میان جنگ و واقعگرایی، جایگاه کردها در معادله ایران، آمریکا و اسرائیل
علیاصغر فریدی ـ واقعیت این است که کردها بهتنهایی، با توجه به جمعیت و توان نظامیشان نسبت به کل ایران، قادر به ایجاد تغییر اساسی در ساختار قدرت نیستند. حتی تحقق ایدههایی مانند نظام فدرالی نیز با مخالفتهای داخلی و منطقهای گسترده روبهرو خواهد شد. از این رو، احتیاط کردهای ایران در ورود به درگیری مستقیم، نشانه ضعف نیست، بلکه بازتاب درکی عمیق از توازن قوا، محدودیتهای جغرافیایی و تجربیات تلخ تاریخی است.

سنندج، ساختمانی مسکونی پس از حمله (۱۱ اسفند ۱۴۰۴)

در همان روزهای آغازین جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، ایالات متحده آمریکا دوباره با احزاب کردستان ایران تماس گرفت. ترامپ ابتدا گفت: «عالی است که میخواهند بجنگند، من کاملاً موافقم»، اما دو روز بعد عقبنشینی کرد و ورود مستقیم کردها را «پیچیدهکننده جنگ» خواند.
این تناقض، کردها را دوباره در موقعیتی آشنا قرار داد: آرمان آزادی در برابر واقعیت تلخ سیاست قدرتهای بزرگ.
گسترش جنگ و پیامدهای آن برای اقلیم کردستان
همانطور که انتظار میرفت، بلافاصله پس از آغاز درگیری مستقیم میان اسرائیل، آمریکا و ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶، اقلیم کردستان عراق نیز درگیر تبعات این جنگ شد.
بیش از ۴۵۰ حمله پهپادی و موشکی توسط ایران و شبهنظامیان وابسته به آن انجام گرفت که زیرساختها، پایگاههای پیشمرگه و حتی مناطق مسکونی را هدف قرار داد.
این حملات علاوه بر خسارات مالی سنگین، منجر به کشته شدن حداقل ۱۴ نفر و زخمی شدن بیش از ۸۵ نفر شد. یکی از مرگبارترین این حملات، موشکباران ۲۴ مارس بر پایگاه پیشمرگه در شمال اربیل بود که منجر به کشته شدن شش پیشمرگ کرد و زخمی شدن بیش از بیست نفر شد.
کردها در معادله پیچیده منطقه
این وضعیت بار دیگر موقعیت حساس کردها را در معادلات پیچیده منطقه برجسته کرد. کردهای ایران، که بیش از یک قرن برای حقوق ملی و فرهنگی خود مبارزه کردهاند، اکنون باید میان وسوسه فرصت جنگ و خطرات آن انتخاب میکردند.
تماسهای آمریکا و سیاستهای متناقض
از همان روزهای نخست، گزارشهای متعددی از تماس آمریکا با گروهها و احزاب کردستان ایران منتشر شد؛ مبنی بر اینکه ایالات متحده در حال بررسی تسلیح محدود این گروهها بوده و ترامپ با رهبران کردستان عراق و ایران گفتوگو کرده است.
با این حال، این ارتباطات به حمایت پایدار و گسترده منجر نشد. مواضع واشنگتن متناقض بود: ابتدا تشویق به اقدام، سپس ابراز نگرانی از پیچیدهتر شدن جنگ. این تناقض، حساسیت شدید تهران و آنکارا را برانگیخت و کردها را در موقعیتی دشوار قرار داد.
ریشههای تاریخی مطالبات کردها
ریشه مطالبات کردها در ایران به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد. قیام سمکو شکاک در سال ۱۹۳۰، تأسیس جمهوری مهاباد در سال ۱۹۴۶ ـ که هرچند کوتاهمدت بود، اما به نمادی ماندگار تبدیل شد ـ و سپس مبارزات پس از انقلاب ۱۳۵۷ که کردستان را برای سالها به کانون مقاومت مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بدل کرد، همگی بخشی از این تاریخ پرتلاطم هستند.
گذار از مبارزه مسلحانه به فعالیت سیاسی
پس از دههها مبارزه پراکنده، از دهه ۱۹۹۰ بسیاری از گروهها رویکرد خود را تغییر داده و از مبارزه مسلحانه به فعالیت سیاسی روی آوردند. در سالهای اخیر نیز تلاشهایی برای هماهنگی بیشتر میان احزاب کرد شکل گرفته و ائتلافهایی برای افزایش قدرت چانهزنی ایجاد شده است.
هدف اعلامشده، دستیابی به نظامی غیرمتمرکز، تضمین حقوق اتنیکی و فرهنگی و ایجاد ساختاری دموکراتیک در چارچوب ایران است.
رویکرد محتاطانه رهبران کرد
با وجود برخی اظهارات اولیه درباره آمادگی برای مقابله با حکومت مرکزی، رهبران اصلی احزاب کرد رویکردی محتاطانه و واقعبینانه اتخاذ کردهاند. آنها تأکید دارند که بدون استراتژی جامع، حمایت بینالمللی پایدار و هماهنگی داخلی، ورود به جنگ مستقیم اقدامی غیرمنطقی و پرهزینه خواهد بود.
کردها نمیخواهند به ابزاری در دست قدرتهای خارجی تبدیل شوند و ترجیح میدهند بر ترکیبی از فعالیت سیاسی، اعتراضات مدنی و دفاع محدود تمرکز کنند.
چالشهای استراتژیک پیشرو
چالشهای پیش روی کردها بسیار جدی است.
نخست، کمبود تضمینهای بینالمللی؛ تجربیات گذشته نشان میدهد که حمایتهای خارجی اغلب موقتی است و با تغییر اولویتهای واشنگتن یا تلآویو بهسرعت قطع میشود.
دوم، فشارهای منطقهای شدید، بهویژه از سوی ترکیه که هرگونه تقویت ساختار خودمختار کردی را تهدیدی برای امنیت ملی خود میداند.
سوم، محدودیتهای نظامی؛ بدون پوشش هوایی مؤثر یا ایجاد مناطق امن، هر اقدام مستقیم در برابر ماشین جنگی ایران میتواند فاجعهبار باشد.
درسهای تجربه سوریه
فعالان کرد با استناد به تجربه تلخ سوریه هشدار میدهند. کردهای سوریه پس از کمک مؤثر به آمریکا در مبارزه با داعش، در برابر حمله ترکیه تنها گذاشته شدند.
این تجربه باعث شده گروهها و احزاب کردستان ایران با احتیاط بیشتری به پیشنهادهای همکاری خارجی بنگرند و بر دریافت تضمینهای واقعی تأکید کنند، نه صرفاً وعدههای سیاسی.
تلاش برای ائتلافسازی داخلی
یکی دیگر از محورهای مهم استراتژی کردها، تلاش برای ایجاد ائتلاف با دیگر جریانهای مخالف ایران است. آنها بارها اعلام کردهاند که خواهان همکاری با گروههای اتنیکی دیگر مانند عربها، بلوچها و آذریها، و همچنین اپوزیسیون دموکراتیک سکولار هستند.
با این حال، بیاعتمادی تاریخی، اختلافات عمیق بر سر مدل آینده سیاسی ایران ـ از جمله فدرالیسم در برابر تمرکززدایی محدود ـ و رقابتهای ایدئولوژیک، همچنان مانع شکلگیری یک جبهه متحد و قدرتمند باقی مانده است.
محدودیتهای ساختاری و واقعیت قدرت
واقعیت این است که کردها بهتنهایی، با توجه به جمعیت و توان نظامیشان نسبت به کل ایران، قادر به ایجاد تغییر اساسی در ساختار قدرت نیستند. حتی تحقق ایدههایی مانند نظام فدرالی نیز با مخالفتهای داخلی و منطقهای گسترده روبهرو خواهد شد.
در نهایت، احتیاط کردهای ایران در ورود به درگیری مستقیم، نشانه ضعف نیست، بلکه بازتاب درکی عمیق از توازن قوا، محدودیتهای جغرافیایی و تجربیات تلخ تاریخی است.
آنها در تلاشاند تا میان آرمان دیرینه خودمختاری و حقوق ملی، با واقعیتهای پیچیده منطقهای تعادل برقرار کنند.
پرسش کلیدی اما، همچنان پابرجاست: آیا این جریانها در آینده ایران خواهند توانست نقشی مؤثر و پایدار ایفا کنند، یا محدودیتهای ساختاری و منطقهای آنها را دوباره به حاشیه خواهد راند؟
پاسخ به این پرسش، نهتنها به تصمیمات خود کردها، بلکه به سیاستهای قدرتهای خارجی و تحولات داخلی ایران بستگی دارد.



نظرها
نظری وجود ندارد.