به سوی «کنگره آزادی ایران»؛ تلاش برای همگرایی متکثر در برابر تکصدایی
این نشست با حضور چهرههای متنوع از گرایشهای مختلف سیاسی و نمایندگان اقوام (کرد، بلوچ، ترکمن، عرب) برگزار شد و بر اصول مشترکی چون حقوق بشر، جدایی دین از دولت و همهپرسی آزاد تأکید کرد؛ اما چالش اصلی، تبدیل این توافقات کلی به برنامه عملی قابل اجرا در داخل ایران، غلبه بر حداکثرخواهی جریانها و ایجاد ارتباط واقعی با نیروهای اجتماعی داخل کشور است. با رضا علیجانی گفتوگو کردهایم.

تجمع اعتراضی دانشجویان جنبش آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاه تهران، آذر ۱۳۸۶، ایران
نمایندگان بیش از بیست گروه مخالف حکومت ایران، در یک گردهمایی دو روزه در لندن که پشت درهای بسته برگزار شد، تلاش کردند برای عبور از جمهوری اسلامی و رسیدن به یک نظام دموکراتیک کثرتگرا، با همدیگر همکاری کنند. این جمع در تدارک برگزاری یک کنگره در ماه مارس ۲۰۲۶/ فروردین ۱۴۰۵ است.
این نشست مقدماتی که در روزهای ۲۳ و ۲۴ فوریه ۲۰۲۶ (۴ و ۵ اسفند ۱۴۰۴) برگزار شد، با حضور دهها چهره متنوع از گرایشهای جمهوریخواه، میانهرو، چپگرا و نمایندگان گروههای زبانی ـ اجتماعی مختلف (مانند کرد، بلوچ، ترکمن و عرب) شکل گرفت. شرکتکنندگان بر اصول مشترکی مانند دموکراسی کثرتگرا، حقوق بشر، جدایی دین از دولت و برگزاری همهپرسی آزاد برای تعیین نظام آینده تأکید کردند و توافق کردند که کنگره بزرگتر «کنگره آزادی ایران» را فروردین ۱۴۰۵ در لندن با حضور حدود ۳۰۰ نفر برگزار کنند تا یک نقشه راه دقیق برای دوران گذار و برنامههای پس از سقوط احتمالی رژیم ارائه دهند.
برگزارکنندگان این نشست با آگاهی از خطر بازتولید استبداد، تلاش کردهاند سازوکاری مبتنی بر «رهبری متکثر» طراحی کنند. با این حال، چالش اصلی در عمل به این شعارهاست و باید دید در ادامه مسیر، آیا این ساختار میتواند در برابر جاذبه تمرکزگرایی و سلطهجویی برخی گرایشها مقاومت کند. علاوه بر این به نظر میرسد که بزرگترین چالش عملی، تبدیل توافقات کلی به برنامهای مشخص با قابلیت اجرا در داخل ایران است. پراکندگی جغرافیایی اپوزیسیون در خارج و ضعف ارتباط مؤثر با نیروهای اجتماعی داخل کشور، این مسیر را دشوار میکند. با آقای رضا علیجانی، نویسنده و فعال سیاسی درباره این موضوعات گفتوگو کردیم. میشنوید:
علیجانی تأکید میکند که علیرغم حضور طیفهای بسیار متنوع و بعضاً متضاد (از ناسیونالیست و جمهوریخواه گرفته تا پادشاهیخواه، چپها، فمینیستها و اقوام)، همگرایی خوبی برای محکومیت جنایات جمهوری اسلامی و مقابله با خطر جنگ و سرکوب در ایران حاصل شده است. به گفته او، نتیجه این نشست توافق بر سر تشکیل یک شورای هماهنگی و کمیته اجرایی با ترکیبی متکثر و بدون هژمونی هیچ جریانی است تا مقدمهای برای کنگره بزرگتر در فروردین ماه باشد.
مهمترین چالش پیش رو از دید علیجانی، پدیده «حداکثرخواهی» در میان گروههای اپوزیسیون است.
راهکار اصلی علیجانی برای خروج از بنبست اپوزیسیون، پیمودن مسیری مبتنی بر «اجماع حداکثری بر روی توافقات حداقلی» و «گفتوگوی میانهروها» است. او معتقد است باید از حداکثرخواهی جریانهای مختلف پرهیز کرد و به جای اصرار بر تمامی اصول و آرمانهای هر گروه، بر نقاط اشتراک (مانند خطر جنگ و سرکوب) تمرکز نمود. وی پیشنهاد میدهد در هر یک از شکافهای موجود (نظیر پادشاهیخواهی در برابر جمهوریخواهی یا تمرکزگرایی در برابر فدرالیسم)، میانهروهای دو طرف وارد گفتوگو شوند تا «مهندسی اجتماعی معتدل» ممکن گردد. در سطح عملی نیز، تشکیل ساختارهایی مانند «شورای هماهنگی» و «کمیته اجرایی» با ترکیبی متکثر و بدون هژمونی یک جریان خاص، گامی برای تمرین عملی دموکراسی و همزیستی مسالمتآمیز جریانهای مختلف در فضایی غیرقدرتی و گفتوگومحور است.
چشمانداز علیجانی، دستیابی به گذاری کم ریسک و با کمترین خشونت به سوی یک دموکراسی کارآمد و فراگیر در ایران است. او خواهان سرنگونی «استبداد دینی» فعلی است، اما نه از طریق جنگی فراگیر که منجر به هرجومرج و ناامنی (مشابه برخی کشورهای همسایه) شود، بلکه از طریق همگرایی حداکثری برای کاهش هزینههای ملی این گذار.
در این چشمانداز، جامعه متکثر ایران (با تمام اقوام، مذاهب و گرایشهای سیاسی) باید در ساختار قدرت جدید بازتاب یابد و «تکصدایی» جای خود را به «رهبری متکثر» بدهد. همچنین، برای تحقق آشتی ملی پایدار، پس از سقوط حکومت، باید فرآیند «عدالت انتقالی» به گونهای طی شود که آن دسته از حامیان حکومت که مستقیماً مرتکب جنایت نشدهاند، به عنوان بخشی از جامعه پذیرفته شوند تا زمینه برای ساختن کشوری باثبات و دموکراتیک فراهم آید.
گفتوگو را در لینک زیر نیز میشنوید:





نظرها
نظری وجود ندارد.