حمله به عسلویه: تهدیدی برای امنیت انرژی و معیشت مردم
گفتوگو با سه کارشناس در حوزههای تاریخ اجتماعی و کارگری، مسائل نیروی کار و اقتصاد درباره زوایای حمله به عسلویه.

در پی حمله اسرائیل به تأسیسات گازی و پتروشیمی منطقه عسلویه (استان بوشهر) در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ (۱۸ مارس ۲۰۲۶)، بخشهایی از فازهای سوم، چهارم، پنجم و ششم میدان گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان، هدف قرار گرفت. رسانههای داخلی از آتشسوزی در مخازن و محوطههای عملیاتی، تخلیه کارکنان به مناطق امن و تلاش نیروهای امدادی برای مهار آتش خبر دادند.
رسانههای آمریکایی، از جمله اکسیوس، به نقل از مقامهای اسرائیلی مسئولیت حمله را به نیروی هوایی اسرائیل نسبت دادند و تأکید کردند این عملیات با «چراغ سبز» آمریکا انجام شده است. کمتر از یک روز بعد اما دونالد ترامپ این مساله را تکذیب کرد.
رئیسجمهور آمریکا، پنجشنبه ضمن اعلام بیاطلاعی از حمله روز گذشته اسرائیل به پارس جنوبی، به ایران هشدار داد که در صورت ادامه حملات به قطر، واشنگتن «کل تأسیسات پارس جنوبی را با شدتی بیسابقه منهدم خواهد کرد.» او تأکید کرد: «تمایلی به چنین سطحی از ویرانی ندارم، اما در صورت تکرار حملات، تردید نخواهم کرد.»
این حمله، نهتنها بخش حیاتی از اقتصاد ایران، که ۷۰ درصد مصرف گاز داخلی و ۴۰ درصد تولیدات پتروشیمی کشور به آن وابسته است را تهدید کرده، بلکه واکنشهای زنجیرهای منطقهای و جهانی را در پی داشته است: از جهش قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۸ دلار و وستتگزاس به نزدیکی ۹۸ دلار، تا قطع کامل صادرات گاز به عراق (که ۳۰ تا ۴۰ درصد نیاز انرژی این کشور را تأمین میکرد) و هشدارهای جدی قطر و امارات درباره «تهدید به امنیت انرژی جهان». در سوی دیگر، سپاه پاسداران با صدور بیانیهای، پالایشگاههای سامرف و الجبیل (عربستان)، میدان گازی الحصن (امارات) و تأسیسات کلیدی در قطر را در «هدف» قرار داد و از شهروندان خواست فوراً آن مناطق را ترک کنند.
در این شرایط، رادیو زمانه با سه کارشناس در حوزه تاریخ کارگری، فعالیت صنفی و اقتصاد گفتوگو کرد تا پیامدهای این حمله بر زیرساختهای اقتصادی، معیشت کارگران و ثبات منطقه را بررسی کند.
پیمان جعفری، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران که رساله دکترای خود را درباره تاریخ اجتماعی صنعت نفت نوشته، معتقد است حمله به عسلویه «هدف واقعی جنگ» را آشکار میکند:
این هدف تغییر رژیم نیست؛ آنها به دنبال ویرانی زیرساختهای اقتصادی و فروپاشی اجتماعی ایران هستند. تأسیسات عسلویه از سال ۱۳۷۷ برای بهرهبرداری از پارس جنوبی — بزرگترین میدان گازی جهان — ساخته شده و اکنون قلب صنعت پتروشیمی کشور است که بیش از ۴۰ درصد محصولات پتروشیمی را تولید میکند.
او تأکید میکند این منطقه حاصل زحمات «کارگرانی» است که در سختترین شرایط و با اعتصابهای مکرر برای حقوق خود مبارزه کرده و از خیزش «زن، زندگی، آزادی» حمایت علنی کردند:
امروز همین کارگران در عسلویه مشغول کار بودند که با آتش بمباران و گازهای سمی روبهرو شدند. ساکنان این منطقه نیز سالها با عواقب زیستمحیطی این جنگ زندگی خواهند کرد. در کوتاهمدت، حمله عسلویه را به مرحلهای جدید از جنگ میبرد: چرخه خشونت با هدف قرار دادن صنایع نفتی گستردهتر خواهد شد و احتمال حمله متقابل ایران به تأسیسات منطقهای، بحران را به سطح جهانی گسترش میدهد.
او هشدار داد که با احتمال اقدام متقابل ایران، «جنگ وارد مرحلهای جدید میشود» و چرخه خشونت با هدف قرار دادن صنایع انرژی در منطقه گستردهتر خواهد شد.
بشنوید:
مهدی قدسی، کارشناس اقتصادی، پیامدهای بلافاصلهای این حمله را بر اقتصاد ایران تشریح میکند. او با تأکید بر اینکه ۷۰ تا ۸۰ درصد گاز ایران از پارس جنوبی تأمین میشود، گفت:
توقف کامل این فاز، کشور را با اختلال گستردهای مواجه میکند. نهتنها صنعت، بلکه منازل مسکونی و خدمات زیربنایی — بهویژه در زمستان برای گرمایش — به گاز نیاز دارند. صادرات گاز به عراق که ۳۰ تا ۴۰ درصد نیاز انرژی این کشور را برطرف میکرد، به صفر میرسد.
قدسی سناریوهای تورمی را بررسی کرد:
اگر خسارت به منابع یا مخازن باشد، قابل تعمیر است؛ اما اگر تجهیزات تولید دچار خسارت شوند، تولید بهطور کامل متوقف میشود. حتی در سناریوی کمخطر — کاهش ۱۰ درصد تولید گاز — با توجه به ذخایر محدود، عرضه دچار کمبود میشود و اقتصاد با ناکارآمدی روبرو میگردد. در صورت طولانی شدن بحران، کمبود گاز مانع تولید برق میشود و فعالیتهای اقتصادی عملاً متوقف خواهند شد.
او هشدار داد که دولت، که ۸۰ تا ۸۵ درصد اقتصاد را اداره میکند، با کسری بودجه جدی مواجه خواهد شد و احتمالاً به چاپ پول متوسل خواهد شد که تورم را تشدید میکند:
سناریوی تورمی میتواند بسیار بالاتر از پیشبینیهای ۶۰ تا ۸۰ درصد باشد و با افزایش نرخ ارز و گرانی کالاها همراه شود. اما مهمترین چالش، کمبود کالا و خدمات است؛ این کمبود برای مردم ملموستر از افزایش قیمت حاملهای انرژی خواهد بود. در شرایط بحران، دولت احتمالاً با روشهای سختگیرانهتر و کنترلهای شدیدتری مدیریت اوضاع را دنبال خواهد کرد.
بشنوید:
جلال سعیدی، فعال کارگری در گفتوگو با زمانه به تأثیرهای فوری این جنگ بر نیروی کار پرداخت. او با تاکید بر اینکه امنیت جانی پیش از هر بحث اقتصادی است، گفت:
وقتی جنگ شروع میشود، ادامه سیاست و فعالیتهای صنفی به حاشیه میرود. اولین چیزی که جنبشهای مردمی — بهویژه جنبش کارگری — را از پیگیری مطالبات بازمیدارد، ضربه بزرگی است که به این بخش وارد میآید. طبیعی است که در شروع چنین جنگی، وضعیت بد اقتصادی که قبلاً داشتیم، بدتر میشود: حقوق معوقه، اخراجهای گسترده و تعلیق مبارزات.
سعیدی هشدار داد که هدف قرار دادن میدانهای گازی پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران دارد:
اگر حملاتی مشابه به تأسیسات عربستان و قطر نیز صورت گیرد، بحران جهانی ایجاد میشود. باید توجه داشت نیمکره شمالی بخش بزرگی از کود شیمیایی خود را از این گاز تأمین میکند. این حمله کشاورزی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و بیشترین آسیب به کشورهایی مانند ایران میرسد که هماکنون دچار بحران همهجانبه است.
او درباره امنیت شغلی و آینده کارگران افزود:
قبل از بحث امنیت شغلی، باید ببینیم همین الان چه بلایی سر مردم میآورد. مناطقی که میزنند، فقط زیرساختها نابود نمیشوند؛ جان کارگران و زحمتکشانی که آنجا هستند در درجه اول به خطر میافتد. این جنگ، سفره را کوچکتر، اجناس را گرونتر و فقر را گستردهتر میکند.
سعیدی به نگرانی از بازسازی پس از جنگ نیز پرداخت:
بازسازی بستگی دارد چه حکومتی جایگزین شود. اگر حکومتی تحمیلی — مانند عراق یا لیبی — برقرار آید، آن «کمکهای بازسازی» در عرصه شعار باقی میمانند و سالهای درازی طول میکشد تا شرایط عادی برگردد. متأسفانه محافظهکارانی که همیشه جنبش واقعی مردم را سد کردند، حالا کف میزنند برای این جنگ و تبعاتش برای طبقه کارگر برایشان بیاهمیت است.
بشنوید:
عسلویه نهتنها محل تولید گاز است، بلکه نقطه عطفی است که در آن سرنوشت اقتصادی ایران و معیشت طبقه کارگر به خطر افتاده است. هر چه زنجیره واکنشها طولانیتر شود، هزینه آن، از نظر انسانی، زیستمحیطی و اقتصادی، سنگینتر بر دوش همان مردم عادی و کارگرانی که «اولین قربانیان» هر جنگی هستند، قرار خواهد گرفت.





نظرها
نظری وجود ندارد.