چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از بن‌بست آمریکا تا ابتکار عمل اسرائیل: آیا جنگ از کنترل خارج شده است؟

جنگی که قرار بود به شکلی برق‌آسا به انجام برسد، اکنون به مرحله‌ای رسیده که هیچ‌یک از بازیگران اصلی کنترل کامل سرنوشت آن را در اختیار ندارند. تشدید همزمان درگیری‌های میدانی، اختلال در بازارهای انرژی و نشانه‌های تردید در تصمیم‌گیری‌های واشنگتن، همگی حاکی از آن است که جنگ از چارچوب اولیه خود خارج شده و وارد وضعیتی سیال و پرریسک شده است؛ وضعیتی که در آن ابتکار عمل به‌تدریج از دست آمریکا خارج و بیش از پیش به اسرائیل و تا حدی ایران منتقل شده است. ایالات متحده در موقعیتی قرار گرفته که هم تداوم جنگ و هم خروج از آن برایش پرهزینه است؛ اسرائیل به دنبال تعمیق درگیری است و ایران در پی تبدیل بحران به فرصت چانه‌زنی.

در تحولات شتابان جنگ اخیر، آنچه در ۲۴ ساعت گذشته رخ داده، یک نقطه عطف عمده است: مجموعه‌ای از حملات، واکنش‌ها و سیگنال‌های سیاسی که نشان می‌دهد جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن نه تنها موازنه قوا در میدان، بلکه منطق تصمیم‌گیری بازیگران نیز دستخوش تغییر شده است. اگر تا چند روز پیش می‌شد از یک طرح آمریکایی برای مدیریت جنگ سخن گفت، اکنون نشانه‌ها حاکی از آن است که واشنگتن کنترل روند تحولات را تا حد زیادی از دست داده و ابتکار عمل به تدریج به بازیگران دیگر، به ویژه اسرائیل و تا حدی ایران، منتقل شده است.

نقطه آغاز این چرخش را می‌توان در سلسله اقداماتی دید که به طور همزمان سطح درگیری را بالا بردند. حمله به میدان گازی پارس جنوبی و هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در عسلویه، به سرعت با واکنش شدید ایران مواجه شد. تهران با هدف قرار دادن زیرساخت‌های نفت و گاز در عربستان سعودی، قطر و دیگر نقاط منطقه پاسخ داد؛ واکنشی که هم دامنه جنگ را گسترش داد و هم مستقیماً بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داد و موجب افزایش قیمت نفت شد. گزارش‌هایی درباره هدف قرار گرفتن یک جنگنده پیشرفته F-35 نیز بر پیچیدگی صحنه افزود و نشان داد که توان بازدارندگی ایران همچنان عاملی جدی در معادله است.

اما تحول تعیین‌کننده، در سطح سیاست‌گذاری آمریکا رخ داده است. اظهارات وزیر خزانه‌داری ایالات متحده درباره امکان تسهیل فروش نفت ایران، با هدف مهار قیمت‌های جهانی، نشانه‌ای از چرخش ناخواسته واشنگتن به سوی گزینه‌ای است که پیش‌تر از آن پرهیز داشت: کاهش فشار تحریمی. این تغییر لحن، حتی اگر هنوز به سیاست رسمی تبدیل نشده باشد، نشان می‌دهد که هزینه‌های جنگ در حال فراتر رفتن از محاسبات اولیه است و ابزارهای سنتی فشار کارایی پیشین خود را از دست داده‌اند.

در سطح منطقه‌ای نیز نشانه‌های شکاف ظاهر شده است. بیانیه پایانی اجلاس کشورهای عربی و اسلامی، که عمدتاً ایران را محکوم کرد و از محکومیت صریح حملات آمریکا و اسرائیل پرهیز داشت، بازتاب همان الگوی آشنای ملاحظات سیاسی بود. اما تشدید درگیری و سرایت آن به زیرساخت‌های انرژی منطقه، این توازن را  دگرگون کرده است. در پی این تحولات، ترکیه و قطر در بیانیه‌ای جدید، اسرائیل را مسئول اصلی تشدید بحران دانسته و آن را محکوم کردند، امری که نشانه‌ای از فرسایش اجماع اولیه کشورهای منطقه است.

همزمان، نشانه‌هایی از تردید در واشنگتن نیز آشکار شده است. ترامپ اعلام کرده که اسرائیل دیگر نباید به تأسیسات انرژی حملات کند  و گزارش‌های مربوط به اعزام نیروی زمینی به سواحل جنوبی ایران نیز رد شده است. این مواضع نشان می‌دهد که نگرانی نسبت به هزینه‌های غیرقابل کنترل جنگ در حال افزایش است.

در چنین شرایطی، جنگ به نقطه‌ای رسیده که ظرفیت‌های طرفین به مرزهای پرهزینه نزدیک شده و کشورهای منطقه نیز تحمل ادامه این سطح از تنش را ندارند. نشانه‌هایی از ورود جنگ به یک وضعیت فرسایشی و حتی سراشیبی توقف قابل مشاهده است.

واگذاری فرمان جنگ به تل‌آویو

پس از شکست طرح اولیه آمریکا که بر وارد آوردن ضربه‌ای سریع و تعیین‌کننده به ساختار سیاسی ایران استوار بود، به نظر می‌رسد واشنگتن وارد مرحله‌ای از سردرگمی راهبردی شده است؛ وضعیتی که در آن نه چشم‌انداز پیروزی روشن است و نه مسیر خروج. در این وضعیت، ابتکار عمل بیش از پیش به اسرائیل منتقل شده است.

این جابه‌جایی، تناقضی ساختاری در دل ائتلاف آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است. راهبرد تل‌آویو ـ فرسایش بلندمدت توان ایران، حتی به بهای بی‌ثباتی منطقه و اختلال در بازارهای انرژی ـ با منافع ایالات متحده هم‌خوانی ندارد. افزایش قیمت انرژی، فشار بر اقتصاد جهانی و پیامدهای سیاسی داخلی، عواملی هستند که واشنگتن را به احتیاط وامی‌دارند. به عبارت دیگر، در حالی که اسرائیل به دنبال تعمیق جنگ است، آمریکا ناچار به مدیریت پیامدهای آن شده است.

حمله به میدان گازی پارس جنوبی در این میان اهمیتی ویژه دارد. این میدان، به عنوان منبع مشترک ایران و قطر، عملاً دو کشور را درگیر می‌کند و هدف قرار دادن آن، حتی اگر علیه ایران باشد، پیامدهایی مستقیم برای قطر، یکی از شرکای کلیدی آمریکا، دارد. همین امر شکافی در انسجام راهبردی واشنگتن ایجاد کرده و واکنش محتاطانه ترامپ نیز از همین حساسیت ناشی می‌شود.

در سوی دیگر، ایران توانسته است از شرایط جنگی برای تقویت موقعیت خود استفاده کند. تأثیرگذاری بر بازار انرژی و توان پاسخ‌گویی نظامی، این امکان را به تهران داده که جنگ را به اهرمی برای چانه‌زنی تبدیل کند. مطالباتی چون کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه و رفع تحریم‌ها در این چارچوب معنا پیدا می‌کنند، هرچند همه آن‌ها به یک اندازه واقع‌بینانه نیستند.

در میان امتیازاتی که ایران می‌تواند طلب کند، رفع تحریم‌ها به عنوان محتمل‌ترین مسیر مطرح است، به ویژه در شرایطی که فشار بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی افزایش یافته است. اما تحقق این مسیر، بیش از هر چیز به سیاست داخلی آمریکا وابسته است. تصمیم ترامپ، به واکنش پایگاه اجتماعی او گره خورده است: اگر این پایگاه به طور جدی با جنگ مخالفت کند، کاخ سفید ناچار به یافتن راه خروج خواهد شد؛ خروجی که باید در قالب یک «پیروزی» روایت شود. این نیاز به تولید روایت پیروزی، محدودیت زمانی مهمی ایجاد می‌کند. مذاکرات برای پایان جنگ زمان‌بر است و ممکن است با تقویم سیاسی داخلی هم‌خوانی نداشته باشد. در چنین شرایطی، حتی توافقی ممکن نیز می‌تواند به دلیل ناهماهنگی زمانی از دست برود.

در این میان، اسرائیل همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. برای بخشی از نیروهای حاکم در تل‌آویو، تداوم جنگ نه یک شکست، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت است. از این‌رو، احتمال تلاش برای مختل کردن هر مسیر دیپلماتیک را نمی‌توان نادیده گرفت.

در مجموع، آنچه امروز با آن مواجهیم، نه یک جنگ قابل کنترل، بلکه وضعیتی سیال و پرریسک است که در آن هر اقدام، پیامدهایی فراتر از انتظار دارد. ایالات متحده در موقعیتی قرار گرفته که هم تداوم و خروج از جنگ برایش پرهزینه است؛ اسرائیل به دنبال تعمیق درگیری است؛ و ایران در پی تبدیل بحران به فرصت چانه‌زنی است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.