کودکان در سایه جنگ؛ چگونه میتوان از آنها در شرایط بمباران و اضطراب مراقبت کرد؟
با گسترش حملات نظامی، کودکان نیز در میان اصلیترین قربانیان جنگ قرار گرفتهاند؛ از کشته شدن تنها ۱۶۸ کودک در میناب تا میلیونها کودکی که با آوارگی، ترس و ناامنی روبهرو شدهاند. پریسا کاکایی، فعال حقوق کودکان، میگوید نحوه واکنش خانوادهها، توضیح دادن اتفاقات و حفظ روتینهای ساده زندگی میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب کودکان در شرایط جنگی داشته باشد. او راهکارهایی عملی برای مراقبت از کودکان خردسال، کودکان دانش آموز و نوجوانان ارائه میدهد.

حمله نظامی در ایران ـ اسفند ۱۴۰۴ ـ عکس: شبکههای اجتماعی
آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران یکی از خونبارترین رویدادهای هفتههای اخیر را رقم زد. در نخستین ساعات این حملات، ۱۶۸ کودک دبستانی در مدرسه «شجره طیبه» میناب کشته شدند؛ حادثهای که به گفته فعالان حقوق کودک، تنها آغاز موجی از آسیبهای گسترده به کودکان بود.
بر اساس گزارشها، تا امروز حدود یکسوم کشتهشدگان این حملات را کودکان تشکیل میدهند. علاوه بر این، میلیونها کودک دیگر نیز به شکلهای مختلف آسیب دیدهاند؛ کودکانی که اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، کودکانی که خانههایشان ویران شده یا ناچار شدهاند همراه خانواده شهر و محل زندگی خود را ترک کنند و در جایی امنتر پناه بگیرند.
در عین حال بسیاری از کودکان همچنان در شهرهایی مانند تهران و دیگر مناطق هدف حمله باقی ماندهاند و در معرض اضطراب، ترس و نگرانیهای ناشی از صدای انفجارها و فضای ناامن قرار دارند.
در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان از کودکان مراقبت کرد و اصولاً مراقبت از کودکان در شرایط جنگی چه معنایی پیدا میکند. با پریسا کاکایی فعال حقوق کودکان گفتوگو کردیم.
پریسا کاکایی، فعال حقوق کودکان، در گفتوگو با رادیو زمانه تأکید میکند که واکنش کودکان به جنگ تا حد زیادی به سن آنها بستگی دارد و به همین دلیل شیوه برخورد با آنها نیز باید متفاوت باشد.
به گفته او، کودکان خردسال معمولاً مفهوم کامل جنگ را درک نمیکنند، اما به صداهای بلند، تغییرات محیطی و اضطراب والدین بسیار حساس هستند. در چنین شرایطی ممکن است کودک بیشتر به والدین خود بچسبد، گریه کند، کابوس ببیند یا رفتارهایی مانند شبادراری نشان دهد.
او میگوید در این سنین، بیش از هر چیز حضور فیزیکی والدین و ایجاد حس امنیت اهمیت دارد. اگر کودک درباره صداهای بیرون سؤال کند، بهتر است با جملاتی ساده و کوتاه پاسخ داده شود.
میتوانیم وقتی کودک میپرسد چه خبر است، بگوییم: درست است که صداهای بیرون بلند است، اما ما اینجا کنار تو هستیم و مراقبت میکنیم.
کاکایی همچنین بر اهمیت لمس فیزیکی، در آغوش گرفتن کودک و استفاده از جملاتی که حس امنیت میدهند تأکید میکند و هشدار میدهد که واکنشهای شدید والدین، مانند فریاد زدن یا نشان دادن اضطراب شدید، میتواند به سرعت به کودک منتقل شود.
او با اشاره به تجربه جنگ ایران و عراق میگوید بسیاری از کودکانی که در آن دوران زندگی میکردند، به دلیل اضطراب شدید دچار مشکلاتی مانند لکنت زبان شدند و برخی از این آسیبها حتی در بزرگسالی نیز ادامه یافت. به گفته او، این تجربه نشان میدهد که واکنش والدین و فضای اطراف کودک تا چه اندازه در شکلگیری تجربه روانی کودک نقش دارد.
کاکایی توضیح میدهد که کودکان هفت تا دوازده ساله معمولاً بیشتر متوجه اتفاقاتی میشوند که در اطرافشان رخ میدهد. آنها ممکن است درباره جنگ سؤالهای زیادی بپرسند، نگران امنیت خانواده باشند یا احساس خشم و سردرگمی کنند.
به گفته او، در این سن لازم است اطلاعاتی ساده اما واقعی در اختیار کودک قرار داده شود و در عین حال از توضیح جزئیات خشونتآمیز جنگ خودداری شود. او تأکید میکند که در این مرحله مهم است احساسات کودک به رسمیت شناخته شود و اگر سؤالی دارد، پاسخی متناسب با سن خود دریافت کند.
کاکایی همچنین پیشنهاد میکند والدین کودکان را در فعالیتهای ساده خانوادگی مشارکت دهند؛ برای مثال میتوان با هم غذا پخت، کاردستی درست کرد یا فعالیتهای مشترکی انجام داد که احساس همکاری و امنیت ایجاد کند.
او میگوید در چنین موقعیتهایی میتوان به کودک توضیح داد که در برخی نقاط درگیریهایی وجود دارد و طبیعی است که آدمها بترسند، اما خانواده در کنار هم تلاش میکند در امنیت بماند.
به گفته این فعال حقوق کودک، داشتن «روتین» در زندگی روزمره نیز اهمیت زیادی دارد. اگر خانواده پیش از این شبها برای کودک کتاب میخوانده یا بازی خاصی انجام میداده، بهتر است همان برنامهها تا حد امکان ادامه پیدا کند.
او همچنین به برخی تمرینهای ساده برای کاهش اضطراب کودکان اشاره میکند؛ از جمله تمرین تنفس عمیق که میتواند در قالب یک بازی ساده انجام شود.
مثلاً میتوانیم بازی “شکم بادکنکی” انجام دهیم؛ یعنی با کودک نفس عمیق بکشیم، شکم را باد کنیم و بعد آرام هوا را بیرون بدهیم. این تمرین به کودک کمک میکند نفس کشیدن آرام را یاد بگیرد و اضطرابش کمتر شود.
به گفته کاکایی، بازیهایی که توجه کودک را به محیط اطراف جلب میکنند نیز میتوانند مؤثر باشند. برای مثال میتوان از کودک خواست چیزهایی را که در اتاق میبیند نام ببرد یا با هم نقاشی بکشند و درباره احساساتشان حرف بزنند.
او میگوید نقاشی کردن، داستانسازی و بازیهای تخیلی میتواند به کودکان کمک کند ترس و تنش خود را تخلیه کنند.
در مورد نوجوانان، به گفته کاکایی وضعیت متفاوت است. نوجوانان معمولاً اخبار را دنبال میکنند و ممکن است نگرانیهای عمیقتری درباره آینده، امنیت خانه یا شرایط کشور داشته باشند.
او تأکید میکند که در این سن باید با احترام با نوجوان صحبت کرد، به نظر و احساسات او گوش داد و اجازه داد در گفتوگوهای خانوادگی مشارکت داشته باشد. در عین حال باید مراقب بود از جملاتی استفاده نشود که اضطراب یا ناامیدی بیشتری ایجاد کند.
به گفته او، بهتر است به نوجوانان گفته شود شرایط سخت است و احساساتی که دارند طبیعی است، اما نباید از آینده تصویری کاملاً تاریک و ناامیدکننده ارائه داد.
کاکایی همچنین هشدار میدهد که نباید احساسات کودکان و نوجوانان را انکار کرد یا گفت «چیزی نیست» یا «گریه نکن». به گفته او، لازم است به آنها نشان داده شود که هر احساسی قابل پذیرش است.
او در ادامه به نشانههایی اشاره میکند که ممکن است در شرایط بحران در کودکان ظاهر شود؛ از جمله کابوسهای مکرر، پرخاشگری، مشکلات خواب یا برخی نشانههای جسمی. در چنین مواردی، اگر امکان داشته باشد، بهتر است از متخصصان سلامت روان کودک کمک گرفته شود.
در پایان، کاکایی به مسئله مهم دیگری نیز اشاره میکند: نقش اخبار در تشدید اضطراب کودکان.
به گفته او، در شرایطی که اینترنت قطع است و دسترسی به رسانههای مستقل محدود شده، تمرکز بسیاری از رسانهها بر نمایش تصاویر و جزئیات جنگ است. او توصیه میکند کودکان خردسال تا حد امکان از اخبار جنگ دور نگه داشته شوند، زیرا این تصاویر میتواند اضطراب آنها را افزایش دهد.
به همین دلیل او پیشنهاد میکند خانوادهها زمانهایی را بهعنوان «زمان بدون تلفن همراه» در نظر بگیرند؛ ساعتی در روز که همه اعضای خانواده گوشیها را کنار بگذارند، تلویزیون خاموش باشد و وقت خود را با گفتوگو یا بازی با یکدیگر بگذرانند.
در مورد نوجوانان، کاکایی معتقد است بهتر است به جای منع کامل دسترسی به اخبار، با آنها درباره آنچه اتفاق میافتد گفتوگو شود. زیرا در این سن نوجوانان نیاز دارند بدانند چه رخ میدهد و بتوانند درباره آن صحبت کنند.
او تأکید میکند که گفتوگو درباره احساسات و تجربهها در خانواده میتواند به نوجوانان کمک کند بهتر با شرایط دشوار کنار بیایند.
فایل صوتی گفتوگو با پریسا کاکایی را بشنوید:




نظرها
نظری وجود ندارد.