چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

وضعیت استثنا در شبکه‌های اجتماعی؛ از «اقتصاد خشم» تا فروپاشی امکان گفت‌وگو

حسین نوش‌آذر ـ فضای مجازی ایران به عرصه‌ای برای بازتولید خشونت‌آمیز ترومای تاریخی بدل شده است؛ چنانکه الگوریتم‌ها با تغذیه از «اقتصاد خشم»، کاربران را به سوی وفاداری مطلق و تخریب دیگری سوق می‌دهند. روزبه ریاضی، پژوهشگر و فعال رسانه‌ای، در گفت‌وگو با رادیو زمانه این وضعیت را «وضعیت استثنایی دائمی» می‌خواند و از سازوکارهایی می‌گوید که می‌تواند امکان گفت‌وگو را از بند این دوگانگیِ ساختگی برهاند.

فضای مجازی کارکردی دوگانه یافته است. از یک سو، شبکه‌های اجتماعی با حذف لایه‌های میانی جامعه مانند همسایگی، روابط کاری و گفت‌وگوی رو در رو، از سوی دیگر، با تحمیل منطق وفاداری بی‌چون‌وچرا به قطب خودی، هرگونه ابهام، تردید یا موضع میانی را با طرد و تخاصم مجازات می‌کنند. در چنین شرایطی، گفت‌وگو درباره تفاوت‌ها جای خود را به آزمون وفاداری می‌دهد. تنها راه اثبات تعلق به یک گروه، تخریب کامل گروه مقابل است. این مکانیسم، پیچیدگی‌های انسانی و سیاسی را نادیده می‌گیرد و افراد را تنها به دو دسته «همراه مطلق» یا «دشمن مطلق» تقسیم می‌کند. آیا تخاصمِ کنونی ناشی از منطقِ ذاتیِ پلتفرم‌هاست؟ آیا با توجه به کارکردهای هویتیِ فحاشی و اتهام‌زنی که مرزهای گروهی را مستحکم می‌کنند اساساً می‌توان به دنبال سازوکارهایی برای کاهش اختلافات و برقراری گفت‌وگو بود؟ با روزبه زیاضی، پژوهشگر و فعال رسانه‌ای گفت‌وگو کرده‌ایم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

گزاره «اگر با من نیستی، پس با آن طرف هستی» نه یک استدلال سیاسی، بلکه یک عملیات امنیتی زبانی است که مرزهای هویتی را چنان صلب می‌کند که هیچ فضایی برای کنشگر مستقل، منتقد درون‌گروهی یا شهروند با وفاداری‌های چندگانه باقی نمی‌گذارد. در این منطق، کوچک‌ترین نقد به گروه خودی به منزله خیانت و هرگونه اشاره مثبت به طرف مقابل، همدستی با دشمن تلقی می‌شود. سیاست در نتیجه از حوزه گفت‌وگو و رقابت خارج شده و به قلمرو امنیت و دشمن‌شناسی تبدیل می‌شود.

این وضعیت در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان به‌ویژه مشهود است. الگوریتم‌های پلتفرم‌ها با اولویت دادن به محتوای خشمگین و قطبی، واکنش‌های هیجانی را بر استدلال منطقی ترجیح می‌دهند. در نتیجه، پست‌ها و توییت‌های حاوی فحاشی و اتهام‌زنی‌های امنیتی بیشتر دیده شده و تعامل برمی‌انگیزند. کاربران در «اتاق‌های پژواک» (echo chambers) محبوس می‌شوند که در آن‌ها تنها روایت مورد تأیید گروه خود بازتولید می‌شود.

اقتصاد خشم و اضطراب ابهام

ریاضی با اشاره به مفهوم «فرشته تاریخ» والتر بنیامین، شکاف میان گفتمان جمهوری‌خواهی و پادشاهی‌خواهی را ریشه در ترومای حل‌نشده کودتای ۲۸ مرداد می‌داند؛ لحظه‌ای که امکان سیاست‌ورزی دموکراتیک در ایران مسدود شد و هیچ فرصت راست‌گویی جمعی برای مواجهه با آنچه از دست رفته فراهم نیامد. به گفته او، هر دو طرف این منازعه به جای مواجهه با ویرانه‌های تاریخی که هم شامل سرکوب‌های دوران پهلوی است و هم فاجعه‌های پس از انقلاب به اسطوره‌سازی از گذشته می‌پردازند و تنها ویرانه‌های طرف مقابل را برجسته می‌کنند. این وضعیت باعث شده شکاف نه تنها التیام نیابد، بلکه فضای مجازی به دلیل معماری الگوریتمی‌اش که بر پایه «اقتصاد خشم» عمل می‌کند، فعالانه این ترومای جمعی را بازتولید کند.

از نظر ریاضی، پدیده «اگر با من نیستی، پس با آن طرف هستی» حاصل ترکیب شومی از دو عامل است: از یک سو، فشارهای سیستماتیک و ترومای روانی ناشی از سرکوب‌های خونین، فروپاشی اقتصادی و ناامنی باعث شده جامعه دچار «اضطراب ابهام» شود و به دنبال دسته‌بندی سیاه و سفید جهان بگردد.

 از سوی دیگر، این ترومای روانی در چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری نظارتی پلتفرم‌هایی مانند ایکس (توییتر سابق) می‌افتد که برای تفکر و گفت‌وگوی عمیق طراحی نشده‌اند. محدودیت‌های فنی، الگوریتم‌های مبتنی بر افزایش تعامل و ساختار پاداش‌دهی به محتوای قطبی، فردیت سیاسی را نابود کرده و کاربران را مجبور می‌کند برای دیده شدن به یکی از دو قطب قدرت وابسته شوند.

وضعیت استثناء

ریاضی این وضعیت را با مفهوم «وضعیت استثنا»ی جورجو آگامبن توضیح می‌دهد؛ فضای مجازی ایران به یک وضعیت استثنایی دائمی بدل شده که در آن هیچ قاعده اخلاقی حاکم نیست و هر کس می‌تواند با برچسب‌هایی مانند «مزدور»، «خائن» یا «تجزیه‌طلب»، دیگری را به «حیات برهنه» تقلیل دهد و خونش را مباح اعلام کند.

در پایان، ریاضی سه راهکار برای خروج از این وضعیت پیشنهاد می‌کند:

نخست، سواد رسانه‌ای انتقادی که بپذیرد پلتفرم‌های موجود ذاتاً برای همبستگی طراحی نشده‌اند، هرچند می‌توان از آن‌ها برای سازماندهی کمپین‌های محدود استفاده کرد.

دوم، تدوین میثاق اخلاقی در فضای اپوزیسیون که اتهام‌زنی‌های بی‌سند را هزینه‌دار کند.

سوم و مهم‌تر از همه، تغییر کانون گفت‌وگو از فحاشی به اشخاص و قهرمان‌پروری به سمت نقد ساختارها. وقتی بحث از فشار اقتصادی، خصوصی‌سازی‌های بیرحمانه یا حق تشکل‌یابی کارگران به میان آید، کاربران عادی درمی‌یابند که با وجود اختلافات سیاسی، درد مشترکی دارند.

ریاضی تأکید می‌کند که جبهه سومی وجود دارد که نه بازگشت به گذشته را می‌خواهد و نه تحمل وضع موجود را؛ جبهه‌ای که با جنگ و تحریم مخالف است و آزادی را نه از طریق دخالت نظامی، نه از طریق کاخ‌نشینی و نه از طریق نوستالژی و لیدرتراشی، بلکه تنها از مسیر سازماندهی مستقل مردم و ایستادن در برابر هر نوع استبداد - چه تاج باشد چه عمامه - ممکن می‌داند.

گفت‌وگو را از طریق افزونه پخش‌کننده صدا هم می‌توانید بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.