ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دیدگاه هفتگی نهاد حقوق بشر مردم آذربایجان ـ آهراز

۸ مارس، جنگ و زنان؛ تقاطع خشونت نظامی و نابرابری جنسیتی در ایران

آهراز ـ‌ بزرگداشت ۸ مارس تنها یادآور مبارزه تاریخی زنان برای برابری نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی درباره پیامدهای انسانی جنگ و ضرورت دفاع از حقوق زنان در شرایط بحران است.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

هم‌زمانی روز جهانی زنان با تشدید درگیری نظامی میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر این واقعیت را برجسته می‌کند که جنگ صرفاً یک رخداد نظامی نیست، بلکه پدیده‌ای عمیقاً اجتماعی است که ساختارهای قدرت، نابرابری و روابط جنسیتی را نیز بازتولید می‌کند. در چنین شرایطی، زنان ـ به‌ویژه زنان زحمتکش و حاشیه‌نشین ـ اغلب در خط مقدم پیامدهای پنهان جنگ قرار می‌گیرند.

در ادبیات مطالعات جنگ و جنسیت، پژوهشگران بارها نشان داده‌اند که جنگ‌ها نه‌تنها روابط قدرت موجود را بازتاب می‌دهند، بلکه آنها را تشدید می‌کنند. در حوزه مطالعات جنسیت و مطالعات جنگ، استدلال می‌شود که نقش‌های جنسیتی در دوران جنگ به شکلی برجسته‌تر از هر زمان دیگر ظاهر می‌شوند. همان‌گونه که جاشوا اس. گلدشتاین در کتاب جنگ و جنسیت اشاره می‌کند، «نقش‌های جنسیتی در هیچ کجا به اندازه جنگ برجسته نیستند». جنگ‌ها معمولاً بر پایه ساختارهای مردسالارانه شکل می‌گیرند و در نتیجه، نابرابری جنسیتی را در سطح خانواده، بازار کار و ساختارهای سیاسی تشدید می‌کنند.

جنگ به‌طور مستقیم زندگی روزمره را مختل می‌کند و روابط اجتماعی را در تمامی سطوح دگرگون می‌سازد. در بسیاری از جوامع، زنان نخستین گروهی هستند که پیامدهای اقتصادی جنگ را تجربه می‌کنند: اخراج از کار، کاهش دستمزد، گسترش اشتغال غیررسمی و افزایش بار مراقبت از خانواده. علاوه بر این، جنگ‌ها اغلب تعداد زیادی از زنان را در موقعیت بیوگی، رهاشدگی یا سرپرستی تنها برای خانواده قرار می‌دهند؛ وضعیتی که فشار اقتصادی و روانی مضاعفی بر آنان تحمیل می‌کند.

در ایران، این آسیب‌پذیری پیشاپیش در بستر یک بحران عمیق اقتصادی شکل گرفته است. چهره فقر در سال‌های اخیر به‌طور فزاینده‌ای زنانه شده است. برآوردها نشان می‌دهد بیش از چهار میلیون زن سرپرست خانوار در کشور زندگی می‌کنند که بخش بزرگی از آنان به دلیل فقدان حمایت‌های اجتماعی و محدودیت‌های بازار کار در زمره فقیرترین اقشار جامعه قرار دارند. در شهر تهران نیز گزارش‌ها حاکی از آن است که بیش از ۶۰ درصد از حدود ۲۰۰ هزار زن سرپرست خانوار شناسایی‌شده با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در سطح کشوری نیز با وجود آنکه حدود ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، زنان به دلیل تبعیض‌های ساختاری و قانونی در بازار کار وضعیت آسیب‌پذیرتری دارند و نرخ مشارکت اقتصادی آنان حدود ۲۶ درصد برآورد می‌شود.

این شرایط باعث شده بسیاری از زنان برای تامین معاش به مشاغل غیررسمی، کارگاه‌های کوچک یا دست‌فروشی روی آورند؛ مشاغلی که اغلب فاقد بیمه، امنیت شغلی و حمایت‌های قانونی هستند. در چنین ساختاری، هر بحران اقتصادی یا امنیتی -از جمله جنگ- می‌تواند به‌سرعت این تعادل شکننده را فرو بپاشد. در زمان جنگ، زنان معمولاً نخستین گروهی هستند که از بازار کار حذف می‌شوند یا دستمزد آنان کاهش می‌یابد.

با آغاز درگیری نظامی، این آسیب‌پذیری‌ها به‌طور مضاعف تشدید می‌شود. جنگ نه‌تنها منابع اقتصادی را به سمت بخش‌های نظامی سوق می‌دهد، بلکه با ایجاد ناامنی، جابه‌جایی جمعیت، تخریب زیرساخت‌ها و افزایش هزینه‌های زندگی، فشار بیشتری بر خانوارهای فقیر وارد می‌کند. در چنین شرایطی، زنان سرپرست خانوار بیش از دیگران در معرض سقوط به فقر مطلق قرار می‌گیرند.

افزون بر این، در جامعه‌ای چند اتنیکی مانند ایران، ترکیب عوامل تبعیض -از جمله جنسیت، تعلقات اتنیکی و باورهای مذهبی- می‌تواند وضعیت زنان را پیچیده‌تر و وخیم‌تر کند. زنانی که هم‌زمان با تبعیض‌های جنسیتی، اتنیکی یا عقیدتی مواجه‌اند، در شرایط جنگی با لایه‌های متعددی از محرومیت و خشونت ساختاری روبه‌رو می‌شوند.

از این منظر، بزرگداشت ۸ مارس تنها یادآور مبارزه تاریخی زنان برای برابری نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی درباره پیامدهای انسانی جنگ و ضرورت دفاع از حقوق زنان در شرایط بحران است. هرگونه راهبرد صلح، بازسازی یا اصلاحات سیاسی در ایران، اگر به وضعیت زنان ـ به‌ویژه زنان زحمتکش و سرپرست خانوار ـ توجه نکند، در عمل نمی‌تواند به عدالت اجتماعی پایدار منجر شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد که جنگ‌ها زمانی پایان واقعی می‌یابند که جامعه بتواند از بازتولید ساختارهای نابرابر جلوگیری کند. دفاع از حقوق زنان، تضمین مشارکت اقتصادی آنان، و ایجاد سازوکارهای حمایتی برای زنان آسیب‌پذیر نه‌تنها یک مطالبه حقوق بشری، بلکه پیش‌شرط بازسازی اخلاقی و اجتماعی جامعه‌ای است که از دل بحران‌های عمیق عبور می‌کند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.