چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

جنگ روایت‌ها: قطع اینترنت در ایران، بازتولید رضایت در غرب

حسین نوش‌آذر ـ مزدک آذر، پژوهشگر مستقل رسانه، در تحلیلی از جنگ روایت‌ها در مناقشه جاری، به دو الگوی متفاوت اما هم‌سو در خاموش‌سازی صدای مردم اشاره می‌کند: زور مستقیم و قطع اینترنت در ایران، و تولید رضایت از طریق حذف نرم صدای مخالفان جنگ در رسانه‌های جریان‌ اصلی غرب. او با تأکید بر «پایگاه طبقاتی» رسانه‌ها، تفاوت در ساختار مالکیت را پوششی بر کارکرد مشترک آنها در خدمت به منافع طبقه حاکم سرمایه‌دار می‌داند و هشدار می‌دهد که حتی شبکه‌های اجتماعی نیز به‌تدریج تحت سیطره همین ساختارهای مسلط قرار می‌گیرند.

در ایران خاموش‌سازی صداهای مخالف آشکار است: سانسور، بازداشت، قطع اینترنت. اما در آمریکا، صدای مخالفان جنگ با مکانیسمی ظریف‌تر خاموش می‌شود: رسانه‌های جریان‌ اصلی به آنها وزن نمی‌دهند، آنها را به حاشیه می‌رانند و نامرئی می‌کنند. آیا می‌توان گفت خاموش‌سازی در غرب، با لباس آزادی بیان، مؤثرتر از سانسور آشکار عمل می‌کند؟رسانه‌های جریان‌ اصلی نه تنها بحران‌ها را پوشش می‌دهند، بلکه خود در تولید جنگ نقش دارند. از آماده‌سازی ذهن مردم برای پذیرش جنگ تا توجیه تداوم آن، این رسانه‌ها پیش از شلیک اولین گلوله، روایت را ساخته‌اند. آیا ما به عنوان مخاطب، جنگ را در صحنه‌های نبرد می‌بینیم یا پیش از آن در قاب تلویزیون آن را مصرف کرده‌ایم؟ آیا رسانه‌های به ظاهر مستقل غرب، واقعاً از دولت‌ها مستقل‌اند یا پایگاه طبقاتی آنها را به یک جهت هدایت می‌کند؟ با مزدک آذر، پژوهشگر مستقل گفت‌وگو کرده‌ایم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

از اعمال زور تا تولید رضایت و هدایت ظریف

در جمهوری اسلامی، مکانیسم غالب برای خاموش کردن صدای مردم، اعمال زور مستقیم و کنترل فیزیکی بر فضای رسانه‌ای است. این ساختار با تکیه بر انحصار کامل رسانه‌های رسمی مانند صداوسیما و سرکوب رسانه‌های مستقل، تلاش می‌کند روایت خود از جنگ را به عنوان تنها روایت ممکن تثبیت کند. مردم اما از برنامه‌های صدا و سیما ناراضی‌‌اند و این رسانه مشروعیت و باورپذیری خود را تا حد زیادی از دست داده است، پس دولت به ابزارهای خشن‌تر مانند قطع کامل اینترنت متوسل می‌شود تا عملاً مجرای ارتباطی مردم با یکدیگر و جهان را مسدود کند. در این الگو، خاموش‌سازی آشکار و فیزیکی است: سانسور، بازداشت منتقدان، و قطع ارتباط، ابزارهای اصلی حفظ هژمونی روایت رسمی هستند. هدف نهایی، جلوگیری از شکل‌گیری صدایی جمعی است که بتواند هزینه‌های انسانی جنگ را به تصویر بکشد یا مشروعیت آن را به چالش بکشد.

در سوی دیگر، در جوامعی مانند آمریکا، خاموش‌سازی صدای مردم نه از طریق زور آشکار، بلکه از طریق تولید رضایت و هدایت ظریف افکار عمومی صورت می‌گیرد. در این مکانیسم که برگرفته از نظریه هژمونی گرامشی است، رسانه‌های جریان اصلی با وزن ندادن به صدای مخالفان جنگ، آنها را به حاشیه می‌رانند. به این معنا که افکار عمومی ضد جنگ وجود دارد، اما در پوشش خبری بازتابی متناسب با وزن واقعی خود نمی‌یابد. این خاموش‌سازی «نرم» از طریق سازوکارهایی مانند تمرکز بر روایت‌های رسمی دولت، قالب‌بندی اخبار به نفع گفتمان جنگ‌طلبانه، و به سخره گرفتن یا بی‌اعتبار جلوه دادن معترضان انجام می‌شود. حاصل این است که صدای اکثریتی که هزینه جنگ را می‌پردازد شنیده نمی‌شود. مردم در اینجا آزادند، اما در عمل در «چرخه بازتولید رضایت» گرفتار آمده‌اند و صدای اعتراض‌شان در نویز رسانه‌ای گم می‌شود.

 مردم اما هرگز منفعل محض نیستند و در عصر شبکه‌های اجتماعی، به تولیدکنندگان فعال روایت تبدیل شده‌اند. در ایران، اعتراضات گسترده‌ای مانند جنبش زن، زندگی، آزادی نشان داد که چگونه مردم با دور زدن سانسور و قطع اینترنت، از طریق پلتفرم‌های مجازی و تولید محتوای شهروندی، صدای خود را به جهان رساندند و روایت رسمی دولت را به چالش کشیدند. در غرب نیز جنبش‌هایی مانند مخالفت با جنگ عراق یا اخیراً اعتراضات گسترده به نسل‌کشی در غزه، علیرغم کم‌توجهی رسانه‌های جریان اصلی، در شبکه‌های اجتماعی سازماندهی شدند و توانستند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.  

روزنامه‌نگاری جنگ‌محور

آقای مزدک آذر، پژوهشگر مستقل توضیح می‌دهد که اگرچه برخی رسانه‌ها مانند صداوسیما و پرس‌تی‌وی مستقیماً از دولت دستور و بودجه می‌گیرند و رسانه‌هایی مانند سی ان ان  و فاکس نیوز چنین نیستند، اما این تفاوت در ساختار مالکیت، تفاوت ماهوی در کارکرد آنها ایجاد نمی‌کند. نکته کلیدی، «پایگاه طبقاتی» رسانه‌هاست: همه این رسانه‌ها در خدمت طبقه حاکم سرمایه‌داری هستند. ایجاد بحران و تنش، یکی از وظایف این رسانه‌هاست و آنها نه تنها بحران‌ها را به نفع دولت‌ها و طبقه حاکمه پوشش می‌دهند، بلکه پیش از آغاز درگیری‌های مسلحانه، در تولید جنگ نقش دارند. به این اعتبار، اگرچه تفاوت‌هایی در تکنیک‌ها وجود دارد، اما همه این رسانه‌ها در خدمت تولید و بازتولید روایت‌هایی هستند که به نفع طبقه بالادست در نظام سرمایه‌داری است.

آذر با اشاره به مفهوم «روزنامه‌نگاری جنگ‌محور» توضیح می‌دهد که رسانه‌های جریان اصلی به جای پرداختن به ریشه‌های بحران، دادن صدا به طرف‌های مختلف و بازتاب صدای مردم عادی که از جنگ آسیب می‌بینند، به نخبگان و طبقه بالادست توجه می‌کنند، دنبال برنده هستند، از یک طرف شیطان‌سازی و از طرف دیگر فرشته‌نمایی می‌کنند. او با اشاره به نقش سی ان ان در جنگ‌های خلیج فارس، عراق، افغانستان و جنگ جاری علیه ایران تأکید می‌کند که در درازمدت، تفاوت ماهوی در پوشش این جنگ‌ها وجود ندارد. این رسانه‌ها پیش از شروع جنگ، ذهن مردم را برای پذیرش جنگ آماده می‌کنند، در طول جنگ به تداوم آن کمک می‌کنند و پس از جنگ نیز ریشه‌ها را بررسی نمی‌کنند و صدای آسیب‌دیدگان را بازتاب نمی‌دهند.

آذر در پاسخ به نقدی درباره نادیده گرفتن عاملیت مردم، تأکید می‌کند که تحلیل او از غلبه رسانه‌های جریان اصلی در خاموش‌سازی صداها، «گزارشی از وضعیت جاری» است و نفی کننده عاملیت مردم نیست. او تصریح می‌کند که مردم در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند و باید روایت‌های خود را تولید کنند و نمونه‌های موفق مقاومت مانند جنبش‌های اعتراضی در ایران و غرب نشان‌دهنده همین عاملیت است. اما هشدار می‌دهد که رسانه‌های جریان اصلی از طریق اکانت‌های رسمی، سیاستمداران هم‌منافع، سلبریتی‌ها و مجریان خود، فضای شبکه‌های اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در پاسخ به نقد برابری اخلاقی، او می‌گوید از منظر حقوق بین‌الملل، آمریکا و اسرائیل آغازگر جنگ هستند، اما این به معنای نادیده گرفتن نقش جمهوری اسلامی در ریشه‌های بحران نیست. هر سه بازیگر با درجات متفاوتی از مسئولیت، علیه منافع مردم ایران، منطقه و جهان عمل می‌کنند و تأکید بر اشتراکات آنها در خاموش‌سازی صدا، نباید به مشروعیت‌بخشی به هیچ‌یک یا انکار تفاوت در میزان مسئولیت آنان منجر شود.

گفت‌وگو را از طریق افزونه پخش‌کننده صدا هم می‌توانید بشنوید:

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.