه انسانی» است و سکوت یا بیطرفی در چنین شرایطی، نه تنها غیرمسئولانه که ناقض اخلاق حرفهای است. از نگاه آنان، پژوهشگران حوزه ایرانشناسی به دلیل وابستگی حرفهای خود به جامعه ایران، مسئولیتی اخلاقی در قبال مستندسازی خشونت، انتشار روایتهای معتبر و شکستن سکوت بینالمللی دارند.
این گروه بهصراحت روایت رسمی حکومت ایران را که اعتراضات را به «تحریک خارجی» نسبت میدهد، رد کرده و آن را ابزاری برای انکار عاملیت و حق تعیین سرنوشت مردم ایران میدانند. در همان حال، بیانیه به وضوح مخالفت خود با هرگونه جنگ یا مداخله نظامی خارجی را اعلام و تأکید میکند که مخالفت با خشونت حکومتی به معنای حمایت از خشونت یا سلطه خارجی نیست، بلکه هدف اصلی، تقویت صدای معترضان داخلی و پرهیز از بهرهبرداری ژئوپلیتیک از بحران است.
امضاکنندگان از همکاران خود در سراسر جهان میخواهند تا با مردم ایران اعلام همبستگی کنند، روایتهای دولتی کاهنده و انحرافی را بازتولید نکنند و به جای بحثهای انتزاعی، بر مستندسازی تجربیات زیسته و مطالبات ایرانیان برای تغییر حکومت تمرکز نمایند. آنان بر این باورند که نقش پژوهشگران، نه داوری درباره اعتراضات، بلکه استفاده از ظرفیت علمی برای افشای حقیقت و مقابله با عادیسازی خشونت است.

محور پرسشها در گفتوگو با دکتر فاطمه شمس تعریف مسئولیت اخلاقی نخبگان آکادمیک در قبال خشونت سازمانیافته دولتی است، با تمرکز بر سه سطح: فردی و حرفهای (دامنه وظیفه اخلاقی پژوهشگران)، اجتماعی و گفتمانی (شکاف روایی بین آنچه که اتفاق افتاده و آنچه که جهان درک کرده) و عملی و راهبردی (راهکار عملی ملموس برای کاهش رنج) است.
خانم دکتر شمس با تأکید بر شرایط یک فاجعه انسانی مانند کشتار دیماه، اعلام میکند که پژوهشگری اخلاقی تنها زمانی معنادار است که به همبستگی فعال و پاسخگو با قربانیان تبدیل شود، نه به مصرف رنج آنان. از دیدگاه ایشان، ادعای بیطرفی پژوهشگر در چنین شرایطی نه تنها مشکوک، بلکه خطرناک و بازتولیدکننده قدرت سرکوبگر است. بنابراین، مرز اخلاقی میان پژوهش و همبستگی زمانی تعریف میشود که پژوهشگر، بهجای فاصلهگیری انتزاعی، مسئولیت خود را به عنوان شاهد و کنشگر اخلاقی بپذیرد و رنج مردم را بدون ابزاری کردن آن مستند و منتقل کند.
او در پاسخ به مسئولیت نخبگان در قبال شکاف عمیق میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم، بر نقش پژوهشگر به عنوان «شاهد اخلاقی» تأکید میکند. وظیفه اصلی، تنها مستندسازی نیست، بلکه تلاش برای انتقال روایتهای مردم و ایجاد فضایی برای شنیده شدن صدای آنان است. این اقدام، مقابلهای با «بیعدالتی معرفتی» و یادآوری این اصل اخلاقی است که واکنش جهانی به فاجعهای چون ایران باید با واکنش به دیگر بحرانهای انسانی متوازن باشد. بنابراین، پژوهشگر باید با ابزار علمی خود به تصحیح این بیتناسبی کمک کند.
خانم شمس راهکار اخلاقی را در «رد دوگانههای کاذب» میداند؛ یعنی امکان مخالفت همزمان با خشونت حکومتی و با جنگ یا مداخله خارجی. راهکار ملموس پژوهشگر، نه رهبری سیاسی، بلکه تمرکز بر افشاگری هدفمند، ترجمه اخلاقمحور روایتها، و مقاومت در برابر سادهسازیهای خطرناک است تا هم صدای مردم شنیده شود و هم از تبدیل رنج آنان به ابزار ژئوپلیتیک یا توجیه خشونتهای جدید جلوگیری شود. این موضع سومِ «هم ضدسرکوب و هم ضدجنگ»، اگرچه پرهزینه است، اما شکلی ضروری از همبستگی اخلاقی است.
در ساوند کلاد، اسپاتیفای و کستباکس بشنوید.


نظرها
نظری وجود ندارد.