ترامپ: بمانید/ شورای امنیت: بروید ـ حالا چه کنیم؟
الاهه نجفی ـ در این لحظه، مردم ایران در وضعیتی بین دو توصیه امنیتی قرار گرفتهاند که هر کدام بر اساس بخشی از واقعیت میدانی شکل گرفته است. ترامپ بر ماندن در خانه تأکید دارد، زیرا معتقد است حملات هوایی دقیق و نقطهزن خواهند بود و پناهگیری در خانه از تلفات جلوگیری میکند. شورای عالی امنیت ملی نیز با استناد به اطلاعاتی درباره ادامه عملیات در تهران، توصیه به سفر به شهرهای دیگر و پرهیز از تجمع در مراکز خرید میکند تا جمعیت از نقاط پرخطر پراکنده شوند. اما در این میان، مردم باید تصمیمی بگیرند که مبتنی بر «واقعیت میدانی» است، نه واقعیت رسانهای؛ و مشکل اینجاست که در شرایط قطع اینترنت و جنگ روانی، تشخیص اینکه کدام توصیه با شرایط عینی محل سکونتشان همخوانی بیشتری دارد، به شدت دشوار شده است.

دونالد ترامپ در پیام ویدیویی خود در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) در تروث سوشیال حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران را رسماً اعلام کرد و مستقیماً خطاب به مردم ایران (از جمله ساکنان تهران) گفت که به دلیل خطر شدید بمباران و ادامه عملیات نظامی، در خانه بمانند و از خانه خارج نشوند. در همان حال شورای عالی امنیت ملی در بیانیه رسمی خود در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، شهروندان را به ترک تهران و شهرهای بزرگ تحت حمله ترغیب کرده است. در این بیانیه آمده است:
طبق اطلاعات به دست آمده از این دو رژیم فاسد [آمریکا و اسرائیل]، عملیاتشان در تهران و برخی شهرهای دیگر ادامه خواهد داشت. بنابراین، تا جایی که ممکن است، در حالی که آرامش را حفظ میکنید، اگر ممکن است به مراکز و شهرهای دیگر سفر کنید تا از شر این دو رژیم ایمن بمانید.
همچنین در ادامه آمده است:
مردم باید از تجمع در مراکز خرید اجتناب کنند زیرا ممکن است خطرناک باشد.
مدارس و دانشگاهها هم بسته، بانکها فعال، و ادارات با ۵۰٪ ظرفیت کار میکنند.
دو فرمان متناقض
از دیدگاه نظامی، فرمان «ماندن در خانه» که از سوی ترامپ صادر شده، با هدف حفظ جان غیرنظامیان بهعنوان یک هدف انسانی و تبلیغاتی و همچنین کاهش فشار حقوقی بر نیروهای مهاجم است. در یک جنگ مدرن، خیابانها و جادهها به معابر تردد نظامی و اهداف هوایی تبدیل میشوند. اگر مردم در خانه بمانند، ارتش مهاجم میتواند با خیال آسودهتری اهداف نظامی را مورد اصابت قرار دهد و از کشتار جمعی غیرعمد جلوگیری کند. در مقابل، فرمان «ترک پایتخت» از سوی شورای عالی امنیت ملی، نشانه آمادگی برای تبدیل تهران به یک منطقه نظامی یا میدان نبرد زمینی است. این دستور همچنین ممکن است به معنای پاکسازی صحنه برای درگیریهای شدیدتر و جلوگیری از استفاده دشمن از جمعیت به عنوان ابزار فشار باشد.
از منظر سیاسی، ترامپ با خطاب قرار دادن مستقیم مردم ایران و توصیه به ماندن در خانه، در حال ایجاد تمایز میان «ملت ایران» و «حاکمیت جمهوری اسلامی» است. او با این پیام، عملیات نظامی خود را «ضد رژیم» و «حامی مردم» معرفی میکند و تلاش دارد تا خیزشهای احتمالی علیه حاکمیت را از طریق حفظ جان معترضان آینده مدیریت کند. این یک عملیات روانی برای جلب همدردی و کاهش مقاومت مردمی در برابر حملات است. در مقابل، فرمان تخلیه تهران از سوی حاکمیت، یک اقدام اضطراری برای کنترل جمعیت و جلوگیری از هرجومرج داخلی است. در شرایط قطع اینترنت و حملات گسترده، حاکمیت بیش از هر چیز از تجمعات مردمی (چه اعتراضی و چه پناهجویی) هراس دارد. دستور خروج از شهر، جمعیت را پراکنده کرده و عملاً امکان هرگونه سازماندهی مدنی یا اعتراضی را از بین میبرد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا ساکنان تهران را به ترک فوری شهر فراخواند. ترامپ نوشته بود:
ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. بارها گفتم! همه باید فوراً تهران را ترک کنند!
ترامپ این پیام را در حالی منتشر کرده بود که در اجلاس G۷ در کانادا حضور داشت و زودتر از موعد آن را ترک کرد. کاخ سفید بعداً توضیح داد که منظور از «ترک فوری تهران» بیشتر فشار روانی و دیپلماتیک برای وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره بوده، نه لزوماً اعلام حمله قریبالوقوع گسترده به کل شهر.
گذار از فراخوان «ترک تهران» در ۲۰۲۵ به «ماندن در خانه» در ۲۰۲۶، نشاندهنده عبور آمریکا از مرحله تهدید و فشار به مرحله اجرا و مداخله تمامعیار با هدف تغییر رژیم است. در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ به دنبال امتیازگیری بود؛ در فوریه ۲۰۲۶، او به دنبال «تسخیر میدان» توسط مخالفان داخلی پس از بمبارانهای گسترده است.
تغییر لحن، تغییر اهداف کارزار
در جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، فراخوان «ترک فوری تهران» عمدتاً با هدف فشار بر ایران برای بازگشت به میز مذاکره هستهای و با لحنی تهدیدآمیز و مبهم صادر شد؛ اما در حملات فوریه ۲۰۲۶/ بهمن ۱۴۰۴ تغییر لحن ترامپ نشان میدهد که هدف از یک اقدام تنبیهی محدود به یک کارزار تمامعیار برای براندازی نظام جمهوری اسلامی تغییر یافته است.
این تفاوت در فراخوانها همچنین منعکسکننده تحول در راهبرد میدانی و هماهنگی با بازیگران داخلی است. در سناریوی کنونی، فرمان «ماندن در خانه» از سوی ترامپ در تضاد آشکار با دستور «ترک پایتخت» از سوی شورای عالی امنیت ملی ایران قرار گرفته است؛ تناقضی که خود بخشی از جنگ روانی برای القای بیکفایتی حاکمیت ایران در تأمین امنیت شهروندان است. ترامپ با ایجاد تمایز میان «ملت ایران» و «حاکمیت جمهوری اسلامی»، تلاش دارد مردم را به عنوان سرمایه اجتماعی برای آینده سیاسی منطقه حفظ کند، در حالی که فرمان تخلیه تهران از سوی حاکمیت، نشانه آمادگی برای تبدیل شهر به یک منطقه نظامی و پاکسازی صحنه از حضور غیرنظامیان برای تسهیل عملیات دفاعی و جلوگیری از وقوع اعتراضات است.
در شرایطی که اینترنت قطع است و مردم به منابع اطلاعاتی معتبر دسترسی ندارند، فرمان «ترک پایتخت» ممکن است نمایانگر تلاش حاکمیت برای حفظ کنترل روایی بحران باشد. با خالی کردن شهر، حاکمیت عملاً صحنه را از شاهدان عینی پاک میکند. در غیاب مردم، هرگونه تصویر و خبری که بعداً از تهران مخابره شود (اعم از میزان خرابیها یا تلفات) عمدتاً از سوی منابع رسمی و تحت کنترل خواهد بود. این یعنی حاکمیت با تخلیه شهر، نه تنها برای نبرد نظامی آماده میشود، بلکه در حال مدیریت «میدان رسانهای» پس از جنگ است تا روایت غالب از حوادث را در انحصار خود داشته باشد.
باید توجه داشت که حاکمیت بعد از کشتار دی ۱۴۰۴ فاقد مشروعیت است. در لحظه بحران، انتخاب مردم بین ماندن در خانه طبق گفته ترامپ یا ترک شهر طبق دستور شورای امنیت، یک همهپرسی ضمنی درباره اعتماد به نهادهای داخلی یا خارجی خواهد بود.



نظرها
نظری وجود ندارد.