سناریوهای محتمل از آینده انرژی در سایه بحران تنگه هرمز
مسعود دلبری ـ بسته شدن تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی یا یک درگیری نظامی دیگر در خاورمیانه نیست. این گزارش نشان میدهد که هسته اصلی بحران، فراتر از قیمت نفت و کشتیهای جنگی، به فروپاشی تدریجی «پیمان نانوشته پترودلار» بازمیگردد؛ همان معماری پنهانی که نیم قرن، دلار را در مرکز قدرت جهانی نگه داشته بود. آنچه در هرمز میگذرد، نه یک اختلال موقت در عرضه، که آزمایشی تاریخی برای این پرسش است: آیا جهان میتواند بدون ستونهای سهگانه «نظامی آمریکا، نفت خاورمیانه و دلار» دوام آورد؟

پترودلار. عکس: رادیو زمانه بر اساس شاتراستاک و هوش مصنوعی
بحرانی که جهان هرگز ندیده بود
از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ که عملیات موسوم به «Epic Fury» یا همان خشم حماسی، آغاز شد، بازارهای انرژی جهانی وارد فازی شدند که مدیران کل آژانسهای بینالمللی انرژی آن را «بزرگترین چالش امنیت انرژی در تاریخ» توصیف کردهاند. بسته شدن تنگه هرمز، که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و بخش قابل توجهی از LNG جهان را از خود عبور میدهد، بزرگترین اختلال در تاریخ بازار نفت شناخته شده است.
قیمت نفت برنت در ماه مارس حدود ۵۵ درصد افزایش یافته و به ۱۱۲ دلار رسیده است. هر چند بهصورت موقت کاهش، سپس افزایش مجدد داشته که رکورد بیسابقهای که حتی از جهش ۴۶ درصدی سپتامبر ۱۹۹۰ در جنگ اول خلیج فارس هم پیشی گرفته است. آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک جهانی نه تنها قیمت را پایین نیاورد، بلکه تنها فرصتی موقت برای بازار فراهم کرد که در حال اتمام است. در این میان، ایران اجازه میدهد شمار محدودی از کشتیهای غیرمتحد با آمریکا از تنگه عبور کنند، اما ترافیک دریایی همچنان کسری از سطح پیش از جنگ است.
برای درک آنچه امروز در تنگه هرمز میگذرد، کافی نیست فقط به نقشه خلیج فارس نگاه کنیم. این بحران ریشهای عمیقتر دارد، ریشهای که به دههها پیش و به یک توافق پنهان برمیگردد؛ توافقی که شکل جهان مدرن را ساخت و اکنون، در آتش این جنگ، دارد میسوزد.
بخش مهمی از جهانی که در آن زندگی میکنیم بر سه ستون بنا شده است: قدرت نظامی آمریکا، نفت خاورمیانه، و دلار. این سه، نه بهصورت جداگانه، بلکه در هم تنیده و وابسته به هم کار کردهاند. نامِ این همتنیدگی «پترودلار» است . سیستمی که نیم قرن است ستون فقرات اقتصاد سیاسی جهان را میسازد، اما کمتر کسی دربارهاش حرف میزند.
وقتی تنگه هرمز بسته میشود، فقط یک آبراه بسته نشده است. وقتی قیمت نفت به بالاترین سطح تاریخی میرسد، فقط یک کالا گران نشده است. آنچه در واقع به لرزه درآمده، همین ساختار پنهان است. ساختاری که دههها آمریکا را قادر کرده هزینه امپراتوری خود را با پول همان کشورهایی بپردازد که نفتشان را میخرد.
از این رو، پیش از آنکه به سناریوهای آینده انرژی بپردازیم، باید این سیستم را بشناسیم. باید بدانیم پترودلار چیست، چگونه به وجود آمد، چه قدرتی به آمریکا داده، و چرا بحران هرمز میتواند آغاز پایان آن باشد. تنها با این شناخت است که میتوانیم بفهمیم چرا این جنگ، برخلاف تمام جنگهای پیشین، نه فقط سرنوشت یک کشور، بلکه سرنوشت نظم مالی جهان را رقم میزند.
پترودلار: ستون پنهان نظم جهانی
پترودلار یکی از مهمترین و در عین حال کمتر شناختهشدهترین سازوکارهای اقتصاد سیاسی مدرن است. برای فهم بحران کنونی از تنگه هرمز گرفته تا سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه باید این مکانیسم را از ریشه شناخت.
۱. تولد پترودلار: از برتونوودز (Bretton Woods ) تا توافق سعودی
داستان از ۱۹۴۴ شروع میشود. در کنفرانس برتونوودز، دلار آمریکا بهعنوان لنگر نظام پولی جهانی تعریف شد؛ به طلا پیوند خورد و سایر ارزها نرخ ثابتی نسبت به دلار داشتند. این ساختار برای ربع قرن پابرجا بود.
اما در ۱۹۷۱ همه چیز لرزید. ریچارد نیکسون برای مهار تورم و فشار کسری تجاری، دلار را از استاندارد طلا جدا کرد چون بانکهای مرکزی خارجی که دیگر نمیخواستند دلار کمارزش نگه دارند، شروع به تبدیل ذخایرشان به طلا کرده بودند. آمریکا به یک لنگر جدید نیاز داشت.
راهحل در خاورمیانه یافت شد. در ژوئن ۱۹۷۴، توافقی تاریخی میان آمریکا و عربستان سعودی امضا شد: فروش نفت منحصراً به دلار، در ازای حمایت سیاسی و نظامی آمریکا از ریاض. این توافق ساده، معماری پنهان جهان مدرن را شکل داد.
۲. چرخه خودتقویتکننده: مکانیسم پترودلار چگونه کار میکند؟
پترودلار یک حلقه فضیلتمند ایجاد کرد: تقاضای جهانی برای نفت، تقاضا برای دلار میآفرید، و آن به نوبه خود تقاضا برای اوراق خزانهداری آمریکا را بالا میبرد. دلار از یک ابزار مبادله فراتر رفت و به ارز ذخیره پیشفرض جهان تبدیل شد.
این چرخه سه مرحله دارد:
مرحله اول فروش نفت به دلار:
صادرات نفت از عربستان سعودی و در ادامه کل اوپک، از ۱۹۷۴ به دلار قیمتگذاری شد و این تقاضای دائمی جهانی برای دلار و داراییهای خزانهداری آمریکا ایجاد کرد.
مرحله دوم بازیافت پترودلار:
کشورهای صادرکننده نفت، درآمدهای هنگفت ارزیشان را نمیتوانستند صرفاً نگه دارند. درآمدهای نفتی به وزارتخانههای دارایی، بانکهای مرکزی و صندوقهای ثروت ملی میرفت، و سپس از طریق کانالهای بینالمللی به پورتفولیوهایی سرازیر میشد که اوراق خزانهداری آمریکا در مرکز آنها بود.
مرحله سوم مزایای آمریکا:
این سیستم به آمریکا اجازه داد کسری تجاری مداوم داشته باشد و همزمان جریان بالای سرمایهگذاری خارجی از طریق بازیافت پترودلار دریافت کند. آمریکا میتوانست کسری بودجهاش را با ابزارهای مالی کمبهره تأمین کند.
به زبان ساده: آمریکا نفت میخرد، پول چاپ میکند، کشورهای نفتی آن پول را دوباره در اوراق قرضه آمریکایی سرمایهگذاری میکنند، و آمریکا هزینه مدیریت امپراتوری خود را با همان پول تأمین میکند.
۳. قدرت استراتژیک پترودلار
این سیستم فقط اقتصادی نبود ابزاری ژئوپلیتیک بود. حدود ۸۰ درصد معاملات جهانی نفت هنوز هم به دلار انجام میشود و این به آمریکا سه اهرم قدرت میدهد:
اول: قدرت تحریم. آمریکا از سیستم پترودلار برای اعمال سلطه در سیاست خارجی استفاده کرد. پیامدهای تحریمهای آمریکا بر کشورهایی مثل ایران و ونزوئلا نشان داد که وابستگی بیش از حد به پترودلار تا چه حد خطرناک است. ایران به دلیل همین ساختار دههها زیر فشار ماند.
دوم: قدرت ارزان قرضگیری. چون همه جهان به دلار نیاز دارد، آمریکا با نرخ بهره پایینتر از هر کشور دیگری استقراض میکند مزیتی که اقتصاددانان آن را «امتیاز گزاف» مینامند.
سوم: کنترل سیستم SWIFT. استفاده از SWIFT بهعنوان ابزار اجرایی که قبلاً برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه غیرقابل تصور بود واکنشی جهانی برانگیخت و بسیاری کشورها دلار را نه یک دارایی ذخیره بیطرف، بلکه ابزار انطباق با سیاست خارجی آمریکا میبینند.
۴. فروپاشی آرام: چالشهای پترودلار
نظامی که ۵۰ سال پابرجا بود، اکنون در برابر فشارهای چندگانه ترک برمیدارد.
چالش ژئوپلیتیک، ظهور پترویووان چین
چین با هدف به چالش کشیدن سیستم پترودلار پیش میرود و بسیاری از صادرکنندگان بزرگ انرژی در حال بررسی گزینههای جایگزین هستند. کشورهایی چون عربستان، امارات و نیجریه بهطور فزایندهای نفت را به یوان چین، روپیه هند یا ابزارهای دیجیتال بریکس قیمتگذاری و تسویه میکنند.
چالش مالی، فرار از خزانهداری آمریکا
سهم دلار از ذخایر جهانی از ۷۱ درصد در ۲۰۰۸ به حدود ۵۶ درصد کاهش یافته است. چین داراییهای اوراق خزانهداری آمریکایش را از ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰۱۳ به کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار کاهش داده، و در همان حال تجارت مبتنی بر یووان در آسیا را گسترش داده است.
چالش ساختاری، گذار انرژی
بحران اقلیمی که اکنون به شکل موجهای گرمای کشنده، سیل و فروپاشی کشاورزی تجلی مییابد، هم کشورهای توسعهیافته و هم درحالتوسعه را مجبور کرده تلاشهای کربنزدایی را تسریع کنند. اگر روزی نفت جای خود را به برق تجدیدپذیر بدهد، پترودلار پایه اصلیاش را از دست میدهد.
۵. بحران هرمز و پترودلار: تناقض بزرگ
جنگ کنونی یک پارادوکس عجیب خلق کرده است. آمریکا برای دفاع از نظمی وارد جنگ شده که خودش آن را بنا کرد. اما همین جنگ، پایههای آن نظم را متزلزل میکند.
بسته ماندن تنگه هرمز ثابت میکند که کنترل فیزیکی انرژی ممکن است از کنترل مالی آن مهمتر باشد. کاهش تقاضا برای اوراق خزانهداری آمریکا از سوی کشورهای سابقاً بازیافتکننده پترودلار به این معناست که برای جذب خریداران جدید، نرخ بهره باید بالا برود که هزینه خدمات بدهی موجود را چند برابر میکند.
۶. آینده: پس از پترودلار چه میآید؟
در آینده قابل پیشبینی، سلطه دلار ادامه خواهد داشت. اما شاید دموکراتیزه شدن تدریجی چشمانداز مالی جهانی در حال شکلگیری باشد. جهانی که در آن ارزهای بیشتری برای معاملات بینالمللی به کار میروند. دلار برجسته میماند اما بدون قدرت نامتناسب کنونیاش.
پترودلار نه در یک لحظه دراماتیک فرو میپاشد، بلکه مثل یخ در آفتاب، آرام آب میشود. بحران هرمز این فرآیند را شاید دههها جلو انداخته باشد. سؤال این نیست که آیا این نظم تغییر میکند سؤال این است که چه نظمی جای آن را خواهد گرفت.
اکنون جهان در برابر چند سناریوی محتمل قرار دارد:
سناریو اول: بازگشایی سریع تنگه (خوشبینانه)
در این سناریو، فشار نظامی آمریکا یا فروپاشی جزئی ساختار قدرت در تهران به توافقی برای بازگشایی تنگه منجر میشود. ترامپ میتواند از نیروهایش برای حمله به جزیره خارک صادرکننده ۹۰ درصد نفت ایران استفاده کند، یا اسکورت نظامی کشتیها را آغاز کند. در این صورت، قیمتها احتمالاً به سرعت به محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار بازمیگردند. اما این سناریو هزینههای سنگینی هم دارد: زیرساختهای انرژی منطقه آسیب دیده، بیمه کشتیرانی گران شده و اعتماد بازار به ثبات خلیج فارس برای سالها متزلزل خواهد ماند.
سناریو دوم: تداوم بحران تا نیمه آوریل (پایه)
تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تنگه تا اواسط آوریل بازگشایی نشود، حجم اختلال در عرضه که اکنون روزانه ۴.۵ تا ۵ میلیون بشکه است، دو برابر خواهد شد که این بزرگترین از دست دادن عرضه نفت خام در تاریخ خواهد بود. در این سناریو، قیمت نفت به سطح ۱۷۰ دلار میرسد که شوک رکود تورمی دو برابری را به همراه خواهد داشت اروپا با بدترین بحران انرژی پس از تهاجم روسیه به اوکراین روبهرو میشود؛ ذخایر گاز اروپا در سطح تاریخی پایین ۳۰ درصد قرار داشت و شاخص گاز TTF هلند تقریباً به دو برابر رسیده است. آسیا هم در وضعیت بدتری است؛ کشورهایی چون فیلیپین هفته کاری چهار روزه را اجرایی کردهاند .
سناریو سوم: جنگ طولانی و قیمت ۲۰۰ دلار (بدبینانه)
سخنگوی سپاه پاسداران صریحاً اعلام کرده که «یک لیتر نفت» از تنگه عبور نخواهد کرد و قیمت ۲۰۰ دلار را پیشبینی کرده است. مقامات دولت آمریکا و تحلیلگران وال استریت نیز احتمال رسیدن قیمت به ۲۰۰ دلار را جدی میگیرند. در این سناریو، حوثیهای یمن که پتانسیل ورود مستقیم به جنگ را در حمایت از جمهوری اسلامی ایران دارند، میتوانند تنگه بابالمندب را هم ببندند که روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه از آن عبور میکند. نتیجه: رکود جهانی، بحران غذایی در کشورهای وارد کننده و تسریع چرخش انرژی به سمت تجدیدپذیرها در غرب.
سناریو چهارم: بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی
این سناریو درازمدتترین اما مهمترین است. روسیه که از افزایش قیمت نفت سود میبرد، در حال مذاکره با آمریکا درباره همکاری در تثبیت بازار انرژی است. چین که یک سوم نفتش از تنگه هرمز میگذرد، در حال بازتعریف روابطش با کشورهای خلیج فارس است. این بحران شتابدهنده بزرگی برای سرمایهگذاری غرب در انرژیهای تجدیدپذیر خواهد بود درس ۲۰۲۲ تکرار میشود، اما این بار با شدت بیشتر.
جمعبندی
آنچه امروز در تنگه هرمز میگذرد، فراتر از یک جنگ منطقهای است. این بحران پرده از شکنندگی نظمی برمیدارد که از برتونوودز ( Bretton Woods) تا توافق پترودلار، هفت دهه جهان را شکل داده است. بسته شدن تنگه هرمز نشان داد، کنترل فیزیکی انرژی میتواند از کنترل مالی آن قدرتمندتر باشد. هر سناریویی که پیش رو باشد ، بازگشایی سریع یا جنگ طولانی، یک چیز قطعی است: جهانی که از این بحران بیرون میآید، دیگر همان جهان پیش از آن نخواهد بود. عصر پترودلار در حال غروب است.



نظرها
نظری وجود ندارد.