ترامپ و کردهای ایران: تکرار تاریخ شکستخورده همپیمانیهای نابرابر؟
تماس تلفنی دونالد ترامپ با رهبران دو حزب اصلی کردستان عراق، بار دیگر مسئله کردها را در مرکز منازعه ایران و غرب قرار داده است. حسن شمسی، عضو کمیته مرکزی کومله، در گفتوگو با رادیو زمانه این تحرکات را نه یک رویداد منفرد، که در ادامه پروژه «خاورمیانه بزرگ» به رهبری آمریکا و اسرائیل تحلیل میکند و هشدار میدهد که در سطح انسانی این مردم کرد هستند که بار سنگین این بازی خطرناک را به دوش میکشند. شمسی با تمایز قائل شدن میان جریانات ناسیونالیست کرد و جریان چپ، تأکید میکند که «امید ما به دخالتهای خارجی نیست، بلکه به رشد جنبشهای اجتماعی در داخل ایران و همبستگی طبقاتی با سایر مردم تحت ستم است.»

پیشمرگههای حزب دمکرات کردستان ایران پس از حمله موشکی سپاه پاسداران به مقر این حزب در ۱۰۰ کیلومتری شرق اربیل ـ ۸ سپتامبر ۲۰۱۸ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تماسهای تلفنی جداگانه با مسعود بارزانی (رهبر حزب دموکرات کردستان عراق ـ KDP) و بافل طالبانی (رهبر اتحادیه میهنی کردستان - PUK)، درباره جنگ جاری آمریکا و اسرائیل با ایران و گامهای بعدی احتمالی گفتوگو کرد. این تماسها یک روز پس از آغاز حملات هوایی گسترده علیه اهداف ایرانی انجام شد و به گفته منابع آگاه آکسیوس، یک گفتوگوی تلفنی «حساس» بوده است. هدف اصلی بحث، بررسی نقش احتمالی نیروهای کرد عراق (پیشمرگهها) در نزدیکی مرز ایران ـ عراق و ارتباط نزدیک آنها با کردهای ایران بوده است؛ این رایزنیها پس از ماهها لابیگری بنیامین نتانیاهو صورت گرفته که معتقد است کردها میتوانند نقش مهمی (شاید حتی قیام یا حمایت زمینی) ایفا کنند، هرچند برخی مقامات آمریکایی این برآورد را بیش از حد خوشبینانه میدانند
در سطح ژئوپلیتیک اسرائیل به دنبال استفاده از جناحهای راست در کردستان بهعنوان ابزاری برای فشار بر ایران است، در همان حال آمریکا آنها را بهعنوان خطری برای هم زدن ثبات عراق میبیند. در سطح منطقهای، رهبران کرد اگرچه عاملیت نسبی دارند و با قدرتهای بزرگ مذاکره میکنند، اما این عاملیت بهشدت محدود است، چرا که آنها ناچارند میان ایران، آمریکا، اسرائیل و ترکیه در نوسان باشند و هر حرکتی ممکن است ائتلافهای داخلیشان را تضعیف کند.
در سطح انسانی اما، خلق کرد در هر دو سوی مرز، بار سنگین این بازی خطرناک را به دوش میکشند. اگر جنگی رخ دهد، این کردستان است که بار دیگر به صحنه نبرد تبدیل خواهد شد؛ ظاهراً کردها به اندازهای قدرت دارند که بتوان از آنها علیه دیگران استفاده کرد، اما نه آنقدر که بتوانند از خود در برابر پیامدهای این استفاده دفاع کنند.
با آقای حسن شمسی، عضو کمیته مرکزی کومله گفتوگو کردم. ابتدا از او پرسیدم تماس ترامپ با رهبران دو حزب اصلی اقلیم کردستان عراق را چگونه ارزیابی میکند و آیا این گفتوگوها ممکن است به عاملیت کردها در تحولات منطقهای بینجامد و یا اینکه این خطر وجود دارد که مردم تحت ستم کرد یک بار دیگر به مهره قدرتهای بزرگ تبدیل شوند بدون آنکه منافع واقعیشان تأمین گردد؟
این گفتوگو را میشنوید:
آقای شمسی این تماسها را نه یک رویداد منفرد، که در ادامه پروژه «خاورمیانه بزرگ» به رهبری آمریکا و اسرائیل تحلیل میکند. به باور او، این تحرکات در دوره گذار از جهان تکقطبی به نظم جدید چندقطبی رخ میدهد، و هم از اینروی قدرتهای بزرگ به دنبال تثبیت هژمونی خود از طریق توسعه نفوذ منطقهای هستند. در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با بهرهگیری از استراتژیهایی مانند «جنگ بازدارنده» در منطقه (تشکیل جریانهایی مانند حزبالله و حماس) و پیگیری برنامه هستهای و موشکی، تلاش کرده است بقای خود را تضمین کند، اما هر دو استراتژی با شکست مواجه شدهاند.
او تأکید میکند که هزینه این بازیهای قدرتهای بزرگ و جمهوری اسلامی، همواره بر دوش کارگران و زحمتکشان بوده است. از یک سو، تحریمها و هزینههای نظامی زندگی تودهها را فلاکتبار کرده و از سوی دیگر، سرکوب وحشیانه اعتراضات اجتماعی، چرخه خشونت را بازتولید کرده است. با این حال، نتیجه این سرکوب، نه تضعیف، که گسترش جنبشهای اصیل اجتماعی (کارگری، زنان، دانشجویی، معلمان و کردستان) بوده است. از نظر او، همین جنبشهای اجتماعی هستند که به منزله «تهدید اصلی» برای جمهوری اسلامی عمل میکنند، نه دخالتهای خارجی.
آقای شمسی در پاسخ به پرسش درباره سرنوشت کردها در این معادلات، ابتدا بر این نکته تأکید میکند که کردستان نیز مانند هر جامعه دیگری، جامعهای طبقاتی با احزاب و گرایشهای گوناگون است. او میان احزاب کردی که چشم به دخالت آمریکا و اسرائیل دوختهاند (که آنها را جریانات ناسیونالیست و راست میخواند) و جریان چپ و کمونیست (که نمایندگیاش را کومله و حزب کمونیست ایران بر عهده دارند) تمایز قائل میشود. او تجربه روژاوا را نمونهای میداند که نشان میدهد همپیمانی با آمریکا، سرانجامی جز به حاشیه رانده شدن برای کردها نداشته است.
او در بخش پایانی گفتوگو، امید خود را نه به دخالتهای خارجی، که به رشد و ارتقای جنبشهای اجتماعی در داخل ایران معطوف میکند. به باور او، بذر یک رهبری رادیکال سراسری کاشته شده و گرایش سوسیالیستی در جنبشهای کارگری، دانشجویی و زنان کاملاً مشهود است. آنچه میتواند جامعه ایران را از بحران کنونی نجات دهد، همبستگی طبقاتی و پیوند اعتراضات سراسری با اعتصابات کارگری در مراکز کلیدی، تحت لوای چنین رهبری رادیکالی است.
فایل صوتی گفتوگو را میتوانید از لینک زیر بشنوید:


نظرها
نظری وجود ندارد.