چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

خلیج فارس در آستانه دو فاجعه: آلودگی نفتی و شوری مرگبار

حسین نوش‌آذر ـ خلیج فارس، این دریای نیمه‌بسته و شکننده، این روزها در معرض دو تهدید هم‌زمان قرار گرفته است: از یک سو، ۸۵ نفت‌کش غول‌پیکر با بیش از ۲۱ میلیارد لیتر نفت در پشت تنگه هرمز به دام افتاده‌اند و هر لحظه احتمال وقوع نشت فاجعه‌باری وجود دارد. از سوی دیگر، احتمال حملات به تأسیسات آب‌شیرین‌کن هم هنور برطرف نشده است. منصور سهرابی، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با رادیو زمانه تحلیل می‌کند که آیا خلیج فارس هنوز ظرفیت بازیابی موضعی دارد؟

با توجه به شوری ذاتی خلیج فارس و تخلیه روزانه میلیون‌ها مترمکعب پساب فوق‌شور آب‌شیرین‌کن‌ها، حمله مستقیم به این تأسیسات یا انسداد ورودی آنها با نفت چه تأثیر فوری و بلندمدت بر گردش آب، لایه‌بندی حرارتی ـ شوری و پایه زنجیره غذایی خواهد داشت؟ آیا مدل‌ها قادر به پیش‌بینی «نقطه بحرانی شوری» در این دریای نیمه‌بسته هستند؟ با گیر افتادن ۸۵ نفت‌کش حامل بیش از ۲۱ میلیارد لیتر نفت در شرایط جنگی پشت تنگه هرمز، آسیب‌پذیری اکوسیستم خلیج فارس نسبت به نشت ۱۹۹۱ چقدر بیشتر شده؟ آیا هنوز ظرفیت بازیابی وجود دارد یا به مرحله «فرسایش اکولوژیک غیرقابل بازگشت» رسیده‌ایم؟ این پرسش‌ها را با دکتر منصور سهرابی، اگرواکولوژیست و کارشناس محیط زیست در میان گذاشتیم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

چنانچه حمله به زیرساخت‌ها جزو اهداف نظامی تلقی شود، ممکن است مسأله آب‌شیرین‌کن‌ها و تأثیر آنها بر شوری خلیج فارس به یکی از بحرانی‌ترین ابعاد  درگیری ایران با آمریکا در خلیج فارس تبدیل شود.  

اهمیت این مسأله از آن جهت است که کشورهای حاشیه خلیج فارس یکی از وابسته‌ترین مناطق جهان به آب شیرین‌شده‌اند؛ به طوری که این تأسیسات ۹۰ درصد آب آشامیدنی کویت، ۸۶ درصد عمان، ۷۰ درصد عربستان و بیش از ۵۰ درصد قطر و بحرین را تأمین می‌کنند.

هم‌زمانی دو تهدید مرگبار برای زیست‌بوم خلیج فارس

از منظر زیست‌محیطی، خطر این حملات تنها به تخریب فیزیکی تأسیسات محدود نمی‌شود. مطالعات جدید مدل‌سازی نشان می‌دهند که حتی در شرایط عادی، تخلیه پساب فوق‌شور و گرم از این تأسیسات در طولانی‌مدت می‌تواند دمای زیرسطحی آب را تا ۰.۶ درجه سلسیوس و شوری را تا ۲ گرم بر کیلوگرم در نواحی ساحلی افزایش دهد.

این افزایش شوری در دریای نیمه‌بسته و ذاتاً پر شوری مانند خلیج فارس زندگی گونه‌های حساس مانند مرجان‌ها، علف‌های دریایی و نرم‌تنان رار به مخاطره می‌‌اندازد. افزون بر این، کارشناسان هشدار می‌دهند که حتی بدون حمله مستقیم، نشت نفت از نفت‌کش‌های سرگردان ممکن است ورودی آب‌شیرین‌کن‌ها را مسدود کرده و آنها را عملاً از کار بیندازد.

منصور سهرابی، کارشناس محیط زیست، در تحلیل خود به دو دسته تهدید اصلی یعنی حمله به آب‌شیرین‌کن‌ها و نشت نفت اشاره کرده و تأکید دارد که تأثیر این تهدیدها بر اکوسیستم خلیج فارس اگرچه در مقیاس محلی شدید و فوری است، اما برخلاف برخی نگرانی‌ها، این منطقه هنوز به «نقطه بحرانی شوری» در مقیاس کلی نرسیده است.

به گفته وی، خلیج فارس به‌عنوان یک پهنه نیمه‌بسته دارای آستانه‌های تحمل طبیعی است و اثرات مخرب عمدتاً به شکل موضعی و در نواحی ساحلی کم‌عمق رخ می‌دهند. با این حال، افزایش شوری و دمای ناشی از تخلیه پساب آب‌شیرین‌کن‌ها می‌تواند منجر به تشکیل لکه‌های آب بسیار شور و گرم، کاهش اکسیژن محلول، و ایجاد استرس اسمزی برای موجودات ریز شود.

این شرایط در صورت هم‌زمانی با آلودگی نفتی، ظرفیت تاب‌آوری اکوسیستم را که نسبت به سال ۱۹۹۰ به شدت کاهش یافته، بیش از پیش تحت تأثیر قرار می‌دهد و زمینه را برای تخریب زیستگاه‌ها و اختلال در شبکه غذایی فراهم می‌کند.

۲۱ میلیارد لیتر نفت، یک فاجعه در انتظار

گزارش «صلح سبز» Greenpeace هشدار می‌دهد که بیش از ۸۵ نفتکش بزرگ (با ظرفیت بیش از ۸۰,۰۰۰ تن و طول بیش از ۱۰۰ متر) در حال حاضر در خلیج فارس (و تا تنگه هرمز) گیر افتاده‌اند و حداقل ۲۱ میلیارد لیتر نفت حمل می‌کنند.   

«گرین‌پیس» این وضعیت را یک «بمب ساعتی اکولوژیکی» توصیف می‌کند و با استفاده از داده‌های ردیابی کشتی‌ها، تصاویر ماهواره‌ای و شبیه‌سازی‌های پخش نفت (با فرض نشت ۵۰,۰۰۰ تنی از موقعیت فعلی برخی نفتکش‌ها)، نشان می‌دهد که یک نشت احتمالی می‌تواند اکوسیستم‌های حساس خلیج فارس مانند رِکِیف‌های مرجانی، جنگل‌های مانگرو، علف‌های دریایی و مسیرهای مهاجرت پستانداران دریایی را نابود کند و معیشت جوامع محلی را برای دهه‌ها تهدید کند.

گرین‌پیس خواستار پایان فوری خشونت نظامی، بازگشت به حقوق بین‌الملل و پیگیری راه‌حل‌های دیپلماتیک است. این سازمان تأکید می‌کند که وابستگی جهانی به سوخت‌های فسیلی چنین ریسک‌های بزرگی را ایجاد می‌کند و تنها برندگان واقعی این درگیری‌ها شرکت‌های نفت و گاز هستند که از افزایش قیمت‌ها سود می‌برند.  

برخلاف نشت‌های نفتی پیشین که اغلب از سکوها یا چاه‌ها منشأ می‌گرفتند و مهار آنها تا حدی امکان‌پذیر بود، اکنون انبوهی از نفت‌کش‌های غول‌پیکر با بدنه‌های آسیب‌پذیر در منطقه‌ای مملو از آتش‌سوزی‌های نفتی، حملات موشکی، مین‌های شناور و اختلال کامل در ناوبری، در کنار یکدیگر تجمع کرده‌اند. این شرایط، احتمال برخورد، آتش‌سوزی زنجیره‌ای یا اصابت مستقیم به چندین نفت‌کش را به شدت افزایش داده و می‌تواند منجر به نشت همزمان میلیون‌ها بشکه نفت شود ـ رخدادی که ظرفیت مهار هیچ کشوری را ندارد. شبیه‌سازی‌های پخش نفت نشان می‌دهد که با توجه به جریان‌های مداری خاص خلیج فارس، نفتِ آزادشده ظرف چند روز سواحل جنوب ایران، کل حراهای جزیره قشم و بندرعباس، و از سوی دیگر بنادر کلیدی عربستان سعودی، امارات، بحرین و قطر را دربر می‌گیرد و جنگل‌های حرا، مرجان‌های کم‌نظیر مقاوم به گرما، و زیستگاه اصلی دوگونگ‌ها (که خلیج فارس میزبان دومین جمعیت بزرگ جهان است) را برای دهه‌ها به «مناطق ممنوعه حیات» تبدیل خواهد کرد. گرین‌پیس تأکید دارد که در چنین سناریویی، حتی فرض بازیابی طبیعت طی چند دهه نیز خوش‌بینانه است، چراکه انباشت آلودگی با باقی‌مانده‌های نشت ۱۹۹۱ و آلودگی‌های ناشی از حملات اخیر به پالایشگاه‌ها، اکوسیستم را به نقطه‌ای از «فرسایش اکولوژیک برگشت‌ناپذیر» رسانده که دیگر ظرفیت خودترمیمی ندارد. آسیب‌ها هنوز وجود دارد یا وارد مرحله «فرسایش اکولوژیک غیرقابل بازگشت» شده‌ایم؟

در خصوص تهدید نفت، سهرابی هشدار می‌دهد که نشت گسترده می‌تواند موجودات کفزی (بنتوز)، فیتوپلانکتون‌ها، باکتری‌ها و ماهیان را تحت تأثیر قرار داده و در صورت تداوم، تغییرات پایدار و درازمدتی در ساختار شبکه غذایی و اکوسیستم آبی ایجاد کند.

وی با اشاره به باقی‌مانده‌های آلودگی نفتی سال ۱۹۹۱ در رسوبات، تأکید می‌کند که انباشت آلاینده‌ها (هیدروکربن‌ها و فلزات سنگین) همراه با تنش‌های ناشی از شوری و گرما، می‌تواند آسیب‌پذیری مرجان‌های خلیج فارس (که علی‌رغم مقاومت نسبی در برابر شرایط سخت، در برابر فشار همزمان چند عامل تاب نمی‌آورند) و جنگل‌های حرا را به شدت افزایش دهد. جمع‌بندی وی تأکید دارد که اگرچه فروپاشی کل خلیج فارس رخ نداده و آسیب‌ها عمدتاً موضعی و منطقه‌ای هستند، اما حساسیت بالای اکوسیستم و کاهش آستانه‌های تاب‌آوری، هر گونه تنش جدید را به عاملی بحران‌زا تبدیل کرده است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.