چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گلوگاه هرمز: از اختلال منطقه‌ای تا بحران ساختاری سرمایه‌داری جهانی

بحران هرمز را باید در سطحی فراتر از ژئوپولیتیک کلاسیک تحلیل کرد: به‌مثابه اختلالی در منطق «گردش» که بنیان سرمایه‌داری معاصر را شکل می‌دهد. در جهانی که زنجیره‌های تأمین به‌طور فزاینده‌ای به حرکت پیوسته و بی‌وقفه کالاها، انرژی و سرمایه وابسته‌اند، گلوگاه‌هایی مانند هرمز دیگر صرفاً اهرم‌های ژئوپولیتیک نیستند، بلکه به مفصل‌هایی بدل شده‌اند که حیات کلیت نظام سرمایه‌داری به آن‌ها وابسته است. درست به همین دلیل است که این نقاط همچون پلی میان جغرافیای سرمایه و جغرافیای جنگ عمل می‌کنند. اختلال در این مفاصل، نااطمینانی را به‌عنوان یک متغیر ساختاری به درون کل نظام تزریق می‌کند؛ نااطمینانی‌ای که از خلال افزایش هزینه‌ها، اختلال در زمان‌بندی و بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی بازتولید شده و به‌سرعت در سراسر شبکه جهانی سرایت می‌یابد.

بحران کنونی تنگه هرمز نه صرفاً اپیزودی از یک رخداد نظامی در یک آبراه باریک، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده در عریان شدن محدودیت‌های ساختاری نظم جهانی است؛ نظمی که حیات آن به جریان بی‌وقفه و بی‌اختلال کالاها وابسته است.

این بحران در ۲۸ فوریه، در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ موشکی و پهپادی ایران، شکل گرفت و به‌سرعت از سطح تنش نظامی به سطح اختلال واقعی در یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان ارتقا یافت؛ تنگه‌ای به عرض حدود ۳۴ کیلومتر که در شرایط عادی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت ـ نزدیک به یک‌پنجم تجارت دریابرد نفت جهان ـ و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع، به‌ویژه از قطر، از آن عبور می‌کند.

از همان روزهای نخست، با اعلام تنگه به‌عنوان «منطقه پرخطر» توسط ایران و سپس حملات به کشتی‌ها و افزایش شدید نرخ بیمه جنگی، هزینه عبور از هرمز به‌حدی افزایش یافت که خودِ منطق بازار، توقف در گردش را ایجاب می‌کرد. در عرض چند روز، تردد حدود ۷۰ درصد کاهش یافت و سپس تقریباً به صفر رسید. بیش از ۱۵۰ کشتی در اطراف تنگه متوقف شدند؛ دست‌کم ۱۱ کشتی آسیب دیدند، ۶ کشتی رها شدند، یک یدک‌کش غرق شد و ۱۱ دریانورد کشته یا مفقود شدند.

هرمز به‌مثابه مفصل گردش: از نفت تا منطق «پریمیوم شکنندگی»

برای درک عمق این بحران، باید از نگاه رایج که بر تولید و منابع طبیعی تمرکز دارد فراتر رفت و بر سطح «گردش» تمرکز کرد. در سرمایه‌داری معاصر، آنچه تعیین‌کننده است نه صرفاً تولید، بلکه حرکت پیوسته کالاها، انرژی و سرمایه در شبکه‌ای جهانی از مسیرها، بنادر، کشتی‌ها، مخازن و ابزارهای مالی است. در این شبکه، نقاطی مانند هرمز، سوئز یا مالاکا «مفصل»‌های حیاتی‌اند: گره‌هایی که کل سیستم به آن‌ها وابسته است.

بحران تنگه هرمز نشان داد که اختلال در این مفاصل چگونه به‌سرعت به بحرانی در کل نظام تبدیل می‌شود. قیمت نفت برنت در روزهای نخست بین ۱۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافت و تا حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید. قیمت گاز در اروپا نیز از حدود ۳۰ یورو به بیش از ۶۰ یورو در هر مگاوات‌ساعت جهش کرد. اما این افزایش صرفاً نتیجه کاهش فیزیکی عرضه نبود، بلکه ناشی از اضافه شدن چیزی بود که در اقتصاد سیاسی می‌توان آن را «پریمیوم ریسک» نامید.

پریمیوم (premium) در اینجا به معنای «افزوده‌هزینه» یا «بهای اضافی» است که بازار برای پوشش یک خطر می‌پردازد. وقتی از «پریمیوم ریسک» سخن می‌گوییم، منظور آن بخش از قیمت است که نه به دلیل کمبود واقعی، بلکه به دلیل نااطمینانی و احتمال اختلال آینده به قیمت افزوده می‌شود.

در بحران هرمز، این منطق به سطحی عمیق‌تر رسید که می‌توان آن را «پریمیوم شکنندگی» نامید: یعنی هزینه‌ای که کل نظام سرمایه‌داری جهانی به دلیل محدودیت‌های ساختاری خود ـ وابستگی به گلوگاه‌های محدود ـ می‌پردازد. این پریمیوم از سه کانال اصلی منتقل می‌شود: نخست، بیمه و کشتیرانی، جایی که حذف یا جهش چندبرابری بیمه جنگی تعیین می‌کند آیا تجارت ممکن است یا نه؛ دوم، بازار انرژی، که در آن یک بهای ریسک پایدار به قیمت نفت و گاز افزوده می‌شود؛ و سوم، مالیه و تحریم‌ها، آنچه می‌توان «گلوگاه کاغذی» نامید ـ موانع بانکی و حقوقی که حتی در صورت امکان فیزیکی حمل‌ونقل، جریان تجارت را کند یا متوقف می‌کنند.

در این چارچوب، هرمز فقط یک مسیر نیست، بلکه نوعی «سوپاپ اعتماد» در اقتصاد جهانی است. وقتی این سوپاپ مختل می‌شود، کل منطق کارآمدی ـکه بر زنجیره‌های تأمین درهم‌تنیده و سرِوقت/به‌هنگام (just-in-time) استوار است ـ به منبع شکنندگی تبدیل می‌شود. در اینجا مسئله نه فقط کنترل نظامی، بلکه تولید نااطمینانی است؛ نااطمینانی‌ای که هزینه‌ها را بالا می‌برد، تصمیمات اقتصادی را فلج می‌کند و در نهایت، جریان گردش کالا را متوقف می‌سازد.

: یک کشتی تجاری در سواحل امارات متحده عربی، در تنگه هرمز، دبی در ۲ مارس ۲۰۲۶ لنگر انداخته است.
دبی، امارات متحده عربی - ۲ مارس: یک کشتی تجاری در سواحل امارات متحده عربی، در تنگه هرمز، دبی در ۲ مارس ۲۰۲۶ لنگر انداخته است. منبع: Anadolu via AFP

پیامدهای اقتصادی این وضعیت فراتر از موضوع انرژی است. با ناامن شدن تنگه هرمز، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی مسیرهای خود را تغییر دادند یا عبور و مرور خود را تعلیق کردند؛ بخشی از ترافیک دریایی به آفریقا منحرف شد؛ نرخ اجاره نفتکش‌های غول‌پیکر چند برابر شد؛ و حتی بازارهایی مانند سنگ‌آهن ـ که مستقیماً به گردش کالاها در هرمز وابسته نیستند ـ به دلیل افزایش هزینه سوخت و حمل‌ونقل، دچار افزایش قیمت شدند. این همان اثر «سرایتی» بحران است: گلوگاهی که کل شبکه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در این میان، نابرابری‌های ساختاری نیز برجسته‌تر شده‌اند. کشورهایی که صرفاً صادرکننده نفت خام‌اند، در وابستگی بی‌واسطه به سطح بحران قرار گرفته‌اند، در حالی که کشورهایی با ظرفیت پالایش، ناوگان حمل‌ونقل بدیل و ابزارهای مالی پیشرفته، توان بیشتری برای مدیریت بحران دارند. هم‌زمان، شکاف میان شرکت‌های بزرگ و بازیگران کوچک‌تر تشدید شده است: گروه اول به دلیل ابزارهای پوشش ریسک و دسترسی به منابع مالی مقاوم‌ترند، در حالی که گروه دوم به‌سرعت تحت فشار قرار گرفته‌اند.

از گلوگاه تا میدان جنگ: ژئوپولیتیک لجستیک و افق نظم جدید

هرمز امروز صرفاً یک گلوگاه لجستیکی برای عبور کالا نیست، بلکه به ابزاری فعال در جنگ اقتصادی و ژئوپولیتیک تبدیل شده است. با اعلام «بستن» تنگه، دستور کار ایران نه توقف کامل، بلکه «تنظیم عبور و مرور» است: اجازه دادن به برخی بازیگران و محموله‌ها، و مسدود کردن یا پرهزینه کردن دیگران. این همان چیزی است که می‌توان آن را «ژئوپولیتیک انتخابی» نامید؛ استفاده از زیرساخت‌های جهانی به‌عنوان ابزار تمایز، فشار و امتیازدهی.

در سطح بین‌المللی، واکنش‌ها نیز نشان‌دهنده وزن ژئوپولیتیک بحران بود. آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری جهانی ـ معادل چند روز مصرف ـ نشان داد که دولت‌ها ناچارند برای جلوگیری از فروپاشی بازار مداخله کنند. این امر یادآور یک نکته اساسی است: جهانی‌سازی «بازاری» بدون پشتوانه مداخله دولتی پایدار نیست. امروز این مداخله‌ها در چارچوب نقشه چندقطبی‌شده بلوک‌های قدرت/سرمایه رخ می‌دهد.

در همین راستا، ایده اسکورت کشتی‌ها مطرح شد، اما با محدودیت‌های عملی جدی روبه‌رو است. حتی در بهترین حالت، تنها تعداد محدودی کشتی در روز قابل اسکورت است. این وضعیت نشان می‌دهد که فاصله‌ای فزاینده میان «توان تخریب» و «توان کنترل پیامدها» در وضعیت‌های جنگی وجود دارد.

در سطح تولید، واکنش کشورهای خلیج به تشدید بحران انجامید: کاهش تولید، اعلام وضعیت اضطراری و حتی توقف کامل تولید گاز در برخی موارد. در نتیجه، صادرات منطقه‌ای به‌شدت کاهش یافت. این امر نشان داد که وابستگی متقابل در اقتصاد جهانی، نه لزوماً عامل ثبات، بلکه می‌تواند سازوکار انتقال سریع بحران باشد.

در همین حال، محدودیت‌های مسیرهای جایگزین نیز آشکار شد. خطوط لوله و بنادر جایگزین، در بهترین حالت تنها بخش کوچکی از ظرفیت گردش هرمز را جبران می‌کنند. زیرساخت‌های زمینی ناکافی، فاصله‌های طولانی و هزینه‌های بالا، این مسیرها را به گزینه‌هایی پرهزینه تبدیل کرده‌اند.

بحران تنگه هرمز لحظه‌ای است که در آن «جغرافیای سرمایه» و «جغرافیای جنگ» به‌طور کامل بر هم منطبق شده‌اند. گلوگاهی که تا پیش از این به‌عنوان یکی از مفاصل کارآمدی و تسریع گردش جهانی انرژی و کالا عمل می‌کرد، اکنون به میدان اعمال قدرت، تولید نااطمینانی و بازتوزیع ریسک بدل شده است. مفصل‌های حیاتی در سرمایه‌داری لجستیکی معاصر، در عین حال گلوگاه‌های شکنندگی آن نیز هستند. زیرساخت‌های لجستیکی ـ از مسیرهای دریایی و بنادر گرفته تا بیمه، مالیه و زنجیره‌های تأمین ـ نه بستر خنثای گردش، بلکه خود به عرصه‌ای فعال از منازعه‌های ژئوپولیتیک بدل شده‌اند. در سرمایه‌داری امروز، اختلال در یک گلوگاه می‌تواند از طریق افزایش ریسک، هزینه و نااطمینانی، کل منطق کارآمدی را مختل کرده و آن را به وضعیت بحران سوق دهد. از این منظر، مسئله نه فقط کنترل سرزمین یا منابع، بلکه کنترل «مسیرها» و «گردش» است؛ جایی که قدرت از توانایی هدایت، کند کردن یا گزینش جریان‌ها ناشی می‌شود. در چنین نظمی، تجارت دیگر به‌اصطلاح آزاد و بی‌اصطکاک نیست، بلکه ذاتاً پرریسک، سیاسی‌شده و نیازمند حفاظت است.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.